عمده ترين دستورالعمل هايي که انتخاب يك   تعریف  از ميان چندين گزينه را موجه می سازد عبارتند از:  

      الف – روش پيگيري و انطباق

در اين روش براساس گام هاي زير مراحل تكوين يك تعريف رفته رفته كامل تر ميگردد. اين روش به صورت زير دنبال مي شود:

1- تفکیک ودسته بندی مجموعه تعاریف براساس خاستگاههای فلسفی وارزشی نظام

2- استخراج طبقه بندی تعاریف مبتنی بر خواستگاهها

3- دستیابی به یک دیدگاه مشترک در باره تعاریف موجود

4- تعیین وتبیین محدودیتها وتبعات پذیرش تعریف

5- طرح مسائل عمده ای که در صورت پذیرش تعاریف فرآیند برنامه ریزی را تحت الشعاع قرار دهد

6- بکارگیری و پذیرش تعاریف مختار یا موجه

7- تعیین معیارهای دسته بندی تعاریف

8- شناسایی منابع

9- استخراج تعاریف

10 شناسایی معیارهای دسته بندی تعاریف

11- پیشنهاد معیارها ی موجه برای پروژه تعریف

ب – حستحوی معنی در لغت ها

رايج تري و در عين حال ساده ترين روش براي جستجو وتدوين تعريف  از درون فرهنگ واژه هاي موجود است كه مي توان به آن را به شرح زير خلاصه نمود:

  تعریف معجمی : اگر هدف تعریف ، افزایش دایره لغات باشد  تعریف مورد نظر تعریف  معجمی است

 تعریف تدقیقی : اگر هدف تعریف ،رفع ابهام از واژه مورد نظر باشد  تعریف تدقیقی است

 تعریف نظری : اگر هدف از تعریف تبیین علمی ونظری واژه مورد نظر باشد  تعریف نظری است

 تعریف اقناعی : اگر هدف از تعریف تاثیر گذاری بر نگرشها و دیدگاهها باشد تعریف اقنایی است

 تعریف تصریحی : اگر هدف از تعریف علاوه بر رفع ابهام از واژه،  وضع یا خلق معانی و مفهوم جدید از واژه مورد نظر باشد تعریف تصریحی  است (نظر نژاد،1381) .

ج) – روش های  ابتکاری

تعاریف بدست آمده از متون موجود، بیانگر آن است که اغلب این تعاریف فارق از یک روش و رویه از قبل تعریف شده تدوین گردیده است . این گونه برداشت ها را با عنوان روش های  ابتکاری در این قسمت دسته بندی می کنیم . مشهور ترین این گونه ها عبارتند از:

از طریق بررسی وبیان ویژگیها يي نظير: کارکردها، ماهیت ,

از طریق توافق جمعی و قراردادی ( فهم درون سازمانی )

 تعریف منطقی مبنایی از مفاهیم و دانش داخل سازمان

 از طریق تعیین ملاکهای واژه مورد نظر

 از طریق شرح الاسم ( واژه های مترادف )

 از طریق تشخیص اجزاء

 تعریف بر حسب جایگاه و موقعیت مفهوم نسبت به بقیه مفاهیم

 تعریف بر حسب مکاتب استراتژی

 به گزینی در انتخاب و  ارائه تعریف

در روش ها ي فوق الذکر به سه  عنصر اساسی  از تعریف  به شرح زير دست می یابیم  :

 1- ماهیت تعریف       2- کارکرد  تعریف         3- ویژگی های تعریف           

بر این اساس, هرگونه تعریف  ویا   تعاريف  پیشنهادی مورد نظر  از  راهبرد را می توان  به گونه جدول  شماره 4 تشریح و دسته بندی نمود. این گونه تقسیم بندی، تاثیر بسزایی در انتخاب مناسب تعاریف برای نظریه پردازان دارد.   


 

رديف

تعريف منتخب یا پیشنهادی

عناصر اساسی  تعریف

 

ماهیت

کارکرد

ویژگی

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

 

 

جدول  شماره1:  جدول استخراج عناصر اساسی  تعریف


بدیهی است؛ یک تعریف  هر چه قدر معیار های سه گانه فوق را بهتر آشکار سازد موجه تر بوده و  از قابلیت اعتماد بیشتری برخودار می گردد.