ترجمه کتاب روش تحقیق کوپر از صفحه ۳۵الی ۵۳
سبك های تفکر
چشم انداز اولین سوالی است که برای شروع هر تحقیق مطرح می شود. در هر تحقیق این نکته نیز پرسیده می شود که هر فردی چگونه تاثیرات جهان را از اینگونه سوالات درک کرده و چه چیزهایی را بعنوان توضیح در مورد این سوالات می تواند بپذیرد. کاپیتان ارتش ذخیره, آقاي Wines روزنامه نگار، سوالات متفاوتی از افسر ارتش پرسیدند. Myra پرسید: چه چیز باعث شد تا یک بمب خنثی و عمل نکرده، ساعتها پس از صف آرایی قشون منفجر شود؟ افسر سوال کرد: "چه ضربه سریعی می توانست باعث شود تا بمب عمل نکرده، منفجر شود؟ " از صدها سوالی که ممکن است در مورد سازمان ها، امور مالی یا بازاریابی پرسیده شود؛ هر کدام دربرگیرنده ی یک "چشم انداز هنجاری" برای آن سوال خاص است. برخی از سوالها ارزش بیشتری برای جواب دادن از بقیه سوالها را دارند، خصوصا سوالهایی که پرسشگر در آن چشم انداز مخاطب را به درستی در نظر می گیرد.
افراد بعلت درک و شرطی سازی انتخاب شده اشان، مشکلات را بطور متفاوتی تحلیل می کنند. در این فصل بررسی علمی، شیوه ای که برای تحلیل مشکلات برای پژوهشگران ارجحیت دارد، با دیگر شیوه های تفکر مقایسه می شود. استقراء و استنتاج: هر دوی این شیوه ها برای بیان استدلال در تمام روند تحقیق ضروری می باشند. همچنین کاوش نیز بعنوان یک نگرش علمی در پیش برد جریان تحقیق نقش دارد. بالاخره این بخش توضیح می دهد که چگونه واژه شناسی علمی تبدیل به زبان تخصصی تحقیق شده است. عوامل اصلی برای ایجاد تئوری و طراحی مطالعات پژوهشی در این بخش تعریف و توضیح داده می شوند.
منابع دانش
دامنه منابع دانش از نظریه های آزمون نشده تا سبك هاي سیستماتیک تفکرتفاوت دارند. همانطور که مشغول زندگی روزمره خود هستیم، به ندرت در مورد این که بعضی چیزها را میدانیم و یا اینکه این دانش از کجا سرچشمه می گیرد، فکر می کنیم. محققان از قدیم تا به حال، به دنبال پی بردن به چگونگی دانستن افراد در مورد مسایل پیرامون خود بوده اند. آنها در طول این کشف با تکیه بر توانایی های خود سعی می کنند منابع اطلاعاتی را از هم تمیز دهند. بنابراین، محققین می بایست منابعی را شناسایی کنند که دارای کیفیت عالی و ارزش بالایی هستند و منجر به ارائه بهترین نتایج برای راه حل داده شده و یا تصمیماتی که پیش روی مدیریت قرار می گیرد می شوند.
فلسفه علم، با ارائه طبقه بندی هایی در این کار به ما کمک می کند. سبكهای تفکری که با روشهای علمی در ارتباطند معمولا بعنوان توانایی های بزرگتری برای حفظ حقیقت در نظر گرفته می شوند، هرچند که این حقیقت ممکن است پایدار و ماندگار نباشد. اما همانطور که در این بخش توضیح داده می شود، روش علمی تنها منبع آگاهی ما نیست.
نمودار 1-2 ، شش مورد از سبكهای تفکر را طبقه بندی کرده و جایگاه آنها را از دیدگاه منطقی مشخص می کند.
· نظريه آزمون نشده
· حقیقت خود آشکار
· روش مرجع
· ادبی
· شیوه علمی
· قیاس منطقی
شكل 1-2 : سبكهای تفکر
عقل گرایی (دلایل ساختار یافته رسمی)
|
تجربه گرایی
(داده های عینی قابل مشاهده)
|
روش علمی |
قیاس منطقی
حقیقت خود آشکار
روش مرجع |
آرمان گرایی
(ایده هایی که بطور عالی تفسیر شده اند ) |
|
|
ادبی
نظريه آزمون نشده |
اگزیستانسیالیزم (هستی گرایی)
(فرآیند غیر رسمی)
محور ها با نقاط پایانی تجربه گرایی و عقل گرایی ما را راهنمایی کرده و به ما جهت می بخشند. محور افقی از یک سو از تفسیر آرمان گرایانه به تجربه گرایی از طرف دیگر تغییر می کند. گفته می شود تجربه گرایی، مشاهدات و قیاس های منطقی را برطبق تجربه حسی از هم تفکیک کرده و یا مباحثی از قبیل ریاضی و آمار را به کمک روشهای منطق قیاسی از این تجربه ها استنتاج می کند. تجربه گرایان سعی می کنند تا با تکیه بر اطلاعاتی که از مشاهدات بدست می آورند مسائل را توصیف کرده، آنها را توضیح دهند و همچنین پیش بینی هایی در مورد آنها بوجود آورند. این کتاب اساساً با تجربه گرایی و با طرح پروسه هایی در ارتباط است که اطلاعات واقعی در مورد ارتباطات فرض شده را جمع آوری می کند که می توانند بمنظور تصمیم گیری در مورد اینکه آیا درک خاصی از یک مشکل و راه حل میسر آن درست هستند یا نه استفاده شوند.
در شكل 1-2: محور عمودی برای ارائه علمی که از رویکردهای قیاسی و تجربی و یا از طریق توانایی های نظری که بر مبنای استدلال استقرایی بدست آمده، استفاده می شود. در یک طرف این محور عمودی، عقل گرایی وجود دارد که استدلال یا قضاوت کردن در آن بعنوان منبع اصلی آگاهی و دانش است. عقل گرایی با تجربه گرایی متفاوت است، به گونه ای که عقل گرایان بر این باورند که تمامی آگاهی ها از قوانین شناخته شده یا حقایق پایه ای طبیعت (مثل جاذبه) نتیجه گیری می شوند. این ادعا می تواند شدنی باشد زیرا قوانین اصلی جهان را بطور منطقی پی ریزی می کند. از زمان Sir Francis Bacon تا به حال، طرفداران عقل گرایی براین باورند که مشکلات از طریق منطق رسمی و یا ریاضیات بهتر درک شده و قابل حل می باشند. البته چنین تلاشهایی مستقل از مشاهدات و انتخاب داده ها عمل می کنند.
نظريه آزمون نشده: افراد بیشتر طرفدار نظريه آزمون نشده هستند تا شواهد معکوس. در برنامه های تلقین فکری سازمانهایی که کمتر هدایت شده اند، اینکه کارمندان این جمله را بشنوند" این همان شیوه ای است که ما همیشه در اینجا کار انجام داده ایم"؛ غیر عادی نیست و این توضیحی است که استحکام و عادت با راندمان را اشتباه می کنند. در اکثر خانواده ها یک فرد سالخورده و پیر وجود دارد که بطور پیوسته یک تئوری توطئه (توهم توطئه) را برای یک رویداد جهانی حائز اهمیت با وجود شواهد معکوس نگه می دارد. نتایج غیر منطقی نظريه آزمون نشده بوسیله تجربه های مکانی Myra در میزان احتراق بدست می آید. حتی در مواجهه با مرگ های مکرر اعضای خانواده یا دوستان، محلی ها بر این باورند که می توانند مواد قابل بازیابی را از بمب های فرضا خنثی، بازیافت نمایند. از لحاظ تاریخی، افسانه، خرافات و حدس و گمان رقیب های جدی برای تفکر علمی بوده اند. نویسنده اي اشاره می کند که پیش از اینکه واقعه ای روی دهد- واقعه ای که یک نفر سعی در پیش بینی یا کنترل آن را دارد- افسانه، خرافات و حدس و گمان، حس فرض مجدد از واقعیت را ارائه می دهند، درحالیکه به ندرت آن حس از واقعیت پس از پایان واقعه دوام می آورد. مدیران برای توسعه دانش خود از واقعیت نظريه آزمون نشده ، به موارد کمی دست یافتند، اگرچه طبیعت انسان نشان می دهد هنگامی که در جستجوی راه حل هایی برای معماهای غیر قابل حل هستند باید برای مواجهه با استفاده همزمان آن آماده باشند.
حقیقت خود آشکار: کلانتر در عکس باز شده، یک راه فهمیدن که اغلب شیوه حقیقت خود آشکار نامیده می شود را نشان می دهد. این امر برای او بدیهی بود که مردم بدون در نظر گرفتن احتیاطات واجب درمورد میزان احتراق مهمات جنگی می میرند. اگر شهروندان در آنجا نمی مردند ، پس شاید به علت دیگری بمیرند. مرگ اجتناب ناپذیر است؛ این مسئله از قوانین شناخته شده طبیعت استنتاج می شود. اما در مورد تئوریهایی که برای یک یا چند نفر در هر زمان معقول اما حقیقی نیست، چطور؟ برای مثال، همه ی افراد از سمت راست جاده رانندگی می کنند. این واقعیت تنها برای برخی از راننده های جهان خود آشکار است. تئوری دیگری که به نظر معقول می رسد این است: "زنان می توانند مدیران درجه دومی باشند" "نجیب زاده ها، ذاتاً رهبر هستند" و "آزمایش های کیفی ژاپنی، برای مشکلات بهره وری ایالات متحده در سطح جهانی کاربرد دارند." در حال حاضر ما فاقد این تئوریهای خود آشکار هستیم.
شیوه مرجع: زمانیکه نه همه موضوعات یا فرضیات خود آشکار هستند، ما به افراد مرجع به دلیل افزایش اعتمادمان نسبت به دانسته هایمان اعتماد میکنیم. مراجع به عنوان منابع مهم اطلاعاتی مورد استفاده قرار میگیرند. ولی باید بی نقصی، کیفیت شواهد ارائه شده ، تمایلشان را برای ارائه یک مورد متعادل و صریح مورد قضاوت قرار گیرد. غالبا نظر مرجع ، به شرایط یا موقعیت بیشتر وابسته است تا اظهارنظر فنی صحیح. چنین مراجع مشهوری، هنگامیکه بیرون از فضای اظهار نظر فنی فعالیت می کنند، غالبا اشتباه رخ میدهد.شما باید با دقت فقط نظرات چنین منابعی را بپذیرید. حتی مراجعی که استاندارهای درستی، شواهد کیفی و تعادل را رعایت می کنند، ممکن است اطلاعات غیر کاربردی داشته باشند. کتاب پر فروش جاودانه نوشته استفان ر. کووی (هفت عادت افراد بسیار موفق)، حقیقتا نظریه کوی به عنوان"مرجع" درمورد آنچه برخی را موفق می کند، در حالی که بقیه شکست میخورند مورد استفاده است. ولی هنگامی چنین پیش بینی ادغام میان Franklin Quest (زمان امپراطوری مدیریت) و Covey International بوجود میاید، فرضیات پشتیبان کننده هفت عادت اجرا نشده است، کوی و اسمیت بدلیل اینکه مدیران استثنایی نبودند مورد انتفاد قرار گرفتند. برسمیت شناختن اصول رهبری و مدیریت ،نیازمند ادغام مهارت های عالی متفاوتی می باشد. اگرچه این ادغام اسمیت و کوی را از حیطه آسایششان خارج میکرد،اما این مساله فرضیه هفت عادت را رد نکرده و یا از مقام این دو فرد را در حیطه صاحب نظربودن کاهش نمی دهد.
ادبیاتی : رویکرد مسئله-حل مسئله، نظرش به سمت مرکز شكل 1-2 میباشد. شیوه ادبیاتی تفکر، در بسیاری از مطالعات کلاسیک در علوم اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد. مطالعات موردی نقش مهمی در پیشرفت دانش تجارت ایفا می کنند، بهترین برنامه های تجاری ملت ما از مطالعات گسترده ای استفاده میکند. بخش هایي از علم انسان شناسی، روانپزشکی و جامعه شناسی بالینی نیز ریشه در این اصل دارند. تئوری انگیزه آبراهام مازلو، نمونه ای از روانشناسی است که در تجارت مشهور است. چشم انداز ادبیاتی چیزی است که در آن، یک نفر، یک حرکت یا یک فرهنگ تماما توضیح داده می شود، اما عمدتا برحسب اهداف خاص و چشم اندازهای عاملان بجای طبقه بندی های کلی و خلاصه طرح توضیحی خود دانشمند می باشد. بدلیل اینکه تعمیم آن از مطالعات شخصی کار مشکلی است ، شیوه ادبیاتی تفکر،توانایی ما را برای نتیجه گیری از اطلاعات کاربردی و واقعیت ها محدود می کند.
شیوه علمی : شكل 1-2، مکان شیوه علمی را نزدیک به انتهای تجربی محور افقی نشان می دهد، اصول اصلی علم عبارتنداز :
· مشاهده مستقیم پدیده ها
· تعریف واضح از متغیرها، شیوه ها و فرآیندهای
· قابل آزمایش بودن مشاهدات تجربی فرضیه ها
· توانایی قانون گذاری فرضیه های مشابه
· توجیه آماری نتایج نسبت به توجیه زبانشناسی نتایج
· روند خود اصلاحی
یک نوشته مرجع ، " شیوه های علمی رایج بهترین جنبه های منطقی رویکرد عقل گرا راهمراه با جنبه های جهت گیری تجربی به یک چشم انداز سیستماتیک و همبسته، پیوند می دهد. کاربردآزمون قبلی و فرآیند قابل بررسی- توانایی انفجار بمب های عمل نکرده توسط بمب های فعال که از هواپیماهای جنگنده انداخته شده اند، معضل Myra را با بمب های منفجرشده حل کردند.
شیوه قیاس منطقی: شیوه های رقابتی تفکر، اثر دستورالعمل های پژوهش را در تجارت همانگونه که در علوم رفتاری و اجتماعی عمل می کنند نشان میدهد. شیوه قیاس منطقی در بخش بالایی شكل 1-2 یافت می شود.
مطلعات در پژوهش های علمی و بازاریابی ، اغلب به صورت قیاس منطقی است، برای مثال، بسیاری از بنگاه ها، شبیه سازی های کامپیوتری بازار خود را پیش از گسترش تولید، انجام می دهند. این کار سطوح قیمت گذاری مختلف و یا سطوح بازده های تولیدی که برای سود دهی های بهینه طراحی شده اند را مورد آزمایش قرار می دهد. یک هدف این چشم انداز کاهش مطالعه شرایط رسمی و ریاضیاتی است. این واژه ها بدیهیات نامیده می شوند که برای شکل دادن فرضیاتی که اثبات های منطقی ارائه می دهند به کار می روند. هدف، استنباط یک مدل ریاضی است که برای محاسبه پدیده مشابه بکار رود.
یک چشم انداز که بهترین باشد وجود ندارد، فقط چشم اندازی که بهتراست برای نمایش حقیقت یا انجام علمی وجود دارد. میزان شیوه های موجود تفکر، چهارچوب های کاری بسیاری را برای مواجه با مشکلات گوناگون تجارت ، ارائه می دهند. یکی از آنها ممکن است به راحتی از مزیت های انتخابی برای یافتن اطلاعات و قوت و ضعف آن جایگاه آگاه باشد.
استدلال استقراء اساسآ متفاوت است. چنین رابطه مستحکمی بین دلیل و نتیجه گیری در استقراء وجود ندارد. برای استقراء لازم است که از یک یا چند واقعیت های خاص و یا تکه های شواهد ، نتیجه گیری شود . نتیجه گیری حقایق را توضیح می دهد و حقایق نتایج را پشتیبانی می کنند. برای توضیح مطلب ، فرض کنید شرکت شما در تبلیغات منطقه ای یک میلیون دلار خرج می کند و فروش افزایش نمی یابد. این یک واقعیت است - فروش درحین یا بعد از تبلیغات افزایش نمی یابد. در چنین شرایطی، ما می پرسیم ، "چرا فروش افزایش نیافت؟".
به احتمال زیاد یک پاسخ به این سوال یک نتیجه گیری است که تبلیغات ضعیف اجراء شده است. این نتیجه گیری یک استقراء است چرا که ما از تجربه میدانیم که فروش منطقه ای باید در طول یک واقعه تبلیغاتی بالا رود .همچنین ما می دانیم که اگر تبلیغات ضعیف اجراء شده باشد فروش افزایش نخواهد یافت. با این حال، طبیعت استقراء، این است که نتیجه تنها یک فرضیه است.این یک توضیح است ، اما توضیحات دیگری به همین خوبی متناسب با واقعیت نیز وجود دارد .به عنوان مثال، هر یک از فرضیه های زیر ممکن است توضیح دهد که چرا فروش افزایش نیافت .
خرده فروشان منطقه ای موجودی انبار کافی برای پر کردن درخواست مشتری طی دوره تبلیغات نداشتند اعتصاب توسط کارکنان شرکت حمل ونقل ما از ورود به موقع موجودی انبار برای اینکه در زمان تبیلغات موثر باشد جلوگیری نمود .
طوفان با درجه پنج تمام مکان های خرده فروشی ما را در منطقه به مدت 10 روز در طول تبلیغات بست.
در این مثال، ما ماهیت ضروری استدلال استقرایی را می بینیم. نتیجه گیری استقرایی یک انتخاب سریع استنباطی فراتر ازمدارک ارائه شده است – یعنی ، اگر چه یک نتیجه گیری این واقعیت را توضیح می دهد که هیچ فروشی افزایش نیافته، نتیجه گیری های دیگر نیز می تواند این واقعیت را توضیح دهد. حتی ممکن است که هیچ یک از نتیجه گیری ما پیش بردیم به درستی شکست افزایش فروش را توضیح ندهد.
با استفاده از استقراء، خانم مایرا واینز متقاعد نشده بود که " پوسته " گلوله های منفجر نشده توپخانه بی ضرر است. در حالی که نتیجه گیری ارتش قابل قبول بود، مطمئنا حداقل یک نتیجه گیری دیگر- که پوسته گلوله های منفجر نشده تاخیر تجربه میکنند و با جابجایی بیشتر منفجرمیشوند - به همان میزان قبل از تایید معتبراست.
مثالی دیگر، بیایید وضعیت تریسی نلسون ، فروشنده در شرکت جعبه مربع در نظر بگیرید. تریسی یکی ازپایین تری رکورد های فروش را در این شرکت دارد . عملکرد نامطلوب او باعث مشود ما این سوال را بپرسیم، "چرا او اینقدر ضعیف کار میکند؟ با شناخت ما از کارتریسی در فروش، ماهیت فروش جعبه، و بازار، ما ممکن است نتیجه گیری کنیم (این فرضیه را مطرح کنیم) که مشکل او این است که اوتماس های خیلی کمی درهر روز برای ساختن یک رکورد فروش خوب انجام می دهد. فرضیه های دیگر این سیستم نیز ممکن است بر اساس شواهد موجود برای ما بیان شود.در میان این فرضیه ها موادر زیر هستند :
قلمرو تریسی پتانسیل بازاز قلمرو های دیگر را نداشته باشند.
مهارت های ایجاد کننده فروش تریسی ضعیف بوده و او قادربه بستن موثرفروش نیست.
تریسی اختیارات پایین آوردن قیمت ها را نداشته و قلمرو او میدان شدید کاهش قیمت توسط سازندگان رقیب شده است، باعث شده او فروش های زیادی رانسبت به رقبا از دست بدهد. برخی از افراد کلآ نمی توانند جعبه بفروشند ، و تریسی یکی از این افراد است.هریک از فرضیه های فوق یک استقراء است که ما ممکن است به عنوان شاهد ی از سابقه فروش ضعیف تریسی پایه قرار دهیم ، به علاوه ی برخی از فرضیه ها یا باورهای که ما در مورد او و فروش جعبه داریم. همه آنها برخی احتمال درست بودن دارند، اما ما احتمالا اعتماد بیشتری در برخی نسبت به برخی دیگرخواهیم داشت. همه نیاز به تاییدیه بیشتری قبل از به دست آوردن اعتماد ما خواهند داشت. تاییدیه با شواهد بیشتر بدست میآید. وظیفه تحقیق تا حد زیادی به شناسایی ماهیت شواهد نیازمند پذیرفتن یا رد فرضیه ها و 2)طراحی روش ها که توسط آ نها بتوان شواهد را آشکار اندازه گیری کرد.
استقرا وقیاس به روش متوالی در استدلال تحقیق به کار می روند.جان دیوی این فرآیند را به عنوان حرکت دوگانه قکر متفکر تعبیر می کند .استقرا زمانی پیش میآید که یک حقیقت را مشاهده کنیم وبپرسیم چرا این هست ؟با جواب دادن به این سوال ما در ترجیه موقتی تئوری پیشرفت میکنیم .اگر فرضیه رویداد یا شرایطی را توضیح دهد که بتواند به سوال پاسخ دهد قابل قبول است .قیاس فرآیندی است که توسط آن ما بررسی میکنیم که آیا فرضیه توانایی توضیح حقیقت را دادر .این فرآیند در شکل 2-2 نشان داده شده است :
-شما برای محصول تبلیغ می کنید اما فروش افزایش نمی یابد(حقیقت )
-این سوال را می پرسید که چرا فروش افزایش نیافت (استقرا )
-شما یک نتیجه (تئوری )برای پاسخ به این سوال استنباط می کنید :ترفیعات به شکل ضعیفی اجرا شده است .(فرضیه )
استفاده می کنید .شما از این فرضیه برای نتیجه گرفتن (استنتاج کردن )اینکه فروش ها در زمانی که ترفیعات به شکل ضعیفی انجام می شود افزایش نمی یابد استفاده می کنید.شما از تجربیات گذشته می دانید که ترفیعات غیر موثر باعث افزایش فروش ها نمی شود .(قیاس )این مثال یک تمرین در استدلال مبتنی بدور الست.مشخص می کند که کسی باید توانایی استنتاج حقیقت را از فرضیه ای که می خواهد آن حقیقت را توضیح بدهد داشته باشد .نکته مهم دوم در شکل نشان داده شده است :برای تست تئوری ،شخص باید بتواند آن را از حقایق دیگر که می تواند مورد بررسی قرار گیرد استنتاج کند.این همان چیزی است که تحقیق کلاسیک به آن می پردازد .ما باید حقایق یا رویداد های بخصوص دیگر را از فرضیه حدس بزنیم وسپس اطلاعات را جمع آوری کنیم تا ببینیم آیا قیاس ما درست است .در این مثال حدس میزنیم :
-ترفیعات خوب اجرا شده منجر به افزیش فروش میشود (قیاس )
-ما یک ترفیعات موثر را انجام می دهیم وفروش افزایش می یابد(حقیقت )
حرکت دوگانه فکر متفکر چگونه کار میکندزمانی که مشکل تریسی نلسون در آن اجرا شود؟فرآیند در شکل 3-2 نشان داده شده است
حقیقت 1 :
مامحصولات را ترفیع داده ایم
اما فروش افزایش نیافت. |
مشاهذات اولیه (حقیقت )منجر به فرضیه می شود که تریسی تنبل است .ما حقایق متعدد دیگری را از فرضیه حدس می زنیم که به عنوان حقیقت 2وحقیقت 3 نشان داده شده اند.ما از تحقیقات برای فهمیدن اینکه آیا حقیقت 2 وحقیقت 3 درست است یا نه استفاده می کنیم .
شکل 2-2 چرا فروش ها افزایش نیافت ؟
قیاس : ترفیعات نا موثر
فروش را افزایش نمی دهد.
حقیقت 2 :
ما عرفیعات موثررا اجرا کردیم وفروش افزایش یافت. |
قیاس : ترفیعات موثرفروش را افزایش می دهد.
حقیقت 1 :
تریسی سوابق عملکردضعیف را دارد. |
شکل 3-2 چرا عملکرد تریسی نلسون اینقدر ضعیف است ؟
حقیقت 2 :
تریسی معمولا دیرسرکار می آید. |
تنبلی منجر به کندی زیاد می شود.
حقیقت 3 :
تریسی تعداد تلفن کمتری نسبت به دیگرفروشنده ها می زند. |
تنبلی منجر می شود که به مشتریان کمتری در طول روز زنگ بزند.
اگر حقیقت 2 و3 درست باشند ،فرضیه پذیرفته می شود واگر درست نباشند فرضیه ما قبول نمی شوندوباید به دنبال توضیح دیگری بگردیم .
در بیشتر تحقیقات فرآیند پیچیده تر از این مثال های ساده پیشنهادی است .برای مثال ،ما اغلب تئوری های چند گانه را برای توضیح پدیده ها ایجاد می کنیم وسپس تحقیقی را طراحی می کنیم که همه فرضیه ها را یکجا بررسی می کند.که تنها موثرتر است.بلکه راه خوبی برای کاهش ماموریت محقق برای هریک از فرضیه ها میباشد.استقرا و استنباط مشاهده وبررسی فرضیه می تواند به یک روش سیستماتیک ترکیب شوند تا یک مدل علمی را نشان دهند .این ایده ها توسط دیوی ودیگران برای تجزیه وتحلیل حل مسائل پیشتهاد شده اند.رویکردی را برای ارزیابی اعتبار نتایج درباره رویداد های قابل مشاهده ارائه می کند.این ها به خصوص مناسب محققانی است که نتایج آن ها وابسته به داده های تجربی می باشد.محقق با کنجکاوی ،شک وتردید،سو ظن ومانع روبرو می شود.
تلاش برای بیان مسئله :پرسیدن سوال ،تامل درباره دانش موجود ،جمع آوری حقایق و حرکت از برخورد احساسی به سمت برخورد عقلائی با مشکل .
پیشنهاد دادن فرضیه ها برای توضیح حقایقی که انتظار می رود به طور منطقی به مشکل وابسته باشد.
استنتاج خروجی ها یا نتایج از فرضیه ها :سعی کنید بفهمید چه اتفاقی می افتد اگر نتایج در جهت مخالف پیش بینی ها اتفاق بیفتد وآیا نتایج انتظارات را برآورده می کند.
فرضیه رقیب را فرمول بندی کنید.
تست های تجربی را توسط خروجی های ممکن متفاوت ابداع واجرا کنید که هر کدام از آن ها شامل یک یا چند فرضیه باشد.
نتیجه را ترسیم کنید ،یک استنباط استقرایی بر مبنای قبول یا رد فرضیه ها.
اطلاعات را به مشکل اصلی باز خورد دهید ،آن را بر اساس قدرت شئاهد مرتب کنید.
اگر شما بیمه گر اتومبیل باشیدهمیشه دنبال راه هایی برای کاهش پرداخت های مرتبط با تصادفات می باشد.
طبق تجزیه وتحلیل در خواست خسارت در سال 1998 که شامل دیاگرام وضعیت ماشین ،مانور راننده وعلائم محل زمانی که تصادف اتفاق افتاده است ،نتیجه گرفته شد که نزدیک به یک سوم از تمام تصادفات در چهار راهها اتفاق افتاده که قابل پیشگیری بوده اند.
در سال 1999دولت لیست 10 چهار راه خطرناک آمریکا رامنتشر کرد.برنامه در استرلیا ،؟کانادا ومیشیگان نشان داده بود که بهبود نتخاب بانک برای بسیارچهار راهها با هزینه ی کم می تواند موجب کاهش تصادفات شود.برای بررسی آن تحلیل گران دولت یک تقاطع را به عنوان دو بزرگ راه که همدیگر را قطع می کردند تعریف کردند به جز عبور از پل هوایی و ورودی وخروجی بین ایالتی .
تقاطع های خطرناک آن هایی معرفی شدند که بیشترین تصادفات در سال 1998 بدون توجه به شدت تصادف در آن ها اتفاق افتاده بود.
تصادفات برآورد شده توسط ضرب در خواست خسارات واقعی که به دولت ارائه شده در عاملی که بر مبنای درصد ماشین های بیمه شده توسط دولت در منطقه پایتخت جایی که تقاطع هاواقع شده اند محاسبه می شود.علاوه بر لیست ملی دولت تقاطع های خطرناک 28 ایالت دیکر نیز مشخص کرده این ابتکار دولت باعث شد یک میلیون دلار که باید به در خواست خسارات پرداخت می شد برای بهبود تقاطع های حادثه ساز با برطرف کردن مشکلاتی از قبیل :دید ناکافی چراغ ترافیک ،سردر گمی به دلیل تعداد زیاد تابلو ،محل نامناسب تابلو ها،دید کم خط عبوری اختصاص یابد.
دانشمند مشهوری ادعا می کند که چیزی به نام روش علمی وجود تدارد ویا اگر وجود دارد این چیزی که آ نها می گویند نیست ،به محققان درباره استفاده از الگو مانند این رویکردها اخطار داده است.هشدار آنها به خوبی انجام شده وما باید اضافه کنیم که ایده هایی که اینجا ارائه می شود به شدت وابسته به هم هستند وبه طور مرتب درست نشده اند،وممکن است بر مبنای ماهیت مشکل یا دید گاههای متفاوت توسعه یابد.با این وچود ،محققان تازه کار باید آن تحقیق را درک کنند.فصل سوم به شرح این فرآیند می پردازد.
رویکرد علمی
در مقام مقایسه، چنانچه ابزارهای تفکر را به "فکر" علم تشبیه نماییم، آنگاه رویکرد علمی همچون روح آن خواهد بود. رویکرد علمی از جمله عوامل مؤثری است که امکان یافته های علمی جدید را فراهم میآورد. در بسیاری از جنبه های علمی، محققان ناچارند تا با فرض قرار دادن برخی موارد، نسبت به پیشبینی سایر عوامل مؤثر در تحقیق اقدام نمایند.
به طور مثال، کنجکاوی اندیشمندان موجب شده است که رابطه بین بهرهوری و رضایت شغلی کارکنان مورد توجه قرار گیرد. در اولین گام، هاتورن (1) در تحقیقات خود نشان داد که رضایت شغلی کارکنان موجب افزایش بهرهوری در سازمان میگردد. از آنجایی که تحقیقات بعدی وجود چنین رابطهای را تأیید نکرد، این ایده مطرح شد که بهرهوری و رضایت شغلی کارکنان به طور مستقیم با یکدیگر در ارتباط نبوده و این رابطه تحت تأثیر متغیرهای دیگری نیز میباشد. در حال حاضر، این اعتقاد وجود دارد که عوامل مؤثر بر بهرهوری تنها محدود به دلایل مرتبط با شغل نبوده و بهرهوری نیز در وظایف آسان و پیچیده، متفاوت میباشد. از این رو است که امروزه در مطالعه چنین رابطهای، بسیاری از متغیرهای مرتبط (2) با این زمینه نیز در نظر گرفته می شوند. از آغاز پرسش چنین سؤالی تا کنون بیش از 30 سال می گذرد. همراه شدن کنجکاوی طرح سؤالات و هیجان کسب آگاهی از نادانسته ها، عامل انگیزشی این محققان در ادامه مسیر کشف حقیقت بوده است.
انگیزه و علاقه دانشمندان به کشف ناشناختهها ریشه در گرایش ذاتی انسانها به پی بردن به ذات خلقت و ورود به فضاهای جدید و عمیق شدن در محیط پیرامون وی دارد. چنین رویکردی به تحقیق، به پژوهشگر حس مفید بودن و هیجان کشف ناشناخته ها را داده و لذا تلاش مینماید تا نظام حاکم بر پدیدهها را به منظور پایهگذاری حوزه جدیدی از علم در نوردد.
شناخت تئوری: اجزاء و ارتباطات
در اجزای یک تحقیق، نظام و نحوه ارتباط درونی پدیدهها با یکدیگر شناخته و توضیح داده میشوند. به طور مثال، محقق در نظر دارد که در یابد "پاسخ کارکنان به نظام جدید ساعات کاری که دارای انعطاف بیشتری میباشد، چگونه خواهد بود؟" و یا "چرا شاخص بازار سهام در برخی موارد روندی خلاف جهت نشانگر ها اقتصادی را طی مینماید؟". هنگام مواجهه با چنین پرسشهایی، بایستی در مورد تعاریف اتفاق نظر وجود داشته باشد. کدام کارکنان؟ کدام پاسخ؟ چه نشانگرهای اقتصادی؟ پاسخ به این سؤالات مستلزم استفاده از مفاهیم، ساختارها و تعاریف میباشد. این اجزاء که همچون آجرهای بنای یک ساختمان (تئوری) میباشند، در ادامه مطرح خواهند گردید.
مفاهیم
شناخت ارتباط و اطلاعات حاصل از رویدادها و اجزاء مختلف، مستلزم وجود بستر مشابه مابین آنها است. یک "مفهوم"(3) غالباً حوزه معنای مورد قبول و ویژگیهای حاکم بر مجموعهای از رویدادها، اجزاء، شرایط و موقعیتها را توضیح میدهد. ایجاد یک مفهوم عمدتاً از طریق طبقهبندی اجزاء و رویدادهای دارای ویژگی مشابه تحت یک عنوان صورت میپذیرد. هنگامی که به طور مثال، شما با یک مفهوم به نام کارت گارانتی مواجه می شوید، تنها یک کارت خاص را که مشاهده مینمایید مورد نظر نخواهد بود؛ بلکه این مفهوم حاصل از تمامی "کارتهای گارانتی" میباشد که شما با آن ویژگیهای خاص قبلا برخورد داشتهاید.
این مفاهیم به طور انتزاعی نامگذاری میگردند و بخشی از هویت وجودی مجموعهای از اقلام پیرامون را تشکیل خواهند داد. به وطور مثال، هنگامی که یک خانم از کنار شما عبور مینماید، شما با نحوه حرکت اندامهای وی متوجه میشوید که در حال دویدن، راه رفتن، صحبت کردن و یا مباحثه کردن است. همچنین همین مفاهیم هستند که یک زن را از یک مرد جدا نموده و فرق بین تراکتور یا اسب را نشان میدهد. همه ما از مفاهیم زیادی به طور روزمره در مکالمات و فعالیتهای خود استفاده مینماییم.
منابع مفاهیم
مفاهیمی که به طور گسترده و روزمره مورد استفاده همگان قرار میگیرند، به سبب ویژگی پر کاربرد بودن، در طول زمان ایجاد شدهاند و همه ما نیز به طور روزمره از آنها در زندگی شخصی خود نیز استفاده مینماییم. در تمام جوامع نیز این مفهوم وجود دارد؛ گو اینکه به زبانهای مختلف بیان شوند. برخی مفاهیم مختص یک فرهنگ خاص میباشند و شاید تا کنون به زبانهای دیگری ترجمه نشده باشند.
مفاهیم روزمره بخش عمدهای از مفاهیم مورد استفاده را حتی در پژوهشها تشکیل میدهند. لیکن چالش اصلی هنگام مواجهه با مفاهییم جدیدی است که بعضاً تلاش دارند تا ایدههای جدیدی را منتقل نمایند. در این خصوص میتوان از زبانهای دیگر و یا حوزههای دیگر علمی کمک گرفت. به طور مثال، مفهوم کشش (4) از فیزیک برداشت شده و در بازاریابی مورد استفاده قرار گرفته شده است تا مفهومی جدید در زمینه نحوه خرید مصرفکنندگان را تشریح نماید. به همین ترتیب مفاهیم فاصله (5) در رفتارشناسی و سرعت (6) در اقتصاد از علم فیزیک اقتباس گردیدهاند.
چنین اقتباسی همواره در عمل کاربردی نبوده و در برخی موارد، محقق ناگزیر به تغییر دامنه شمول یک مفهوم و یا استفاده از کلمات جدید برای تشریح آن میباشد. کلمه "مدل" (7) جزو دسته اول می باشد. حالت دوم نیز برای محققان حوزههای فیزیک و پزشکی کاربرد بیشتری دارد.
اهمیت مفاهیم در تحقیقات
مفاهیم جزو بنیانهای تمامی تفکرات و ارتباطات میباشند و در صورت کم توجهی به اهمیت آنها در تحقیق، چالشهای حدی فرا رو خواهد بود. از این رو دقت و جامعیت آنها بایستی همواره مد نظر یک پژوهشگر باشد. فرضیهها نیز با استفاده از مفاهیم شکل میگیرند. جمعآوری، سنجش و اندازهگیری دادهها نیز تماماً مبتنی بر مفاهیم خواهند بود. در واقع موفقیت یک تحقیق بستگی به الف) شکلگیری دقیق مفهوم تحقیق و ب) میزان درک مفاهیم از سوی دیگران خواهد داشت. حتی اندازهگیری رفتارها که مفهومی مجرد میباشند نیز تنها از طریق تعیین مفاهیم امکانپذیر خواهد بود.
چالش اصلی در ارائه مفاهیمی است که دیگران نیز به طور دقیق آنها را درک نمایند. به طور مثال، از پاسخدهندگان سؤالی درباره جمع درآمد خانواده آنها پرسیده میشود. با وجود آنکه چنین مفهومی در مورد درآمد خانواده ممکن است در وهله نخست بسیار ساده فرض شود، لیکن ابهاماتی همچون موارد زیر نیز میتوانند بروز نمایند: دروه زمانی این درآمد، مثلاً هفتگی، ماهانه یا سالیانه؛ قبل یا بعد از مالیات بر درآمد؛ فقط برای سرپرست خانوار یا تمامی اعضای آن؛ شامل فقط اقلام حقوق و دستمزد و یا تمامی اقلام شامل سود سپرده، بهره و سرمایهگذاری در سهام.
دشواریهای استفاده از مفاهیم
استفاده از مفاهیم در عمل دشواریهایی را برای پژوهشگر فراهم میآورد. مهمترین این مشکلات در معانی متفاوتی است که افراد مختلف در ذیل یک عنوان ممکن است گردآورند. این دشواری آن قدر بزرگ است که در ارتباطات روزمره انسانها نیز خودنمایی مینماید؛ به طروی که بعضاً افرادی مشاهده میشوند که با وجود آنکه به زبان واحدی سخن میگویند، لیک امکان ارتباط با یکدیگر را ندارند. ممکن است همه ما درباره مفاهیمی همچون سگ، میز، لامپ، پول، کارمند و همسر توافق نظر داشته باشیم (آخرین مورد را شک دارم! – مترجم). لیکن دستیابی به چنین اتفاق نظری در خصوص مفاهیمی همچون خانوار، مبادله خُرد، کاربر عادی، بدهکار و فروش دشوارتر به نظر میرسد. چنین چالشی در خصوص مفاهیمی همچون رهبری، انگیزش، شخصیت، جایگاه اجتماعی و سیاستهای مالی با وجود آنکه به طور متداول مورد استفاده قرار میگیرند، پررنگتر نیز میباشد. به طور مثال، در مورد "شخصیت" (8) بیش از 400 مورد تعریف در ادبیات موضوعی ارائه شده است. با این وجود، محققان هنوز درباره ابعاد و جنبههای مختلف این مفهوم بحث و تبادل نظر مینمایند.
میزان عینیت یک مفهوم تا حدود زیادی بر چالش برانگیز بودن آن تأثیرگذار است، بدین ترتیب که شناخت مفاهیم مجرد بسیار دشوارتر از مفاهیمی است که دارای عینیت بیرونی میباشند. میز یک مفهوم عینی است و با مشاهده آن میتوان مفهوم ورد نظر را در ذهن تداعی نمود. درک و به تصویر کشیدن یک مفهوم مجرد همچون شخصیت بسیار دشوار است. به این مفاهیم مجرد ساختار اطلاق میشود.
ساختارها
همانطور که در تحقیقات حوزه علوم اجتماعی نیز بیان میگردد، یک ساختار(9) تصویر و یا ایدهای است که برای پژوهش و یا به جهت ایجاد یک تئوری ارائه میگردد. ساختارها معمولاً از ترکیب برخی مفاهیم سادهتر تشکیل میگردند، خصوصاً در مواردی که انتقال مفاهیم یک پدیده به جهت مجرد بودن آن دشوارتر باشد. به طور مثال، "رضایتمندی مشتری" (10) نمونهای از ساختارها میباشد.
مفاهیم و ساختارها به سادگی با یکدیگر به اشتباه گرفته میشوند. یک تحلیلگر منابع انسانی در یک شرکت معماری را در نظر بگیرید که نویسندگان حرفهای را در استخدام خود دارد که دستورالعملهای استفاده از محصولات را برای مشتریان مینویسند. تحلیلگر مذکور در نظر دارد تا ویژگیهای هر شغل را به منظور طراحی مجدد آنها شناسایی نماید. وی میداند که شرح شغل یک نویسنده حرفهای از سه جزء تشکیل شده است: "توانایی ارائه مطالب"، "مهارتهای زبان" و "علاقه به کار". مطالعات وی ویژگیهای دقیقتری را نیز مشخص نمود.
نمودار ذیل برخی از مفاهیم و ساختارهایی که این تحلیلگر با آنها روبرو میباشد را بیان میدارد. مفاهیم درج شده در پایینترین بخش تصویر("کیفیت نگارش"، "ایرادهای پیشنویس" و "سرعت تایپ") عینیترین مفاهیم بوده و سنحش و اندازهگیری آنها نیز به نسبت سایرین آسانتر است. به طور مثال، تحلیلگر میتواند سرعت تایپ را مشاده نموده و یا حتی از معیارهای متداول موجود برای سرعت تایپ نیز استفاده نماید. مفهوم "سرعت تایپ" یکی از مفاهیمی است که مجتمعاً با یکدیگر ساختاری را تحت عنوان "توانایی ارائه مطالب" تشکیل دادهاند. "توانایی ارائه مطالب" کیفیتی است که ذاتاً وجود خارجی نداشته و ساختاری است که توسط محقق به وجود آمده و از آن بدین جهت استفاده میشود که ایده کلی حاصل از آمیختن سه مفهوم ذیل آن را به مخاطب القاء نماید. تحلیلگر از این مفهوم به جهت نامگذاری مجموعه مفاهیمی که شکل دهنده آن ساختار میباشند، استفاده نموده است.
مفاهیم بیان شده در سطح دوم تصویر شامل "دایره لغات"، "دستور زبان" و "صحت املاء" میباشد. تحلیلگر بر این باور بوده است که این سه مفهوم با یکدیگر مرتبط بوده و لذا، ساختاری را تشکیل دادهاند که تحلیلگر آنرا "مهارتهای زبان" نامگذاری نموده است؛ چرا که این سه مفهوم با یکدیگر تسلط نویسنده بر زبان را برای شرح شغل مورد نظر فراهم میآورند. مهارتهای زبان از آن جهت در سطح بالاتری از انتزاعی بودن قرار گرفته است که سنجش عینی دو مفهوم تشکیل دهنده آن (شامل "دایره لغات" و "دستور زبان") به نسبت پیچیدهتر می باشد.
تحلیلگر هنوز نتوانسته است که ساختار آخر "علاقه به کار" را مورد سنجش قرار دهد. این ساختار حداقل امکان مشاهده و حداکثر دشواری برای سنجش را دارا می باشد. به نظر میرسد که این ساختار از مفاهیم متعددی تشکیل شده باشد که بسیاری از آنها نیز انتزاعی میباشند. محققان غالباً به این موجودیتها "ساختارهای فرضی" (11) میگویند؛ چرا که این موارد تنها از دادهها استخراج شده و تنها پس از آزموده شدن، امکان تأیید آنها وجود دارد.
تعاریف
سردرگمی در خصوص تعریف مفاهیم میتواند ارزش یک مطالعه علمی را به طور کلی از بین برد. در صورتی که لغات دارای مفاهیم و کاربردهای مختلفی برای افراد درگیر در آن باشد، ارتباط بین این افراد دشوار خواهد بود. ارائه تعاریف یکی از راههای کاهش چنین چالشی است.
محقق بایستی با دو دسته از تعاریف دست و پنجه نرم نماید: تعاریف کتاب لغات و تعاریف عملیاتی. در کتاب لغات معمولاً مفاهیم با استفاده از کلمات مترادف تعریف میگردند. چنین تعریفی ممکن است برای امور روزمره مفید واقع گردد، لیکن برای اجرای پژوهش غالباً کاربردی نخواهد بود. از آنجایی که محقق در نظر دارد مفاهیم و ساختارها را مورد اندازهگیری و سنجش قرار دهد، نیازمند تعاریفی دقیقتر و جامعتر خواهد بود.
تعاریف عملیاتی
یک تعریف عملیاتی به طور دقیق معیارهای سنجش و یا اندازهگیری را بیان میدارد؛ به طوری که محقق بایستی بر اساس آن قادر به شمارش و یا اندازهگیری موضوع تعریف بوده و یا به ترتیبی با استفاده از حواس پنجگانه خود، شناخت کافی را از موضوع تعریف کسب نماید. موضوع تعریف چه کاملاً مادی (مانند ماشینآلات کاری) و یا کاملاً مجرد (مثل انگیزش موفقیت) باشد، تعریف بایستی به طور دقیق موضوع مورد نظر را تعریف نموده و ویژگیهای آن را بر شمارد. ویژگیها و فرآیندها در تعریف بایستی آنچنان دقیق باشد که هر شخصی که آن را مطالعه میکند، بتواند برداشت یکسانی از آن داشته باشد. همچنین تعاریف عملیاتی ارائه شده از یک پدیده واحد حسب مورد استفاده و نحوه سنجش آنها میتوانند متفاوت باشند.
تصور کنید محققی در نظر دارد میزان "تعهد سازمانی" (12) را اندازهگیری نماید. ممکن است شما در درون خود درکی از این مفهوم داشته باشید، لیکن اندازهگیری آن درمیان کارکنان امری دشوار خواهد بود. در این راستا، لازم است که مقیاسی برای تعهد طراحی شده و یا از مقیاس طراحی شده توسط پژوهشگری دیگر استفاده شود. این مقیاس به طور عملیاتی این متغیر را تعریف خواهد نمود.
با وجود آنکه تعاریف عملیاتی لازمهای اساسی در تحقیقات میباشند، لیکن مخاطراتی نیز در استفاده از آنها متصور است. خطری که همواره در کمین است، تصور یکسان بودن مفهوم و تعریف عملیاتی میباشد. در برخی موارد فراموش میشود که تعریف تنها شناختی محدود از یک مفهوم و یا ساختار را ارائه مینماید. لذا تعریف عملیاتی در یک تحقیق کاملاً بر موضوع و جنبه خاص آن تأکید داشته و شخص دیگری میتواند با دیدگاه و زاویه دید خاص خود نسبت به آن موضوع، تعریف عملیاتی دیگری را ارائه نماید.هنگامی که اندازهگیری بر اساس معیارهای مورد نظر دو تعریف مختلف با هم دارای همبستگی بالایی باشند، این همبستگی دلالت بر آن دارد که هر دو تعریف به طور قابل قبولی مفهوم واحدی را اندازهگیری مینمایند. دشواریهای تعاریف عملیاتی در هنگام مواجهه با ساختارها خود را بیش از پیش نشان میدهد. جنبههای بیرونی ساختارها بسیار کمتر است، از این رو، اطمینان یافتن از آنکه یک تعریف واقعاً آنچه که محقق به دنبال آن است اندازهگیری مینماید، را تا حدود زیادی دشوار خواهد نمود.
متغیرها
پژوهشگران در دو سطح تئوریک و عملی فعالیت مینمایند. در سطح تئوریک، بایستی بدواً ساختارها شناسایی شده و ارتباط آنها با تئوریها و گزارهها تبیین گردد که در این سطح، امکان مشاهده ساختارها وجود نخواهد داشت. در سطح عملیاتی، تبدیل گزارهها به تئوری و آزمون آنها مد نظر است که در طی آن، محقق بایستی با متغیرها سر و کار داشته باشد. در عمل، عبارت "متغیر" (13) به عنوان کلمهای مترادف برای ساختارهایی به کار میرود که مورد مطالعه قرار گرفتهاند. لذا متغیر نمادی از آن ساختار است که به آن مقادیر و یا اعداد نسبت داده میشوند.
مقادیر عددی نسبت داده شده به یک متغیر بر مبنای ویژگیهای آن میباشد. به طور مثال، برخی متغیرها که به آنها متغیرهای دوگانه (14) گفته میشود، تنها میتوانند دو مقدار را دریافت نمایند که وجود یا عدم وجود آن موجودیت را نمایان میکنند. شاغل یا بیکار؛ 0 یا 1. همچنین متغیرها میتوانند مقادیری در خصوص اطلاعات جمعیتی همچون نژاد یا مذهب را نیز در خود جای دهند. اطلاعات حاصل از چنین متغیرهایی، اطلاعات گسسته (15) خواهد بود. در مقابل، متغیرهایی همچون درآمد یا سن دادههای پیوسته هستند.
متغیرهای مستقل و وابسته
محققان به شناسایی روابط بین متغیرها علاقهمند میباشند. به طور مثال، آیا یک روش مدیریتی (متغیر مستقل) بر رضایتمندی شغلی کارکنان (متغیر وابسته) تأثیرگذار است؟ ضروری است به یاد داشته باشید که یک متغیر میتواند بر حسب گزاره ارائه شده نقش مستقل و یا وابسته را ایفا نماید.
متغیرهای تعدیل کننده
در هر رابطهای، حداقل یک متغیر مستقل (IV) و یک متغیر وابسته (DV) وجود دارد. غالباً اینگونه فرض میشود که IV به نوعی موجب DV میگردد. در رابطههای ساده، تمامی متغیرهای دیگر کنترلی محسوب شده و از آنها صرفنظر میگردد.
در شرایط واقعی مطالعه، چنین رابطه ساده و یک به یکی به سختی حاصل شده و یا بایستی آن را به جهت تأثیر سایر متغیرها تعدیل نمود. یک متغیر تعدیل کننده (16) متغیر مستقل دومی است که در تحقیق وارد میشود تا تأثیر آن بر رابطه DV-IV مورد بررسی قرار گیرد.
به طور مثال: ارائه طرح چهار روز کاری در هفته (IV) موجب بهرهوری بیشتر کارکنان (DV)، خصوصاً در میان کارکنان جوان (MV) میشود.
متغیرهای کنترل
تقریباً تعداد بیشماری متغیرهای کنترلی (17) وجود دارند که میتوانند بر تحقیق تأثیرگذار باشند. برخی از این متغیرها را میتوان متغیرهای مستقل و یا تعدیلکننده قلمداد نمود؛ لیکن بسیاری از آنها از دایره شمول مطالعه خارج میشوند. خوشبختانه بسیاری از این متغیرها برای شرایط تحقیق تأثیرگذاری خاصی نخواهند داشت و به سهولت قابل اغماض میباشند. در تحقیقات با ورود متغیرهای کنترل، رابطه IV-DV با مفروضات جدیدی مواجه شده و مطالعه دارای جهتدهی خاصی خواهد گردید.
متغیرهای مداخلهگر
در یک رابطه علی، متغیرها بایستی به طور مشخص تعریف و شرایط آنها مشخص شده باشد. میتوان این متغیرها را مشاهده نموده و یا شمارش کرد. لیکن در برخی موارد با توصیفات ارائه شده از سوی یک متغیر، پژوهشگر رضایت کافی را نمییابد. از این رو، متغیرهای مداخلهگر (18) به عنوان عواملی که به صورت تئوریک پدیده مورد مشاهده را تحت تأثیر قرار میدهند، وارد پژوهش میگردند. این متغیرها قابل مشاهده، دستکاری و یا اندازهگیری نمیباشند. تأثیر این متغیرها بایستی از نحوه تغییر در متغیرهای مستقل و یا تعدیل کننده بر روی پدیده مورد مشاهده تعیین گردد.
گزارهها و فرضیهها
در ادبیات تحقیق، درباره تعریف عبارت گزاره (19) و فرضیه (20) اتفاق نظر وجود ندارد. گزاره به عنوان عبارتی در مورد مفاهیم تعریف میگردد که ممکن است در صورت اطلاق آن به یک پدیده صحیح و یا غلط باشد. هنگامی که یک گزاره برای آزمون علمی به نحو قابل قبولی ارائه میگردد، به آن فرضیه میگویند.
فرضیهها همچنین به عنوان متغیرهایی هستند که بر اساس آنها میتوان متغیرها را به "موضوعات" نسبت داد. "موضوعات" در این موقعیت، به معنی موجودیت و یا چیزی است که درباره آن صحبت میشود. متغیرها نیز ویژگیها و خصوصیات آن را ارائه مینمایند. به طور مثال میتوان فرضیه زیر را مطرح نمود:
مدیرعامل شرکت آقای جونز (موضوع) دارای انگیزش کاری بیش از میانگین میباشد (متغیر).
در صورتی که موضوع بررسی ما بیش از یک موضوع را در بر گیرد، بایستی به آن عمومیت (21) بخشید. به طور مثال:
مدیران اجرایی شرکت الف (موضوع) دارای انگیزش کاری بیش از میانگین میباشد (متغیر).
(1) Hawthorne
(2) Contextual Variables
(3) Concept
(4) Gravitation
(5) Distance
(6) Velocity
(7) Model
(8) Personality
(9) Construct
(10) Customer Satisfaction
(11) Hypothetical Constructs
(12) Organizational Commitment
(13) Variable
(14) Dichotomous
(15) Discrete
(16) Moderating Variables
(17) Extraneous Variables
(18) Intervening Variables
(19) Proposition
(20) Hypothesis
(21) Generalization
فرضیه توصیفی :
هردو فرضیه بالا نمونه هایی از فرضیه توصیفی می باشند و گزاره هایی می باشند که وجود ، اندازه ، شکل یا توزیع برخی از متغیرها را بیان می دارند . برای مثال:
در دیترویت ( موضوع ) نرخ بیکاری فصلی تعدیل شده در اکتبر (متغیر ) ، 3.7 درصد نیروهای کار است .
شهرهای آمریکایی ( موضوع ) دچار مشکلات بودجه ای هستند ( متغیر )
هشتاد درصد سهامداران شرکت Z ( موضوع) علاقمند به افزایش سود تقسیمی می باشند ( متغیر )
هفتاد درصد تحصیل کنندگان مرد در سطح دبیرستان ( موضوع ) به کاوش جهت یافتن قطعات قابل بازیافت فلزی در توپ اندازی ارتش می پردازند ( متغیر)
محققان اغلب بجای استفاده از فرضیه توصیفی از سوال تحقیق استفاده می کنند . بنابراین به جای فرضیه های بالا می توان سوالات زیر را مطرح کرد:
نرخ بیکاری در دیترویت چقدر است ؟
آیا شهرهای آمریکایی با کمبود بودجه مواجه اند ؟
آیا سهامداران شرکت Z علاقمند به افزایش سود تقسیمی هستند ؟
آیا اغلب تحصیل کردگان مرد در مقطع دبیرستان به کاوش جهت یافتن قطعات قابل بازیافت فلزی در توپ اندازی ارتش می پردازند ؟
هر دو شکل قابل قبول است اما فرضیه توصیفی دارای مزایایی می باشد :
به محققان امکان شکل دهی به تفکر در مورد روابط احتمالی موجود را می دهد.
به آنها امکان تفکر در مورد یافته های منجر به رد یا قبول ادعا را می دهد.
برای اندازه گیری و آزمایش اهمیت آماری مفید می باشد.
فرضیه نسبی :
سوال ( مساله ) تحقیق کمتر در شرایط وجود فرضیه نسبی مورد استفاده قرار می گیرد . اینها عباراتی هستند که رابطه میان 2 متغیررا با توجه به شرایطی مورد بررسی قرار می دهند . برمثال : " ماشینهای خارجی ( متغیر ) از نظر مصرف کنندگان آمریکایی ( موضوع ) دارای کیفیت بهتری ( متغیر ) از ماشینهای داخلی هستند " در این مثال ماهیت ارتباط میان 2 متغیر ( کشور مبدا و کیفیت ) مشخص نشده است . آیا ( اشاراتی مبنی بر رخ دادن متغیرها در ارتباط با قابلیت پیش بینی و یا مسئولیت یک متغیر در قبال متغیر دیگر وجود دارد ؟ تغبیر اول ( ارتباط نامشخص) بیانگر یک ارتباط همبستگی و دومی ( ارتباط قابل پیش بینی ) بیانگر رابطه توضیحی یا اتفاقی است .
فرضیه همبستگی :
صرفاً بیانگر این مطلب است که متغیرها در شرایط ویژه ای با یکدیگر اتفاق می افتند بدون اینکه یکی منجر به
دیگری شود . چنین ادعاهای ضعیفی زمانی اتفاق می افتد که بر وجود برخی نیروهای تصادفی تاثیر گذار بر هر 2 متغیر ایمان داریم یا شواهدکافی برای ایجاد ارتباط قوی تر در ادعا خود نداریم . سه مثال از این فرضیه ها به قرار زیر است :
چرخکارهای جوان ( زیر 35 سال ) بهره وری کمتری از چرخکارهای 35 سال و بالاتر دارند . طول لبه کت بانوان بطور مستقیم با سطح چرخه تجاری در ارتباط است .
مردم آتلانتا امتیاز بالاتری نسبت به مردم سنت لونیس به رئیس جمهور می دهند.
بادر نظر گرفتن آنها بعنوان فرضیه همبستگی ادعایی در این باره که یکی منجر به تغییرات دیگری یا ایجاد ارزش متفاوت می شود ، نداریم با این وجود محققان دیگر ممکن است یک یا 2 عدد از این فرضیات را بعنوان منعکس کننده رابطه علت و معلومی برشمارند.
فرضیه توضیحی (علّی) بیانگر این مطلب است که وجود یا تغییر یک متغیر منجر به تغییر متغیر دیگر می شود. همانطور که بیشتر نیز گفته شد، متغیر علّی ، متغیر مستقل (IV) نامیده می شود و دیگری متغیر واسه ( DV ) است. علت به معنی کمک به رخداد است بنابراین IV تنها دلیل موجود برای وجود یا تغییر در DV نیست . چهار مثال از این نوع فرضیات به قرار زیر است :
افزایش درآمد خانوار (IV) منجر به افزایش پس انداز می شود ( DV )
ارائه مشکلات صنعت در سازمان (IV) منجر به نگرش مثبت (DV) کارگران تولید نسبت به سازمان می شود .
وفاداری به یک فروشگاه زنجیره ای (IV) منجر به افزایش احتمال خرید مارک های خصوصی (DV ) پشتیبانی شده توسط آن فروشگاه می شود .
افزایش قیمت سیم های مس اسقاطی (IV) منجر به افزایش و کاوش در زباله های نظامی (DV ) می شود .
برای مطرح سازی یا تفسیر این فرضیه ، محقق بایستی جهت تاثیر را در نظر بگیرد . در بسیاری موارد جهت گیری از طبیعت متغیرها قابل درک است . بنابراین ، فرض افزایش پس انداز خانوار بدلیل افزایش درآمد محتمل از کم شدن پس انداز است . این مطلب در مورد مثال چهارم نیز مصداق دارد . گاهی توانایی تعیین جهت تاثیر بر نحوه چیدمان محقق وابسته است. در فرضیه نگرش کارکنان در صورتی که به دنبال افشاگری، سریعاً اندازه گیری نگرش صورت گیرد جهت تاثیر مشخص است . در صورتی که هر 2 اطلاعات دریک زمان جمع آوری شود محقق به توجه این مطلب می پردازد که نگرش های مختلف منجر به درک یا عدم درک انتخابی پیغام های ناشی از افشاگری شده اند .
وفاداری به فروشگاه و خرید مارک های آن بایکدیگر وابستگی متقابل دارند . وفاداری به فروشگاه منجر به افزایش احتمال خرید مار های مختص به آن فروشگاه می شود اما رضایت از این مارک ها نیز منجر به وفاداری بیشتر به فروشگاه می شود.
نقش فرضیات :
در تحقیق ، فرضیات دارای چند عملکرد مهم هستند :
- به مطالعه جهت می دهد.
- حقایق مربوط یا غیر مربوط را معین می سازد.
- بهترین شکل طرح تحقیق را پیشنهاد می دهد.
- چارچوبی برای سازماندهی نتایج ارائه می دهند.
مشکل متداول در تحقیق و فور اطلاعات جالب است مگر در صورتی که محقق محدودیتهایی از طریق افزودن برخی عناصر بوجود بیاورد ، مطالعه ممکن است با اطلاعات جزئی که پاسخ سوالات اصلی مطرح شده توسط مدیران نیستند کم ارزش شود . در صورتی که فرضیه جدی گرفته شود آنچه را که باید و نباید مورد مطالعه قرار گیرد را محدود می سازد.
برای در نظر گرفتن نقش فرضیات در تعیین جهت تحقیق فرض کنید.
همسران( زنان و شوهران )در مورد درک خود در مورد نقش نسبی در تصمیمات خرید دارای توافق هستند.
فرضیه تعیین می کند که چه کسانی بایستی مورد مطالعه قرار گیرند ( زوجهای ازدواج کرده ) ، در چه شرایطی بایستی مطالعه شوند ( تصمیم مصرف کننده ) و چه چیزی باید مطالعه قرار گیرد ( درک در مورد نقش شان ) .
ماهیت این فرضیه و عبارت به این مطلب اشاره دارد که بهترین طرح تحقیق ، مطالعه بر مبنای ارتباطات است یک پیمایش یا مصاحبه . در این حالت ابزار عملی دیگری برای تعیین ادراک افراد وجود ندارد . بعلاوه ، در اینجا تنها به دنبال نقش فرضی در شرایط تصمیم گیری مصرف یا خرید هستیم بنابراین در مطالعه به دنبال جمع آوری اطلاعات دیگری در مورد سایر نقشها زوجین نیستیم . انعکاسات مربوط به این فرضیه ممکن است این مساله را آشکار کند که زوجین در مورد ادراک خود دارای تفاوت هستند که این تفاوتها در قالب متغیر های دیگری از قبیل سن ، کلاس اجتماعی ، پیشینه ، تفاوتهای شخصیتی ، و عوامل دیگر غیر مربوط به تفاوتهای جنسیتی ، توضیح داده شود.
فرضیه خوب چیست ؟ فرضیه خوب دارای 3 شرط است .
- مناسب بودن هدف .
- قابل آزمایش بودن .
- بهتر رقبایش باشد.
برای فرضیه توصیفی ، مکفی بودن هدف به معنی بیان روشن شرایط ، اندازه ، توزیع برخی متغیرهای دارای ارزش معنی دار برای وظیفه تحقیق است . در تئوری توضیحی ، بایستی به توضیح حقایق مورد نیاز بپردازد . استفاده از فرضیه در کنار سایر تعمیمات شناخته شده و مورد قبول منجر به درک شرایط اصلی مساله می شود.
فرضیه قابل آزمایش است در صورتی که دارای شرایط زیر باشد :
نیازمند تکنیکهای غیر قابل دسترس با شرایط جاری نباشد.
نیازمند توضیحات مخالف با حقوق فیزیکی و روانی نباشد.
نتایج و انحراف آن قابل استخراج از آزمایشات اهداف باشد.
نمودار 6-2 چک لیست توسعه فرضیه قوی
|
معیار |
تفسیر |
|
کفایت هدف |
-آیا فرضیه شرایط اصلی مسأله را آشکار می سازد ؟
- آیا فرضیه به طور واضح حقایق مناسب و غیر مناسب را تعیین می سازد؟
- آیا فرضیه بطور روشن شرایط ، اندازه ، یا توزیع برخی متغیرها بصورت دارای ارزش معنی دار برای مساله تحقیق است ؟( توصیفی )
- آیا فرضیه حقایق مورد نیاز را مطرح می سازد ؟( توضیحی )
- آیا فرضیه بهترین طرح تحقیق را پیشنهاد می کند ؟
- آیا فرضیه چارچوبی برای سازماندهی نتایج فراهم می سازد؟ |
|
قابل آزمایش |
-آیا فرضیه دارای تکنیک های قابل قبول است ؟
- آیا فرضیه نیازمند توضیح پذیرفتنی از لحاظ قانونی است ؟
- آیا فرضیه نتایج و انحرافات قابل استخراج از اهداف تحقیق را آشکار می سازد؟
- آیافرضیه ساده است و نیازمند شرایط یا فرضیات اندکی است؟ |
|
بهتراز رقبا |
- آیا فرضیه توضیحی بهتر از رقبا می دهد؟
- آیا فرضیه تنوع و دامنه بزرگتری از حقایق نسبت به رقبا ارئه می دهد؟
- آیا فرضیه قضاوت قابل قبولی ارائه می دهد؟ |
|
عمو ماً ، یک فرضیه بهتراز رقبا است اگر
- دارای دامنه وسیع تری باشد.
- حقایق بیشتری را آشکار سازد.
- تنوع بیشتری از حقایق را توضیح دهد.
- ساده باشد ،نیازمند شرایط و فرضیات ساده ای باشد. |
|
تئوری:
فرضیه نقش مهمی در توسعه تئوری دارد. درحالی که توسعه تئوری در گذشته دارای نقش مهمی در تحقیقات تجاری نبوده است، امروزه اهمیت خاصی یافته است.
فرد ناآشنا با تحقیق عبارت تئوری را به عنوان متضاد حقیقت تعریف می کند.به فرض فردی می شنود که پرفسور X بشدت تئوری محور است . مدیران کمتر احتیاج به تئوری دارند یا کاری به دلیل تئوری مدار بودن عملی نیست . این تصویر غلطی از ارتباط میان تئوری و حقیقت نزد محقق است .
زمانی به شدت تئوری گرا هستید که مبنای توضیح و تصمیمات شما، شرایط ضمنی نباشد.
این مساله ، تضاد حقیقت و تئوری را ثابت نمی کند. واقعیت این است که حقیقت و متواری برای یکدیگر دارای ارزشمند توانایی ، برای اتخاذ تصمیمات منطقی و توسعه دانش علمی ، به نسبت درجه ترکیب حقیقت و تئوری سنجیده می شود.
ما همگی بر مبنای تئوری های خود عمل می کند . تئوری ها تصمیم های مربوط به متغیرها و ارتباط میان آنهاست .
برای مثال – در اواسط روز متوجه تاریک شدن هوای بیرون ، ابرهای تیره از غرب ، وزش نسیم و خنک شدن دمای هوا می شویم . آیا درک شما از ارتباط میان این متغیرها ( متواری آب و هوا ) منجر به پیش بینی احتمال بارش در آینده کوتاه می شود ؟
شرایطی را در نظر بگیرید که از شما خواسته می شود و از 2 نفر برای ترفیع به سمت مدیر بخش مصاحبه کنید . آیا تئوری در مورد خصوصیات مورد نیاز چنین فردی دارید ؟ فرض کنید که با خانم الف مصاحبه می کنید و او با سوالات شما بسیار خوب ، روشن و ظاهراً صادقانه پاسخ می دهد . همچنین در مورد دیدگاههای خود برایبهبود عملکرد بخش بصورت مفصل توضیح می دهد. از سوی دیگر خانم ب، در مورد بیان نظرات خود بی میل است و تمایلی به ارائه نظرات خود در مورد بهبود عملکرد ندارد و به سوالات بصورت در " هرچه مدیریت عامل بگوید " جواب می دهد و صداقت و تفصیل کمتری در صحبتهایش به چشم می خورد. به احتمال زیاد بر مبنای ترکیب مفاهیم ، تعاریف و پیشنهادات ارائه شده در تئوری اثربخش مدیران فرد الف را بر می گزینید. این تئوری ممکن است به دلیل در نظر نگرفتن برخی متغیرها خیلی خوب نباشد اما نشان دهنده استفاده از تئوری بعنوان راهنمای تصمیمات ، پیش بینی ها و توضیحات است.
تئوری گروه سیستماتیک از مفاهیم ، تعاریف و پیشنهادات وابسته به یکدیگر است که برای توضیح و پیش بینی پدیده ها( حقایق ) به کار می رود . با این تعاریف تئوری های زیادی بطور پیوسته برای تعاریف آنچه اطراف ماست به کار برده می شود. به اندازه ای که تئوری عمیق و مناسب برای موقعیت است ، در توضیحات و پیش بینی های خود موفق هستیم . بنابراین همگامی که یک تئوری و دسته ای از حقایق با یکدیگر تناسب نداشته باشند به معنی تضاد آنها نیست . چالش ما ایجاد تئوری سبز و هنرمندانه تر برای ایجاد تناسب میان تئوری و حقیقت است .
تفاوت تئوری از فرضیه نیز ممکن است منجر سردرگمی شود . در این کتاب فرض می شود تفاوت پس این 2 در درجه پیچیدگی و انتزاع است . عموماً تئوری پیچیده تر ، انتزاعی است و شامل چند متغیر می باشد . ازسوی دیگر فرضیه تمایل به سادگی محدودیت متغیرها دارد.
تئوری و تحقیق
شناخت ارزش تئوری دارای اهمیت ویژه ای برای محققین است . تئوری در موارد زیادی به ما کمک می کند :
- تئوری دامنه حقایق مورد نیاز جهت نطالعه را محدود می سازد.
- تئوری نشانگر روش تحقیقی است که منجر به کسب بهترین نتایج می شود.
- تئوری محققین سیستمی را پیشنهاد می کند که دسته بندی داده ها بصورت معنادار را ممکن می سازد.
- تئوری به تلخیص دانسته های مربوط به هدف تحقیق پرداخته و یگانگی مشاعدات را بیان می کند.
- برای پیش بینی حقایق دیگر مورد نیاز به کار می رود.
مدل ها : عبارت مدل در میان تمامی فیلدهای تجارت وجود دارد و توافق کمی در مورد معنی آن وجود دارد . این ممکن است بدلیل عملکردها ، ساختارها، و انواع مختلف موجود مدل باشد . با این وجود حداکثر تعاریف بر این عقیده اند مدل ها از طریق قیاس و تمثیل به ارائه یک پدیده می پردازند . یک مدل بعنوان ارائه سیستمی برای مطالعه برخی جنبه های یک سیستم یا کلیت سیستم تعریف می شود.
مدل با تئوری در این جنبه تفاوت دارد که تئوری دارای نقش توضیحی و مدل دارای نقش بیانی و ارائه ای است.
ایده ها مختلف در مورد پذیرش محصول از طریق مدلهای جامعه شناسی روستایی قابل پیگیری است . این مدلها به بیان چگونگی اشاعه اطلاعات و ابتکارات در جوامع و فرهنگها از طریق شروع رهبران تصمیم می پردازند. مدلها ممکن است برای اهداف کاربردی یا به شدت کاربردی مورد استفاده قرار گیرد. تقریباً همه با مدلهای صف برای خدمات آشنا هستند . بانکها ، دفاتر پست ، واحدهای پاسخگوئی تلفنی ، یا ایستگاههای امنیتی فرودگاه به مشتریان در ایستگاههای مختلف با شروع از یک خط واحد سرویس ارائه می دهند . مدلهای دیگر خطوط مونتاژ ، حمل و نقل و موجودی در تلاش برای حل سریع نیازهای عملی می باشند . مدلی برای پیشبرد و تئوری کیفیت زندگی ، می تواند رفتار کارکنان را در شرایط کار انعطاف پذیر ، کار نیموقت ، تسهیم کار و هفته کاری فشرده تحت تاثیر قرار دهد.
تشریح ، توضیح و شبیه سازی 3 عملکرد اصلی مدلسازی هستند. هرکدام از این هارا برای ساخت تئوری تحقیق کاربردی مفیدی باشند.
مدلهای تشریحی : رفتار عناصر در یک سیستم داد و زمان نقص یا عدم وجود تئوری توضیح می دهد.
مدلهای توضیحی : کاربرد تئوری ها را بیان کرده یا درک از مفاهیم کلیدی را بهبود می بخشد.
مدلهای شبیه سازی: روابط ساختاری مفاهیم را بیان کرده و در تلاش برای افشای فرآیند ارتباطی میان آنهاست .
ایستایی: سیستم را در یک نقطه زمانی نمایان می سازد.
پویایی : تکامل سیستم در زمان را نمایان می سازد.
مدلهای شبیه سازی مونت کارلو مثالهایی از شبیه سازهای ایستا هستند. آنها فرآیندهای احتمالی رابا استفاده از اعداد تصادفی شبیه سازی می کنند. توضیح مجدد سهم بازار ، تغییر از یک مارک به مارک تجاری دیگر و پیش بینی ارزش آتی مثالهایی از سودمندی های مدلهای دینامیک است.
خلاصه :
1- روش تفکر فیلترهای برای تعیین دیدگاه و درک ما از حقیقت است .آنها بر آنچه بعنوان حقیقت قبول داریم تاثیر گذاشته و نشاندهنده میزان دقت ما در آزمایش اطلاعات دریافتی قبل از تائید آن است. هرچند روش علمی ابزار مقدم برای اطمینان یافتن در مورد اطلاعات است . تنها منبع حقیقت نمی باشد. روشهای دیگر تفکر تاثیر کاربردی و واضحی بررشته های تجاری داشته و توافق خود در ساخت تئوری و حل مساله در این زمینه ها را نمایان می سازد .
تحقیق علمی در فرآیند دخالت وجود دارد . این فرآیند برای توسعه و آزمایش پیشنهادات مختلف از طریق تحرک و تفکر انعکاس بکار می رود . تفکر انعکاس شامل استنتاج و نتیجه گیری متوالی برای توضیح یک روش پیچیده است . در عرض ، فرضیه برای نتیجه گیری در مورد حقایق آتی قابل یافت برای تائید یا انکار حقیقت فرضیه به کار می رود . محققان به انجام علم ( در مقایسه با الهام از طریق کشف یا نگرش علمی ) بعنوان فرآیند منظم که استنتاج ، قیاس ، مشاهده و تست فرضیه را به صورت یک گروه فعالیتهای تفکر انعکاسی، می پردازند.
هرچند روش علمی شامل مراحل مستقل یا متوالی نیست ، فرآیند حل مساله که آشکار می سازد ...... در مورد روش تحقیق ارائه می دهد.
2- روش علمی و تفکر علمی برمبنای مفاهیم ، نشانه هایی که به مجموعه ای از معانی که با دیگران تقسیم می کنیم بنیان شده اند. ما مفاهیم را برای تفکر و برقراری ارتباط در مورد مفاهیم انتزاعی به کار می بریم . همچنین سطح بالاتری از مفاهیم و ساختارها را برای ارائه توضیحات خاص علمی که قابل مشاهده نیستند استفاده می کنیم . مفاهیم ، ساختارها و متغیرها ممکن است به صورت عملی یا توضیحی تعریف شوند. تعاریف عملیاتی که در تحقیق ضروری هستند ، به تعیین اطلاعات مورد نیاز و نحوه جمع آوری آنها می پردازد . به علاوه بایستی دید مناسبی در مورد مساله تحقیق داشته باشد.
3- مفاهیم و ساختارها در مرحله تئوریکی و ..... در مرحله تجربه استفاده می شوند. متغیرها دارای ارزشهای عددی یا سایر ارزشها برای آزمایش و اندازه گیری هستند. آنها ممکن است به صورت توضیحی ( مستقل – وابسته و یا میانجی ) ، تصادفی و یا مداخله کننده باشند.
پیشنهادات دارای اهمیت ویژه ای در تحقیق هستند زیرا برای ارزیابی حقیقت و درک اشتباهات در ارتباطات میان پدیده های قابل مشاهده بکار رود. هنگام استفاده از پیشنهاد در مرحله آزمایش به طرح فرضیه می پردازیم . فرضیه ارتباط میان متغیرها را توضیح می دهد. فرضیه خوب در مورد ادعا توضیح داده قابل آزمایش است دارای دامنه ، اهمیت و سادگی بیشتر از رقبا می باشد.
گروه مفاهیم تعاریف و پیشنهادات وابسته هم برای توضیح یا پیش بینی پدیده هایی به نام تئوری بکار می رود. مدلها از تئوری در اینها قضیه متفاوتند که مدلها نماینده هایی از جنبه هایی از سیستم یا کلیت سیستم هستند. مدلها برای توصیف ، تشریح یا شبیه سازی بکار می روند.
|