ترجمه صفحات 139و140 Chapter 6 Design Strategies

ترجمه صفحات 139و140 Chapter 6 Design Strategies

درک افراد: هنگامیکه درک افراد در یک مطالعه تغییر یابد و دریابند که تحقیق جهت یافته است ؛ ممکن است سودمندی طرح کم شود. درک افراد نتایج تحقیقات را ماهرانه و مهیج تر تحت تاثیر قرار می دهد، ما نیزآنرا از مطالعات محوری و اساسی Hawthorne در اواخر دهه 1920، آموخته ایم.شواهد گسترده ای از تلاش برای راضی کردن پژوهشگران در حدس موفق فرضیه یا رواج کارشکنی وجود ندارد، این در حالیست که افراد بر این باورند که چیزی غیر معمول اتفاق می افتد، و ممکن است آنها کمتر رفتار طبیعی داشته باشند.سه سطح از ادراک وجود دارد:

-         افراد از عادات روزانه،تغییری دریافت نمی کنند.

-         افراد انحرافی دریافت می کنند، ولی به محقق یا پژوهشگر ارتباطی ندارد.

-         افراد انحرافی دریافت می کنند، همانگونه که پژوهشگر القا میکند.

در محیط های تحقیق و موقعیت های کنترلی، پژوهشگران باید نسبت به مواردی که ممکن است نتیجه گیری آنها را تغییر دهد، هوشیار باشند.به عنوان یادآوری و تذکر درکاشخاص برای طبقه بندی مطالعات یک فرد ارائه می شود تا میزان قوت و ضعف آن را مورد آزمایش قراردهد، بنابراین برای اعلام نتایج آماده می شود.

مطالعات تحقیقی

تحقیق هنگامی کاربرد دارد که پژوهشگران، ایده ی روشن از مشکلاتی که با آنها در طول پژوهش مواجه می شوند را ندارند.در طول تحقیق پژوهشگران مفاهیم را واضح تر گسترش داده و اولویت ها رامشخص میکنند، تعاریف عملی را بیان نموده و طرح نهایی پژوهش را بهبود می بخشند. همچنین تحقیق باعث صرفه جویی در  هزینه و زمان می شود. اگر مشکل به اندازه اولین تفکر مهم نباشد، پروژه های پژوهشی را می توان متوقف نمود.

تحقیق اهداف دیگری را نیزارائه می کند. فضای تشخیص ممکن است خیلی جدید یا مبهم باشد به طوری که پژوهشگرنیاز دارد تا تنها برای فهم مطلبدرخصوص مشکلی که مدیر با آن مواجه است،تحقیقی را انجام دهد.ممکن است متغیر های مهم شناخته نشوند و یا تماماًتوصیف نشوند. فرضیه های پژوهش نیز لازم هستند. همچنین پژوهشگرباید تحقیق کند تا از عملی بودن پژوهش در این زمینه اطمینان پیدا کند.یک نماینده دولت فدرال ، دراداره تجزيه وتحليل صنعت،پژوهشی را نشان داد که بیان می کردمجریان یک صنعت ،درباره خریدهای ماده خام چگونه تصمیم می گیرند.سوالاتی طراحی شد که می پرسید چگونه ماده خام در تولیدات کارخانه ای خاص جایگزین شده است (همینطور در چه گستره ی قیمتی). اگر مجریان صنعت اطلاعات کافی درباره تصمیم گیری خود در مورد موضوعی که برای موفقیت پژوهش مهم است را فاش کنندباید جستجویی برای تحقیق انجام شود.

 علیرغم ارزش روشن آن، پژوهشگران و مدیران توجه کمتری از آنچه که باید به تحقیقداشته باشند,دارند. فشارهای قوی برای پاسخ های سریع وجود دارد. به علاوه گاهی تحقیق به انحرافات قدیمی درباره پژوهش کیفی،طرح غیرسیستماتیک و غیرآشکاروذهنی،مرتبط می شود. یک نگاه عاقلانه تر این است که تحقیق زمان و پول را ذخیره می کندو نباید آنرا ناچیز شمرد.

تکنیک های کیفی

اهداف تحقیق با تکنیک های متفاوتی انجام می شود. اگرچه تحقیق قویاً بر تکنیک های کیفی  تاکید دارد ، تکنیک های کیفی و کمی هردو کاربرد دارند. نویسنده ای برای متمایز کردن این دو ، یک تصویر لغویخلق میکند:

هنگامی که ما چشم اندازی از پژوهش کیفی را در نظر می گیریم،رویکرد های متعددی برای تشخیص های تحقیقی سوالات مدیریتی، شکل می گیرد:

-         مصاحبه ی عمیق( معمولاً کلامی است تا ساختاری)

-         مشاهده مشارکتي (برای دریافت مستقیم اینکه همراهان در تجربه تنظیم شده چگونه هستند)

-         فیلم ها، عکس ها و نوارهای ویدیویی( برای ثبت زندگی گروه تحت مطالعه)

-         تکنیک های تصویری و آزمون های روانشناسی( مثل آزمون اندريافت موضوعي ، اندازه گیری های تصویری، بازی ها، یا نقش بازی کردن)

-         مطالعه موردی (برای آنالیز مفهومی عمیق چند واقعه یا شرایط)

-         قوم نگاری خیابانی(برای کشف اینکه چگونه یک زیرگروه فرهنگی جهان خود را در سطح خیابان توصیف می کند و میسازد.)

-         مصاحبه تخصصی یا گلچین (برای دستیابی به اطلاعات افراد ذی نفوذ و آگاه در یک سازمان یا اجتماع)

-         تجزيه وتحليل اسنادی (برای ارزیابی سوابق عمومی یا محرمانه معاصر یا تاریخی، گزارش ها، اسناد دولتی و عقاید)

-         فضاي شخصي واجتماعي وغيرزباني (به ترتیب مطالعه استفاده از فضا و ارتباط حرکت بدن )

هنگامی که این رویکردها با هم ترکیب می شوند، 4 تکنیک تحقیقی با کارایی وسیع برای مدیریت پژوهشگر آشکار می شود.

-         تجزيه وتحليل داده های ثانویه

-         مطالعات تجربی

-         گروه های تمرکز

-         طرح های دو مرحله ای

-        تجزيهوتحليل داده های ثانویه

اولین گام در مطالعه تحقیقی, یک جستجو در نوشته های ثانوی میباشدمطالعاتی که دیگران برای اهداف خود انجام می دهند داده های ثانویه را ارائه می دهند. کشف دوباره از مجموعه داده های اولیه موثر نیست و پژوهش اصلی آنچه که به تازگی انجام شده است و در سطحی که برای تصمیم گیری مدیریتی کافی است غیر موثر می باشد.

در تحقیق داده های ثانوی ، باید یک پژوهشگر ابتدا با آرشیوی از داده های خود سازمان آغاز کند.اغلب گزارش های مطالعات پیشین مقدار وسیعی از داده های تاریخی یا الگوهای تصمیم گیری را آشکار می کند.با بازنگری مطالعات پیشین شما می توانید متدولوژی هایی را که موفق یا ناموفق در می آیند را شناسایی کنید.راه حل هایی که در گذشته به خاطر شرایط محیطی مختلف به آنها توجه نشده استبه عنوان موضوعات بالقوه برای مطالعات بعدی ظاهر می شوند.هنگامی که داده های برگزیده قبلی می توانند اطلاعات کافی برای حل دوباره معضل تصمیم گیری  موجود فراهم آورند، لازم است پژوهشگر از تکرار در مثال ها پرهیز کند.هنگامی که جدیداً برنامهMindWriter's Complete Careمعرفی شد، به این صورت بود که یک مطالعه بیشتر در خصوص فعالیت های خدماتیو سیاستیگذشته ، نگرش های مشتری به گونه ای که MindWriter طرح برنامه جاری را بنیان می نماید، آشکار می سازد.

ترجمه صفحه 35 استقراء وصفحات 145 تا147

صفحه 35 استقراء

استدلال استقراء اساسآ متفاوت است.  چنین رابطه مستحکمی بین دلیل و نتیجه گیری در استقراء وجود ندارد. برای استقراء لازم است که از یک یا چند واقعیت های خاص و یا تکه های شواهد ، نتیجه گیری شود . نتیجه گیری حقایق را توضیح می دهد و حقایق نتایج را پشتیبانی می کنند. برای توضیح مطلب ، فرض کنید شرکت شما در تبلیغات منطقه ای یک میلیون دلار خرج می کند و فروش افزایش نمی یابد. این یک واقعیت است -  فروش درحین یا بعد از تبلیغات افزایش نمی یابد. در چنین شرایطی، ما می  پرسیم ، "چرا فروش افزایش نیافت؟".

به احتمال زیاد یک پاسخ به این سوال یک نتیجه گیری است که تبلیغات ضعیف اجراء شده است. این نتیجه گیری یک  استقراء است چرا که ما از تجربه میدانیم که فروش منطقه ای باید در طول یک واقعه تبلیغاتی بالا رود .همچنین ما می دانیم که اگر تبلیغات ضعیف اجراء شده باشد فروش افزایش نخواهد یافت. با این حال، طبیعت استقراء، این است که نتیجه تنها یک فرضیه است.این یک توضیح است ، اما توضیحات دیگری به همین خوبی متناسب با واقعیت نیز وجود دارد .به عنوان مثال، هر یک از فرضیه های زیر ممکن است توضیح دهد که چرا فروش افزایش نیافت . 

خرده فروشان منطقه ای موجودی انبار کافی برای پر کردن درخواست مشتری طی دوره تبلیغات نداشتند اعتصاب توسط کارکنان شرکت حمل ونقل ما از ورود به موقع موجودی انبار برای اینکه در زمان تبیلغات موثر باشد جلوگیری نمود .

طوفان با درجه  پنج تمام مکان های خرده فروشی ما را در منطقه به مدت 10 روز در طول تبلیغات بست.

در این مثال، ما ماهیت ضروری استدلال استقرایی را می بینیم. نتیجه گیری استقرایی  یک انتخاب سریع استنباطی فراتر ازمدارک ارائه شده است – یعنی ، اگر چه یک نتیجه گیری این واقعیت را توضیح می دهد که هیچ فروشی افزایش نیافته، نتیجه گیری های دیگر نیز می تواند این واقعیت را توضیح دهد. حتی ممکن است که هیچ یک از نتیجه گیری ما پیش بردیم  به درستی شکست افزایش فروش را توضیح ندهد. 

با استفاده از استقراء،  خانم  مایرا واینز  متقاعد نشده بود که " پوسته " گلوله های منفجر نشده توپخانه بی ضرر است. در حالی که نتیجه گیری ارتش قابل قبول بود، مطمئنا حداقل یک نتیجه گیری دیگر- که پوسته گلوله های منفجر نشده تاخیر تجربه میکنند و با جابجایی بیشتر منفجرمیشوند - به همان میزان قبل از تایید معتبراست. 

مثالی دیگر، بیایید وضعیت تریسی نلسون ، فروشنده در شرکت جعبه مربع در نظر بگیرید. تریسی یکی ازپایین تری رکورد های فروش را در این شرکت دارد . عملکرد نامطلوب او باعث مشود ما این سوال را بپرسیم، "چرا او اینقدر ضعیف کار میکند؟ با شناخت ما از کارتریسی در فروش، ماهیت فروش جعبه، و بازار، ما ممکن است نتیجه گیری کنیم (این فرضیه را مطرح کنیم)  که مشکل او این است که اوتماس های خیلی کمی درهر روز برای ساختن یک رکورد فروش خوب انجام می دهد. فرضیه های دیگر این سیستم نیز ممکن است  بر اساس شواهد موجود برای ما بیان شود.در میان این فرضیه ها موادر زیر هستند :

قلمرو تریسی پتانسیل بازاز قلمرو های دیگر را نداشته باشند.

مهارت های ایجاد کننده فروش تریسی ضعیف بوده  و او قادربه بستن موثرفروش نیست.

تریسی اختیارات پایین آوردن قیمت ها را نداشته و قلمرو او میدان شدید کاهش قیمت توسط سازندگان رقیب شده است،  باعث شده او فروش های زیادی رانسبت به رقبا  از دست بدهد. برخی از افراد کلآ نمی توانند جعبه بفروشند ، و تریسی یکی از این افراد است.هریک از فرضیه های فوق یک استقراء است که ما ممکن است  به عنوان  شاهد ی از سابقه فروش ضعیف تریسی پایه قرار دهیم   ، به علاوه ی  برخی از فرضیه ها یا باورهای که ما در مورد او و فروش جعبه داریم. همه آنها برخی احتمال درست بودن دارند، اما ما احتمالا اعتماد بیشتری در برخی نسبت به برخی دیگرخواهیم داشت. همه نیاز به تاییدیه بیشتری قبل از به دست آوردن اعتماد  ما خواهند داشت.  تاییدیه با شواهد بیشتر بدست میآید. وظیفه تحقیق تا حد زیادی به ........(پایان صفحه 35)

  صفحه145

دریافت اطلاعات در زمان واقعی

از لحاظ تاریخی ، زمانی که شرکت هیولت پاکارد (HP) نیاز به اطلاعات مربوط به عملکرد محصول داشت،منتظرمی شد تا اینکه محصول با حجم زیاد به  بازار عرضه گردد. سپس، بر اساس گفته های  بث اولسون،  مدیر تحقیقات بازار برای بخش پشتیبانی محصولات هیولت پاکارد ، هیولت پاکارد برای دریافت اطلاعات مصاحبه های وقت گیر، گران، سنتی ، یک به  یک را انجام می داد.به تازگی ،هیولت پاکارد با شرکت دیساسیو تکنولوژی( (Decisive Technology ، شرکتی که  راه حل های دریافت اطلاعاتی مشتری مبتنی براینترنت  برای بازخورد مشتریان در زمان واقعی را طراحی واجرا میکند، همگروه شد . محصولش ،"دیدگاه بازار" ، نتایج را فورآ و به طور مداوم بر روی یک وب سایت امن منتشر میکند .  "با استفاده از این محصول ، ما قادر به برقراری ارتباط خیلی موثری با  مشتریا ن ناجورمان بودیم ، اطلاعات را به صورت فوق العلاده  سریع به دست آوریم، و دریک فرمت که به  مردم اجازه می داد از طریق شرکت هیولت پاکارد به اطلاعات دسترسی داشته واقدام کنند" ،اولسون اظهار داشت. 

  گروه های متمرکز کنفرانس ویدئویی

  نوع سوم از گروهای متمرکزچهره به چهره از طریق ویدئو کنفرانس انجام شده است. برای این رسانه ، بسیاری رشد پیش بینی می کنند .مانند گروه متمرکز تلفن، کنفرانس ویدئویی صرفه جویی قابل توجهی را بوجود می آورد. کاهش زمان سفر برای تسهیل کننده و مشتری، به این معنی است که گروه های متمرکز بیشتری را می توان در یک زمان کوتاه تر انجام داد. با این حال، کنفرانس ویدئویی مانع بین مدیران و شرکت کنندگان را ، اگر چه به میزان کمتری از گروه متمرکز تلفن، حفظ کرده است . از آنجا که شرکت های بزرگ و دانشگاه ها اغلب خود دارای امکانات کنفرانس ویدئویی داخلی هستند، اکثر کنفرانس ویدئویی گروه های متمرکزدر درون این مجموعه رخ می دهد.

  ضبط ، تجزیه تحلیل و گزارش

در ترتیبات چهره به چهره، برخی از مدیران سایت ها از ورقهای بزرگ کاغذ برای ثبت روند برروی دیواراتاق گروه متمرکزاستفاده می کنند ؛ دیگران از یک دفترچه یادداشت شخصی استفاده می کنند. مدیران مکان های جلسات برای تجزیه و تحلیل کامل مصاحبه هم  ویدئو وهم آدیدوتیپ ( audiotapes ) تهیه می کنند .مکالمات ضبط شده و یادداشت های مدیردر طول جلسات مختلف گروه متمرکز با استفاده از تجزیه و تحلیل های کنترل خلاصه میشود.این تحلیل ها حامی مالی پژوهش را با تصویر کیفی نگرانی ها ، ایده ها ، نگرش ها ، و احساس های پاسخ دهندگان آشنا می کند. 

مزایا و معایب

مزیت اصلی گروه متمرکز به عنوان یک ابزار تحقیقاتی تجسسی ، توانایی آن در به سرعت و ارزان بدست آوردن  درک مسائل اصلی یک موضوع می باشد. گروه های متمرکز کوتاه ، نسبتا ارزان ،وبسیار انعطاف پذیر هستند .آنها فرصتی را برای مدیر، محقق، و یا مشتری برای مشاهده واکنش ها  به پرسش های تحقیقاتی آنها در یک جلسه گروهی باز فراهم می کنند .شرکت کنندگان به جای آنکه مجبور باشند به یک روش رسمی پاسخ دهند ،با روش خود  پاسخ خواهند داد .از آنجا که آنها می توانند آزادانه به پاسخ های یکدیگر واکنش نشان دهند، اغلب غیر منتظره رخ می دهد.

  روش گروه متمرکز کاوش اطلاعات و ایده های جدید را بهترفعال  می کند .دستور کار می تواند اصلاح شود موقعی که تیم تحقیقاتی بر روی گروه متمرکز دیگری  تمرکزمی کند .حتی در این گروه متمرکز، یک تسهیل کننده ماهر می تواند بر روی ایده ها و بینش های گروه های قبلی کار کرده ، و به عمق بیشتر از فهم برسد . با این حال، با توجه به اینکه آنها دستگاه های کمی هستند ، با دقت نمونه گیری محدود ، نتیجه از گروه های متمرکز نبایستی جایگزینی برای تجزیه و تحلیل کمی در نظر گرفته شود . 

به حد عالی رساندن کارگران لنگرگاه

رئيس بندری در فنلاند مشکل بهره وری از کارگران با سابقه  بندر داشت .وقتی که نوبت کاری آنها  به پایان می رسید، کارگران  پست خود را ترک کرده ، ا بزار و ماشین آلات در هر کجا که ایستاده بود دها نموده ، انتظارداشته تعداد تا مشخصی از کارگران این تجهیزات با ارزش را به جایگاه و به محل واقعی اش برگردانند .  کارگران لنگرگاه برای پیوستن به این شرکت با دستمزدهای بالا ترغیب شده بودند ، اما ماهیت تکراری کار، وفاداری بالایی ایجاد ننموده  است .از موقعی که تکنولوژی به طور فزاینده ای نیاز به مهارت های جدید به این کارگران قرار داد ، کار ​​که زمانی خواستار نیروماهیچه بیشتری بود در حال حاضر  نیاز به نیرومغز بیشتری دارد . رئيس بندر شرکت مشاوره رابینزتین ( Rubinstein)  هلسینکی  فنلاند را ، برای دوباره روبراه کردن  طرح استخدام شرکت  خود انتخاب نمود . با استفاده از مصاحبه های دقیق در میان کارگران کنونی و مشکل بالقوه، رابینزتین (Rubinstein) یک مشکل بالقوه و فرصت استنباط از آن را  شناسایی نمود .کارکنان مسن تر و جدید  انتظاریک عمر اشتغال آرام را داشتند. کارگران جوان تر بیشتر فداکار بودند، آنها هر گونه اشتغال به عنوان یک تعهد مادام العمررا نمی دیدند. داده های مصاحبه رابینزتین (Rubinstein) ، به توصیه استراتژی جایگزین استخدام راهنمایی نمود:

به عنوان یک استراتژی ، کارگران جوان را ، کسانی که هم اکنون از خدمت نظام اجباری خارج شده ، و برای  بدست آوردن پس انداز مورد نیاز برای آموزش عالی به دنبال کسب حقوق های بالا بوده هستند ، هدف قراربده .

طراحی دو مرحله

راه مفید برای طراحی یک مطالعه تحقیقاتی به صورت یک طرح دو مرحله ای است. با این رویکرد، تجسس یک هدف جداگانه مرحله اول می شود (1 ) : تعریف روشن تحقیق و(2) توسعه طراحی تحقیق . 

در استدلال برای رویکرد دو مرحله ای ، ما می دانیم که خیلی  در مورد این مسئله شناخته نشده است اما باید قبل از اینکه تلاش و منابع تخصیص یابد،باید شناخته شود . در این شرایط، شخص  در محدوده  ناشناخته کار میکند ، که در آن پیش بینی مشکلات و هزینه های مطالعه دشواراست . پیشنهادهایی که تصدیق به عملی بودن این رویکرد می کنند به ویژه زمانی مفید است که بودجه پژوهش انعطاف ناپذیر است .یک تجسس محدود، با یک هزینه نسبتا کم ،خطر کمی برای هم حامی مالی وهم  پژوهشگر دارد  و اغلب اطلاعاتی را کشف می کند  که کل هزینه های تحقیقاتی را کاهش می دهد.

  یک مطالعه تجسسی هنگامی که محققان به موارد زیر دست یافته اند به پایان میرسید:

ابعاد عمده ای از کار تحقیقاتی ایجاد نموده باشد .

مجموعه ای از پرسش های فرعی  تحقیقاتی تعریف شده که می توانند به عنوان راهنما برای برنامه ریزی  طرح تحقیقاتی استفاده شود .

فرضیه های متعددی در مورد علل احتمالی معضل مدیریت توسعه داده شده باشد.

متوجه شده باشد  که بعضی  فرضیه های دیگرآنقدردارای  احتمال  دور است که می توان آنها را با خیال راحت در هر مطالعه بعدی  نادیده گرفت .

نتیجه کرفته باشد که تحقیقات بیشتری مورد نیاز  یا عملی نیست . 

مطالعات توصیفی

  در مقایسه با مطالعات تحقیقاتی ، مطالعات رسمی معمولا با فرضیه هایی که به روشنی بیان شده و یا با سوالات تحقیقی، ساختاریافته اند .مطالعات رسمی مورد استفاده بسیاری از اهداف پژوهشی هستند :       

  شرح پدیده ها یا ویژگی های مرتبط با جامعه موضوع (  کی ، چه، زمان ، کجا ، و چگونه از یک موضوع) .       

   برآورد نسبت جمعیت که این ویژگی را دارند .        

   کشف ارتباط میان متغیرهای مختلف .       

   کشف و اندازه گیری از روابط علت و معلولی بین متغیر ها .  

   سه هدف اول پژوهش های  رسمی معمولا در ارتباط با مطالعات توصیفی بوده ، در حالی که هدف چهارم برای  بیان مطالعه روابط علت و معلولی می باشد.      

 یک مطالعه توصیفی ممکن است ساده باشد ، و ممکن است آن را در گزینه های بسیاری انجام داد . درهر فرمی ، یک مطالعه توصیفی می تواند درست همون گونه خواستار مهارت های پژوهشی باشد که مطالعات علت و معلولی است، و ما باید بر روی استانداردهای لازم برای طراحی و اجرای اصرار کنیم .

ساده ترین مطالعه توصیفی مربوط به یک سوال یا فرضیه تک متغیره است که در آن ما در مورد، و یا حالت ، فرم، توزیع، و یا وجود یک متغیر می پرسیم . در تجزیه و تحلیل حسابهای شرکت بانک چویس، ما ممکن است علاقه مند به تحقیق مشخصات پس اندازکنندگان  باشیم . ما در ابتدا ممکن است بخواهیم  آنها را در رابطه با  شعبه اصلی جستجو کنیم .این سوال ممکن است، "چند درصد ازپس اندازکنندگان داخل شعاع دو مایلی از شعبه زندگی می کنند؟"با استفاده از قالب فرضیه، ما ممکن است پیش بینی کنیم ، "60 درصد یا بیشتر ازپس اندازکنندگان در داخل شعاع دو مایلی از شعبه زندگی می کنند."

 ما همچنین ممکن است علاقه مند به بدست آوردن اطلاعاتی مربوط به متغیرهای دیگر ، از قبیل اندازه نسبی حساب، تعداد حسابها برای افراد زیر سن قانونی،تعداد حسابهایی که ظرف شش ماه گذشته افتتاح شده ، و میزان فعالیت (تعداد سپرده ها و برداشت ها در هر سال) در حسابها باشیم .داده های مربوط به هر یک از این متغیرها، به تنها یی ، ممکن است برای تصمیمات مدیریت ارزش داشته باشند .روابط دوتایی بین اینها یا متغیرهای دیگر ممکن است حتی دارای منافع بیشتری باشد . جدول بندی متقابل بین فاصله از محل اقامت و یا اشتغال صاحب حساب تا شعبه و فعالیت حساب ممکن است نشان دهد که اندازه های مختلف فعالیت مربوط به محل سکونت صاحب حساب میباشد . جدول بندی متقابل از اندازه حساب و جنسیت صاحب حساب نیز ممکن است ارتباطی را نشان دهد . چنین روابط همبستگی لزوما دلالت بریک رابطه علت و معلولی نیست .        مطالعات توصیفی اغلب بسیار پیچیده تر از این مثال هستند .یک مطالعه از پس اندازکنندگان به صورتی که شرح داده شد  شروع گردید وپس از آن به مطالعات عمیق تری رفت . بخشی از این مطالعه شامل مشاهده سوابق حسابها شد که نشان داد که انبوهی از پس اندازکنندگان دراطراف شعبه است . حساب های آنها به طور معمول نسبت به کسانی که در دورتر زندگی می کردند بیشتروفعال تر بود . بررسی نمونه ای از پس اندازکنندگان  اطلاعاتی را در مورد مراحل چرخه زندگی خانوادگی، نگرش نسبت به پس انداز ، سطح درآمد خانواده، و مسائل دیگرفراهم نمود .ارتباط این اطلاعات با داده های پس اندازهای شناخته شده نشان داد که زنان صاحب حسابهای بزرگتر هستند . تحقیقات بیشتر نشان داد که زنان  با حساب های بزرگتر اغلب بیوه یا زنان مجرد کارمندی بودند که مسن تر از متوسط دارنده گان حسابها می باشند . اطلاعات در مورد نگرش و شیوه های صرفه جویی آنها به استراتژی های تجاری جدید در بانک منجر شده است.   

  مدارک جمع آوری شده روابط اتفاقی را پیشنهاد می دهد. ارتباط بین نزدیکی به شعبه و احتمال داشتن یک حساب درشعبه این پرسش بوجود می آورد  "چرا باید افرادی که دور از شعبه زندگی می کنند، آنجا حساب داشته باشند ؟" در این نوع سوال یک فرضیه بزرگترین مشارکتش را - با اشاره  به جهتی که  این پژوهش ممکن است دنبال کند- می سازد . ممکن است فرض شود که 

پس اندازکنندگان دورتر (به عنوان کسانی که بطور عملیاتی با آدرس های بیش از دو مایل از شعبه تعریف شده اند ) در نزدیکی شعبه حساب دارند ، بعلت اینکه آنها زمانی در نزدیکی شعبه زندگی می کردند، آنها "در نزدیکی" بودند زمانی که تصمیم به بازکردن حساب شده بود .

پس اندازکنندگان دورتردرواقع درنزدیکی شعبه زندگی می کنند، اما آدرس درحساب در خارج ازشعاع دومایلی است:آنها"در نزدیکی"هستند. اما پرونده این را نشان نمی دهد.   

  پس اندازکنندگان دورتردر نزدیکی شعبه کار می کنند ؛ آنها به موجب محل کار خود "در نزدیکی" هستند.        پس اندازکنندگان دورتر به طور معمول در نزدیکی شعبه نیستند ، اما به تبلیغاتی که آنها را به بانک تشویق می کرد پاسخ داده اند این نوع دیگری از "نزدیکی" که مفهوم را به یک "راحتی" تبدیل شده است .

ترجمه صفحات 38 تا 47 کتاب روش تحقیق کوپر

رویکرد علمی

در مقام مقایسه، چنان‌چه ابزارهای تفکر را به "فکر" علم تشبیه نماییم، آن‌گاه رویکرد علمی همچون روح آن خواهد بود. رویکرد علمی از جمله عوامل مؤثری است که امکان یافته های علمی جدید را فراهم می‌آورد. در بسیاری از جنبه های علمی، محققان ناچارند تا با فرض قرار دادن برخی موارد، نسبت به پیش‌بینی سایر عوامل مؤثر در تحقیق اقدام نمایند.

به طور مثال، کنجکاوی اندیشمندان موجب شده است که رابطه بین بهره‌وری و رضایت شغلی کارکنان مورد توجه قرار گیرد. در اولین گام، هاتورن (1) در تحقیقات خود نشان داد که رضایت شغلی کارکنان موجب افزایش بهره‌وری در سازمان می‌گردد. از آن‌جایی که تحقیقات بعدی وجود چنین رابطه‌ای را تأیید نکرد، این ایده مطرح شد که بهره‌وری و رضایت شغلی کارکنان به طور مستقیم با یکدیگر در ارتباط نبوده و این رابطه تحت تأثیر متغیرهای دیگری نیز می‌باشد. در حال حاضر، این اعتقاد وجود دارد که عوامل مؤثر بر بهره‌وری تنها محدود به دلایل مرتبط با شغل نبوده و بهره‌وری نیز در وظایف آسان و پیچیده، متفاوت می‌باشد. از این رو است که امروزه در مطالعه چنین رابطه‌ای، بسیاری از متغیرهای مرتبط (2) با این زمینه نیز در نظر گرفته می شوند. از آغاز پرسش چنین سؤالی تا کنون بیش از 30 سال می گذرد. همراه شدن کنجکاوی طرح سؤالات و هیجان کسب آگاهی از نادانسته ها، عامل انگیزشی این محققان در ادامه مسیر کشف حقیقت بوده است.

انگیزه و علاقه دانشمندان به کشف ناشناخته‌ها ریشه در گرایش ذاتی انسان‌ها به پی بردن به ذات خلقت و ورود به فضاهای جدید و عمیق شدن در محیط پیرامون وی دارد. چنین رویکردی به تحقیق، به پژوهشگر حس مفید بودن و هیجان کشف ناشناخته ها را داده و لذا تلاش می‌نماید تا نظام حاکم بر پدیده‌ها را به منظور پایه‌گذاری حوزه جدیدی از علم در نوردد.

شناخت تئوری: اجزاء و ارتباطات

در اجزای یک تحقیق، نظام و نحوه ارتباط درونی پدیده‌ها با یکدیگر شناخته و توضیح داده می‌شوند. به طور مثال، محقق در نظر دارد که در یابد "پاسخ کارکنان به نظام جدید ساعات کاری که دارای انعطاف بیشتری می‌باشد، چگونه خواهد بود؟" و یا "چرا شاخص بازار سهام در برخی موارد روندی خلاف جهت نشان‌گر ها اقتصادی را طی می‌نماید؟". هنگام مواجهه با چنین پرسش‌هایی، بایستی در مورد تعاریف اتفاق نظر وجود داشته باشد. کدام کارکنان؟ کدام پاسخ؟ چه نشان‌گرهای اقتصادی؟ پاسخ به این سؤالات مستلزم استفاده از مفاهیم، ساختارها و تعاریف می‌باشد. این اجزاء که همچون آجرهای بنای یک ساختمان (تئوری) می‌باشند، در ادامه مطرح خواهند گردید.

مفاهیم

شناخت ارتباط و اطلاعات حاصل از رویدادها و اجزاء مختلف، مستلزم وجود بستر مشابه مابین آن‌ها است. یک "مفهوم"(3) غالباً حوزه معنای مورد قبول و ویژگی‌های حاکم بر مجموعه‌ای از رویدادها، اجزاء، شرایط و موقعیت‌ها را توضیح می‌دهد. ایجاد یک مفهوم عمدتاً از طریق طبقه‌بندی اجزاء و رویدادهای دارای ویژگی مشابه تحت یک عنوان صورت می‌پذیرد. هنگامی که به طور مثال، شما با یک مفهوم به نام کارت گارانتی مواجه می شوید، تنها یک کارت خاص را که مشاهده می‌نمایید مورد نظر نخواهد بود؛ بلکه این مفهوم حاصل از تمامی "کارت‌های گارانتی" می‌باشد که شما با آن ویژگی‌های خاص قبلا برخورد داشته‌اید.

این مفاهیم به طور انتزاعی نام‌گذاری می‌گردند و بخشی از هویت وجودی مجموعه‌ای از اقلام پیرامون را تشکیل خواهند داد. به وطور مثال، هنگامی که یک خانم از کنار شما عبور می‌نماید، شما با نحوه حرکت اندام‌های وی متوجه می‌شوید که در حال دویدن، راه رفتن، صحبت کردن و یا مباحثه کردن است. همچنین همین مفاهیم هستند که یک زن را از یک مرد جدا نموده و فرق بین تراکتور یا اسب را نشان می‌دهد. همه ما از مفاهیم زیادی به طور روزمره در مکالمات و فعالیت‌های خود استفاده می‌نماییم.

منابع مفاهیم

مفاهیمی که به طور گسترده و روزمره مورد استفاده همگان قرار می‌گیرند، به سبب ویژگی پر کاربرد بودن، در طول زمان ایجاد شده‌اند و همه ما نیز به طور روزمره از آن‌ها در زندگی شخصی خود نیز استفاده می‌نماییم. در تمام جوامع نیز این مفهوم وجود دارد؛ گو این‌که به زبان‌های مختلف بیان شوند. برخی مفاهیم مختص یک فرهنگ خاص می‌باشند و شاید تا کنون به زبان‌های دیگری ترجمه نشده باشند.

مفاهیم روزمره بخش عمده‌ای از مفاهیم مورد استفاده را حتی در پژوهش‌ها تشکیل می‌دهند. لیکن چالش اصلی هنگام مواجهه با مفاهییم جدیدی است که بعضاً تلاش دارند تا ایده‌های جدیدی را منتقل نمایند. در این خصوص می‌توان از زبان‌های دیگر و یا حوزه‌های دیگر علمی کمک گرفت. به طور مثال، مفهوم کشش (4) از فیزیک برداشت شده و در بازاریابی مورد استفاده قرار گرفته شده است تا مفهومی جدید در زمینه نحوه خرید مصرف‌کنندگان را تشریح نماید. به همین ترتیب مفاهیم فاصله (5) در رفتارشناسی و سرعت (6) در اقتصاد از علم فیزیک اقتباس گردیده‌اند.

چنین اقتباسی همواره در عمل کاربردی نبوده و در برخی موارد، محقق ناگزیر به تغییر دامنه شمول یک مفهوم  و یا استفاده از کلمات جدید برای تشریح آن می‌باشد. کلمه "مدل" (7) جزو دسته اول می باشد. حالت دوم نیز برای محققان حوزه‌های فیزیک و پزشکی کاربرد بیشتری دارد.

اهمیت مفاهیم در تحقیقات

مفاهیم جزو بنیان‌های تمامی تفکرات و ارتباطات می‌باشند و در صورت کم توجهی به اهمیت آن‌ها در تحقیق، چالش‌های حدی فرا رو خواهد بود. از این رو دقت و جامعیت آن‌ها بایستی همواره مد نظر یک پژوهش‌گر باشد. فرضیه‌ها نیز با استفاده از مفاهیم شکل می‌گیرند. جمع‌آوری، سنجش و اندازه‌گیری داده‌ها نیز تماماً مبتنی بر مفاهیم خواهند بود. در واقع موفقیت یک تحقیق بستگی به الف) شکل‌گیری دقیق مفهوم تحقیق و ب) میزان درک مفاهیم از سوی دیگران خواهد داشت. حتی اندازه‌گیری رفتارها که مفهومی مجرد می‌باشند نیز تنها از طریق تعیین مفاهیم امکان‌پذیر خواهد بود.

چالش اصلی در ارائه مفاهیمی است که دیگران نیز به طور دقیق آن‌ها را درک نمایند. به طور مثال، از پاسخ‌دهندگان سؤالی درباره جمع درآمد خانواده آن‌ها پرسیده می‌شود. با وجود آن‌که چنین مفهومی در مورد درآمد خانواده ممکن است در وهله نخست بسیار ساده فرض شود، لیکن ابهاماتی همچون موارد زیر نیز می‌توانند بروز نمایند: دروه زمانی این درآمد، مثلاً هفتگی، ماهانه یا سالیانه؛ قبل یا بعد از مالیات بر درآمد؛ فقط برای سرپرست خانوار یا تمامی اعضای آن؛ شامل فقط اقلام حقوق و دستمزد و یا تمامی اقلام شامل سود سپرده، بهره و سرمایه‌گذاری در سهام.

دشواری‌های استفاده از مفاهیم

استفاده از مفاهیم در عمل دشواری‌هایی را برای پژوهشگر فراهم می‌آورد. مهمترین این مشکلات در معانی متفاوتی است که افراد مختلف در ذیل یک عنوان ممکن است گردآورند. این دشواری آن قدر بزرگ است که در ارتباطات روزمره انسان‌ها نیز خودنمایی می‌نماید؛ به طروی که بعضاً افرادی مشاهده می‌شوند که با وجود آن‌که به زبان واحدی سخن می‌گویند، لیک امکان ارتباط با یکدیگر را ندارند. ممکن است همه ما درباره مفاهیمی همچون سگ، میز، لامپ، پول، کارمند و همسر توافق نظر داشته باشیم (آخرین مورد را شک دارم! – مترجم).  لیکن دستیابی به چنین اتفاق نظری در خصوص مفاهیمی همچون خانوار، مبادله خُرد، کاربر عادی، بدهکار و فروش دشوارتر به نظر می‌رسد. چنین چالشی در خصوص مفاهیمی همچون رهبری، انگیزش، شخصیت، جایگاه اجتماعی و سیاست‌های مالی با وجود آن‌که به طور متداول مورد استفاده قرار می‌گیرند، پررنگ‌تر نیز می‌باشد. به طور مثال، در مورد "شخصیت" (8) بیش از 400 مورد تعریف در ادبیات موضوعی ارائه شده است. با این وجود، محققان هنوز درباره ابعاد و جنبه‌های مختلف این مفهوم بحث و تبادل نظر می‌نمایند.

میزان عینیت یک مفهوم تا حدود زیادی بر چالش برانگیز بودن آن تأثیرگذار است، بدین ترتیب که شناخت مفاهیم مجرد بسیار دشوارتر از مفاهیمی است که دارای عینیت بیرونی می‌باشند. میز یک مفهوم عینی است و با مشاهده آن می‌توان مفهوم ورد نظر را در ذهن تداعی نمود. درک و به تصویر کشیدن یک مفهوم مجرد همچون شخصیت بسیار دشوار است. به این مفاهیم مجرد ساختار اطلاق می‌شود.

ساختارها

همان‌طور که در تحقیقات حوزه علوم اجتماعی نیز بیان می‌گردد، یک ساختار(9) تصویر و یا ایده‌ای است که برای پژوهش و یا به جهت ایجاد یک تئوری ارائه می‌گردد. ساختارها معمولاً از ترکیب برخی مفاهیم ساده‌تر تشکیل می‌گردند، خصوصاً در مواردی که انتقال مفاهیم یک پدیده به جهت مجرد بودن آن دشوارتر باشد. به طور مثال، "رضایتمندی مشتری" (10) نمونه‌ای از ساختارها می‌باشد.

مفاهیم و ساختارها به سادگی با یکدیگر به اشتباه گرفته می‌شوند. یک تحلیل‌گر منابع انسانی در یک شرکت معماری را در نظر بگیرید که نویسندگان حرفه‌ای را در استخدام خود دارد که دستورالعمل‌های استفاده از محصولات را برای مشتریان می‌نویسند. تحلیل‌گر مذکور در نظر دارد تا ویژگی‌های هر شغل را به منظور طراحی مجدد آن‌ها شناسایی نماید. وی می‌داند که شرح شغل یک نویسنده حرفه‌ای از سه جزء تشکیل شده است: "توانایی ارائه مطالب"، "مهارت‌های زبان" و "علاقه به کار". مطالعات وی ویژگی‌های دقیق‌تری را نیز مشخص نمود.

نمودار ذیل برخی از مفاهیم و ساختارهایی که این تحلیل‌گر با آن‌ها روبرو می‌باشد را بیان می‌دارد. مفاهیم درج شده در پایین‌ترین بخش تصویر("کیفیت نگارش"، "ایرادهای پیش‌نویس" و "سرعت تایپ") عینی‌ترین مفاهیم بوده و سنحش و اندازه‌گیری آن‌ها نیز به نسبت سایرین آسان‌تر است. به طور مثال، تحلیل‌گر می‌تواند سرعت تایپ را مشاده نموده و یا حتی از معیارهای متداول موجود برای سرعت تایپ نیز استفاده نماید. مفهوم "سرعت تایپ" یکی از مفاهیمی است که مجتمعاً با یکدیگر ساختاری را تحت عنوان "توانایی ارائه مطالب" تشکیل داده‌اند. "توانایی ارائه مطالب" کیفیتی است که ذاتاً وجود خارجی نداشته و ساختاری است که توسط محقق به وجود آمده و از آن بدین جهت استفاده می‌شود که ایده کلی حاصل از آمیختن سه مفهوم ذیل آن را به مخاطب القاء نماید. تحلیل‌گر از این مفهوم به جهت نام‌گذاری مجموعه مفاهیمی که شکل دهنده آن ساختار می‌باشند، استفاده نموده است.

مفاهیم بیان شده در سطح دوم تصویر شامل "دایره لغات"، "دستور زبان" و "صحت املاء" می‌باشد. تحلیل‌گر بر این باور بوده است که این سه مفهوم با یکدیگر مرتبط بوده و لذا، ساختاری را تشکیل داده‌اند که تحلیل‌گر آن‌را "مهارت‌های زبان" نام‌گذاری نموده است؛ چرا که این سه مفهوم با یکدیگر تسلط نویسنده بر زبان را برای شرح شغل مورد نظر فراهم می‌آورند. مهارت‌های زبان از آن جهت در سطح بالاتری از انتزاعی بودن قرار گرفته است که سنجش عینی دو مفهوم تشکیل دهنده آن (شامل "دایره لغات" و "دستور زبان") به نسبت پیچیده‌تر می باشد.

تحلیل‌گر هنوز نتوانسته است که ساختار آخر "علاقه به کار" را مورد سنجش قرار دهد. این ساختار حداقل امکان مشاهده و حداکثر دشواری برای سنجش را دارا می باشد. به نظر می‌رسد که این ساختار از مفاهیم متعددی تشکیل شده باشد که بسیاری از آن‌ها نیز انتزاعی می‌باشند. محققان غالباً به این موجودیت‌ها "ساختارهای فرضی" (11) می‌گویند؛ چرا که این موارد تنها از داده‌ها استخراج شده و تنها پس از آزموده شدن، امکان تأیید آن‌ها وجود دارد.

 تعاریف

سردرگمی در خصوص تعریف مفاهیم می‌تواند ارزش یک مطالعه علمی را به طور کلی از بین برد. در صورتی که لغات دارای مفاهیم و کاربردهای مختلفی برای افراد درگیر در آن باشد، ارتباط بین این افراد دشوار خواهد بود. ارائه تعاریف یکی از راه‌های کاهش چنین چالشی است.

محقق بایستی با دو دسته از تعاریف دست و پنجه نرم نماید: تعاریف کتاب لغات و تعاریف عملیاتی. در کتاب لغات معمولاً مفاهیم با استفاده از کلمات مترادف تعریف می‌گردند. چنین تعریفی ممکن است برای امور روزمره مفید واقع گردد، لیکن برای اجرای پژوهش غالباً کاربردی نخواهد بود. از آن‌جایی که محقق در نظر دارد مفاهیم و ساختارها را مورد اندازه‌گیری و سنجش قرار دهد، نیازمند تعاریفی دقیق‌تر و جامع‌تر خواهد بود.

تعاریف عملیاتی

یک تعریف عملیاتی به طور دقیق معیارهای سنجش و یا اندازه‌گیری را بیان می‌دارد؛ به طوری که محقق بایستی بر اساس آن قادر به شمارش و یا اندازه‌گیری موضوع تعریف بوده و یا به ترتیبی با استفاده از حواس پنج‌گانه خود، شناخت کافی را از موضوع تعریف کسب نماید. موضوع تعریف چه کاملاً مادی (مانند ماشین‌آلات کاری) و یا کاملاً مجرد (مثل انگیزش موفقیت) باشد، تعریف بایستی به طور دقیق موضوع مورد نظر را تعریف نموده و ویژگی‌های آن را بر شمارد. ویژگی‌ها و فرآیندها در تعریف بایستی آن‌چنان دقیق باشد که هر شخصی که آن را مطالعه می‌کند، بتواند برداشت یکسانی از آن داشته باشد. همچنین تعاریف عملیاتی ارائه شده از یک پدیده واحد حسب مورد استفاده و نحوه سنجش آن‌ها می‌توانند متفاوت باشند.

تصور کنید محققی در نظر دارد میزان "تعهد سازمانی" (12) را اندازه‌گیری نماید. ممکن است شما در درون خود درکی از این مفهوم داشته باشید، لیکن اندازه‌گیری آن درمیان کارکنان امری دشوار خواهد بود. در این راستا، لازم است که مقیاسی برای تعهد طراحی شده و یا از مقیاس طراحی شده توسط پژوهشگری دیگر استفاده شود. این مقیاس به طور عملیاتی این متغیر را تعریف خواهد نمود.

با وجود آن‌که تعاریف عملیاتی لازمه‌ای اساسی در تحقیقات می‌باشند، لیکن مخاطراتی نیز در استفاده از آن‌ها متصور است. خطری که همواره در کمین است، تصور یکسان بودن مفهوم و تعریف عملیاتی می‌باشد. در برخی موارد فراموش می‌شود که تعریف تنها شناختی محدود از یک مفهوم و یا ساختار را ارائه می‌نماید. لذا تعریف عملیاتی در یک تحقیق کاملاً بر موضوع و جنبه خاص آن تأکید داشته و شخص دیگری می‌تواند با دیدگاه و زاویه دید خاص خود نسبت به آن موضوع، تعریف عملیاتی دیگری را ارائه نماید.هنگامی که اندازه‌گیری بر اساس معیارهای مورد نظر دو تعریف مختلف با هم دارای همبستگی بالایی باشند، این همبستگی دلالت بر آن دارد که هر دو تعریف به طور قابل قبولی مفهوم واحدی را اندازه‌گیری می‌نمایند. دشواری‌های تعاریف عملیاتی در هنگام مواجهه با ساختارها خود را بیش از پیش نشان می‌دهد. جنبه‌های بیرونی ساختارها بسیار کمتر است، از این رو، اطمینان یافتن از آن‌که یک تعریف واقعاً آن‌چه که محقق به دنبال آن است اندازه‌گیری می‌نماید، را تا حدود زیادی دشوار خواهد نمود.

متغیرها

پژوهشگران در دو سطح تئوریک و عملی فعالیت می‌نمایند. در سطح تئوریک، بایستی بدواً ساختارها شناسایی شده و ارتباط آن‌ها با تئوری‌ها و گزاره‌ها تبیین گردد که در این سطح، امکان مشاهده ساختارها وجود نخواهد داشت. در سطح عملیاتی، تبدیل گزاره‌ها به تئوری و آزمون آن‌ها مد نظر است که در طی آن، محقق بایستی با متغیرها سر و کار داشته باشد. در عمل، عبارت "متغیر" (13) به عنوان کلمه‌ای مترادف برای ساختارهایی به کار می‌رود که مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. لذا متغیر نمادی از آن ساختار است که به آن مقادیر و یا اعداد نسبت داده می‌شوند.

مقادیر عددی نسبت داده شده به یک متغیر بر مبنای ویژگی‌های آن می‌باشد. به طور مثال، برخی متغیرها که به آن‌ها متغیرهای دوگانه (14) گفته می‌شود، تنها می‌توانند دو مقدار را دریافت نمایند که وجود یا عدم وجود آن موجودیت را نمایان می‌کنند. شاغل یا بیکار؛ 0 یا 1. همچنین متغیرها می‌توانند مقادیری در خصوص اطلاعات جمعیتی همچون نژاد یا مذهب را نیز در خود جای دهند. اطلاعات حاصل از چنین متغیرهایی، اطلاعات گسسته (15) خواهد بود. در مقابل، متغیرهایی همچون درآمد یا سن داده‌های پیوسته هستند.

متغیرهای مستقل و وابسته

محققان به شناسایی روابط بین متغیرها علاقه‌مند می‌باشند. به طور مثال، آیا یک روش مدیریتی (متغیر مستقل) بر رضایتمندی شغلی کارکنان (متغیر وابسته) تأثیرگذار است؟ ضروری است به یاد داشته باشید که یک متغیر می‌تواند بر حسب گزاره ارائه شده نقش مستقل و یا وابسته را ایفا نماید.

متغیرهای تعدیل کننده

در هر رابطه‌ای، حداقل یک متغیر مستقل (IV) و یک متغیر وابسته (DV) وجود دارد. غالباً این‌گونه فرض می‌شود که IV به نوعی موجب DV می‌گردد. در رابطه‌های ساده، تمامی متغیرهای دیگر کنترلی محسوب شده و از آن‌ها صرف‌نظر می‌گردد.

در شرایط واقعی مطالعه، چنین رابطه ساده و یک به یکی به سختی حاصل شده و یا بایستی آن را به جهت تأثیر سایر متغیرها تعدیل نمود. یک متغیر تعدیل کننده (16) متغیر مستقل دومی است که در تحقیق وارد می‌شود تا تأثیر آن بر رابطه DV-IV مورد بررسی قرار گیرد.

به طور مثال: ارائه طرح چهار روز کاری در هفته (IV) موجب بهره‌وری بیشتر کارکنان (DV)، خصوصاً در میان کارکنان جوان (MV) می‌شود.

متغیرهای کنترل

تقریباً تعداد بیشماری متغیرهای کنترلی (17) وجود دارند که می‌توانند بر تحقیق تأثیرگذار باشند. برخی از این متغیرها را می‌توان متغیرهای مستقل و یا تعدیل‌کننده قلمداد نمود؛ لیکن بسیاری از آن‌ها از دایره شمول مطالعه خارج می‌شوند. خوشبختانه بسیاری از این متغیرها برای شرایط تحقیق تأثیرگذاری خاصی نخواهند داشت و به سهولت قابل اغماض می‌باشند. در تحقیقات با ورود متغیرهای کنترل، رابطه IV-DV با مفروضات جدیدی مواجه شده و مطالعه دارای جهت‌دهی خاصی خواهد گردید.

متغیرهای مداخله‌گر

در یک رابطه علی، متغیرها بایستی به طور مشخص تعریف و شرایط آن‌ها مشخص شده باشد. می‌توان این متغیرها را مشاهده نموده و یا شمارش کرد. لیکن در برخی موارد با توصیفات ارائه شده از سوی یک متغیر، پژوهشگر رضایت کافی را نمی‌یابد. از این رو، متغیرهای مداخله‌گر (18) به عنوان عواملی که به صورت تئوریک پدیده مورد مشاهده را تحت تأثیر قرار می‌دهند، وارد پژوهش می‌گردند. این متغیرها قابل مشاهده، دستکاری و یا اندازه‌گیری نمی‌باشند. تأثیر این متغیرها بایستی از نحوه تغییر در متغیرهای مستقل و یا تعدیل کننده بر روی پدیده مورد مشاهده تعیین گردد.

گزاره‌ها و فرضیه‌ها

در ادبیات تحقیق، درباره تعریف عبارت گزاره (19) و فرضیه (20) اتفاق نظر وجود ندارد. گزاره به عنوان عبارتی در مورد مفاهیم تعریف می‌گردد که ممکن است در صورت اطلاق آن به یک پدیده صحیح و یا غلط باشد. هنگامی که یک گزاره برای آزمون علمی به نحو قابل قبولی ارائه می‌گردد، به آن فرضیه می‌گویند.

فرضیه‌ها همچنین به عنوان متغیرهایی هستند که بر اساس آن‌ها می‌توان متغیرها را به "موضوعات" نسبت داد. "موضوعات" در این موقعیت، به معنی موجودیت و یا چیزی است که درباره آن صحبت می‌شود. متغیرها نیز ویژگی‌ها و خصوصیات آن را ارائه می‌نمایند. به طور مثال می‌توان فرضیه زیر را مطرح نمود:

مدیرعامل شرکت آقای جونز (موضوع)  دارای انگیزش کاری بیش از میانگین می‌باشد (متغیر).

در صورتی که موضوع بررسی ما بیش از یک موضوع را در بر گیرد، بایستی به آن عمومیت (21) بخشید. به طور مثال:

مدیران اجرایی شرکت الف (موضوع) دارای انگیزش کاری بیش از میانگین می‌باشد (متغیر).

 

(1) Hawthorne

(2) Contextual Variables

(3) Concept

(4) Gravitation

(5) Distance

(6) Velocity

(7) Model

(8) Personality

(9) Construct

(10) Customer Satisfaction

(11) Hypothetical Constructs

(12) Organizational Commitment

(13) Variable

(14) Dichotomous

(15) Discrete

(16)  Moderating Variables

(17) Extraneous Variables

(18) Intervening Variables

(19) Proposition

(20) Hypothesis

(21) Generalization

ترجمه صفحات 48 تا 53 و 93 کتاب روش تحقیق کوپر

فرضیه توصیفی :

هردو فرضیه بالا نمونه هایی از فرضیه توصیفی می باشند و گزاره هایی می باشند که وجود ، اندازه ، شکل یا توزیع برخی از متغیرها را بیان می دارند . برای مثال:

در دیترویت ( موضوع ) نرخ بیکاری فصلی تعدیل شده در اکتبر (متغیر ) ، 3.7 درصد نیروهای کار است .

شهرهای آمریکایی ( موضوع ) دچار مشکلات بودجه ای هستند ( متغیر )

هشتاد درصد سهامداران شرکت Z ( موضوع) علاقمند به افزایش سود تقسیمی می باشند ( متغیر )

هفتاد درصد تحصیل کنندگان مرد در سطح دبیرستان ( موضوع ) به کاوش جهت یافتن قطعات قابل بازیافت فلزی در توپ اندازی ارتش می پردازند ( متغیر)

محققان اغلب بجای استفاده از فرضیه توصیفی از سوال تحقیق استفاده می کنند . بنابراین به جای فرضیه های بالا می توان سوالات زیر را مطرح کرد:

نرخ بیکاری در دیترویت چقدر است ؟

آیا شهرهای آمریکایی با کمبود بودجه مواجه اند ؟

آیا سهامداران شرکت Z  علاقمند به افزایش سود تقسیمی هستند ؟

آیا اغلب تحصیل کردگان مرد در مقطع دبیرستان به کاوش جهت یافتن قطعات قابل بازیافت فلزی در  توپ اندازی ارتش می پردازند ؟

هر دو شکل قابل قبول است اما فرضیه توصیفی دارای مزایایی می باشد :

به محققان امکان شکل دهی به تفکر در مورد روابط احتمالی موجود را می دهد.

به آنها امکان تفکر در مورد یافته های منجر به رد یا قبول ادعا را می دهد.

برای اندازه گیری و آزمایش اهمیت آماری مفید می باشد.

 

فرضیه نسبی :

سوال ( مساله ) تحقیق کمتر در شرایط وجود فرضیه نسبی مورد استفاده قرار می گیرد .  اینها عباراتی هستند که رابطه میان 2 متغیررا  با توجه به شرایطی مورد بررسی قرار می دهند . برمثال : " ماشینهای خارجی ( متغیر ) از نظر مصرف کنندگان آمریکایی ( موضوع ) دارای کیفیت بهتری ( متغیر ) از ماشینهای داخلی هستند " در این مثال ماهیت ارتباط میان 2 متغیر ( کشور مبدا و کیفیت ) مشخص نشده است . آیا ( اشاراتی مبنی بر رخ دادن متغیرها در ارتباط با قابلیت پیش بینی و یا مسئولیت یک متغیر در قبال متغیر دیگر وجود دارد ؟ تغبیر اول  ( ارتباط نامشخص) بیانگر یک ارتباط همبستگی و دومی ( ارتباط قابل پیش بینی ) بیانگر رابطه توضیحی یا اتفاقی است .

 

 

 

فرضیه همبستگی :

صرفاً بیانگر این مطلب است که متغیرها در شرایط ویژه ای با یکدیگر اتفاق می افتند بدون اینکه یکی منجر به

دیگری شود . چنین ادعاهای ضعیفی زمانی اتفاق می افتد که بر وجود برخی نیروهای تصادفی تاثیر گذار بر هر 2 متغیر ایمان داریم یا شواهدکافی برای ایجاد ارتباط قوی تر در ادعا خود نداریم . سه مثال از این فرضیه ها به قرار زیر است :

چرخکارهای جوان ( زیر 35 سال ) بهره وری کمتری از چرخکارهای 35 سال و بالاتر دارند . طول لبه کت بانوان بطور مستقیم با سطح چرخه تجاری در ارتباط است .

مردم آتلانتا امتیاز بالاتری نسبت به مردم سنت لونیس به رئیس جمهور می دهند.

بادر نظر گرفتن آنها بعنوان فرضیه همبستگی ادعایی در این باره که یکی منجر به تغییرات دیگری یا ایجاد ارزش متفاوت می شود ، نداریم با این وجود محققان دیگر ممکن است یک یا 2 عدد از این فرضیات را بعنوان منعکس کننده رابطه علت و معلومی برشمارند.

فرضیه توضیحی (علّی) بیانگر این مطلب است که وجود یا تغییر یک متغیر منجر به تغییر متغیر دیگر می شود. همانطور که بیشتر نیز گفته شد، متغیر علّی ، متغیر مستقل (IV) نامیده می شود و دیگری متغیر واسه ( DV ) است. علت به معنی کمک به رخداد است بنابراین IV تنها دلیل موجود برای وجود یا تغییر در DV نیست . چهار مثال از این نوع فرضیات به قرار زیر است :

افزایش درآمد خانوار (IV) منجر به افزایش پس انداز می شود ( DV )

ارائه مشکلات صنعت در سازمان (IV) منجر به نگرش مثبت (DV) کارگران تولید نسبت به سازمان می شود .

وفاداری به یک فروشگاه زنجیره ای (IV) منجر به افزایش احتمال خرید مارک های خصوصی (DV ) پشتیبانی شده توسط آن فروشگاه می شود .

افزایش قیمت سیم های مس اسقاطی (IV) منجر به افزایش و کاوش در زباله های نظامی (DV ) می شود .

برای مطرح سازی یا تفسیر این فرضیه ، محقق بایستی جهت تاثیر را در نظر بگیرد . در بسیاری موارد  جهت گیری از طبیعت متغیرها قابل درک است . بنابراین ، فرض افزایش پس انداز خانوار بدلیل افزایش درآمد محتمل از کم شدن پس انداز است . این مطلب در مورد مثال چهارم نیز مصداق دارد . گاهی توانایی تعیین جهت تاثیر بر نحوه چیدمان محقق وابسته است. در فرضیه نگرش کارکنان در صورتی که به دنبال افشاگری، سریعاً اندازه گیری نگرش صورت گیرد جهت تاثیر مشخص است . در صورتی که هر 2 اطلاعات دریک زمان جمع آوری شود محقق به توجه این مطلب می پردازد که نگرش های مختلف منجر به درک یا عدم درک انتخابی پیغام های ناشی از افشاگری شده اند .

وفاداری به فروشگاه و خرید مارک های آن بایکدیگر وابستگی متقابل دارند . وفاداری به فروشگاه منجر به افزایش احتمال خرید مار های مختص به آن فروشگاه می شود اما رضایت از این مارک ها نیز منجر به وفاداری بیشتر به فروشگاه می شود.

 

نقش فرضیات :

در تحقیق ، فرضیات دارای چند عملکرد مهم هستند :

-        به مطالعه جهت می دهد.

-        حقایق مربوط یا غیر مربوط را معین می سازد.

-        بهترین شکل طرح تحقیق را پیشنهاد می دهد.

-        چارچوبی برای سازماندهی نتایج ارائه می دهند.

مشکل متداول در تحقیق و فور اطلاعات جالب است مگر در صورتی که محقق محدودیتهایی از طریق افزودن برخی عناصر بوجود بیاورد ، مطالعه ممکن است با اطلاعات جزئی که پاسخ سوالات اصلی مطرح شده توسط مدیران نیستند کم ارزش شود . در صورتی که فرضیه جدی گرفته شود آنچه را که باید و نباید مورد مطالعه قرار گیرد را محدود می سازد.

برای در نظر گرفتن نقش فرضیات در تعیین جهت تحقیق فرض کنید.

همسران( زنان و شوهران )در مورد درک خود در مورد نقش نسبی در تصمیمات خرید دارای توافق هستند.

فرضیه تعیین می کند که چه کسانی بایستی مورد مطالعه قرار گیرند ( زوجهای ازدواج کرده ) ، در چه شرایطی بایستی مطالعه شوند ( تصمیم مصرف کننده ) و چه چیزی باید مطالعه قرار گیرد ( درک در مورد نقش شان ) .

ماهیت این فرضیه و عبارت به این مطلب اشاره دارد که بهترین طرح تحقیق ، مطالعه بر مبنای ارتباطات است یک پیمایش یا مصاحبه . در این  حالت ابزار عملی دیگری برای تعیین ادراک افراد وجود ندارد . بعلاوه ، در اینجا تنها به دنبال نقش فرضی در شرایط تصمیم گیری مصرف یا خرید هستیم بنابراین در مطالعه به دنبال    جمع آوری اطلاعات دیگری در مورد سایر نقشها زوجین نیستیم . انعکاسات مربوط به این فرضیه ممکن است این مساله را آشکار کند که زوجین در مورد ادراک خود دارای تفاوت هستند که این تفاوتها در قالب متغیر های دیگری از قبیل سن ، کلاس اجتماعی ، پیشینه ، تفاوتهای شخصیتی ، و عوامل دیگر غیر مربوط به تفاوتهای جنسیتی ، توضیح داده شود.

فرضیه خوب چیست ؟ فرضیه خوب دارای 3 شرط است .

-        مناسب بودن هدف .

-        قابل آزمایش بودن .

-        بهتر رقبایش باشد.

برای فرضیه توصیفی ، مکفی بودن هدف به معنی بیان روشن شرایط ، اندازه ، توزیع برخی متغیرهای دارای ارزش معنی دار برای وظیفه تحقیق است . در تئوری توضیحی ، بایستی به توضیح حقایق مورد نیاز بپردازد . استفاده از فرضیه در کنار سایر تعمیمات شناخته شده و مورد قبول منجر به درک شرایط اصلی مساله می شود.

فرضیه قابل آزمایش است در صورتی که دارای شرایط زیر باشد :

نیازمند تکنیکهای غیر قابل دسترس با شرایط جاری نباشد.

نیازمند توضیحات مخالف با حقوق فیزیکی و روانی نباشد.

نتایج و انحراف آن قابل استخراج از آزمایشات اهداف باشد.

نمودار 6-2 چک لیست توسعه فرضیه قوی

معیار

تفسیر

کفایت هدف

-آیا فرضیه شرایط اصلی مسأله را آشکار می سازد ؟

- آیا فرضیه به طور واضح حقایق مناسب و غیر مناسب را تعیین می سازد؟

- آیا فرضیه بطور روشن شرایط ، اندازه ، یا توزیع برخی متغیرها بصورت دارای ارزش                معنی دار برای مساله تحقیق است ؟( توصیفی )

- آیا فرضیه حقایق مورد نیاز را مطرح می سازد ؟( توضیحی )

- آیا فرضیه بهترین طرح تحقیق را پیشنهاد می کند ؟

- آیا فرضیه چارچوبی برای سازماندهی نتایج فراهم می سازد؟

قابل آزمایش

 

-آیا فرضیه دارای تکنیک های قابل قبول است ؟

- آیا فرضیه نیازمند توضیح پذیرفتنی از لحاظ قانونی است ؟

- آیا فرضیه نتایج و انحرافات قابل استخراج از اهداف تحقیق را آشکار می سازد؟

- آیافرضیه ساده است و نیازمند شرایط یا فرضیات اندکی است؟

بهتراز رقبا

- آیا فرضیه توضیحی بهتر از رقبا می دهد؟

- آیا فرضیه تنوع و دامنه بزرگتری از حقایق نسبت به رقبا ارئه می دهد؟

- آیا فرضیه قضاوت قابل قبولی ارائه می دهد؟

عمو ماً ، یک فرضیه بهتراز رقبا است اگر

- دارای دامنه وسیع تری باشد.

- حقایق بیشتری را آشکار سازد.

- تنوع بیشتری از حقایق را توضیح دهد.

- ساده باشد ،نیازمند شرایط  و فرضیات ساده ای باشد.

تئوری:

فرضیه نقش مهمی در توسعه تئوری دارد. درحالی که توسعه تئوری در گذشته دارای نقش مهمی در تحقیقات تجاری نبوده است، امروزه اهمیت خاصی یافته است.

فرد ناآشنا با تحقیق عبارت تئوری را به عنوان متضاد حقیقت تعریف می کند.به فرض فردی می شنود که پرفسور X بشدت تئوری محور است . مدیران کمتر احتیاج به تئوری دارند یا کاری به دلیل تئوری مدار بودن عملی نیست . این تصویر غلطی از ارتباط میان تئوری و حقیقت نزد محقق است .

زمانی به شدت تئوری گرا هستید که مبنای توضیح و تصمیمات شما، شرایط ضمنی نباشد.

این مساله ، تضاد حقیقت و تئوری را ثابت نمی کند. واقعیت این است که حقیقت و متواری برای یکدیگر دارای ارزشمند توانایی ، برای اتخاذ تصمیمات منطقی و توسعه دانش علمی ، به نسبت درجه ترکیب حقیقت و تئوری سنجیده می شود.

ما همگی بر مبنای تئوری های خود عمل می کند . تئوری ها تصمیم های مربوط به متغیرها و ارتباط میان آنهاست .

برای مثال – در اواسط روز متوجه تاریک شدن هوای بیرون ، ابرهای تیره از غرب ، وزش نسیم و خنک شدن دمای هوا می شویم . آیا درک شما از ارتباط میان این متغیرها ( متواری آب و هوا ) منجر به پیش بینی احتمال بارش در آینده کوتاه می شود ؟

شرایطی را در نظر بگیرید که از شما خواسته می شود و از 2 نفر برای ترفیع به سمت مدیر بخش مصاحبه کنید . آیا تئوری در مورد خصوصیات مورد نیاز چنین فردی دارید ؟ فرض کنید که با خانم الف مصاحبه می کنید و او با سوالات شما بسیار خوب ، روشن و ظاهراً صادقانه پاسخ می دهد . همچنین در مورد دیدگاههای خود برایبهبود عملکرد بخش بصورت مفصل توضیح می دهد. از سوی دیگر خانم ب، در مورد  بیان نظرات خود   بی میل است و تمایلی به ارائه نظرات خود در مورد بهبود عملکرد ندارد و به سوالات بصورت در " هرچه مدیریت عامل بگوید " جواب می دهد و صداقت و تفصیل کمتری در صحبتهایش به چشم می خورد. به احتمال زیاد بر مبنای ترکیب مفاهیم ، تعاریف و پیشنهادات ارائه شده در تئوری اثربخش مدیران فرد الف را    بر می گزینید. این تئوری ممکن است به دلیل در نظر نگرفتن برخی متغیرها خیلی خوب نباشد اما نشان دهنده استفاده از تئوری بعنوان راهنمای تصمیمات ، پیش بینی ها و توضیحات است.

تئوری گروه سیستماتیک از مفاهیم ، تعاریف و پیشنهادات وابسته به یکدیگر است که برای توضیح و پیش بینی پدیده ها( حقایق ) به کار می رود . با این تعاریف تئوری های زیادی بطور پیوسته برای تعاریف آنچه اطراف ماست به کار برده می شود. به اندازه ای که تئوری عمیق و مناسب برای موقعیت است ، در توضیحات و      پیش بینی های خود موفق هستیم . بنابراین همگامی که یک تئوری و دسته ای از حقایق با یکدیگر تناسب نداشته باشند به معنی تضاد آنها نیست . چالش ما ایجاد تئوری سبز و هنرمندانه تر برای ایجاد تناسب میان تئوری و حقیقت است .

تفاوت تئوری از فرضیه نیز ممکن است منجر سردرگمی شود . در این کتاب فرض می شود تفاوت پس این 2 در درجه پیچیدگی و انتزاع است . عموماً تئوری پیچیده تر ، انتزاعی است و شامل چند متغیر می باشد . ازسوی دیگر فرضیه تمایل به سادگی محدودیت متغیرها دارد.

تئوری و تحقیق

شناخت ارزش تئوری دارای اهمیت ویژه ای برای محققین است . تئوری در موارد زیادی به ما کمک می کند :

-        تئوری دامنه حقایق مورد نیاز جهت نطالعه را محدود می سازد.

-        تئوری نشانگر روش تحقیقی است که منجر به کسب بهترین نتایج می شود.

-        تئوری محققین سیستمی را پیشنهاد می کند که دسته بندی داده ها بصورت معنادار را ممکن می سازد.

-        تئوری به تلخیص دانسته های مربوط به هدف تحقیق پرداخته و یگانگی مشاعدات را بیان می کند.

-        برای پیش بینی حقایق دیگر مورد نیاز به کار می رود.

مدل ها : عبارت مدل در میان تمامی فیلدهای تجارت وجود دارد و توافق کمی در مورد معنی آن وجود دارد . این ممکن است بدلیل عملکردها ، ساختارها، و انواع مختلف موجود مدل باشد . با این وجود حداکثر تعاریف بر این عقیده اند مدل ها از طریق قیاس و تمثیل به ارائه یک پدیده می پردازند . یک مدل بعنوان ارائه سیستمی برای مطالعه برخی جنبه های یک سیستم یا کلیت سیستم تعریف می شود.

مدل با تئوری در این جنبه تفاوت دارد که تئوری دارای نقش توضیحی و مدل دارای نقش بیانی و ارائه ای است.

ایده ها مختلف در مورد پذیرش محصول از طریق مدلهای جامعه شناسی روستایی قابل پیگیری است . این مدلها به بیان چگونگی اشاعه اطلاعات و ابتکارات در جوامع و فرهنگها از طریق شروع رهبران تصمیم می پردازند. مدلها ممکن است برای اهداف کاربردی یا به شدت کاربردی مورد استفاده قرار گیرد. تقریباً همه با مدلهای صف برای خدمات آشنا هستند . بانکها ، دفاتر پست ، واحدهای پاسخگوئی تلفنی ، یا ایستگاههای امنیتی فرودگاه به مشتریان در ایستگاههای مختلف با شروع از یک خط واحد سرویس ارائه می دهند . مدلهای دیگر خطوط مونتاژ ، حمل و نقل و موجودی در تلاش برای حل سریع نیازهای عملی می باشند . مدلی برای پیشبرد و تئوری کیفیت زندگی ، می تواند رفتار کارکنان را در شرایط کار انعطاف پذیر ، کار نیموقت ، تسهیم کار و هفته کاری فشرده تحت تاثیر قرار دهد.

تشریح ، توضیح و شبیه سازی 3 عملکرد اصلی مدلسازی هستند. هرکدام از این هارا برای ساخت تئوری تحقیق کاربردی مفیدی باشند.

مدلهای تشریحی : رفتار عناصر در یک سیستم داد و زمان نقص یا عدم وجود تئوری توضیح می دهد.

مدلهای توضیحی : کاربرد تئوری ها را بیان کرده یا درک از مفاهیم کلیدی را بهبود می بخشد.

مدلهای شبیه سازی: روابط ساختاری مفاهیم را بیان کرده و در تلاش برای افشای فرآیند ارتباطی میان آنهاست .

ایستایی: سیستم را در یک نقطه زمانی نمایان می سازد.

پویایی : تکامل سیستم در زمان را نمایان می سازد.

مدلهای شبیه سازی مونت کارلو مثالهایی از شبیه سازهای ایستا هستند. آنها فرآیندهای احتمالی رابا استفاده از اعداد تصادفی شبیه سازی می کنند. توضیح مجدد سهم بازار ، تغییر از یک مارک به مارک تجاری دیگر و پیش بینی ارزش آتی مثالهایی از سودمندی های مدلهای دینامیک است.

خلاصه :

1-   روش تفکر فیلترهای برای تعیین دیدگاه و درک ما از حقیقت است .آنها بر آنچه بعنوان حقیقت قبول داریم تاثیر گذاشته و نشاندهنده میزان دقت ما در آزمایش اطلاعات دریافتی قبل از تائید آن است. هرچند روش علمی ابزار مقدم برای اطمینان یافتن در مورد اطلاعات است . تنها منبع حقیقت نمی باشد. روشهای دیگر تفکر تاثیر کاربردی و واضحی بررشته های تجاری داشته و توافق خود در ساخت تئوری و حل مساله در این زمینه ها را نمایان می سازد .

تحقیق علمی در فرآیند دخالت وجود دارد . این فرآیند برای توسعه و آزمایش پیشنهادات مختلف از طریق تحرک و تفکر انعکاس بکار می رود . تفکر انعکاس شامل استنتاج و نتیجه گیری متوالی برای توضیح یک روش پیچیده است . در عرض ، فرضیه برای نتیجه گیری در مورد حقایق آتی قابل یافت برای تائید یا انکار حقیقت فرضیه به کار می رود . محققان به انجام علم ( در مقایسه با الهام از طریق کشف یا نگرش علمی ) بعنوان فرآیند منظم که استنتاج ، قیاس ، مشاهده و تست فرضیه را به صورت یک گروه فعالیتهای تفکر انعکاسی، می پردازند.

هرچند روش علمی شامل مراحل مستقل یا متوالی نیست ، فرآیند حل مساله که آشکار می سازد ...... در مورد روش تحقیق ارائه می دهد.

2-   روش علمی و تفکر علمی برمبنای مفاهیم ، نشانه هایی که به مجموعه ای از معانی که با دیگران تقسیم می کنیم بنیان شده اند. ما مفاهیم را برای تفکر و برقراری ارتباط در مورد مفاهیم انتزاعی به کار       می بریم . همچنین سطح بالاتری از مفاهیم و ساختارها را برای ارائه توضیحات خاص علمی که قابل مشاهده نیستند استفاده می کنیم . مفاهیم ، ساختارها و متغیرها ممکن است به صورت عملی یا توضیحی تعریف شوند. تعاریف عملیاتی که در تحقیق ضروری هستند ، به تعیین اطلاعات مورد نیاز و نحوه جمع آوری آنها می پردازد . به علاوه بایستی دید مناسبی در مورد مساله تحقیق داشته باشد.

3-   مفاهیم و ساختارها در مرحله تئوریکی و ..... در مرحله تجربه استفاده می شوند. متغیرها دارای ارزشهای عددی یا سایر ارزشها برای آزمایش و اندازه گیری هستند. آنها ممکن است به صورت توضیحی ( مستقل – وابسته و یا میانجی ) ، تصادفی و یا مداخله کننده باشند.

پیشنهادات دارای اهمیت ویژه ای در تحقیق هستند زیرا برای ارزیابی حقیقت و درک اشتباهات در ارتباطات میان پدیده های قابل مشاهده بکار رود. هنگام استفاده از پیشنهاد در مرحله آزمایش به طرح فرضیه می پردازیم . فرضیه ارتباط میان متغیرها را توضیح می دهد. فرضیه خوب در مورد ادعا توضیح داده قابل آزمایش است دارای دامنه ، اهمیت و سادگی بیشتر از رقبا می باشد.

گروه مفاهیم تعاریف و پیشنهادات وابسته هم برای توضیح یا پیش بینی پدیده هایی به نام تئوری بکار می رود. مدلها از تئوری در اینها قضیه متفاوتند که مدلها نماینده هایی از جنبه هایی از سیستم یا کلیت سیستم هستند. مدلها برای توصیف ، تشریح یا شبیه سازی بکار می روند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 3-4 جدولهای مختلف ساخت پروپوزال ( پیشنهاد تحقیق ) را نشان می دهند . ترتیب آنها ............. پروپوزال نشان می دهد . بر اساس نوع پروپوزال ...... مختلفی را بکار می گیریم . این راهنمای کلی است و گاهی برای هدف خاص به کمتر یا بیشتر از آن نیاز داریم . برای مثال ، مطالعات کوچک نیازمند واژه نامه    نمی باشند و عبارات در متن پروپوزال تعریف می شوند.

 

دانش آموز

دولت

مدیران

نوع

پروپوزال

                 مدلهای

        پروپوزال

خارجی

داخلی

پایان نامه دکتری

پایان نامه ارشد

مقاله

قرارداد گسترده

قرارداد گسترده

قرارداد کوچک

مطالعه

اکتشافی

مطالعه گسترده

مطالعه کوچک

مطالعه اکتشافی

 

 

 

P

P

P

P

P

P

 

خلاصه

P

P

P

P

P

P

P

P

P

P

بیان مساله

P

P

P

P

P

P

P

P

P

P

اهداف تحقیق

P

P

 

P

P

 

 

P

 

 

مرور ابیات

P

 

 

P

P

P

P

P

 

 

اهمیت منافع مطالعه

P

P

 

P

P

P

P

P

P

P

طرح تحقیق

P

 

 

P

P

 

 

 

 

 

تجزیه و تحلیل داده

P

P

 

P

P

P

 

P

P

 

ماهیت و شکل نتایج

 

 

 

P

P

P

P

 

 

 

ویژگی کیفی محققین

 

 

 

P

P

P

P

P

P

 

بودجه

P

 

 

P

P

P

P

P

P

P

برنامه

P

P

 

P

P

P

P

P

 

 

امکانات و منافع ویژه

 

 

 

P

P

 

 

P

 

 

مدیریت پروژه

P

P

P

P

P

 

 

P

 

 

کتاب شناسی

P

P

 

P

P

 

 

P

 

 

ضمایم واژه نامه

P

 

 

P

P

 

 

P

 

 

ابزار اندازه گیری

 

 

 

Audit expectation gap

There are several attempts to account for why is the audit expectation gap among researchers in the auditing profession. Humphrey et al. (1993) and Porter and Gowthorpe (2004), for example, have argued that the gap exists due to a deficiency in auditor’s performance and auditing standards. Pierce and Kilcommins (1996), Boyd et al., (2001) and; McEnroe and Martens (2001), argue that the gap exists due to misinterpretations and misunderstanding of the meaning of auditing by the users. These studies suggest that the users do not understand the audit functions and the role of auditors. Consequently, they have unrealistic expectations of auditors. Therefore, it is against this backdrop that this research work has been undertaken with the aim of documenting whether or not the audit expectation gap exists in the Nigerian society with the perception of diverse views of the various stakeholders in the area of the audit expectation gap. The study used questionnaire and covered the principal aspect of the audit practices and the nature and provisions of the auditing process, in such a manner similar to the application of such studies conducted in different parts of the world. The statement in each section comprise a series of assertions regarding the existing and possible audit roles, regulations and the audit environment, against which the respondents were asked to indicate their agreement or disagreement on a five point likert scale. The distribution of the questionnaire covered respondents that include bankers, financial directors, credit managers, investment analysts, fund managers, students of accountancy, shareholders and government employees. Mann-Whitney U test was used in the analysis. It was found that the audit expectation gap do exists among the various stakeholders used in the analysis and the study recommends adequate and proper enlightenment effort to reduce the gap

keywords,; audit,expectation gap,perceptions,accounting information systems,stakeholders,audit reort.

audit;An examination of records or financial accounts to check their accuracy

audit report;a formal opinion, or disclaimer thereof, issued by either an internal auditor or an independent external auditor as a result of an internal or external audit or evaluation performed on a legal entity or subdivision thereof (called an “auditee”). The report is subsequently provided to a “user” (such as an individual, a group of persons, a company, a government, or even the general public, among others) as an assurance service in order for the user to make decisions based on the results of the audit.

stakeholder;a person, group, organization, or system who affects or can be affected by an organization's actions  

روش تحقیق

http://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0304405X00000398

Controlling stockholders and the disciplinary role of corporate payout policy: a study of the Times Mirror Company


Audit Perception Gap

بررسی فاصله انتظارات حسابرسی

http://scholar.google.com/scholar?as_q=%22Strategic%22&num=10&btnG=Search+Scholar&as_epq=audit+expectation+gap&as_oq=&as_eq=&as_occt=any&as_sauthors=&as_publication=&as_ylo=&as_yhi=&as_sdt=1.&as_sdtp=on&as_sdtf=&as_sdts=5&hl=en&as_vis=1

اندازه گیری عملکردسرمایه فکری وبررسی عوامل موثربرآن درشرکتهای پتروشیمی منطقه ماهشهر

اندازه گیری عملکردسرمایه فکری وبررسی عوامل موثربرآن درشرکتهای پتروشیمی منطقه ماهشهر

روش تحقیق

http://www.4shared.com/document/AfmR3Sw_/kishutacir-Ramrouz-Proposal_2.html

روش تحقیق

http://www.4shared.com/document/-zvTothL/kishutacir-Ramrouz-Proposal_1.html

روش تحقیق

http://www.4shared.com/document/HsK0ahPH/kishutacir-Ramrouz-Article_3.html

روش تحقیق

http://www.4shared.com/file/rUdT8oNG/kishutacir-Ramrouz-Article_2.html

روش تحقیق

http://www.4shared.com/document/ohJ23MzF/kishutacir-Ramrouz-Article_1.html

تاثیرات فرهنگ بر درک حسابداران از IFRS

http://www.4shared.com/document/k19fkAnu/article.html

تاثیرات فرهنگ بر حسابداری و پژوهش های مرتبط

http://www.4shared.com/document/YAuQeGMY/f_2.html

سیر تحول مدل های بررسی تاثیر فرهنگ، با تاکید بر حسابداری

عنوان مقاله :

سیر تحول مدل های بررسی تاثیر فرهنگ، با تاکید بر حسابداری

The evolution of cross-cultural models,

 with emphasis on accounting

 

 

نام نویسنده :

علیرضا رام روز  

نشانی رایا نامه :

        Alireza_ramrouz@yahoo.com

 

 


سیر تحول مدل های بررسی تاثیر فرهنگ، با تاکید بر حسابداری

چکیده

فرهنگ در فعالیت های بشر نقش بسیار وسیعی را ایفا می نماید و بر زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زندگی انسان تاثیرگذار است. گروهی از محققان (هافستد 1980، اسچریدر 1987) به این مهم پی برده اند که فرهنگ همانند "چسبی" است که اعضای سازمان یا مردم یک کشور را به یکدیگر پیوند می دهد. بطور کلی، فرهنگ بر تعاملات بین افراد، سازمان ها و ملت ها اثر می گذارد. به دلیل اثر فرهنگ بر فعالیت های اجتماعی، کسب شناخت از ماهیت فرهنگ و نحوه تاثیرگذاری آن بر فعالیت ها بسیار ضروری می نماید. از این رو در      سال های اخیر مدل های متنوعی به منظور بررسی تاثیر فرهنگ بر زندگی انسان و علوم مختلف ارائه شده اند. در این مقاله سعی خواهد شد تا سیر تحولی از مدل های مختلف موجود و نگاه آنها به حسابداری ارائه گردد تا از این طریق تصویری جامع و از مدل های یاد شده ارائه و زمینه مقایسه آنها با یکدیگر حاصل گردد.

کلید واژه

فرهنگ، مدل های بررسی فرهنگ، ارزش، حسابداری


The evolution of cross-cultural models, with emphasis on accounting

 

Abstract

Culture plays a vast role in humans' activities and affects humans' lives in terms of  their political, social and economical aspects. Some researchers (Hofset, 1980 & Schrider, 1987) found that culture associates members of an organization or people of a country together as glue. Generally, culture affects the interactions between people, organizations and nations. Understanding the cultures nature and how it affects activities is so vital because of its effects on social activities. Thus a variety of cross-cultural modes has been presented in recent years. In this article we are trying to present the evolution of the cross-cultural models and their views on accounting so that a comprehensive picture of mentioned models and a comparable context will be obtained.

 Key words

Culture, cross-cultural models, value, accounting


ارزش های فرهنگی ملی مرتبط با کار هافستد : هافستد (1980 و 1991) ارزش های موجود در جامعه را به دو دسته تقسیم نمود : دسته اول، ارزش هایی هستند که در جامعه پسندیده شناخته شده اند[1]. دسته دوم، ارزش هایی هستند که مردم بصورت باطنی خواستار و علاقه مند به آنها هستند[2]. ارزش های دسته اول، بیانگر این مطلب هستند که رفتار جامعه به تصور مردم چگونه باید باشد. اما ارزش های دسته دوم، بیانگر آن رفتاری هستند که مردم خود خواهان انجام آن هستند. بر این اساس، هافستد متوجه شد رفتارهای اجتماعی آنگونه که در عمل مشاهده می شوند بیشتر نزدیک به ارزش هایی هستند که مردم بصورت باطنی خاستار آنها می باشند تا ارزش هایی که در جامعه پسندیده محسوب می شوند.

 هافستد در سال 1981 اقدام به تشریح فرهنگ در زمینه و بافت علمی نمود. در چنین حالتی فرض می شود که سامانه ای از هنجارهای اجتماعی دربردارنده ارزش های مشترک مردم نقش محوری ایفا می نماید و بوسیله انواع مختلفی از عوامل بومی شناختی (عواملی که محیط  را متاثر می سازند) تغذیه می گردد. هنجارهای اجتماعی باعث ایجاد و توسعه الگویی برای حفظ ساختار های اجتماعی خواهند شد. این موضوع در مورد خانواده، سامانه های تحصیل، سیاست و قانون گذاری صادق است. ساختارهای مذکور پس از تبدیل شدن به واقعیت باعث استحکام هنجارهای اجتماعی و شرایط قانون گذاری ناشی از آنها خواهند شد (هافستد 1981، 25-42).

طبق نظر هافستد، فرهنگ ملی یا ارزش های اجتماعی ایجاد کننده ساختار و کارکرد نهادهای اجتماعی از قبیل نهادهای سیاسی، قانونگذاری و سامانه های آموزشی اجتماع هستند. این نهادهای اجتماعی بصورت متقابل، فرهنگ و وضعیت های اجتماعی ملی را مستحکم می نمایند. هافستد بر این عقیده است که فرهنگ ملی یا سامانه ارزش های اجتماعی با ثبات و پایدار باقی خواهد ماند، مگر اینکه از جانب عوامل خارجی همانند نیروهای طبیعی یا تجارت بین الملل و محیط تغییر هایی بوجود آید.

هافستد در سال 1980 الگوهای ارزشی مرتبط با کار را با انتخاب کارکنان یکی از بزرگترین سازمان های چند ملیتی (IBM) در فاصله سال های 1967 تا 1973 به عنوان نمونه و با استفاده از پرسشنامه مورد آزمون قرار داد. این تحقیق زمینه یابی بالغ بر 116000 پرسشنامه با پاسخ های 5 گزینه ای طیف خوب تا بد، جنبه های رضایت شغلی، درک از محیط کار و اهداف و عقاید مرتبط با مسائل عمومی مربوط به کار را در بر      می گرفت. هافستد از طریق استدلال نظری و تجزیه و تحلیل آماری چهار معیار فرهنگ ملی یعنی فاصله قدرت، اجتناب از عدم اطمینان، فردگرایی در مقابل جمع گرایی و مردگرایی در مقابل زن گرایی را شناسایی نمود. وی در سال 2001 وجود پنجمین معیار فرهنگ ملی، که به عنوان افق دید بلند مدت شناسایی می شود را گزارش نمود. این معیار نتیجه شناسایی چهار معیار قبلی محسوب می شود. معیارافق دید بلند مدت بر پایه پژوهشی زمینه یابی که با دیدگاه چینی به انجام رسید، بدست آمد. پنج معیار ملی و ارزش های مرتبط با کار هافستد در جدول 1 خلاصه شده اند (2001-1980).                      

جدول 1      معیار ارزش های فرهنگی ملی هافستد

معیار

شرح

فردگرایی در مقابل جمع گرایی

درجه وابستگی متقابل افراد به اجتماع

فاصله قدرت کم در مقابل زیاد

چگونگی اداره نابرابری در میان مردم در زمان وقوع آن در جامعه

اجتناب از عدم اطمینان قوی در برابر ضعیف

چگونگی پاسخ اجتماع در برابر مبهم بودن آینده؛ سعی در کنترل آینده دارد یا اجازه    می دهد آینده اتفاق بیافتد

مردگرایی در برابر زن گرایی

روش تخصیص نقش های اجتماعی به جنسیت های مختلف

جهت گیری بلند مدت در برابر کوتاه مدت

ثبات و صرفه جویی، پایداری شخصی و احترام به سنت

ابعاد ارزش های فرهنگی از دیدگاه هافستد : بطور کلی انسان ها مایل به تشکیل جامعه بر مبنای یکسری هنجارهای پذیرفته شده می باشند. ارزش های فرهنگی عاملی برای ایجاد انگیزه در مردم جهت شکل دهی جامعه یا هنجار محسوب می شود. هافستد (1980 و 1991) پنج بعد برای ارزشهای فرهنگی مطرح کرده است که بر آن اساس می توان ملت های جهان را به گروه های مختلف دسته بندی نمود. تعریف های ارائه شده در مورد پنج بعد ارزش های فرهنگی که در قسمت زیر آورده شده اند مبتنی بر پژوهش های صورت گرفته توسط هافستد در 50 کشور جهان هستند :

فاصلۀ قدرت : فاصله قدرت معیاری است که تفاوت های موجود در توزیع قدرت میان افراد یک جامعه (افراد مافوق و زیر دست) را نشان        می دهد و منعکس کننده دامنه (وسعت) نابرابری ها در توزیع قدرت از دیدگاه افراد ضعیف موجود در سازمان ها می باشد.

اجتناب از عدم اطمینان : اجتناب از عدم اطمینان (به آینده و بلاتکلیفی) معیاری است که میزان نگرانی و اضطراب افراد جامعه یا سازمان را در رابطه با وضعیت های نامشخص و نامعلوم آتی نشان می دهد. مردم برای فائق آمدن بر این نگرانی ها به تکنولوژی، قوانین و اعتقادهای مذهبی روی می آورند.

فردگرایی در مقابل جمع گرایی : فردگرایی معیاری است که روابط بین اشخاص و گروه را در جامعه نشان می دهد. فردگرایی در جوامعی وجود دارد که رابطه بین افراد بسیار ضعیف و کمرنگ شده است. در این جوامع افراد تنها مسول مراقبت از خود و اقوام درجه یکشان هستند. جمع گرایی در جوامعی وجود دارد که در آنها مردم از همان ابتدای زندگی خود را در بین جمعی پیوسته و متحد از افراد فامیل خویش می بینند و حمایت از آنها را وظیفه همیشگی خود می دانند.

مردگرایی در مقابل زن گرایی : مردگرایی معیاری است که میزان گرایش افراد جامعه به داشتن رفتاری جسورانه در مقابل برخوردی متواضعانه را نشان می دهد. به عبارت دیگر، مردگرایی به معنای گرایش افراد جامعه به برتری طلبی، قهرمان پروری و دلاوری است. در مقابل، زن گرایی به معنای گرایش افراد جامعه به برقراری ارتباط، تواضع و فروتنی، مراقبت از ضعیف ترها و بهبود کیفیت زندگی می باشد.

افق دید بلند مدت در مقابل کوتاه مدت : افق دید (بلند مدت و کوتاه مدت) نشانگر میزان اتکا جوامع به ظرفیت های تجزیه و ترکیبی آنها است. در جوامع دارای افق دید بلند مدت سعی می شود تا بخش های مختلف به طرقی مستحکم و تعدیل پذیر با یکدیگر ترکیب شوند. اما در جوامع دارای افق دید کوتاه مدت سعی می شود تا کل به اجزا شکسته شود. در این جوامع بر سنت ها، پایبندی به تعهدهای اجتماعی صرفنظر از بهای آنها، پایداری برای باقی ماندن در وضعیت اجتماعی برابر با دیگران، پایین بودن میزان پس انداز و دستیابی سریع به نتایج امور تاکید میشود.

گرچه نگرانی ها و ابهام هایی در مورد اعتبار نظریه پیشنهادی هافستد در جوامع مختلف بخصوص کشورهای اسلامی وجود دارد (علی رضائیان 1993 و بیدون و ویلت 1995) و مقاله های انتقادی نیز در این باره نوشده شده است (برندن مک سویینی 2000) و برخی نیز نظریه های ارائه شده از سوی دیگر محققان را بهتر از نظریه هافستد می دانند (بسکرویل 2001)، با این همه هافستد خود معتقد است که هر چند این ابعاد فرهنگی با توجه به مقیاس های ارزشی موجود در بین کارکنان شرکت چند ملیتی (IBM) استخراج شده اند، لیکن پژوهش هایی که توسط محققان دیگر به روش های مختلف و با استفاده از ماخذهای متفاوت (دانش آموزان، نمونه های تصادفی از مردم کشورهای مختلف و ...) صورت گرفته اند نیز به ابعادی مشابه و نزدیک به همین ابعاد دست یافته اند. بنابراین شواهد محکمی مبنی بر جهان شمول بودن این ابعاد وجود دارد. برای اطمینان از صحت ادعای فوق، بر آن شدیم تا مدل دیگری که توسط تیونر و تارمپنرز در رابطه با ابعاد ارزش های فرهنگی ارائه شده است را مورد بررسی قرار دهیم :

ابعاد ارزش های فرهنگی از دیدگاه تیونر و ترامپنرز : تیونر و ترامپنرز (1993) تحقیقی مشابه با تحقیق هافستد را در 12 کشور جهان انجام داده اند. البته تمرکز اصلی تحقیق آنها بر ارزش های زیربنایی فرهنگی در 7 کشور دارای نظام سرمایه داری بوده است. 7 کشور یاد شده عبارتند از آمریکا، انگلستان، سوئد، هلند، آلمان، فرانسه و ژاپن. براساس این تحقیق، تیونر و ترامپنرز 7 ارزش فرهنگی به شرح زیر را برای جوامع سرمایه داری معرفی کردند : 

عام گرایی در مقابل خاص گرایی[3] : عام گرایی بیانگر تمایل جوامع به تدوین و اجرای قوانین، نظانامه ها، رویه ها و کارهای عادی است که باعث سامان یافتن عملیات سازمان ها در جهت کسب ثروت می شود. در مقابل، خاص گرایی بیانگر تمایل جوامع برای توجیه و حمایت از موارد استثنائی است. این امر نیز با توجه به استحقاق و شایستگی آنها (صرفنظر از قانون) صورت می گیرد.

تجزیه در مقابل تجمع[4] : تاکید جوامع خواهان تجزیه به شکستن کل به اجزا تشکیل دهنده اش می باشد، به نحوی که بتوان آن اجزا را به بهترین وجه مورد بررسی قرار داد و امکان بهبود آنها را فراهم ساخت. در سازمان های تجاری، مدیران تجزیه گرا عملیات سازمان را در غالب وقایع، اقلام، ارقام، وظایف، واحد ها و ... تجسم می کنند. در مقابل، تاکید جوامع تجمع گرا بر کل سامانه است و سعی می شود تا کل سامانه دارای شکل، طرح و سازماندهی مناسب باشد. مدیران تجمع گرا خواهان شکل دهی و تجمع عملیات در غالب الگوها، روابط و ... هستند.

فردگرایی در مقابل جمع گرایی [5]: تمرکز اصلی جوامع فرد گرا بر حفظ حقوق فردی و تاکید جوامع جمع گرا بر حفظ منافع کل جامعه است. مدیران فردگرا به افزایش انگیزه، پاداش، ظرفیت ها و ویژگی های فردی کارکنان خود توجه دارند. درحالیکه مدیران جمع گرا بر بهبود شرکت (بطور کلی) از طریق جلب مساعدت و همیاری اعضای سازمان تاکید دارند.

درون مدار در مقابل برون مدار [6]: این بعد ارزشی دلالت بر منبع تعیین کننده مسیر حرکت، تصمیم ها و اهداف جوامع دارد. یعنی آیا این منابع، قضاوت ها، تصمیم ها و تعهدها نشات گرفته از داخل جامعه هستند و یا اینکه منتج شده از تقاضاها و روند های خارج آن جامعه (عوامل برون مرزی) می باشند.

توالی زمان در مقابل تقارن زمانی [7]: این ابعاد بیانگر ترتیب زمانی ایجاد امور در جوامع مختلف هستند. اختلاف این دو دیدگاه در این است که آیا یک کار خاص آنقدر مهم است که سریعتر از کارهای دیگر انجام شود یا اینکه کارها همه یکسان هستند و می توان چند کار را همزمان با هم انجام داد. در جوامعی که دارای توالی زمانی در کارها هستند، امور مهم سریعتر انجام می شوند. اما در جوامعی که دارای تقارن زمانی در کارها    می باشند، اعتقاد بر این است که هیچ یک از کارها بر دیگری برتری ندارد و همه آنها یکسان هستند.

توجه به وضعیت اکتسابی در مقابل توجه به وضعیت انتسابی افراد[8] : این بعد ارزشی بیانگر وضعیت سامانه های اعطای پاداش و ترفیع در جامعه می باشد. در جوامعی که به وضعیت اکتسابی افراد توجه می شود، ترفیعات متناسب با میزان موفقیت عملکردی آنها و به دلیل تشویق افراد به تداوم عملکردشان صورت می گیرد.

برابری در مقابل سلسله مراتب طبقاتی[9] : این بعد ارزش های فرهنگی بیانگر طریقی است که جوامع بر آن اساس به توسعه روابط و توزیع قدرت بین افرادشان اقدام می نمایند. در جوامعی که برابری بعنوان هنجار شناخته شده است، همه افراد فرصت یکسانی برای مشارکت در امور مهم دارند. اما در جوامع دارای سلسله مراتب  طبقاتی، نظر افراد با توجه به رتبه ای که دارند مورد توجه قرار می گیرد. در چنین جوامعی افراد متعلق به طبقه های بالای جامعه، نحوه و میزان مشارکت افراد طبق های پایین تر را مشخص می سازند.

مقایسه مدل هافستد و مدل تیونر و ترامنپرز : مشهود است که پنج بعد ارزشی مطرح شده توسط هافستد و هفت بعد ارزشی بیان شده توسط تینور و ترامپنرز دارای ماهیتی یکسان بوده و بر هم منطبق اند. جدول 2 انطباق این ابعاد را بر یکدیگر نشان می دهد :

جدول 2       رابطه بین ارزش های فرهنگی بیان شده از سوی هافستد و تیورنر و ترامنپنرز

                       ابعاد روش های فرهنگی مطرح شده

                                   توسط هافستد

 

ابعاد ارزش های فرهنگی

مطرح شده  توسط نیور و ترانمپنرز

فاصله قدرت

 

 

اجتناب از عدم اطمینان

 

فردگرایی

 

 

مردگرایی

 

افق دید افراد جامعه

عام گرایی در مقابل خاص گرایی

 

 

 

 

تجزیه در مقابل تجمع

 

 

 

 

فردگرایی در مقابل جمع گرایی

 

 

 

 

درون مدار در مقابل برون مدار

 

 

 

 

توجه به وضعیت اکتسابی در مقابل وضعیت انتسابی افراد

 

 

 

 

برابری در مقابل سلسله مراتب طبقاتی

 

 

 

 

توالی زمان در مقابل تقارن زمانی

 

 

 

 

معیارهای ارزش های حسابداری گری : گری در سال 1988 مدلی را برای شناسایی حسابداری به عنوان خرده فرهنگی در اجتماع، معرفی نمود و فرهنگ ملی یا ارزش های اجتماعی هافستد (1980) را با توسعه عملی سامانه حسابداری پیوند داد. گری اعتقاد داشت که حسابداری به عنوان یکی از اجزای ارزشهای اجتماعی و نشات گرفته از آنها به حساب می آید. بنابراین حسابداری خرده فرهنگی است که در درون فرهنگ ملی بزرگتری وجود دارد. طبق نظر گری، آن دسته از سامانه های ارزش یا رفتارهای حسابداران که از ارزش های اجتماعی قابل اشتقاق هستند، توسعه سامانه های حسابداری را تحت تاثیر قرار خواهند داد. گری مدل هافستد را برای اطلاعات و تثبیت الگوهای فرهنگی تعدیل نمود و خاطر نشان ساخت که تعامل های بین ارزش های اجتماعی و نهادهای کشور با خرده فرهنگ حسابداری آن، می تواند تاثیر فرهنگ بر رویه های حسابداری را توجیه نماید.

فرضیه های قابل آزمون گری در مورد تعامل بین ارزش های اجتماعی، ساختار سازمانی و رویه حسابداری در شکل 1 نشان داده شده است.

شکل 1       فرهنگ ، ارزش های اجتماعی و خرده فرهنگ حسابداری

تاثیرا عوامل خارجی

نیروهای طبیعی

تجارت

سرمایه گذاری

جنگ ها و جهان گشاییها

تاثیرهای بومی شناختی

جغرافیا

اقتصاد

ارثی / بهداشت

تاریخی

فن آوری

شهر نشینی

 

نتایج سازمانی

سامانه های قانونی

حاکمیت شرکتی

تحصیل

بازارهای سرمایه

مذهب

انجمن های حرفه ای

ارزش های اجتماعی

ارزش های حسابداری

سامانه های حسابداری

 

 

 

 

 

 

 


منبع : هافستد 1980 و گری 1988 

 

گری بر پایه فرض بنیادی وجود خرده فرهنگ حسابداری، به سمت پیشنهاد مجموعه ای از ارزش های حسابدری مبتنی بر ارزشهای فرهنگی مرتبط با کار ایجاد شده توسط هافستد (1980) پیش رفت. ارزش های حسابداری بوسیله گری به فرض قابل آزمون تبدیل شده اند که در جدول 3 قابل مشاهده هستند:

جدول 3      ارزش های حسابداری گری

معیار

شرح

حرفه گرایی در مقابل کنترل قانونی

وجود اولویت برای بکارگیری قضاوت حرفه ای فرد و حفظ خود تنظیمی حرفه ای در مقابل اجرای الزامات و کنترل های قانونی

 

 

یکنواختی در مقابل انعطاف پذیری

اولویت قائل شدن برای رعایت یکنواختی در اجرای رویه های حسابداری در موسسات مختلف در راستای استفاده یکنواخت از رویه های حسابداری در طول زمان در مقابل انعطاف پذیری در برابر موقعیتهای پیش رو

 

 

محافظه کاری در مقابل خوش بینی

اولویت قائل شدن برای رویکرد محطاتانه در مورد اندازه گیری و برخورد با رویه های مبهم آتی به گونه ای مخالف با خوش بینی و رویکردهای مخاطره آمیز

 

 

راز داری در مقابل شفافیت

اولویت قائل شدن برای راز داری و محدودیت در افشای اطلاعات واحد تجاری به معنی افشای اطلاعات فقط برای افراد نزدیک به مدیریت ، در مقابل شفافیت و عملکرد واضح و انتخاب رویکرد پاسخگویی عمومی

 

منبع :  گری، 1988،8

این مدل در واقع بسط یافته مدل هافستد در رابطه با الگوهای فرهنگی می باشد که در آن ارزش ها و عملکردهای حسابداری به عنوان زیر مجموعه ای به ارزش های اجتماعی و پیامدهای نهادی اضافه شده اند. گری در تشریح این مدل بیشتر به نقش آن در پیش بینی تاثیر فرهنگ بر ارزش ها و عملکرد حسابداری پرداخته است و می گوید چون ارزش های حسابداری زیر مجموعه ای از ارزش های اجتماعی هستند بنابراین     می توان آنها را مانند ماکتی از ارزش های وسیع تر اجتماعی دانست که ابعادشان در گزارش های مالی و استانداردهای حسابداری نمایان می شود. چهار بعدی که در این مدل برای ارزش های حسابداری در نظر گرفته شده است (حرفه گرایی، یکنواختی، محافظه کاری و پنهانکاری) بسیار مشابه با ابعادی هستند که ارفن و ردبیف در سال 1985 مطرح کردند. در واقع مدل گری تلفیقی از مدل هافستد (1981) و ارزش های حسابداری است که از مدل آرفن و ردبیف استنتاج شده اند.

بطور خلاصه گری چهار بعد ارزش های حسابداری را این گونه تعریف کرده است :

چارچوب هافستد گری : گری در راستای توسعه ارزش های حسابداری خود، ارتباط بین رویه حسابداری و چهار معیار اولیه ارزش های فرهنگی مرتبط با کار هافستد را به فرض قابل آزمون تبدیل نمود. جدول 4 روابط بین معیار های ارزش های فرهنگی مرتبط با کار هافستد و معیارهای ارزش حسابداری گری را نشان می دهد.

جدول 4      تبدیل به فرض قابل آزمون نمودن روابط بین ارزش های حسابداری گری و معیارهای فرهنگی هافستد

ارزش های فرهنگی (هافستد)

ارزش های حسابداری ( گری )

حرفه گرایی

یکنواختی

محافظه کاری

رازداری

فاصله قدرت

همبستگی منفی ضعیف

همبستگی مثبت ضعیف

نا مشخص

همبستگی مثبت قوی

پرهیز از عدم اطمینان

همبستگی منفی قوی

همبستگی مثبت قوی

همبستگی مثبت قوی

همبستگی مثبت قوی

فردگرایی

همبستگی مثبت قوی

همبستگی منفی قوی

همبستگی منفی ضعیف

همبستگی منفی قوی

مردگرایی

نا مشخص

نا مشخص

همبستگی منفی ضعیف

همبستگی منفی ضعیف

منبع: بیدون و ویلت 1995  و گری 1988

گری سعی کرد تا تاثیرات فرض قابل آزمون ارزش های حسابداری را بر ویژگی های رویه حسابداری که توسط وی به عنوان مرجع الزام آور، اندازه گیری و افشا شناسایی شده اند، مرتبط سازد. این ارتباط در شکل 2 ارائه شده است :   

            

 معیارهای ارزش اجتماعی                                        معیارهای ارزش حسابداری                                            رویه حسابداری

فردگرایی

فاصله قدرت

پرهیز از عدم اطمینان

مردگرایی

حرفه گرایی در مقابل کنترل قانونی

یکنواختی در مقابل انطاف پذیری

محافظه کاری در مقابل خوش بینی

رازداری  در مقابل شفافیت

 

مرجع الزام آور

اندازه گیری دارایی ها و سود

افشای اطاعات

 

 


    تقویت                                                      تقویت 

منبع : گری 1988 و بیدان و ویلت 1995

انتقادهای وارد بر چارچوب هافستد گری : بیدون و ویلت کاربرد ارزش های حسابداری گری در توجیه تنوع روش های حسابداری را مورد انتقاد قرار دادند. به عقیده آنها در ارتباط با چارچوب قابل آزمونی که توسط گری به فرض بنیادی تبدیل شد، کمبود دقت نظری در بهبود ارتباط بین ارزش های فرهنگی و رویه حسابداری، حس می شود. به همین ترتیب بیدون و ویلت توانایی چارچوب هافستد–گری برای توضیح رویه حسابداری موجود را سوال بر انگیز دانستند (بیدون و ویلت، 1995، 82).

طبق نظر گری، ترجیح دادن قضاوت حرفه ای مستقل و انعطاف پذیری در قوانین و مقررات حسابداری با جلوگیری از عدم اطمینان ضعیف جوامع فردگرا مرتبط است. اما با این وجود بکارگیری فرض قابل آزمون گری در توصیف وضعیت آمریکا به عنوان کشوری با فردگرایی بالا و پرهیز از عدم اطمینان پایین، با مشکل مواجه می شود و کارآمد نیست. شیپر (2003) خاطر نشان ساخت که استانداردهای حسابداری آمریکا دارای رهنمودهای تفصیلی و پیچیده ای هستند که منجر به کاهش تاثیر قضاوت های حرفه ای  می گردند و از این رو قابلیت مقایسه بیشتر در سایه قوانین یکسان حاصل می آید. حاکمیت شرکتی و رویه های گزارشگری مالی نیز در آمریکا قانون مدار بوده و نشانگر ترجیح دادن کنترل قانونی نسبت به حرفه گرایی می باشد. بنابراین ارتباط بین حرفه گرایی و یکنواختی با فردگرایی و پرهیز از جانبداری، که توسط گری به فرض قابل آزمون تبدیل شد، بحث برانگیز و قابل نقد است.

کمبود دقت نظری در چارچوب نظری گری، در تلاش وی برای مرتبط ساختن معیار اجتناب از عدم اطمینان هافستد با ارزش حسابداری      حرفه گرایی، بیشتر نمود پیدا می کند. گری فرض کرد که جامعه ای با پرهیز از عدم اطمینان بالا، داشتن کنترل گسترده از طریق قوانین را به حرفه گرایی ترجیح خواهد داد. اما ایجاد چنین ارتباطی بین پرهیز از عدم اطمینان و حرفه گرایی، ممکن است زائد و غیر ضروری باشد (بیدون و ویلت 1995). علت این است که اجتناب از عدم اطمینان، به خودی خود از لحاظ مفهومی به "مرجع قانونی" مرتبط است (هافستد، 1988، 147). طبق نظر هافستد یکی از راه های برخورد جوامع با ابهام های آتی، استفاده از قانون برای هدایت رفتار اجتماعی می باشد. بنابراین مفاهیم پرهیز از عدم اطمینان و کنترل قانونی و عکس حرفه گرایی عمل کردن، مشابه یکدیگر هستند.

اصلی ترین و مهم ترین ضعف فرض قابل آزمون گری مبنی بر تاثیر ارزش های فرهنگی بر رویه حسابداری، ناتوانی در ایجاد چارچوبی مناسب برای آزمون تاثیر فرهنگ بر معیار فنی حسابداری می باشد. در نتیجه فرض قابل آزمون گری در مورد جنبه هایی از رویه حسابداری که مرتبط با   اندازه گیری و افشای آن دسته از اطلاعات مالی که تحت تاثیر ارزش های فرهنگی قرار می گیرند، ناقص است. برای مثال گری معتقد است که ارزش های حسابداری محافظه کاری و رازداری، در روش های افشا و اندازه گیری اطلاعات نفوذ بیشتری دارند. اما بیدون و ویلت با مطرح کردن اینکه ارزش حسابداری یکنواختی، تاثیر مهمی بر یکسان بودن شکل و محتوای صورت های مالی دارد و راز داری و محافظه کاری، فاقد این تاثیر هستند، نظر گری را مورد انتقاد قرار داده اند. در نتیجه به نظر می آید که گری از یک سو بر برخی از تاثیرهای با اهمیت فرهنگ بر حسابداری مسلط است، اما از سوی دیگر کمتر می تواند در مورد بعضی از ابعاد با اهمیت شکل و محتوای صورت های مالی، حرفی داشته باشد (بیدون و یلت، 1995، 83).

بیدون و ویلت ( 1995 ) مدعی شدند که به احتمال زیاد، فرهنگ در سطح اندازه گیری، یعنی جایی که حسابداری به طور کامل فنی بوده و نسبت دادن اعداد به رویدادها را شامل می شود، نامربوط می باشد اما در سطوح بالای اندازه گیری و افشا، مربوط است. آنها اعتقاد دارند که    اندازه گیری های اشتقاقی، مانند محاسبه استهلاک نیازمند قضاوت ویژه و به احتمال زیاد در فرهنگ های مختلف، متفاوت هستند. در تعامل بین حسابداری و استفاده کنندگان نیز به احتمال زیاد سازوکار محدود افشا از بعد فرهنگی مربوط محسوب می شود. بر پایه ماهیت تاثیر فرهنگ بر  فن آوری حسابداری تشریح شده در بخش فوق، چارچوب جامع تری به منظور آزمون تاثیر فرهنگ بر رویه حسابداری قابل ایجاد است. طبق نظر بیدون و ویلت چنین چارچوبی باید مساله چگونگی تاثیر فرهنگ بر قضاوت های مرتبط با افشا و اندازه گیری اطلاعات صورت های مالی را در کانون توجه قرار دهد. این گونه قضاوت ها از طریق مشاهده اطلاعات مورد نیاز استفاده کنندگان برای تصمیم گیری آنها در فرهنگ های مختلف قابل آزمون هستند. در نتیجه بیدون و ویلت اعتقاد دارند چارچوبی که تاثیر فرهنگ بر رویه حسابداری را می آزماید، می تواند بوجود آورنده سازوکاری برای ارزیابی ویژگی های کیفی صورت های مالی، همانند خصوصیت های شرح داده شده توسط چارچوب هیئت استانداردهای حسابداری بین المللی باشد.

جدول 5 چارچوب پیشنهادی بیدون و ویلت که پیوند دهنده ارزش های حسابداری گری و ویژگی های کیفی صورت های مالی و تاثیر حاصله بر شکل و محتوای گزارش های مالی می باشد را نشان می دهد. سه مورد از معیار های گری یعنی یکنواختی، محافظه کاری و رازداری، با یکنواختی در شکل و ارائه گزارش های مالی، کیفیت اطلاعات و میزان و دامنه اطلاعات گزارش های مالی، مرتبط فرض شده اند. بیدون و ویلت اعتقاد دارند که چنین چارچوبی، رویکرد دقیق تری برای آزمون رابطه فرهنگ و رویه حسابداری را فراهم می آورد.

جدول 5      ارتباط بین ارزش های حسابداری گری، ویژگی های کیفی و شکل و محتوای گزارش های مالی

 

معیارهای حسابداری

ویژگی های کیفی

شکل و محتوای گزارش های مالی

یکنواختی

ارائه و محتوای یکنواخت :

ثبات رویه

قابلیت مقایسه

استاندارد کردن حساب ها

رویه های حسابداری

 

 

رازداری

 

محافظه کاری

کیفیت اطلاعات :

بموقع بودن

اهمیت

عینیت

قابلیت تایید

قابلیت اتکا

بی طرفی

رجحان محتوا بر شکل

تاریخ انتشار عادی

بهای تمام شده و ارزش بازار

حسابداری جریان وجوه نقد

اقل بهای تمام شده و ارزش بازار

 

میزان اطلاعات :

پاسخگویی

سودمندی درتصمیم گیری

زمینه داده های جمع آوری نشده:

تعداد اقلام افشا شده

گروه حساب ها

صورت های مالی مکمل

منبع : بیدون و ویلت  1995

ارزش های جهانی[10] شوارتز : طبق نظر شوارتز (1992) ارزش های انسانی جهانی، اعتقادهای ذهنی و نگرش هایی درباره اهدافی مطلوب هستند که زندگی مردم را هدایت می کنند. مفهوم مذکور بر نظریه اولیه شوارتز و بیلسکی (1987) و ارائه تعریفی از انواع نیازهای سه گانه بشری مبتنی  می باشد :

الف ) نیازهای زیستی، ب ) نیازهایی برای هماهنگی تعامل های اجتماعی ؛  و ج ) معیارهای جمعی سازمانی برای بقا و حفظ گروه

مفهوم ارزش های فوق توسط اسمیت و شوارتز به شرح  زیر تفصیل شده اند :

1. ارزش ها، عقایدی غیر عینی و سرد هستند اما در صورت فعال شدن احساسات را بر می انگیزند، 2. ارزش ها به هدف های مطلوب (برای مثال برابری) و شیوه های اخلاقی ارتقا دهنده این اهداف (برای مثال انصاف) باز می گردند، 3. ارزش ها نسبت به کارها یا موقعیت های خاص اولویت دارند. برای مثال؛ فرمان برداری نسبت به کار یا مدرسه، در ورزش یا تجارت، با خانواده و دوستان، 4. ارزش ها مانند استانداردهایی برای ارزیابی رفتار و رویدادها بکار می روند، 5. ارزش های به عنوان معیاری برای سنجش و ارزیابی رفتار، مردم و وقایع بکار می روند (اسمیت و شوارتز، 1997،80).

مفهوم تلقی ارزش ها بعنوان اقلام ذهنی، معتقد بودن به اهداف مطلوب و هدایتگر انسان در زندگی محسوب می شود و بنابراین سازه ای برای آزمون خرده فرهنگ حسابداری را فراهم می آورد. اگر حسابداران مجموعه ای یگانه و متفاوت از ارزش ها را به عنوان نتیجه تحصیلات تخصصی و دوره های آموزشی حرفه ای، در ذهن داشته باشند، درنتیجه ارزش های مذکور در نگرش و رفتار حسابدران ظهور پیدا خواهند کرد. چنین    ارزش هایی از طریق آموزش و تحصیلات و به عنوان استانداردهای رفتاری برای آنها نهادینه خواهند شد. اما از آنجایی که ارزش ها نسبت به اعمال و شرایط اولویت دارند، تنوع گروه های فرهنگی موجود در حرفه حسابداری، به دلیل تفاوت های قومی، جنسی و مذهبی به وجود تنوع در    نگرش ها و رفتارها منتج خواهد شد. ارزش های متفاوت باعث ایجاد اولویت در جنبه های مختلف خرده فرهنگ حسابداری و در نتیجه تنوع در رویه حسابداری خواهد شد. شوارتز در ایجاد ساختار جهانی ارزش ها و به منظور نشان دادن تنوع فرهنگی قاره های مختلف، تعدادی آموزگار از 20 کشور با 13 زبان مختلف و 8 دین متفاوت و حتی تعدادی بی دین را به عنوان نمونه انتخاب نمود. حدود 200 آموزگار از هر کشور انتخاب شدند. از آموزگاران خواسته شد تا بر اساس رهنمودهای ارائه شده مبنی بر مقیاسی 9 رتبه ای، نظر خود را نسبت به اهمیت مجموعه ای از 56 ارزش مختلف، ابزار نمایند. ارزش های فوق توسط شوارتز و اغلب بر اساس کار اولیه روکیچ (1973) و با در نظر گرفتن سایر فرهنگ ها و مذاهب، همانند ارزشهای مرتبط با کار هافستد، انتخاب شده بودند. انتخاب نمونه بصورت مطلوبی انجام گرفته بود، آنچانکه آموزگاران نمایانگر گروه های فرهنگی متبوع خود بودند. از نظر شوارتز آموزگاران مدارس نقش آشکاری در اجتماعی سازی ارزش ها ایفا می نمایند و از عوامل کلیدی فرهنگ محسوب می شوند و از این رو انتخاب آنان به عنوان نمونه باعث تعمیم پذیرشدن نتایج می گردد (شوارتز، 1992، 18).

معیارهای سختار جهانی ارزش ها به اهمیت درجه بندی های ارزش های تحلیل شده در یکی از دو سطح فرهنگی یا فردی بستگی دارد. ساختار ارزش ها در سطح فرهنگی و فردی بیانگر پویایی در تضاد و سازگاری بین ارزش ها می باشد. ساختار ارزش های سطح فرهنگی بیانگر اهداف انگیزه ای نهادهای اجتماعی می باشد (شوارتز 1991). ساختار ارزش ها در سطح فردی نشان دهنده آن دسته از اهداف انگیزه ای است که اصول راهنمای زندگی فردی اشخاص را ارائه می نمایند (شوارتز 1992). روابط بین ارزش های مختلف سطح فردی بیانگر پویایی تضاد و سازگاری تجربه افراد در زمان پیگیری روزمره ارزش ها می باشد.

پژوهش های فرهنگی در حسابداری باید نسبت به سطح تجزیه و تحلیل ساختار ارزش ها حساس باشند. اگر هدف پژوهشی آزمون خصوصیات فردی و رفتار حسابداران در محیط های فرهنگی مختلف باشد، معیارهای ارزش سطح فردی حسابداران باید مورد استفاده قرار گیرند. اما اگر  ارزش های حسابداران با ویژگی های نهادی و فرهنگ های مختلف و به عنوان چارچوب تنظیم کننده گزارشگری مالی مقایسه شوند، بکارگیری هر دو سطح فرهنگی و فردی مطلوبتر خواهد بود.

ارزش های سطح فردی[11] : طبق نظر شوارتز (1992) ساختار جهانی ارزش های افراد با توجه به نوع ارزش انگیزه ای ارائه می گردد. انواع   ارزش های انگیزه ای عبارتند از : خود فرمانی، انگیزش، رفاه طلبی، پیشرفت، قدرت، امنیت، سازگاری، سنت، خیر خواهی و عام گرایی. کلیت ساختار مربوط به انواع ارزش های  انگیزه ای سطح فردی شوارتز با توجه به ثبات نتایج پژوهش انجام شده در سال 1992 پشتیبانی می گردد. شوارتز به شواهدی مبنی بر اینکه مردم به صورتی آشکار دو نوع ارزش انگیزه ای مذکور را به عنوان اصول راهنمای زندگی خود از یکدیگر تمیز می دهند، دست پیدا کرد. هرچند که ارزش های یاد شده بطور کامل به ارزش های عمومی تر نزدیک هستند اما شوارتز در مورد تعمیم دادن ارزش های انگیزه ای به نمونه های جدید، بدون تفاوت قائل شدن بین آنها هشدار داد. زیرا این کار منجر به ساختار ارزش منحصر به فردی       می شود که از نظر عمومی صحیح نیست.

ده نوع ارزش انگیزه ای سطح فرد شوارتز در جدول 6 تشریح شده اند :

جدول 6      ارزش های انگیزه ای سطح فرد شوارتز

انواع ارزش ها

اهداف انگیزه ای

خود فرمانی

تفکر و عمل مستقل

انگیزش

هیجان، تازگی و روبرو شدن با چالش های زندگی

رفاه طلبی

رضایت، لذت های جسمانی و علائق روحی

پیشرفت

کسب موفقیت شخصی از طریق تلاش طبق هنجارهای اجتماعی

قدرت

ارتقای جایگاه اجتماعی و اعتبار، کنترل یا سلطه بر مردم یا منابع

امنیت

ایمنی، همانگی و ثبات اجتماع، روابط و اشخاص

هماهنگی

مهار اعمال، امیال و انگیزه هایی که شاید باعث آشفته کردن یا صدمه زدن به دیگران و نقض هنجارهای اجتماعی شوند

سنت

احترام و تعهد به آداب و رسوم و عقاید فرهنگی یا مذهبی

خیر خواهی

حفظ و ارتقای رفاه مردم

عام گرایی

درک، احترام و پشتیبانی از رفاه تمام مردم و احترام و پشتیبانی از طبیعت

منبع : شوارتز، 1992، 12-5

هدف انگیزه ای خود فرمانی[12] مجموعه ای از ارزش ها، شامل " خلاقیت، آزادی عمل، انتخاب اهداف شخصی، کنجکاوی و استقلال " را بوجود  می آورد (شوارتز،1992، 7).

طبق نظر شوارتز هدف انگیزه ای انگیزش[13]، ارزش هایی را در برمی گیرد که از نیازهای بنیادی به تنوع و انگیزش برای حفظ سطح بهینه فعالیت ناشی می شوند. هدف انگیزه ای انگیزش پیگیری مواردی چون "هیجان، تازگی و روبرو شدن با چالش های زندگی" را دربر می گیرد. ارزش های ایجاد کننده این هدف عبارتند از؛ "زندکی متنوع و مهیج" و "شهامت و جرات". (شوارتز، 1992، 8–7).

هدف انگیزه ای رفاه طلبی[14] از "رضایت اجتماعی و ارضای نیازهای فیزیولوژیک" ناشی می شود. پیگیری "رضایت یا کامرواسازی و لذت های شخصی" هدف انگیزه ای رفاه طلبی را بیان می نماید. (شوارتز،1992، 8).

هدف قابل تعریف برای پیشرفت[15] عبارت است از اهتمام برای "کسب موفقیت فردی از طریق تلاشی شایسته و مطابق با هنجارهای اجتماعی". ارزش های پیشرفت دربردارنده بلند پروازی، موفقیت، قابلیت و با نفوذ بودن هستند. هدف انگیزه ای موفقیت در اهتمام حسابداران برای حفظ سطح بالای تلاش حرفه ای در کاری که انجام می دهند، منعکس می گردد. این مطلب در استانداردهای منتشر شده توسط فدراسیون بین المللی حسابداران با موضوعیت تحصیل و تجربه کار عملی حسابداران  حرفه ای (IFAS، 2003، 5) و همچنین پیگیری بهبود حرفه ای به منظور دستیابی به جایگاه اجتماعی بیشتر (IFAS  2004)، به اثبات رسیده است (شوارتز، 1992، 8).

قدرت[16] به هدف "دستیابی به جایگاه اجتماعی و کنترل یا تسلط بر مردم و منابع" باز می گردد. طبق نظر شوارتز، مطلوبیت قدرت از اهمیت "تفکیک مقام و جایگاه" در نهادهای اجتماعی ناشی می شود. (شوارتز، 1992، 9–8).

هدف انگیزه ای قدرت، بیشتر با مطلوبیت حسابدران درباره خودگرانی حرفه ای ارتباط دارد تا رعایت قوانین عمومی و کنترل قانونی (گری 1998). بعلاوه جوامع حرفه ای مانند انجمن حسابداران ایران، انجمن حسابداران خبره ایرانی، جامعه حسابداران ایران و جامعه حسابداران رسمی ایران، تاثیر پایداری بر حرفه حسابدارای و جایگاه آن دارند.

طبق نظر شوارتز هدف انگیزه ای امنیت[17] باعث ایجاد مطلوبیت برای "ایمنی، هماهنگی، ثبات اجتماعی و ثبات روابط" می گردد. هدف انگیزه ای امنیت از نیاز انسانی به محافظت از افراد گروه ناشی می شود. هدف مذکور در ارزش های "مرتبه اجتماعی، امنیت خانواده، امنیت ملی، مساعدت متقابل، پاکیزگی، احساس تعلق خاطر" و "سلامتی"، ظهور پیدا می کند. هدف انگیزه ای امنیت در زمینه حسابداری منجر به ایجاد مطلوبیت در قطعیت، ثبات، یکپارچگی در رویه حسابداری و همچنین اهمیت قائل شدن برای قابلیت اتکا، خواهد شد. امنیت باعث ترجیح دادن یکنواختی و ثبات رویه خواهد شد. بنابراین هدف انگیزه ای امنیت، ارزش های محافظه کاری و یکنواختی گری را شامل می شود (شوارتز،1992، 9).

شوارتز توضیح می دهد که هدف انگیزه ای هماهنگی[18] به عنوان "مهار اعمال، امیال و تکانه ها" در نظر گرفته می شود و از نیاز به "جلوگیری از آن دسته از امیال اشخاص است که در صورت برخورد نرم باعث بروز مشکلات اجتماعی خواهند شد". (شوارتز،1992، 10-9).

سنت[19] یکی از اهداف انگیزه ای است که از رابطه نزدیکی با هماهنگی برخوردار است. طبق نظر شوارتز هدف انگیزه ای سنت "احترام، تعهد و مقبولیت آداب و رسوم و عقاید نهادینه شده فرهنگی و مذهبی را شامل می شود". هدف سنت باعث ایجاد     ارزش های "احترام به سنت، تواضع، دینداری، مسئولیت پذیری در زندگی" و "میانه روی" می گردد.

بنابراین پیگیری ارزش های هماهنگی در حسابداری به تبعیت از قوانین و مقررات سازمان ها و نهادهای قانونگذار باز می گردد و ارزش های سنت به میل حسابداران به پیروی از میثاق ها و  رویه های پذیرفته شده حسابداری همانند روش های سنتی مبتنی بر حسابداری بهای تمام شده اشاره دارد (شوارتز،1992، 10).

هدف انگیزه ای خیرخواهی[20] به "حفظ و ارتقای رفاه مردم" باز می گردد. خیرخواهی از "نیاز به تعامل مثبت برای ارتقا و رشد  گروه ها" و "نیاز سازمانی به پیوستگی" نشات می گیرد. (شوارتز،1992، 12–11).

عام گرایی[21]، ارزش های "روشن فکری، عدالت اجتماعی، کیفیت، صلح جهانی، جهان زیبا، پیوند با طبعیت، حکمت و معرفت" و "حفظ محیط زیست" را ایجاد می نماید. در زمینه رویه حسابداری، هدف انگیزه ای عام گرایی از رابطه نزدیکی با پاسخگویی  حرفه ای درباره نحوه عملکرد در راستای خواست عمومی برخوردار است (شوارتر،1992، 12).

با توجه به تجزیه و تحلیل ساختار داده های مورد استفاده در سنجش چند معیاری، شوارتز می توانست ساختار نظری رابطه پویای بین اهداف انگیزه ای یا انواع ارزش را همچنانکه در شکل 3 ارائه شده است، به تصویر بکشد.

 

شکل 3     ساختار ارزش های انگیزه ای

                                               

طبق نظر شوارتز آرایش ارزش ها در ساختار جهانی بیانگر پیوستار دایره ای انگیزه ها می باشد (شوارتز،1992، 45). بنابراین تفاوتهای انگیزه ای بین انواع ارزش ها بیشتر پیوسته هستند تا گسسته.

شوارتز سه هدف انگیزه ای قدرت، پیشرفت و رفاه طلبی را به عنوان نوعی ارزش بلند مرتبه[22] به نام ارزش خود افزایی[23] در نظر گرفت. بنابراین حسابدارانی که این اهداف را در زندگی خود با اهمیت تلقی می کنند به رفتارهایی که باعث ارتقای امیال شخصی آنها خواهد شد، تمایل  خواهند داشت. شوارتز اهداف انگیزه ای خود فرمانی و انگیزش ترکیب شده را در ارتباط با نوعی ارزش بلند مرتبه که وی آنرا ارزش پذیرای تغییر[24] نامید، شناسایی نمود. هدف انگیزه ای خود فرمانی با ارزش های عام گرایی نیز قابل مقایسه می باشد. طبق نظر شوارتز شخصی که خواستار بکارگیری قضاوت مستقل است فکر می کند با تنوع در افکار، مقبول تر و بردبارتر خواهد بود. بنابراین حسابداران بیشتر تمایل دارند تا قضاوت حرفه ای را بکارگیرند تا اینکه خود را در قوانین خشک و غیر منعطف محدود نمایند. طبق نظر شوارتز دو ارزش انگیزه ای خیر خواهی و عام گرایی، بیانگر ارزشی بلند مرتبه به نام تعالی[25] فردی هستند.سه هدف انگیزهای پیش گفته نمایانگر ارزش بلند مرتبه دیگری هستند که شوارتز آن را ارزش حفاظت[26] نامید. بنابراین ترجیح دادن ارزش های حفاظت در حوزه حسابداری در نیاز به رعایت قوانین و مقررات و گونه هایی از حفاظت مانند احتیاط و محافظه کاری ظهور می یابد و به این ترتیب محیطی با ثبات، یکپارچه و مطمئن ایجاد می شود (شوارتز،1992، 44-14).

درحالیکه آن دسته از ارزش های انگیزه ای که در ساختار دایره ای شکل ارزش ها مجاور یکدیگر هستند قابل مقایسه فرض      شده اند، بین ارزش هایی که در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند تضادهای روانشناسی و اجتماعی وجود دارد. شوارتز با آزمودن این نوع از ارزش ها به دیدگاهی ساده تر و دو بعدی در مورد ساختار ارزش ها دست یافت. ساختار دو بعدی مذکور چهار نوع از ارزش های بلند مرتبه را شامل می شود. چهار ارزش بلند مرتبه یاد شده همانطور که در شکل 4 قابل مشاهده است، معیار نظری دو قطبی را ایجاد می نمایند.

                                                                                                     تعالی فردی

تعالی فردی

غححححححححح

 

حححفح

                                                      

 


حفاظت

              

                                                             حفاظت   پذیرای تغییر

 

 

                                                                                                     خودافزایی

ارزش های انگیزه ای در حسابداری : تبدیل به نظریه کردن روابط بین اهداف انگیزه ای شوارتز در رفتار حسابداری، امکان تدوین مجموعه ای از ارزش های انگیزه ای در حسابداری را بوجود می آورد. این ساختار ارزش های انگیزه ای در حسابداری که به نظریه تبدیل شده است همانطور که در شکل 5 نشان داده شده، چارچوبی برای آزمون ارزش های حسابداری در سطح فردی را فراهم می آورد. ساختار ارزش های انیگزه ای در حسابداری نشان دهنده نتایج اجتماعی و روانشناسی پیگیری آن دسته از ارزش های حسابداری است که از ارزش های انسانی جهانی رایج در بین حسابداران مشتق شده اند. علائق سازمانی شرکت ها یا نهادها همانند علائق گسترده تر کل اجتماع، بیانگر ظهور خیرخواهی و عام گرایی در حسابداری هستند. ارزش های ذکر شده بطور مستقیم با نیازهای حسابداران به نشان دادن صلاحیت حرفه ای و حفظ اعتبار و جایگاهشان در حرفه حسابداری که بیانگر ارزش های قدرت و پیشرفت می باشد، در تضاد خواهند بود. ارزش های قدرت و پیشرفت از طریق میل به ارتقای علائق فردی حسابداران، پشتیبانی می شوند.

نیاز به مطابقت با قوانین غیر منعطف و همچنین پیروی از میثاق های حسابداری که بصورت سنتی مورد پذیرش قرار گرفته اند از طریق میل حسابداران به حفظ جایگاه موجود و حراست از محیطی پایدار، بدون ابهام و یکپارچه پشتیبانی می شود. موارد مذکور ارزش هایی هستند که با اهداف هماهنگی، سنت و امنیت همبستگی دارند. اهداف یاد شده که اهداف حفاظت نام دارند با ارزش هایی که به حسابداران برای اعمال   قضاوت های حرفه ای مستقل در محیطی پویا، غیر قطعی و با ابهام انگیزه می دهند، در تضاد هستند. ارزش های انگیزش و خود فرمانی قابل تغییر و غیر قطعی بودن رفتار حسابداران را نشان می دهند.

انتظار می رود هدف انگیزه ای رفاه طلبی در هر یک از رفتارهای خاص حسابداران دیده شود اما در صورت داشتن همبستگی بالا با ارزش های انگیزش، به میل حسابداران به پذیرش محیطی پویا و غیر قطعی کمک خواهد نمود. از سوی دیگر در صورتی که رفاه طلبی از همبستگی بالایی با هدف انگیزه ای پیشرفت برخوردار باشد بیانگر تمایل حسابداران به نشان دادن صلاحیت  حرفه ای خواهد بود.

 ساختار ارزش های انگیزه ای در حسابداری، رویکرد قوی تری برای آزمون تاثیر فرهنگ بر رویه حسابداری را ارائه می نماید. ارزش های انگیزه ای مذکور پیچیدگی ساختار فرهنگ را کاهش داده و در نتیجه ارائه معتبر تری از ارزش های رایج در بین حسابداران تشکیل دهنده خرده فرهنگ حسابداری محسوب می شوند .

 



[1]Desirable Values

[2]Desired Values

Particularism [3] Universalism versus

[4]Analyzing versus Integrating

[5]Individualism versus Communitarianism

[6] Inner-Directed versus Outer-Directed Orientation

[7] Time as sequence versus Time as synchronization

[8]Achieved status versus Ascribed status

[9] Equelity versus Hierarchy

[10] Universal Values

[11] Individual-Level Values   

[12] Self-direction

[13] Stimulation

[14] Hedonism

[15] Achievement

[16] Power

[17] Security

[18] Conformity

[19] Tradition

[20] Benevolence

[21] Universalism

[22] High Order Value

[23] Self-Enhancement

[24] Openness to Change

[25] Self- Transcendence

[26] Conservation

به گزینی در انتخاب تعریف

به گزینی در انتخاب تعریفhttp://www.4shared.com/file/5gSbTC88/Class3.html

دستورالعمل هاي انتخاب تعریف  

عمده ترين دستورالعمل هايي که انتخاب يك   تعریف  از ميان چندين گزينه را موجه می سازد عبارتند از:  

      الف – روش پيگيري و انطباق

در اين روش براساس گام هاي زير مراحل تكوين يك تعريف رفته رفته كامل تر ميگردد. اين روش به صورت زير دنبال مي شود:

1- تفکیک ودسته بندی مجموعه تعاریف براساس خاستگاههای فلسفی وارزشی نظام

2- استخراج طبقه بندی تعاریف مبتنی بر خواستگاهها

3- دستیابی به یک دیدگاه مشترک در باره تعاریف موجود

4- تعیین وتبیین محدودیتها وتبعات پذیرش تعریف

5- طرح مسائل عمده ای که در صورت پذیرش تعاریف فرآیند برنامه ریزی را تحت الشعاع قرار دهد

6- بکارگیری و پذیرش تعاریف مختار یا موجه

7- تعیین معیارهای دسته بندی تعاریف

8- شناسایی منابع

9- استخراج تعاریف

10 شناسایی معیارهای دسته بندی تعاریف

11- پیشنهاد معیارها ی موجه برای پروژه تعریف

ب – حستحوی معنی در لغت ها

رايج تري و در عين حال ساده ترين روش براي جستجو وتدوين تعريف  از درون فرهنگ واژه هاي موجود است كه مي توان به آن را به شرح زير خلاصه نمود:

  تعریف معجمی : اگر هدف تعریف ، افزایش دایره لغات باشد  تعریف مورد نظر تعریف  معجمی است

 تعریف تدقیقی : اگر هدف تعریف ،رفع ابهام از واژه مورد نظر باشد  تعریف تدقیقی است

 تعریف نظری : اگر هدف از تعریف تبیین علمی ونظری واژه مورد نظر باشد  تعریف نظری است

 تعریف اقناعی : اگر هدف از تعریف تاثیر گذاری بر نگرشها و دیدگاهها باشد تعریف اقنایی است

 تعریف تصریحی : اگر هدف از تعریف علاوه بر رفع ابهام از واژه،  وضع یا خلق معانی و مفهوم جدید از واژه مورد نظر باشد تعریف تصریحی  است (نظر نژاد،1381) .

ج) – روش های  ابتکاری

تعاریف بدست آمده از متون موجود، بیانگر آن است که اغلب این تعاریف فارق از یک روش و رویه از قبل تعریف شده تدوین گردیده است . این گونه برداشت ها را با عنوان روش های  ابتکاری در این قسمت دسته بندی می کنیم . مشهور ترین این گونه ها عبارتند از:

از طریق بررسی وبیان ویژگیها يي نظير: کارکردها، ماهیت ,

از طریق توافق جمعی و قراردادی ( فهم درون سازمانی )

 تعریف منطقی مبنایی از مفاهیم و دانش داخل سازمان

 از طریق تعیین ملاکهای واژه مورد نظر

 از طریق شرح الاسم ( واژه های مترادف )

 از طریق تشخیص اجزاء

 تعریف بر حسب جایگاه و موقعیت مفهوم نسبت به بقیه مفاهیم

 تعریف بر حسب مکاتب استراتژی

 به گزینی در انتخاب و  ارائه تعریف

در روش ها ي فوق الذکر به سه  عنصر اساسی  از تعریف  به شرح زير دست می یابیم  :

 1- ماهیت تعریف       2- کارکرد  تعریف         3- ویژگی های تعریف           

بر این اساس, هرگونه تعریف  ویا   تعاريف  پیشنهادی مورد نظر  از  راهبرد را می توان  به گونه جدول  شماره 4 تشریح و دسته بندی نمود. این گونه تقسیم بندی، تاثیر بسزایی در انتخاب مناسب تعاریف برای نظریه پردازان دارد.   


 

رديف

تعريف منتخب یا پیشنهادی

عناصر اساسی  تعریف

 

ماهیت

کارکرد

ویژگی

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

 

 

جدول  شماره1:  جدول استخراج عناصر اساسی  تعریف


بدیهی است؛ یک تعریف  هر چه قدر معیار های سه گانه فوق را بهتر آشکار سازد موجه تر بوده و  از قابلیت اعتماد بیشتری برخودار می گردد.

 

رابطه دوسويه بين عقل و نقل

برای دریافت فایل رابطه عقل و نقل کلیک کنید

ایجاد باور

تعصب

حجیت

استدلال

روش علمی

نکته های درس 1:

 ارسطوئیان انسان را به "حیوان ناطق" تعریف کرده اند. ناطق در تعریف فوق به معنی" تفکر و تعقل" است. تفاوت اندیشه و آگاهی انسان با حیوانات دیگر در میزان آگاهی آنان از این موضوع است. آغاز تفکر انسان به پیدایش انسان بر می گردد. تفکر مهمترین فعالیت روح انسان است. منطق قواعد حاکم بر دنیای تفکر انسان است. اساس اندیشیدن ارادی نیست اما با منطق می توان از فرایند اندیشه بهره برداری کرد. همان طور که اعضای بدن-قلب و کلیه- بدون اراده ما فعالیت می کنند اما یک پزشک متخصص می تواند در تقویت و بهره برداری از آن نقش داشته باشد، تفکر هم ارادی نیست اما با ابزار منطق می توان آن را جهت دهی و از آن بهره برداری کرد. منطق ما را با طرز کار ذهن آشنا می کند تا درست بیندیشیم و عمل کنیم. همان طور که تفکر از ذات انسان سرچشمه می گیرد؛ منطق هم از ذات آدمی سرچشمه می گیرد. بنابراین هیچ کس ابداع کننده منطق نیست؛ زیرا هرکس ذاتا تمایل به جهت دهی خود دارد. ارسطو قواعد منطق را کشف ؛ تدوین و جمع بندی کرد؛ نه طراحی و ابداع!!

نکته های مهم درس 2:

فکر و منطق ذاتی انسان است.اما انسان می توان با اراده فکر خویش را جهت دار و از آن بهره برداری کند. تفکر برای رسیدن به دانش و شناخت است.

علم و ادراک انسان به دو دسته تقسیم می شود. تصورات و تصدیقات تصور مثل دایره ؛ انسان؛ روح؛ غول و غیر... مهم نیست که این تصورات و مفاهیم واقعیت خارجی دارند یا با واقعیات ارتباط دارند یا ندارند. تصدیق مثل خورشید درمرکز منظومه شمسی است. عدد 3 فرد است و....  در تصدیق حکم و قضاوت وجود دارد. در فرآیند شناخت و ادراک گاهی می خواهیم تصورات را روشن کنیم و گاه می خواهیم به تصدیقات برسیم. گاهی سئوال از چیستی یک مفهوم است وگاهی سوال از چرایی مفهوم می باشد! وقتی از چیستی مفهوم می پرسیم تعریف یا معرِف و هنگامی که از چرایی مفهوم می پرسیم استدلال می کنیم.

تعریف

روشن کردن تصورات مجهول از طریق تصورات معلوم را تعریف می گویند. سازماندهی احکام و قضایای معلوم برای رسیدن به نتیجه را استدلال می گویند. مباحث علم منطق در تشریح دو کارکرد تعریف و استدلال است. خطا در ذهن هم در همین دو موضوع رخ می دهد. بنابراین

هدف منطق:

 شیوه درست اندیشیدن است. یعنی درست تعریف کردن و درست استدلال کردن.

 سه راه تعریف و شناساندن یک مفهوم:

نشان دادن نمونه خارجی یک مفهوم

شناساندن یک مفهوم از راه فرآیندهای آزمایشگاهی

تعریف کردن مفاهیم با استفاده از قواعد تفکر( که در اصطلاح منطق تعریف نام دارد(

قواعد تعریف

: 1(استفاده از مفاهیم و کلماتی که از معرَف روشن تر و واضح تر باشد(روشن تر بودن معرِف از معرَف

( 2(استفاده ازمفاهیمی که با مفهوم مجهول ارتباط داشته باشد.(مرتبط بودن معرِف و معرَف

( 3(تعریف ازیک طرف باید همه ویژگی های مفهوم مجهول را در برگیرد یعنی جامع باشد؛ و از طرف دیگر ویژگی های بی ارتباط را در برنگیرد یعنی مانع باشد. (جامع و مانع بودن تعریف( ازاین ویژگی می توان به مساوی بودن معرِف و معرَف هم یاد کرد.

 4(مفاهیم مندرج در تعریف باید محتوای درونی مفهوم مجهول را در برگیرند.(به کار گرفتن مفاهیم درونی تعریف

( 5(مفاهیم و تصورات مندرج در تعریف باید از کل به جزء تنظیم گردند. خودآزمایی:در تعریف مستطیل به: "شکل چهارضلعی که اضلاع آن دو به دو مساوی و موازی اند و چهار زاویه آن نیز قائمه می باشد" ویژگی های فوق را بررسی کنید. نکته: چرا تعریف همه امور واشیاء در منطق ممکن نیست؟ ابتدا اینکه تعریف امور واشیاء به عهده منطق نیست واگر قرار باشد تعریفی از اشیاء مختلف ارائه دهد با از علوم دیگر کمک گیرد و همچنین بسیاری از مفاهیم مثل آزادی و انسانیت و ... به دلیل ارتباط با زندگی انسانی و برداشت های مختلف ازآنان؛ دارای تعریف واحد نیستند. بنابراین اگر منطق به تعریف اشیاء می پردازد صرفا برای آموزش قواعد منطق می باشد که در این شرایط هم ازعلوم دیگر کمک می گیرد.

 *نقد: در تعاریف زیر از انسان؛ کدام قواعد تعریف رعایت نشده است: 1(حیوان گویا: تعریف مانع نیست؛ زیرا بسیاری حیوانات دیگر را در بر می گیرد. 2(حیوان متفکر: تعریف درست است. بین معرِف ومعرَف تساوی برقرار است. 3(حیوان ضاحک:تعریف جامع نیست. زیرا همه محتوای درونی معرَف را بیان نکرده است.و اگر بپذیریم حیواناتی مثل میمون هم ضاحک هستند مانع هم نیست 4(حیوان راست قامت: تعریف مانع نیست. زیرا حیوانات دیگر را در بر می گیرد   نکات درس 3 منطق یادآوری: هدف اول منطق بیان قواعد تعریف؛ یعنی چگونگی شناختن و شناساندن مفاهیم مجهول. سئوال: کدام مفاهیم قابل استفاده در تعریف هستند؟ کلی یا جزیی؟ مفاهیم کلی: مفاهیمی که قابل انطباق بر مصداق ها و افراد متعدد را داشته باشد. چه در عالم خارج و چه در عالم ذهن و فرض!! کوه، جنگل، کتاب، پیامبر، مسجد، دایره، دیو، انسان هفت سر، غول شاخدار، دریای خون و .... مفاهیم جزیی: مفهومی است که فقط بر یک فرد یا مصداق منطبق می شود و نمی توان برای آن افراد متعدد فرض کرد.تهران،دماوند، عیسی و... نکته: گاهی اوقات مصداق مفهوم جزیی به جای یک فرد یک مجموعه مشخص است. مثل "همه دانش آموزان این کلاس"؛ "حواریون حضرت عیسی" و.... نکته: 1(مفاهیم کلی وقتی با ضمیرهای این یا آن بیایند جزیی می شوند: مثل: این کوه، آن پیامبر2(اسامی خاص و علم همیشه جزیی اند. نکته: هر مفهومی که قابلیت استفاده در تعریف را داشته باشد کلی است.به عبارتی مفاهیم جزیی قابلیت استفاده در تعریف را ندارند. (نسبت های 4گانه(مفاهیم کلی را اگر دو به دو کنار هم قرار دهیم چهار حالت پیش می آید (نسب اربع(

نکات درس 3 منطق:

 هدف اول منطق بیان قواعد تعریف؛ یعنی چگونگی شناختن و شناساندن مفاهیم مجهول. سئوال: کدام مفاهیم قابل استفاده در تعریف هستند؟ کلی یا جزیی؟ مفاهیم کلی: مفاهیمی که قابل انطباق بر مصداق ها و افراد متعدد را داشته باشد. چه در عالم خارج و چه در عالم ذهن و فرض!! کوه، جنگل، کتاب، پیامبر، مسجد، دایره، دیو، انسان هفت سر، غول شاخدار، دریای خون و .... مفاهیم جزیی: مفهومی است که فقط بر یک فرد یا مصداق منطبق می شود و نمی توان برای آن افراد متعدد فرض کرد.تهران،دماوند، عیسی و... نکته: گاهی اوقات مصداق مفهوم جزیی به جای یک فرد یک مجموعه مشخص است. مثل "همه دانش آموزان این کلاس"؛ "حواریون حضرت عیسی" و.... نکته: 1(مفاهیم کلی وقتی با ضمیرهای این یا آن بیایند جزیی می شوند: مثل: این کوه، آن پیامبر2(اسامی خاص و علم همیشه جزیی اند. نکته: هر مفهومی که قابلیت استفاده در تعریف را داشته باشد کلی است.به عبارتی مفاهیم جزیی قابلیت استفاده در تعریف را ندارند.

(نسبت های 4گانه(

مفاهیم کلی را اگر دو به دو کنار هم قرار دهیم چهار حالت پیش می آید (نسب اربع( 1(تساوی: وقتی که مصداق های دو مفهوم بر هم منطبق باشد یا یکی باشند. مثل: مثلث و شکل سه ضلعی یا انسان و حیوان ناطق 2(عام و خاص مطلق: وقتی مصداق های یک مفهوم از دیگری عام تر باشد و یا یکی زیر مجموعه ی دیگری باشد. مثل: حیوان و انسان یا شکل و مثلث 3(عام و خاص من وجه: وقتی که دو مفهوم به گونه ای باشند که در برخی مصادیق مشترک باشند و در برخی مصادیق اشتراک نداشته باشند. (هرکدام از جهتی عام و از جهتی خاص باشند( مثل: ایرانی و دانش آموز یا پیراهن و قرمز 4(تباین: وقتی که دو مفهوم هیچ مصداق مشترک نداشته باشند. مثل: انسان و سنگ یا کتاب و قلم ذاتی و عرضی(ویژگی های مفاهیم( هر مفهوم ویژگی ها و اجزایی دارد. **اگر اجزا مقوم و شکل دهنده و سازنده مفهوم  باشند؛ به گونه ای که تصور مفهوم بدون آنها ممکن نباشد به آن ذاتی می گویند. مثلا جسم، حیوان و ناطق برای انسان  ذاتی هستند. یا شکل و سه ضلعی برای مثلث ذاتی می باشد می بینیم که فهم و تصور مثلث بدون تصور شکل و سه ضلعی ممکن نیست و همین طور برای انسان....   **اگر اجزا ذات و حقیقت مفهوم را تشکیل ندهند ولی به گونه ای با مفهوم در ارتباط باشند به آن عَرَضی می گویند. مثلا متساوی الاضلاع برای مثلث یا مهندس بودن برای انسان عرضی هستند. مهمترین ویژگی ها و اوصاف مفهوم ذاتی ..... 1(مفهوم ذاتی و ذات و ماهیت قابل تفکیک نیستند. یعنی اگر مفهوم ذاتی را از ماهیت جدا کنیم ماهیت از بین می رود. به عبارتی تصور ماهیت بدون ویژگی های ذاتی ممکن نیست. مثلا نمی توان شکل و سه ضلعی را از مثلث گرفت و باز مثلث را تصور کرد. 2(ویژگی های ذاتی برای ذات؛ علت نمی خواهند. اگرچه ماهیت و ذات علت دلرند ولی ویژگی های آن علت جداگانه نمی خواهند. مثلا اگر شما مثلثی را ترسیم کنید علت شما هستید؛ دیگر نیازی به علت جداگانه نیست تا مثلث سه ضلعی شود. و همان علت اولیه برای پیدایش مثلث برای سه ضلعی بودن آن کافی است. 3(ویژگی های ذاتی برای ذات دلیل نمی خواهد. به این معنا که نمی توان پرسید چرا مثلث سه ضلعی است یا چرا مثلث شکل است؟ چون جواب در واقع خود سئوال است. چون مثلث سه ضلعی است و شکل است. 4(مهمترین ویژگی مفاهیم ذاتی این است که فهم مفاهیم ذاتی بر فهم ماهیت و ذات مقدم است. یعنی ما اول سه ضلعی بودن و شکل بودن را می فهمیم و تصور می کنیم بعد مثلث را. اول جسم بودن و حیوان بودن و ناطق بودن را فهم می کنیم بعد انسان را.

یادآوری:

 مفاهیم عرضی هیچ کدام از ویژگی های فوق را ندارند. یعنی با ذات تفکیک پذیرند؛ علت چداگانه دارند، دلیل می خواهند و فهم آنها بعد از فهم و درک ماهیت است. نکته: مفهوم داتی به طور همزمان 4 ویژگی فوق را داراست. یعنی اینگونه نیست که یک مفهوم ذاتی یک یا دو ویژگی از ویژگی های فوق را دارا باشد. نکته: انسانها چه با سواد و چه بی سواد در زندگی روزمره هنگام تعریف مفاهیم از این ویژگی ها استفاده می کنند چه بخواهند چه نخواهند و چه بدانند و چه ندانند.  فقط منطق به انسانها آگاهی از طرز کار ذهن می دهد.