معرفی مجله علمی Management Science Letters

سلام

در جلسه حضوری خدمت جناب آقای دکتر یزدان پناه، ایشان مجله Management Science Letters را معرفی نمودند که برای چاپ مقالات مناسب است. مجله مذکور در ISC ثبت شده و البته در ایندکس EBSCO و Indexcopernicus نیز وجود دارد. ویژگی جالب این محله، دسترسی آزاد به متن کامل مقالات آن بدون نیاز به هرگونه پرداخت وجه است و به صورت ماهانه منتشر می گردد.

دسترسی به سایت مجله

اولین نمره دروس دوره دکتری

سلام

با عنایت خدا، همیاری استاد محترم جناب آقای دکتر یزدان پناه و همت جمعی از دوستان، امروز اولین نمره دوره دکتری از درس روش تحقیق دریافت شد.

ضمن تبریک مراتب، امید می رود در سایر دروس نیز عنایات حق تعالی شامل حال گردد.

مقاله آقای مهدیان

http://www.iiste.org/Journals/index.php/IEL/article/download/2730/2754


Get more out of Google

برخی توصیه ها در خصوص جستجوی بهتر در گوگل را اینجا ببینید یا بر روی عکس کلیک کنید.

سؤالات درس روش تحقیق در جلسات کلاس

با سلام به دوستان

حسب فرمایش آقای دکتر یزدان پناه، سؤالات مطروحه توسط ایشان در طی جلسات کلاس توسط جناب آقای مسعودی به شرح ذیل ارسال گردید. لطفاً توجه نمایید که سؤالات 14 الی 21 نیازمند کار گروهی و ارائه پاسخی واحد از سوی تمامی دوستان است. لذا لطفاً ضمن اجتناب از پاسخ انفرادی به این سؤالات، هماهنگی لازم جهت جمع بندی مطالب مربوطه را مبذول فرمایید.

1- به تعدادی از پژوهش های حسابداری توجه کنید و ماتریس اطلاعاتی آن را به کلاس اطلاع دهید.

2- پنج متغیر جدید بر اساس بند 1 شناسایی کنید.

3- بر اساس کلید واژه هایی که در پاسخ به سئوال 2 استخراج کرده اید یک مقاله علمی مروری تهیه کنید؟

4- جمع بندی پایان فصل 2 کارشناسی ارشد خودتان را ارائه دهید؟

5- در حسابداری مهمترین مفاهیم پایه را ارائه دهید؟

6- با نگاه به کلیه فرضیه ها / مدل ها / پارادایم ها / تئوری ها / قانون ها / ... مندرج در search شما، عنوان جدیدی را که در سایتGoogle Scholar  نباشد تولید کنید؟

7- با مراجعه به فرهنگ لغت و Encyclopedia کلید واژه های عنوان یا محتوای مقاله ای را که می خواهید تولید کنید را تعریف کنید؟

8- به کمک روش ابتکاری "به گزینی" در انتخاب و ارائه تعاریف – مفاهیم Key word وها را تعریف کنید؟

9- بر اساس جدول صفحه 93  کوپر، در رشته حسابداری شما در رشته خودتان افراد متخصص را در جامعه ایرانی معرفی کنید؟

10- بر اساس تعاریفی که برای Measurement Instrument  است، مناسبترین ابزارهای سنجش متغیرهای پروپزال خودتان را معرفی کنید؟

11- با جمع بندی اطلاعات دهگانه سئوالات قبلی پروپزال یک پژوهش را در زمیته Doctoral    student thesis  فراهم کنید؟

12- تهیه پرسشنامه ای با 4 ستون مربوطه به صورت زیر:

نام منبع          متن اصلی فرضیه         شاخص هر فرضیه         سئوال

13- در تحقیقاتی مشابه Case study های با طراحی جدولی که در ردیف های خود نکات آمده در مبنای نظری موجود در ادبیات را استخراج کنید (تحلیل محتوا) در ستون دیگر فرضیه پژوهش را مشخص کنید؟ ستون مشابه ستون تفاوت با یافته های دیگران بسازید؟

ردیف

نکات عمده در مبانی نظری موجود

فرضیه های پژوهش

مقایسه تطبیقی

14- با مرور بر عناوین گفته شده جناب آقای دکتر یزدان پناه از ابتدا  تاکنون و ترجمه ی که در جلسه گذشته توسط آقای مقدم جمع آوری شده مطالب سایت خود را به روز نمایید؟

15 – خروجی آقای کوشافر را می گیرید و یک یا چند  مورد به آن اضافه کرده یا تصحیح کرده و خودتان به اسم خودتان روی سایت میگذارید؟

16 – آقای مسعودی تمام سئولات را روی سایت بگذارد.

17 – ایجاد چند نکته یا سئوال توسط  استاد یزدان پناه بر روی کار واحد

18 – طراحی سئوال توسط استاد یزدان پناه و ارائه به دانشجویان

19 – دادن پاسخ سئولات به استاد

20 – جزوه Booklet  فرضیه سازی دکتر کیومرث اشتریان را در علوم مورد نظر خودتان به نگارش در آورید؟ بر روی سایت بگذارید؟

21- بر اساس مدل کوپر ( ماتریس اطلاعاتی کوپر) Structure  پروپزال پیشنهادی  پایان نامه ای را که در رشته خودتان پیشنهاد می دهید کامل نمایید. How to write the proposal

Proposal

پيشنهاد موضوع رسـاله دکتری ......................................

فرم شماره   2

·  نام و نام خانوادگي دانشجو : ......سید علی مهدیان...................................................................  ●ورودي سال : ...............1390.....................      ● امضاء و تاريخ : ....................................................

 

●  پيشنهاد اول :

عنوان پايان نامه : تبيين اجزاء مدل كسب و كار درشرکت  داروسازی عبیدی

 ● موضوع بخش عملي :

  پيشنهاد دوم :

عنوان پايان نامه :

 

موضوع بخش عملي :

 

استاد راهنمای پیشنهادی :



1-لازم است دانشجو عنوان مورد نظر و مشخصات کامل موضوع پایان نامه و پروژه عملی خود را تحت نظر استاد راهنما از طریق تکمیل فرم شماره 3  ( فرم اطلاعات پژوهشی پایان نامه و پروژه عملی ) جهت بررسی و تصویب نهایی به شورا ارائه نماید.

2- رونوشت : جهت اطلاع و اقدام به دانشجو داده شود. 


5- توضیحات پژوهشی پایان نامه

الف )  تعريف مسأله يا فرضيه (بخش نظری ): در دنياي رقابتي امروز، شركت‌هايي قادر به بقا هستند كه مدل كسب­وكار مناسب و غيرقابل تقليدی را نسبت به رقبا انتخاب کرده و قادر به، به­روز رساني و تكميل مدل بر مبناي نيازهاي بازار و الزامات فناوري باشند. برخورداري ازمدل كسب­وكار مناسب و ارزيابي مداوم آن يكي از رموز برتري در رقابت است.از طرفي تغيير بخش جدايي­ناپذير كسب­وكارهاي نوين و محيط كسب­وكار در قرن 21 محسوب شده و بسياري از منابع علمي مرتبط با مديريت راهبردي و توسعه كسب­وكار بر دستيابي به مزيت رقابتي پايدار نسبت به رقبا درمحيط متلاطم و دائما در حال تغيير امروزي تأكيد دارند. همراستا شدن با تغييراتي همچون تغيير فناوري، تعيير در قواعد و مقررات و تغيير در بازار به­منظور بقا در محيط كسب­وكار اجتناب­ناپذير است (برگرفته از مدل [1]STOF ارائه شده توسط فابر و بومن[2] 2003).

 

در همين راستا بحث­ها و تحليل­هاي زيادي در خصوص اين موضوع كه چگونه فناوري و "اقتصاد جديد"، مدل­هاي كسب­وكار سنتي را در بسياري از صنايع در بازه­اي از صنايع نوين تا صنايع اوليه تحت تأثير قرارداده، صورت گرفته است. براي نمونه مي­توان به كار تپسكات[3] 1997، كلي[4] 1998، پارهالد و اوسترولد[5] 1999، اوانس و وستر[6]2000 اشاره نمود. با اين وجود درك و شناخت اندكي نسبت به اينكه "مدل كسب­وكار جديد واقعاً چيست و چگونه توسعه مي­يابد و يا چطور ارزيابي شده و بقا مي­يابد" وجود دارد (ولپل[7] 2004). اهميت دستيابي به دانش توسعه مدل كسب­وكار جديد، ارزيابي و نگهداري آن در شركت‌ها، كمك به آن­ها در استفاده از منابع به شيوه­اي اثربخش براي تغيير و بقا است. تحت تأثير روند فناوري و بويژه فناوري اطلاعات وارتباطات، بسياري از مدل­هاي فعلي كسب­وكار سازمان­ها زير سئوال رفته و شركت‌ها در تغيير مدل كسب­وكارشان با چالشي جدي مواجه هستند (پاتلي[8] وگياگليس[9] 2005). اين درحاليست كه شركت‌ها عموما بهبود و توسعه استراتژي­هاي جاري را انتخاب مي­كنند هرچند فرايند بهبود مدل كسب­وكار نيز خالي از مخاطره نيست. نوآوری در مدل کسب­وکار حياتی و در عين حال مشکل است و موانع و محدوديت­های متعددی برای تغيير مدل کسب­وکار کنونی وجود دارد (چسبرو[10] 2009) نيروهاي پيش­برنده اصلي در اعمال تغييرات سريع و غيرقابل پيش ­بيني در محيط كسب­وكار مشتمل بر طراحي و توسعه يك مدل جديد كسب­وكار به شيوه­اي انقلابي راهبردي پرمخاطره است و احتمال موفقيت اين شيوه، پايين ارزيابي شده­است (كالاكوتا و رابينسون[11] 2001). شرکت­ها عموماً بهبود وتوسعه استراتژی­های جاری را انتخاب می­کنند، هرچند فرايند بهبود مدل کسب­وکار نيز خالی از مخاطره نيست. نيروهای پيش ­برنده اصلی در اعمال تغييرات سريع و غيرقابل پيش ­بينی در محيط کسب­وکار مشتمل بر تغيير در قوانين و مقررات، خصوصي­سازي، تغييرات فناوري و جهاني­شدن مي­باشد. تغيير در قوانين و خصوصي­سازي، به شركت‌ها و صنايع اجازه مي­دهد تا از فرصت­هاي جهاني از طريق همكاري با شركت‌هاي خارج از كشور براي دستيابي به منابع، فناوري، مهارت، قابليت­هاي نوآورانه و ساير منابع بهره­برداري نمايند. اين در حاليست كه اين منابع پيش­از اين عمدتا از داخل هركشور و بصورت محلي تأمين مي­شدند.

ب) توضیحات مربوط به بخش عملی : با توجه به اینکه در پژوهش حاضر از مدل ارائه شده توسط اُستروالدر در سال 2010 بعنوان مدل کسب و کار مبناء استفاده خواهد شد لذا مولفه­های تحت بررسی شامل چهار مفهوم کلی مدیریت زیر ساخت، محصول، مشتری و جنبه­های مالی می­باشد. وی برای مشخص کردن چهار مفهوم فوق­الذکر نه سازه را مطرح می­کند:

1-     مدیریت زیر ساخت شامل قابلیتهای اصلی، شبکه شرکا، پیکربندی ارزش

2-     محصول: پیشنهاد ارزش

3-     مشتری: مشتریان هدف، کانال توزیع، روابط با مشتریان

4-     جنبه­های مالی: ساختار هزینه، مدل درآمدی

همچنین متغیرهای پژوهش شامل مواردی است که برای مشخص شدن هر یک از نه سازه فوق الذکر مطرح می­باشد.

با توجه به کیفی و مقوله­ای بودن متغیرهای پژوهش در سازه­های قابلیتهای اصلی، شبکه شرکا، پیکربندی ارزش، پیشنهاد ارزش، مشتریان هدف، کانال توزیع و روابط با مشتریان، بطور عملیاتی با استفاده از کدگذاری و تلخیص داده­ها، متغیرهای تحقیق مشخص خواهند شد. همچنین متغیرهای مطرح در ساختار هزینه و مدل درآمدی بطور عملیاتی به میزان پولی که بعنوان هزینه یا درآمد بابت ارزش مبادله شده در واحد ریال رد و بدل می­شود تعریف می­شود.

روش گرد آوری اطلاعات:

در این تحقیق برای گرد آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و مصاحبه با مدیران ارشد سازمان استفاده خواهد شد .

    مطالعات کتابخانه ای : در ادبیات تحقیق ، شامل مطالعه کتب ، مقالات ، مجلات و آمار و ارقام منتشر شده از سوی سازمان جهت استفاده و ارائه تحقیق کمک گرفته خواهد شد .

   روش پيشنهادي اين تحقيق براي گردآوري اطلاعات بدين صورت است که ابتدا با استفاده منابع کتابخانه ای و مستندات سازمانی اطلاعاتی در مورد مدل کسب و کار جاری سازمان استخراج شود سپس با استفاده از فن مصاحبه نسبت به تکمیل اطلاعات و استخراج مدل بهینه کسب و کار برای شرکت داروسازی عبیدی پرداخته می شود.

هدف اصلی از انجام تحقيق:

هدف اصلی این پژوهش شناسایی مدل کسب و کار  برای شرکت داروسازی عبیدی می­باشد.

هدف­هاي فرعي تحقيق:

برحسب مراحل تحقيق يا اجزا و ابعاد تحقيق:

اهداف فرعی پژوهش حاضر شامل موارد زیر می­باشد:

1-    پیکربندی ارزش در شرکت داروسازی عبیدی

2-    تعیین موارد پیشنهاد ارزش در شرکت داروسازی عبیدی

3-    تعیین مشتریان هدف

4-    شناسایی کانال­های توزیع

5-    تعیین روابط با مشتریان در شرکت داروسازی عبیدی

6-    تعیین ساختار هزینه در شرکت داروسازی عبیدی

7-    تعیین مدل درآمدی در شرکت داروسازی عبیدی

 

3-6) سوال ها و یا فرضیه های تحقیق:

سئوال اصلی تحقيق:

مدل کسب و کار  برای شرکت داروسازی عبیدی چگونه است؟                                                

سئوالات فرعی تحقيق:   

 

1-    ارزش در شرکت داروسازی عبیدی دارای چه پیکربندی است؟

2-    موارد پیشنهاد ارزش در شرکت داروسازی عبیدی چه مواردی است؟

3-    مشتریان هدف کیستند؟

4-    خدمات شرکت داروسازی عبیدی از چه کانال­هایی توزیع می­شود؟

5-    ابعاد روابط با مشتریان در شرکت داروسازی عبیدی به چه شکلی است؟

6-    ساختار هزینه در شرکت داروسازی عبیدی به چه صورتی است؟

7-   مدل درآمدی شرکت داروسازی عبیدی چگونه است؟

 
 

 

هدف از طرح مورد نظر، ضرورت انجام و نتایج آن : سازمان­ها بايد قادر باشند بطور پيوسته مدل كسب­وكارشان را بازنگري كنند تا اطمينان يابند كه راهبردهاي آنان در محيط رقابتي دائما متغير، ماندني و معنادار است. پيشران­هايي همچون پيشرفت فناوري­، توسعه شبكه­هاي دانش و جهاني شدن منجر به پديدار شدن محيط اجتماعي-فني – اقتصادي متغير شده­است، كه در چنين محيطي، همگامي و همراستايي با تغييرات از مهمترين چالش­هاي برخورداري از مدل كسب­وكار پايدار براي شركت‌ها در راستاي دستيابي به اهدافشان است. از طرفي نفوذ روزافزون فناوري­هاي نوين (برای نمونه توسعه و بکارگيری از فناوري موبايل) به عرصه كسب­وكار شركت‌ها و تقاضاي مشتريان بر دريافت محصولات و خدمات نوآورانه، يكي از محرك­هاي اصلي اين پژوهش براي طراحي روش­شناسی مناسب براي تغيير مدل كسب­وكار است.

 از سوي ديگر، نتايج اين پژوهش براي فعالان كسب‌وكاري که به طور بالقوه مي­توانند ميزباني فناوري­هاي نوين را براي بهبود مجموعه­اي از شرکت‌ها يا سازمان‌هاي عمومي بر عهده گيرند، قابل استفاده است. سازمان‌هاي پيشرو در بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات و صنايع رقابتي كه براي ارائه ارزش بالاتر به مشتريان همواره بايد به­دنبال نوآوري در مدل كسب­وكار خود باشند و براي بكارگيري فناوري­هاي جديد از طرف مشتريان و رقبا تحت فشار هستند، مي­توانند از نتايج اين پژوهش بهره­­برداري نمايند. 

سابقه علمي طرح در گروه و در ساير گروهها و مراكز آموزش عالي : با ظهور كسب­وكارهاي مبتني بر فناوري اطلاعات و از سال 1990، " مدل كسب­وكار" بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت. سير استفاده از اين واژه به­شرح زير است:

اولين بار در سال 1970 و در مجلات مرتبط با علوم كامپيوترمورد استفاده قرار گرفت و بعد ازآن در سال 1995 در مجله­هاي كامپيوتري و تجاري معروف همچون BUSINESS WEEKD و WIRED استفاده شده­است. امروزه از اين واژه به­طور متداول در مجلات معتبر مديريتي مانند HARVARD BUSINESS REVIEWو... مورد استفاده قرارمي­گيرد (استاهلر[12] 20001).

آقايان پاتلي و گياگليس با بررسي تحقيقات انجام شده درمورد مدل­هاي كسب­وكار، چارچوبي را جهت تعيين حوزه­هاي بررسي شده در مدل­هاي كسب­وكار تعيين كردند. اين چارچوب مي­تواند مسير حركت را براي محققيني كه مي­خواهند در اين زمينه فعاليت كنند، مشخص نمايد. اين چارچوب همانگونه كه درشكل زير ارائه شده­است، از دو بعد تشكيل شده­است: بعد اول يكپارچگي كه بيانگر درجه وابستگي حوزه مورد نظر به حوزه­هاي ديگر است و بعد دوم مربوط به تازگي است كه بيانگر اين نكته است كه حوزه مورد نظر تاچه حد جاي كار دارد و بالا بودن اين بعد بيانگر اين امر است كه حوزه مورد نظر به­تازگي مطرح شده­است و چالش­هاي مهمي را در تحقيقات مدل­هاي كسب­وكار ايجاد كرده­است و پايين بودن اين معيار بيانگر اين امر است كه حوزه مورد نظر بالغ شده­است و تحقيقات زيادي در آن حوزه انجام شده­است.

شکل 1

چارچوب ارائه شده توسط پاتلي و گياگليس (2005) براي ساختارمند نمودن زيرحوزه‌هاي تحقيقاتي موضوع مدل كسب‌وكار

 

تحقيقات اخيرصورت گرفته برروي مدل­هاي كسب‌وكار تمرکزکمتري برروی تعاريف مدل­هاي كسب‌وكار داشته­اند ولي درعوض،توجه بيشتري به تجزيه وتفکيک مدل­هاي كسب‌وكار به عناصرغيرقابل تجزيه (اتميک) داشتند. در واقع شناسايي و تحليل اجزاء مدل كسب­وكار از جمله زمينه­هاي تحقيقاتي است كه پس از تعريف مدل مورد توجه محققان و مولفان اين حوزه قرار گرفته­است. اجزاءمدل كسب­وكار همچنين به نامهاي عناصر [13]، کارکردها [14]،خصيصه‌ها[15] وياارکان[16]مدل­هاي كسب‌وكار شناخته مي­شوند.

در ادامه برخی از حوزه­هاي تحقيقاتي و فعاليت­هاي انجام شده  به اختصار مورد بررسي قرار مي­گيرد.

همل (2000)، چارچوب مخصوصي را که خودش ايجادکرده است براي بحث درباره اجزاءيک مفهوم كسب‌وكار بکار مي‌گيرد.وي مفهوم مدل کسب­وکار را با نوآوري پيوند مي­دهد. به اعتقاد او، مفهوم نوآوري عبارتست از ظرفيت خلق مدل­هاي کسب­وکار بسيار متفاوت نسبت به تجربيات قبلي و مدل­هاي کسب و کار رقبا.

 

برطبق نظرآلت و زيمرمن[17](٢٠٠١) يک مدل کسب­وکارداراي شش جزءکلي است، همانطورکه درشکل ذيل مشاهده مي‌شود چهار جزءاول جزءابعادافقي وخاص يک مدل كسب‌وكار هستندودوتاي ديگر جزءابعاد عمودي هستند که برروي همه مدل­هاي کسب­وکاراثر مي­گذارند.اين اجزاءعبارتنداز: ماموريت، ساختار، فرايندها ،درآمدها، قوانين و فناوري

شکل‑2

اجزاء مدل كسب‌وكار از ديدگاه آلت و همکاران (2001)

براساس تحقيقات انجام شده توسط چسبرو و روزنبلوم[18](٢٠٠2) در خصوص مدل كسب­وكار،استراتژي­هاي كسب‌وكار و مدل كسب‌وكار تفاوت­هاي اساسي دارند. مدل بر ايجاد ارزش تکيه دارد و مشخص مي‌کند که چگونه ارزش به وسيله شرکت قابل دسترسي باشد در حاليکه استراتژي گام را فراتر مي‌نهد و بر ساختن مزيت­هاي رقابتي تاکيد دارد. مدل كسب‌وكار، معماري براي تبديل کردن خلاقيت به اقتصاد است و تاکيد خاصي بر ارائه ارزش­هاي اقتصادي به سهام­داران ندارد. به عنوان نمونه روش­هاي سرمايه­گذاري در مدل كسب‌وكار جايگاهي ندارد. براساس اين مطالعه، چسبرو و روزنبلوم شش جزء اصلي مدل كسب‌وكار عبارتند از:

-        پيشنهاد ارزش،

-        دسته بندي بازار،

-        ساختار زنجيره ارزش،

-        توليد سود،

-        تعيين جايگاه در شبکه ارزشي،

-        استراتژي­هاي رقابت،

آفوا و توچي[19] (2003)، اجزاء مدل كسب­وكار را مشتمل بر مولفه­هاي زير دانسته­اند:

1.      موقعيت شركت[20]،

2.      ارزش ايجاد شده براي مشتريان[21]،

3.      محدوده كسب­وكار،

4.      نحوه قيمت­گذاري،

5.      منابع كسب درآمد،

6.      فعاليت­هاي مرتبط به­هم[22]،

7.      پياده­سازي و اجراء[23]،

8.      قابليت­ها و توانايي­هاا[24]،

9.      قابليت دوام و پايداري[25]،

10.  ساختار هزينه[26]،
 

چارچوب مدل كسب‌وكار [27]STOF، در سال 2003 توسط شرکت فروكس[28] درکشور هلند به شکل خاص براي کسب­و­کار سرويس­هاي موبايل ارائه شده است. در اين چارچوب 4 حوزه تعريف مي­شود.که عبارتند از:

-         حوزه سرويس،

-         حوزه فناوري،

-         حوزه مالي،

-         حوزه سازماني،

شکل‑3

چار چوب مدل كسب‌وكار STOF

 فروكس معتقد است، هيچ تجويز و دستورالعمل مشخص و کاملي براي طراحي يک مدل كسب‌وكار موفق وجود ندارد، اما اجزايي حياتي در حوزه‌هاي مختلف كسب‌وكار وجود دارد که در نظر گرفتن آنها لازمه موفقيت در اين کار مي‌باشد. اين اجزا عبارتند از:

-        بازار هدف،

-        اجزاي ارزش،

-        ايجاد شعب،

-        ايجاد اطمينان،

-        ابقاء مشتري،

-        قيمت گذاري،

-        پيکره­بندي ارزش­ها،

-        استراتژي پيکره­بندي،

-          امنيت،

-   کيفيت سرويس،

-          يکپارچه‌سازي سيستم،

-              قابليت دسترسي،

-        مديريت سبد مشتري،

از ديدگاه ولپل، مفهوم اصلي كسب­وكار (شيوه انجام كسب­وكار) همانگونه كه شكل فوق ديده­مي­شود، پيشنهاد(هاي) ارزش مركزي براي مشتريان، شبكه شكل­يافته­اي از ارزش­ها است كه شامل قابليت و توانمندي راهبردي خود كسب­وكار به­همراه بخش­هاي برون­سپاري شده و يا ائتلافات است. رهبري و هدايت يا مديريت فعاليت­هاي مدل كسب­وكار كمك مي­كند تا كليه ذي­نفعان در طول زمان و بصورت پيوسته بقا پيدا كرده و به اهدافشان دست يابند. براين اساس بخش­هاي اصلي مدل كسب­وكار عبارتند از:

-        پيشنهاد ارزش جديد به مشتريان و يا پيشنهاد ارزش به مشتريان جديد

-        تغيير شكل شبكه ارزش براي توليد ارزش

-        قابليت­هاي مديريتي براي اطمينان از رضايت ذي­نفعان مرتبط


مدل كسب­وكار به تعريف ولپل مي­تواند در شکل زیر نمايش داده شود.

ساختار داخلي و خارجي و فرايندها

استراتژي اصلي، ماموريت و چشم انداز

-تكنولوژي

- اقتصاد

- مسائل قانوني

پايگاه مشتريان

گزاره­هاي ارزشي مشتري

رهبري و مديريت

دانش و پيش­نيازهاي مربوط به مشتري و جامعه

شبكه توليد و توزيع دانش

راهنما و توانمندسازهاي رهبري

Text Box: پايگاه دانش و قابليتهاي فكري

شکل‑4

 اجزاء مدل كسب‌وكار از ديدگاه ولپل (2004)

اجزاي مدل كسب­وكار از ديدگاه آلن آفا (2005) شامل عوامل مربوط به صنعت، موقعيت، منابع، فعاليت­ها و هزينه­ها است كه مي­تواند در تعامل با يكديگر منجر به سودآوري شركت گردند. لذا از ديدگاه وي، مدل كسب­وكار مجموعه­اي است كه نشان مي­دهد يك شركت چه فعاليت­هايي را به چه صورت و در چه زماني انجام ­دهد تا با استفاده از منابع خود بتواند ارزش مازاد براي مشتري خلق كرده و موقعيت مناسبي براي خود كسب نمايد. با استفاده از اين دو نكته كليدي مي­توان گفت كه سودآوري مدل كسب­وكار به اين امر بستگي دارد كه شركت چه كسب­وكارهايي را انتخاب كند، چگونه آن­ها را انجام دهد تا نسبت به رقبايش به موقعيت بهتري دست يابد، چگونه منابع خود را به فعاليت­هاي مختلف تخصيص دهد و چطور عوامل صنعت را شناسايي كرده و هزينه­هايش را در سطح پاييني نگه دارد.

از ديدگاه تكانن[29] وهمکاران (2005)، مدل كسب­وكار يك شركت مانند يك سيستم در اجزاء مادي قابل مشاهده و عوامل شناختي آن اظهار مي­گردد. اجزاء اصلي مدل كسب­وكار مشتمل بر روابط شبكه­اي شركت، عمليات داخل فرايندهاي كسب­وكار، پايگاه منابع و مفاهيم مالي و حسابداري آن است. از طرفي آنچه كه موجب عمليات و خروجي­هاي ناشي از آن در يك شركت مي­گردد، فقط از مدل كسب­وكار آن شركت شامل چهار جزء مذكور نبوده و سيستم اعتقادي كه مشتمل بر عوامل شناختي و غيرمادي است نيز بر عمليات شركت تأثير بسزايي دارد. تكانن اين مدل را در مقاله­اي با عنوان ادراك و عملكرد مديريتي و مدل كسب­وكار ارائه نموده و هدف اصلي وي تعيين نقش عوامل معرفتي و شناختي در تعامل با مدل كسب­وكار بر نتايج و خروجي­هاي يك شركت مي­باشد.

 شکل‑5

مدل كسب‌وكار از ديدگاه تكانن و همکاران (2005)

 ابعاد مختلف مدل كسب‌وكار براساس مدل مور[30] (2005) به صورت زير است:

-        مشتري،

-        محصولات،

-        فرايندها،

-        ساختار سازماني،

-        ذينفعان و مسائل مالي

 (رشيدي، 1386)

 از ديدگاه موريس[31] (2005)، مدل كسب­وكار بازنمايي مختصري از اين موضوع است كه چگونه مجموعه­اي از متغيرهاي تصميم به هم وابسته در حوزه استراتژي­هاي فعاليت اقتصادي، معماري و اقتصاد ايجاد و دستيابي به مزيت رقابتي پايدار را هدف­گذاري مي­كنند. وي بر اساس تحليلي وسيع در زمينه تحقيقات تئوري و عملياتي پيشين، چارچوبي را به­منظور تشريح نظام­مند اجزاي اصلي، تركيب منحصربه­فرد و اصول راهنما براي تحليل يك مدل كسب­وكار ارائه نمود. براي تعيين اجزاي اصلي موريس سئوالات زير را پيشنهاد نمود:

-        شركت چگونه ايجاد ارزش مي­نمايد؟

-        شركت براي چه كساني ارزش ايجاد مي­كند؟

-        منبع داخلي مزيت شركت چيست؟

-        چگونه شركت در بازار موضع­گيري جايگاه خود را تعيين مي­نمايد؟

-        شركت چگونه درآمد ايجاد مي­گند؟

-        آرزو و چشم­انداز كارآفرينان درمورد زمان، قلمرو و اندازه فعاليت اقتصادي چيست؟

در مرحله بعدي، چارچوب تعيين مي­نمايد كه شركت چگونه تركيب منحصربه­فردي از اجزاي اصلي به شيوه­اي خاص ايجاد مي­نمايد. در نهايت اين چارچوب اصول راهنمايي را توضيح مي­دهد كه توسط مجموعه­اي از قواعد عملياتي اطمينان مي­دهد اين تركيب منحصربه­فرد عملياتي خواهد شد.

 اوستروالدر و پينگور درتعريف خود٤رکن اصلي را به عنوان اجزاي مدل­هاي كسب‌وكار تعيين کرده اند که از نظرآنان هر مدل كسب‌وكار ي بايد داراي آنها باشد:

 -        نوآوري محصول: بيانگر نوآوري محصول وارزش ارائه شده توسط شرکت در بازار است و شامل سه جزء فرعي مشتريان هدف، قابليت‌هاوارزش ارائه شده توسط شرکت مي­شود.

 

-        ارتباط بامشتريان: شامل شناسايي مشتريان هدف، شيوه تحويل وارائه محصول به آنان و نحوه برقراري ارتباط قوي باآنان مي‌باشد.ارتباط با مشتري به اجزاء فرعي ذيل تقسيم مي­شود: استراتژي اطلاعاتي، برقراري رابطه وارائه خدمات،اعتماد و وفاداري

 -        مديريت زيرساختار: بررسي آنکه يک شرکت چطور  زيرساختارها و لجستيک سازمان را آماده کرده­است وشامل منابع، ترکيب ياپيکربندي فعاليت­ها وارزش­ها وشبکه شرکا شرکت مي‌باشد.

 -        امورمالي:ايجاديک مدل درآمدي ويک مدل هزينه­اي (هزينه کالاي فروخته شده، هزينه­هاي عملياتي وهزينه­هاي اداري)اين موضوع مي­تواند به چند جزء بيشتر که شامل مدل درآمدي، ساختارهزينه و سود و زيان است تجزيه مي‌شود.

 شکل‑6

 هستي‌شناسي مدل كسب‌وكار از ديدگاه اوستروالدر (2010)

 جمع‌بندي مطالعات انجام شده در خصوص مدل کسب‌وکار

 همانگونه كه ارائه گرديد، ديدگاه مشترك و يکساني بين صاحبنظران حوزه مدل­هاي كسب­وكار در خصوص اجراء اين مدل وجود ندارد و بررسي­ها و پژوهش­هاي مختلف از ديدگاه­هاي متنوعي به اين موضوع توجه داشته­اند. يکي از مهمترين دلايل وجود تفاوت بين ديدگاه­هاي مختلف، يکسان نبودن سطح و هدف بررسي مدل کسب­وکار در پژوهش­هاي بررسي شده در اين قسمت است. با اين وجود در همه مطالعات هدف از طراحي و بكارگيري مدل كسب­وكار در سازمان، بهينه كردن ارزش و يا منافع ذي­نفعان شركت مي­باشد.

با جمع­بندي و مرور کليه مدل­هاي ارائه شده در اين قسمت مي­توان نتيجه گرفت که مهمترين موجوديت­هاي مشترك در مدل­هاي كسب­وكار عبارتند از:

-        پيشنهاد ارزش

-        مشتريان کسب­وکار

-        ابعاد مالي کسب­وکار

-        فرايندهاي اصلي كسب­وكار

در كليه مدل­هاي بررسي شده در اين بخش، ابعاد مذکور از ديدگاه ارائه­دهنده/ارائه­دهندگان مدل به­نحوي ارائه شده و مورد مطالعه قرار گرفته­است. درصد فراواني اجزاي بدست آمده در جدول 1 ارائه شده است. بديهي است که درصد فراواني هر جزء کسب و کار، بيانگر ميزان اهميت آن در مقايسه با ساير اجزاء مي­باشد

 جدول‑1

درصد فراواني اجزاي مدل کسب و کار

ديف

اجزای مدل کسب­وکار

درصد فراوانی

1

پيشنهاد ارزش

100

2

مدل درآمد

100

3

فعاليت­ها و پيکربندی ارزش

100

4

شبکه ارزش

100

5

ساختار هزينه

100

6

بازاريابی و تعيين مشتريان

86

7

منابع و قابليت­ها

71

8

روش ارتباط با مشتری

71

9

قوانين و مقررات

57

10

راه­های فروش

43

11

ماموريت سازمان

29

12

مديريت سازمان

29

13

ساختار سازمانی و فناوری

29

همچنين روند مطالعات و بررسي­هاي اين حوزه مبيّن اين واقعيت است که تحقيق در حوزه مدل­هاي کسب­وکار از مرحله بررسي و شناخت اجزاء و ساختار مدل فراتر رفته و پژوهش­هاي جديد با تاکيد بيشتر بر ارائه مدل­هاي مناسب براي ارزيابي و همچنين متدولوژي­هاي تغيير مدل کسب­وکار متمرکز شده­اند.

لذا براساس موضوع اين پژوهش که بر تبیین اجزا مدل کسب­وکار تاکيد دارد،و با توجه به مبنا بودن مدل استروالدر در زمینه مدل های کسب و کار و اینکه تقریباً در هر صنعتی قابل پیاده سازی است و لذا کاربرد فراوانی در تحقیقات مربوط به مدل های کسب و کار داشته و مورد استفاده قرار گرفته است و همچنین جامع بودن آن نسبت به تمام جوانب مدل کسب و کار، این مدل انتخاب گردید.  

روش تحقيق :

برای تحلیل داده­ها از روش­های تحلیل داده­های کیفی شامل تلخیص داده­ها (گزینش عبارات، دسته­بندی و ... ) و عرضه داده­ها (مانند ماتریس داده­های کیفی) استفاده خواهد شد. همچنین در مورد تحلیل برخی از متغیرها با مقیاس اندازه­گیری فاصله­ای یا نسبتی از روش­های آمار توصیفی (میانگین، فراوانی، درصد فراوانی، ... ) استفاده خواهد شد

 

6-  اسامي و امضاء اعضاي شوراي تحصيلات تكميلي :

7- برنامه زمان بندی و فهرست مقدماتی

 

·         برنامه زماني انجام پايان نامه :

رديف

شرح برنامه

شروع برنامه

خاتمه

1

 

 

 

2

 

 

 

3

 

 

 

4

 

 

 

5

 

 

 

6

 

 

 

7

 

 

 

8

 

 

 

 

پيش بيني فهرست مطالب پايان نامه : 

1

 

2

 

3

 

4

 

5

 

6

 

7

 

8

 

9

 

10

 

 

 

منابع و مراجع اصلي مورد استفاده : ( حداقل 7 مورد )

رديف

عنوان کتاب / مقاله

نام مؤلف

تاريخ نگارش

محل انتشار

1

Introduction to Special Section – Business Models." Electronic Markets

Alt, R. and H. Zimmermann

2001

 

2

An Activity System Perspective, Long Range Planning

 

Zott, C., &Amitt, R

2009

 

3

The wheel of business model reinvention: how to reshape your business model to leapfrog competitors

Voelpel.S. et al

2004

 

4

Business model generation

Osterwalder, A. and Y. Pigneur

2010

Hoboken ,          New Jersey

5

"The Business Model Ontology - a proposition in a design science approach

Osterwalder, A

2006

 

6

Comparing two business model ontologies for designing e-business models and value constellations

Gordijn, J., Osterwalder, A., &Pigneur, Y

2005

 

7

Developing Business Models for eBusiness.International Conference on Electronic Commerce

Peterovic, O., C. Kittl, et al

2001

 



[1]Service, Technology, Organization Network and Finance

[2]Faber and Bouwman,

[3]Tapscott

[4]Kelly

[5]Prahaladand Oosterveld

[6]Evans and Wurster

[7]Voelpel

[8]Pateli

[9]Gialglis

[10]Chesbrough

[11]Kalakota and Robinson

[12]stahler

[13]Element

[14]Function

[15]Attribute

[16]Pillar

[17]Alt and et al

[18]Chesbrough and et al

 

[19]Afuah and Tucci

[20]Profit Site

[21]Customer Value

[22]Connected Activity

[23]Implementation

[24]Capabilities

[25]Sustainability

[26]Cost Structure

[27]Service Technical Organization Finantioal

[28]FRUX

[29]Tikkanen

[30]Moore

[31]Morris

Do Some Business Models Perform Better than Others? A Study of the 1000 Largest US Firms

Do Some Business Models Perform Better than Others? A Study of the 1000 Largest US Firms
Authors:
Peter Weill,
Thomas W. Malone,
Victoria T. D’Urso,
George Herman,
Stephanie Woerner
Sloan School of Management
Massachusetts Institute of Technology
MIT Sloan School of Management Working Paper No.
MIT Center for Coordination Science Working Paper No. 226
Copyright © 2005 Peter Weill, Thomas W. Malone, Victoria T. D’Urso, George Herman, and Stephanie Woerner
Abstract
Despite its common use by academics and managers, the concept of business model remains seldom studied. This paper begins by defining a business model as what a business does and how a business makes money doing those things. Then the paper defines four basic types of business models (Creators, Distributors, Landlords and Brokers). Next, by considering the type of asset involved (Financial, Physical, Intangible, or Human), 16 specialized variations of the four basic business models are defined. Using this framework, we classify the revenue streams of the top 1000 firms in the US economy in fiscal year 2000 and analyze their financial performance. The results show that business models are a better predictor of financial performance than industry classifications and that some business models do, indeed, perform better than others. Specifically, selling the right to use assets is more profitable and more highly valued by the market than selling ownership of assets. Unlike well-known concepts such as industry classification, therefore, this paper attempts to describe the deeper structure of what firms do and thereby generate novel insights for researchers, managers and investors.
1 Draft: May 6, 2004
Draft: May 6, 2004
Do Some Business Models Perform Better than Others? A Study of the 1000 Largest US Firms
Few concepts in business today are as widely discussed—and as seldom systematically studied—as the concept of business models. Many people attribute the success of companies like eBay, Dell, and Amazon, for example, to the ways they used new technologies—not just to make their operations more efficient—but to create new business models altogether. In spite of all the talk about business models, however, there have been very few large-scale systematic empirical studies of them. We do not even know, for instance, how common the different kinds of business models are in the economy and whether some business models have better financial performance than others.
This paper provides a first attempt to answer these basic questions about business models. To answer the questions, we first develop a comprehensive typology of four basic types of business models and 16 specialized variations of these basic types. We hypothesize that this typology can be used to classify any for-profit enterprise that exists in today’s economy. As partial confirmation of this hypothesis, we classify the business models of the 1000 largest US enterprises. Finally, we analyze various kinds of financial performance data for the different kinds of business models to determine whether some models perform better than others.
We find that some business models are much more common than others, and that some do, indeed, perform better than others. For example, the most common business models for large US companies involve selling ownership of assets to customers (e.g. manufacturers and distributors). However, in the time period of our study (fiscal year 2000), these business models 2
Draft: May 6, 2004
perform less well (in terms of both profitability and market value) than business models in which customers use—but don’t buy—assets (e.g. landlords, lenders, publishers, and contractors).
This study does not answer other questions like why these differences exist, whether they are changing over time, or how individual companies can exploit or modify their business models to improve their performance. But we hope that the work described here will provide a foundation for future work on these questions.
Background
Even though the concept of business model is potentially relevant to all companies, our search of the organization, economic, and strategy literatures, found few articles on business models, and no large-scale studies on the topic. Instead several authors have provided useful frameworks for analyzing businesses, such as profit models (Slywotzky and Morrison, 1997) and strategy maps (Kaplan and Norton, 2004). These approaches are based on a long tradition of classifying firms into “internally consistent sets of firms” referred to as strategic groups or configurations (Ketchen, Thomas, and Snow 1993). These groups—typically conceived of, and organized through the use of typologies and taxonomies (e.g., Miles and Snow, 1978; Galbraith and Schendel, 1983; Miller and Friesen, 1978)—are then often used to explore the determinants of performance.
Most of the academic research on business models was done in the context of e-business—new ways of doing business enabled by information technology. Research on e-business models has focused primarily on two complementary streams: taxonomies of business models and definitions of components of business models (Hedman and Kalling, 2001). For example, Timmers (1998) defines a business model as including an architecture for the product, service, and information flows, a description of the benefits for the business actors involved, and
3
Draft: May 6, 2004
a description of the sources of revenue. While Timmer’s definition does not limit the notion of a business model to e-commerce, he applies business models to that domain, using two dimensions 1) functional integration (number of functions integrated) and 2) degree of innovation (ranging from simply translating a traditional business to the Internet, to creating completely new ways of doing business) resulting in eleven distinct Internet business models.
Business model definitions and descriptions have proliferated since Timmers. For example, Tapscott, Ticoll, and Lowy (2000) focus on the system of suppliers, distributors, commerce service providers, infrastructure providers, and customers, labeling this system the business-web or “b-web.” They differentiate business webs along two dimensions: control (from self-control to hierarchical) and value integration (from high to low). Weill and Vitale (2001) include “roles and relationships among a firm’s customers, allies, and suppliers, major flows of product, information, and money, and major benefits to participants” in their definition of a business model. They describe eight atomic e-business models, each of which can be implemented as a pure e-business model or combined to create a hybrid model. Rappa (2003) defines a business model as “the method of doing business by which a company can sustain itself” and notes that the business model is clear about how a company generates revenues and where it is positioned in the value chain. Rappa presents a taxonomy of business models observed on the web, currently listing nine categories.
Other definitions of business models emphasize the design of the transactions of a firm in creating value (Amit and Zott, 2001), the blend of the value stream for buyers and partners, the revenue stream, and the logical stream (the design of the supply chain) (Mahadevan, 2000), and the firm’s core logic for creating value (Linder and Cantrell, 2000). In an attempt to integrate these definitions, Osterwalder, Lagha, and Pigneur (2002) propose an e-business framework with
4
Draft: May 6, 2004
four pillars: the products and services a firm offers, the infrastructure and network of partners, the customer relationship capital, and the financial aspects.
Common to all of these definitions of business and e-business models is an emphasis on how a firm makes money; some go beyond this and discuss creating value. Porter (2001) described the emphasis in business models on generating revenues as “a far cry from creating economic value”. In contrast, Magretta (2002) argued that the strength of a business model is that it tells a story about the business, focusing attention on how pieces of the business fit together - with the strategy describing how the firm differentiates itself and deals with competition. Business models have the added attraction of being potentially comparable across industries.
Defining business models
For a systematic study of business models, we need to define business models and distinguish their different types. We define a business model as consisting of two elements: (a) what the business does, and (b) how the business makes money doing these things.
To distinguish different types of business models we created a typology of how companies differ in terms of these two elements. Of course, there is no single right way to distinguish different types of business models. But some typologies are certainly better—or more useful—than others. In developing our typology, we focused particularly on trying to achieve the following desirable characteristics (see Scott, 1981, for a related set of criteria for organizational typologies):
(1) The typology should be intuitively sensible. That is, it should capture the common intuitive sense of what a business model means by grouping together businesses that seem similar in their business models, and separating businesses that seem different. 5
Draft: May 6, 2004
These similarities and differences should not just be at a superficial level (such as grouping together all businesses in the same industry). Instead, the typology should group together businesses at the deeper level of how their activities create value. The names of different categories should also be self-explanatory.
(2) The typology should be comprehensive. That is, it should provide a systematic way of classifying all businesses, not just “e-businesses” or any other restricted subset of companies.
(3) The typology should be clearly defined. That is, it should define systematic rules for determining the business model(s) of a given company in a way that does not depend on highly subjective judgment. While some amount of subjective judgment is always needed in classifying real organizations, different people should, as much as possible, classify the same company in the same way, if given the same information.
(4) The typology should be conceptually elegant. Conceptual elegance is somewhat subjective, but we were guided by the desire to use as few concepts as possible, with the additional conditions that the concepts also had to be simple, and as self-evidently complete as possible.
In developing the typology, we went through three major versions of our typology (and numerous minor revisions) over the course of three years. At first, we simply tested our proposed typologies with obvious examples generated in discussion. Later, we tested the proposed typologies more systematically by classifying large numbers of companies. The last major revision occurred after we had already classified almost 1000 companies and resulted in
6
Draft: May 6, 2004
reclassifying almost all the previously classified companies (often by moving an entire category of companies to a new category).
Our final typology is based on two fundamental dimensions of what a business does. The first dimension—what types of rights are being sold—gives rise to four basic business models: Creator, Distributor, Landlord, and Broker. The second dimension—what type of assets are involved—distinguishes among four important asset types: physical, financial, intangible, and human. This distinction leads to four subcategories within each of the four basic business models for a total of 16 specialized business model types. Of these 16 possible business models, only 7 are common among large companies in the U.S. today. Together, we call all of these business model types the MIT Business Model Archetypes (BMAs).
What rights are being sold? The four Basic Business Model Archetypes
The heart of any business is what it sells. And perhaps the most fundamental aspect of what a business sells is what kind of legal rights they are selling. The first, and most obvious, kind of right a business can sell is the right of ownership of an asset. Customers who buy the right of ownership of an asset have the continuing right to use the asset in (almost) any way they want including selling, destroying, or disposing of it.
The second obvious kind of right a business can sell is the right to use an asset, such as a car or a hotel room. Customers buy the right to use the asset in certain ways for a certain period of time, but the owner of the asset retains ownership and can restrict the ways a customers use the asset. And, at the end of the time period, all rights revert to the owner.
In addition to these two obvious kinds of rights, there is one other less obvious—but important—kind of right a business can sell. This is the right to be matched with potential
7
Draft: May 6, 2004
buyers or sellers of something. A real estate broker, for instance, sells the right to be matched with potential buyers or sellers of real estate.
As Figure 1 shows, each of these different kinds of rights corresponds to a different basic business model. The figure also reflects one further distinction we found useful. For companies that sell ownership of an asset, we distinguish between those that significantly transform the asset they are selling and those that don’t. This allows us to distinguish between companies that make what they sell (like manufacturers) and those that sell things other companies have made (like retailers).
(Insert Figure 1 here.)
We could have ignored this distinction and had only one basic business model (called, for example, “Seller”) including all companies selling ownership rights. But if we had done so, the vast majority of all companies in the economy would have been in this category, and we would have lost an important conceptual distinction between two very different kinds of business models: manufacturers and distributors. Conversely, making this distinction in all the other rows of the table would have divided intuitively sensible categories in ways that are of little apparent intuitive value in business. For instance, people do not usually distinguish between landlords that have created the assets they rent out and those that haven’t.
With these two distinctions—kind of rights sold and amount of transformation of assets—we arrive at the four basic business models shown in Figure 1:
(1) A Creator buys raw materials or components from suppliers and then transforms or assembles them to create a product sold to buyers. This is the predominant business model in all manufacturing industries. A key distinction between Creators and Distributors (the next model)
8
Draft: May 6, 2004
is that Creators design the products they sell. We classify a company as a Creator, even if it outsources all the physical manufacturing of its product, as long as it does substantial design of the product.
(2) A Distributor buys a product and resells essentially the same product to someone else. The Distributor may provide additional value by, for example, transporting or repackaging the product, or by providing customer service. This business model is ubiquitous in wholesale and retail trade.
(3) A Landlord sells the right to use, but not own, an asset for a specified period of time. Using the word “landlord” in a more general sense than its ordinary English meaning, we define this basic business model to include not only physical landlords who provide temporary use of physical assets (like houses, airline seats and hotel rooms), but also lenders who provide temporary use of financial assets (like money), and contractors and consultants who provide services produced by temporary use of human assets.
This business model highlights a deep similarity among superficially different kinds of business: All these businesses—in very different industries—sell the right to make temporary use of their assets.
(4) A Broker facilitates sales by matching potential buyers and sellers. Unlike a Distributor, a Broker does not take ownership of the product being sold. Instead, the Broker receives a fee (or commission) from the buyer, the seller, or both. This business model is common in real estate brokerage, stock brokerage, and insurance brokerage.
What assets are involved? The 16 detailed Business Model Archetypes
The other key distinction we use to classify business models is the type of asset involved in the rights that are being sold. We consider four types of assets: physical, financial, intangible,
9
Draft: May 6, 2004
and human. Physical assets include durable items (such as houses, computers, and machine tools) as well as nondurable items (such as food, clothing, and paper). Financial assets include cash and other assets like stocks, bonds, and insurance policies that give their owners rights to potential future cash flows. Intangible assets include legally protected intellectual property (such as patents, copyrights, trademarks, and trade secrets), as well as other intangible assets like knowledge, goodwill, and brand image. Human assets include people’s time and effort. Of course, people are not “assets” in an accounting sense and cannot be bought and sold but their time (and knowledge) can be “rented out” for a fee.
As Figure 2 shows, each of the Basic Business Model Archetypes can be used (at least in principle) with each of these different types of assets. This results in 16 detailed Business Model Archetypes (BMAs). While all of the models are logically possible, some are quite rare, and two (Human Creator and Human Distributor) are illegal in most places today. Definitions and examples of these BMAs follow:
(Insert Figure 2 here.)
(1) An Entrepreneur creates and sells financial assets. The most common case of this business model occurs in companies or individuals who create and sell other companies. Examples: Serial entrepreneurs, “incubator” firms, other active investors in very early stage companies. We use the term “entrepreneur” here in a more restricted sense than the ordinary English meaning because we don’t include in this business model entrepreneurs who never sell the companies they create.
10
Draft: May 6, 2004
(2) A Manufacturer creates and sells physical assets. Manufacturer is the predominant type of Creator. Examples: General Motors, Bethlehem Steel.
(3) An Inventor creates and then sells intangible assets such as patents and copyrights. Companies using this business model exclusively are very rare, but some technology companies generate part of their revenues this way. Example: Lucent’s Bell Labs (see patentsales.lucentssg.com). Firms that license the use of their intangible assets while still retaining ownership are not classified as Inventors; they are Intellectual Landlords (see below).
(4) A Human Creator creates and sells human assets. Since selling humans—whether they were created naturally or artificially—is illegal in most places today, this business model is included here for logical completeness, but it does not play an important role in the U.S. economy.
(5) A Financial Trader buys and sells financial assets without significantly transforming (or designing) them. Banks, investment firms, and other financial institutions that invest for their own account are included in this business model. Examples: parts of Merrill Lynch and Goldman Sachs.
(6) A Wholesaler/Retailer buys and sells physical assets. This is the most common type of Distributor. Examples: Wal*Mart, Amazon.
(7) An Intellectual property (IP) Trader buys and sells intangible assets. This business model includes firms that buy and sell intellectual property such as copyrights, patents, domain names, etc. Example: NTL Inc.
(8) A Human Distributor buys and sells human assets. Like Human Creators, this business model is illegal and rare in most places and is included here only for logical completeness.
11
Draft: May 6, 2004
(9) A Financial Landlord lets others use cash (or other financial assets) under certain (often time-limited) conditions. There are two major subtypes of this business model:
(9a) Lenders provide cash that their customers can use for a limited time in return for a fee (usually called “interest”). Examples: Bank of America, Fannie Mae.
(9b) Insurers provide their customers financial reserves that the customers can use only if they experience losses. The fee for this service is usually called a “premium.” Examples: Aetna, Chubb.
(10) A Physical Landlord sells the right to use a physical asset. The asset may, for example, be a location (such as a hotel room or amusement park) or equipment (such as a rental car). Depending on the kind of asset, the payments by customers may be called “rent”, “lease”, “admission”, or other similar terms. This business model is common in industries like real estate rental and leasing, accommodation, airlines and recreation. Examples: Marriott, Hertz division of Ford.
(11) An Intellectual Landlord licenses or otherwise gets paid for limited use of intangible assets. There are three major subtypes of Intellectual Landlord:
(11a) A Publisher provides limited use of information assets such as software, newspapers, or databases in return for a purchase price or other fee (often called a subscription or license fee). When a Publisher sells a copy of an information asset, the customer receives certain limited rights to use the information, but the publisher retains the right to make additional copies and resell the information. Example: Microsoft. Many publishers also receive revenues from advertising that is bundled with the information assets, but this revenue is classified as part of the Attractor business model (see below).
12
Draft: May 6, 2004
(11b) A Brand Manager gets paid for the use of a trademark or other elements of a brand. This includes franchise fees for businesses such as restaurant or hotel chains. Example: Wendy’s.
(11c) An Attractor attracts people’s attention using, for example, television programs or web content and then “sells” that attention (an intangible asset) to advertisers. The Attractor may devote significant effort to creating or distributing the assets that attract attention, but the source of revenue is from the advertisers who pay to deliver a message to the audience that is attracted. This business model is common in radio and television broadcasting, some forms of publishing, and some Internet-based businesses. Example: New York Times.
(12) A Contractor sells a service provided primarily by people, such as consulting, construction, education, personal care, package delivery, live entertainment or healthcare. Payment is in the form of a fee for service, often (but not always) based on the amount of time the service requires. Examples: Accenture, Federal Express.
In most cases, Contractors also require physical assets (such as tools and workspace), and Physical Landlords also provide human services (such as cleaning hotel rooms and staffing amusement parts) associated with their physical assets. In cases where substantial amounts of both human and physical assets are used to provide a service, we classify a company’s business model (as Contractor or Physical Landlord) on the basis of which kind of asset is “essential” to the nature of the service being provided.
For example, a passenger airline would generally be considered a Physical Landlord—even though it provides significant human services along with its airplanes—because the essence of the service provided is to transport passengers from one place to another by airplane. Conversely, a package delivery service (like Federal Express) would generally be classified as a
13
Draft: May 6, 2004
Contractor because the essence of the service provided is to have packages picked up and delivered (usually by people) regardless of the physical transportation mode used (bicycle, truck, train, etc.).
(13) A Financial Broker matches buyers and sellers of financial assets. This includes insurance brokers and stock brokerage functions in many large financial firms. Examples: e*Trade, Schwab.
(14) A Physical Broker matches buyers and sellers of physical assets. Examples: eBay, Priceline, Century 21.
(15) An Intellectual property (IP) Broker matches buyers and sellers of intangible assets. Example: Valassis
(16) A Human Resources (HR) Broker matches buyers and sellers of human services. Examples: Robert Half, EDS.
As the subtypes of Financial Landlord and Intellectual Landlord listed above illustrate, it is certainly possible to subdivide these 16 detailed Business Model Archetypes even further. For now, however, we have found that this level of granularity provides a useful level of analysis. In fact, for many purposes, we find it useful to merge the cells in the rows where most of the cells are sparsely populated. This leads to the following 7 business models which we call the Common Business Model Archetypes: Creator, Distributor, Financial Landlord, Physical Landlord, Intellectual Landlord, Contractor, and Broker.
Method
To answer our basic questions about business models, we needed to select a sample of companies, classify their business models, and then analyze their financial performance.
14
Draft: May 6, 2004
Sample of companies
We chose to use the largest 1000 publicly traded companies based in the United States, with size determined by gross revenues as reported in the COMPUSTAT database for fiscal year 2000.1 Together, these 1000 firms account for 76% of the US Gross Domestic Product. We chose not to use the Fortune 1000 database because it includes non-publicly traded firms for which some of the data needed for our analysis were not available.
Classifying companies’ business models
We classified companies’ business models using the companies’ revenue as a guide (recall the second part of our definition of business models: “how a company makes money”). We conjectured that many companies would have more than one business model so we classified a company’s business models separately for each revenue stream the company reported; that a company had multiple revenue streams, however, did not necessarily mean that a company had multiple business models.
More specifically, we used: (a) the dollar amounts of the company’s revenue segments as reported by COMPUSTAT or the publicly filed SEC Form 10-K and (b) the textual descriptions of the revenue segments as reported in the 10-Ks.2 In each case, we read the textual descriptions of the revenue segments and then, using the definitions of the business models above, classified the revenue according to which Business Model Archetype(s) it represented.
We faced two major issues in classification. First, we had to interpret the qualitative, textual descriptions each company provided for its different business segments. Even though there was, of necessity, some subjective judgment involved in this process, we trained a team of raters to do this in a reliable and consistent way (see below).
15
Draft: May 6, 2004
Second, when the text indicated that multiple business models were included in a single reported revenue segment, we had to somehow allocate revenues across the different business models. To do this, we first used any detailed information in the 10-K to make a specific split of the revenue. In the absence of any such details, we used our judgment to allocate revenue across models. However, we did not attempt to make arbitrarily fine-grained subjective allocations. Instead, we either split the revenue evenly across all of the different models that were included in the segment or, if the text implied that one model was much more important than the others, we assigned all the revenue to that model.
To illustrate these classifications, Figure 3 shows the classification for General Electric (GE). Note, for example, that the line item “Equipment Management (GE Capital Services)” is repeated and assigned to two different business models (Lender and Contractor). The text of the Form 10-K implied that GE Capital Services both lent money and performed services for the Equipment Management line of business, but it gave no details as to how much of each was done. Therefore we split the revenue for the line item equally among the models.
(Insert Figure 3 here.)
In order to classify the large number of companies we needed to analyze, we trained a team of eight MIT students to use the classification methodology just described. Each company’s business models were classified by at least one of these students and all the classifications were also reviewed (and, if necessary, corrected) by a senior MIT research staff member (Herman). We used an interactive online database to record all the classifications along with comments about how classifications were determined.
16
Draft: May 6, 2004
To assess consistency we tested inter-rater reliability among our eight raters for a random sample of 49 companies. For the 173 revenue line items in these 49 companies, two raters independently rated each line item. Of these ratings, 90% (156) were identical, and Cohen’s Kappa statistic was 0.86 (significant at p < .01)3 confirming that the different raters applied the classification methodology consistently.
Measuring financial performance
There is no universally or even commonly used set of measures for evaluating the financial performance of firms. Multiple measures covering investor and accounting returns are typically recommended (e.g., Brealey and Myers, 2000; Cochran and Woods, 1984) including: profitability, efficiency, and market value. A wide range of measures has been used in previous research assessing strategic groups or other organizational factors against firm performance. (e.g., Ketchen et al, 1993; Capon et al, 1990). For consistency with prior work to evaluate the financial performance of strategic groups we followed the lead of Ketchen et al who identified a table of 45 measures of performance in 6 categories: Sales, Equity and Investment, Assets, Margin and Profit, Market share and Overall (perceptual measures). Like Ketchen et al we used measures from each of these categories that were appropriate for our objective. We dropped the overall perceptual category (e.g., respondent rating) as not objective and used the sales category as a control rather than dependent variable as we were not interested in predicting size. We combined the Equity and Investment and Assets categories and used market valuation rather than Market Share as we were more interested in predicting the investor’s view of future performance rather than share. The result was a performance assessment using two metrics in each of three classes of performance: operating income and Economic Value Added4 (as measures of profit), return on invested capital (ROIC) and return on assets (as a measures of rates of return and
17
Draft: May 6, 2004
efficiency), and market capitalization and Tobin’s Q (as a measures of market value). All these measures have been used in many studies of financial performance. For each of the three performance constructs, the two measures gave very similar results and thus we only report the first measure listed.
All of these measures are based on data from the COMPUSTAT database for fiscal year 2000, including any restatements available up until September 30, 2003. To measure operating income, we used Operating Income Before Depreciation (OIBD), which includes Sales minus Cost of Goods Sold and Selling, General, and Administrative expenses before deducting Depreciation, Depletion, and Amortization. We used Operating Income Before Depreciation instead of Operating Income After Depreciation because depreciation charges can be manipulated by management in ways that do not necessarily reflect the operating performance of the business model. Similarly, other measures of income (such as Net Income) include non-operating expenses like taxes and interest, and they also include extraordinary items like buying and selling other companies. While these other measures are useful for evaluating the overall performance of a company and its management, they are not as direct a measure of the operating performance of the business models themselves.
To measure ROIC, we used OIBD divided by Total Invested Capital. Total Invested Capital is the sum of the following items: Total Long-Term Debt, Preferred Stock, Minority Interest, and Total Common Equity5. To measure market capitalization, we used the COMPUSTAT variable by the same name, defined as the total number of shares of common stock outstanding times the share price.
Since these measures of financial performance are reported only for the firm as a whole, we use regression equations in which each business model gets “credit” for the performance of
18
Draft: May 6, 2004
the whole firm in proportion to the amount of revenue from that business model. Two of our performance measures (operating income and market capitalization) are measured in dollars, while ROIC is a ratio. These two different kinds of measures require different kinds of statistical treatment.
Estimation for Dollar-Amount Performance Measures. Both operating income and market capitalization are highly correlated with revenue (correlations of .75 and .64, respectively). To control for firm size, therefore, we include total firm revenues as one of the control variables in the equation:
P = α + β1(BM1) + β2(BM2) + . . . + βn-1(BMn-1) + γ1R + γ2ln(E) + δ1I1 + δ2I2 +. . .+ δ20I20 + ε
where P is firm performance, the explanatory variables BMi denote the dollar amount revenues from each business model in the firm, R is total firm revenue, and ε is the normally distributed error term. Two other types of controls are also used: E is the number of employees in the firm, and Ii is 1 if the firm is classified in industry group i, 0 otherwise. For these industry classifications, we use the two-digit NAICS6 code of the main industry group into which the company is classified in COMPUSTAT. Each firm is classified into a single industry group even if it actually participates in multiple industries. The firms in our sample were classified into a total of 20 industry groups.
Since the total of the revenues from all business models (ΣBMi) is the same as R, there is a potential problem with multi-collinearity in the regression. To avoid this problem, we omit one of the types of business model and use it as a baseline reference for the performance of the
19
Draft: May 6, 2004
remaining models. In each case, we (arbitrarily) pick the most common business model in the set of business models being compared as the baseline.
Estimation for Return on Invested Capital. When using the ROIC to measure firm performance, we use ratios (instead of dollar amounts) for business model participation:
ROIC = α + β1(bm1) + β2(bm2) + . . . + βn-1(bmn-1) + γ1R + γ2ln(E) + δ1I1 + δ2I2 +. . .+ δ20I20 + ε
where bmi stands for the percentage of total firm revenue attributable to business model i, and all the other variables are the same as above. In this case, the total of contributions from all the business models is 1, so we again exclude one of the business model categories.
Results
Distribution of Business Models
Figure 4 shows the distribution of different business models in our sample of large US firms. By far the most common basic business model in our sample is Creator, with 46% of total revenues of the firms in our sample falling within this category. Landlord type models account for 34% of total revenues, followed by Distributors with 18% of total revenues, and Brokers with 2%. In addition, an overwhelming portion (70%) of the business of large-revenue, publicly traded firms still involves physical assets. Financial and Human assets account for 12% and 13%, respectively, and Intangible assets are only 4% of the revenues of large firms. Figure 4 also shows the numbers of firms generating revenues with each model and asset type.
(Insert Figure 4 here.)
20
Draft: May 6, 2004
The distribution of asset types among the different basic business models also presents an intriguing pattern. Two of the basic business models have almost all their revenues concentrated in only one or two types of asset (physical assets for Creators, physical and financial assets for Distributors), while the other two basic business models (Landlords and Brokers) have their revenues spread fairly evenly across all asset types.
Financial performance of Business Models
Figure 5 shows sample regression results for predicting one of our measures—Operating Income Before Depreciation—with and without business models as predictors. In the regression without business models as predictors, only one variable is significant, total firm revenue, and the total variance explained is only 59% (as measured by the adjusted R2). In the regression with business models as predictors, all three of the business models included are significant predictors, and the total variance (adjusted R Square) explained increases to 83%.
(Insert Figure 5 here.)
This means, first of all, that a company’s business models are substantially better predictors of its operating income than its industry classification and other control variables alone. Second, we can interpret the business model coefficients as follows: Increases in a company’s revenue from the Broker or Landlord business models are associated with significantly greater increases in the company’s operating income than an equal increase in their Creator or Distributor revenue. Figures 6, 7, and 8, summarize similar regressions for the three performance measures Operating Income, Return on Investment, and Market Capitalization, respectively. Each table summarizes three regressions: one regression comparing the four Basic
21
Draft: May 6, 2004
Business Model Archetypes (rows); one comparing the four asset types (columns), and one comparing the 12 detailed Business Model Archetypes (interior cells) with non-zero representation in our sample. In each regression, a baseline model is used: Creator for the row comparisons, Physical assets for the column comparisons, and Manufacturer for the interior cell comparisons. The significance tests shown are tests of difference from the relevant baseline model in each case.
(Insert Figures 6, 7, and 8 here.)
The coefficients in these three Figures have been scaled to be interpretable as changes per $1M of revenue (for Operating Income and Market Capitalization) and per 1% change in revenue (for ROIC). For instance, the coefficient of -0.074 for Distributor revenue in Figure 5 is shown as -$74,000 in Figure 6. This means that $1M in Distributor revenue (instead of Creator revenue) is associated with a decrease of $74,000 in Operating Income.
The most important results shown in these three figures involve the row and column comparisons. Both Brokers and Landlords have significantly higher Operating Income than Creators and Distributors.7 Brokers and Landlords also have significantly higher Market Capitalization than Creators, but we don’t know whether the differences are significant for Distributors. Similarly, business models based on the three non-physical types of assets (Financial, Intangible, and Human) all have significantly higher Operating Income and Market Capitalization than those based on Physical assets. The interior cell comparisons are also qualitatively quite consistent with these row and column results.
22
Draft: May 6, 2004
Interestingly, there are essentially no significant differences among any of the business models for ROIC. Only 1 of the 17 tests shown in the table for Return on Investment is significant, and that is only at the 5% level.8 This result is quite consistent with an efficient markets hypothesis: If some business models consistently generated higher returns on investment than others, then we should expect to see investment capital migrate to those business models until that was no longer the case. The efficient markets hypothesis, however, would not necessarily lead to the same prediction about our other measures. Even in an efficient market, some business models could generate higher incomes or market capitalization than others, even after adjusting for revenue and industry.
For instance, one possible explanation for the result that Landlords have higher Operating Income and Market Capitalization than Creators and Distributors could be the following: Creators and Distributors need only enough capital to create or acquire the assets they sell, and then their customers take over financing ownership of the assets. Landlords, on the other hand, need enough capital to finance ownership of the assets throughout their useful lives. This means, first of all, that Landlords should have higher depreciation charges, and thus that the effect might disappear if we were to use Operating Income After Depreciation (OIAD) instead of Operating Income Before Depreciation (OIBD). Second, this need for additional capital could lead to a need for higher Market Capitalization (controlling for revenue). To compensate investors for this additional capital requirement, Operating Income (controlling for Revenue) would also need to be higher.
To test these possible explanations for our results, we first ran the same regression with OIAD instead of OIBD. This changed the absolute values of the coefficients, but both Brokers and Landlords still had significantly higher Operating Income than Creators and Distributors. 23
Draft: May 6, 2004
Next, we added Total Invested Capital as a control variable in the regressions for OIBD and Market Capitalization. Surprisingly, adding this control variable also made almost no difference in the qualitative results.9 There must, therefore, be some other—less obvious—explanation for our results.
Figure 9 summarizes our key results with the rank orderings of the 7 most common business models in the largest U.S firms. The four cells in the Landlord row are broken out separately, and the other three rows have their interior cells merged. Again, it’s clear that Brokers and all four types of Landlords have both higher Operating Income and higher Market Capitalization than Creators and Distributors (with uncertainty about whether the difference in Market Capitalization is significant for Distributors). For both these measures, it is striking that all four types of Landlords cluster together in the rank orderings, even though they are in very different types of industries. These results also show, again, very weak or nonexistent differences among the different business models in Return on Investment.
(Insert Figure 9 here.)
Discussion
Our results have answered—in the affirmative—the question posed by the title of our paper. For at least two broad measures of financial performance—profit and market value —some business models do, indeed, perform better than others. Furthermore, business model classifications are better predictors of these measures of financial performance than two-digit industry codes. Why should this be so? One possible explanation is simply that our business model classifications are much more precise than COMPUSTAT's industry classifications. We classified each of a company’s revenue streams individually and used a percentage weighting of
24
Draft: May 6, 2004
these classifications to explain performance rather than using a single industry classification for the entire company.
Another possible explanation—more consistent with our conceptual approach—is that our business models capture the essence of what a company does more accurately than its industry. In some cases, our models make finer distinctions than industry classifications. For instance, NAICS industry code 53 (Real Estate and Rental and Leasing) lumps together three types of businesses (real estate lessors, real estate brokers, and real estate property managers) which we would classify in three different business models (Physical Landlord, Physical Broker, and Contractor, respectively). In other cases, our models group together industries that seem very different on the surface but that actually have deep similarities. For instance, we include all the following industries in our Landlord business model: real estate leasing (NAICS 5311), transportation (NAICS 48), accommodation (NAICS 721), and publishing (NAICS 511).
Perhaps most intriguing is that—at least during fiscal year 2000—selling use of assets to customers was more profitable, and more highly valued by the market, than selling ownership of assets. Our conceptual model distinguishes sellers of assets (Creators and Distributors) from sellers of use (Landlords and Brokers). Landlords sell the use of their financial, physical, intangible or human assets. Brokers sell use of their expertise and contacts to provide a match between buyers and sellers of any of the four types of assets. These conceptual differences may provide some insight to help explain the performance differentials.
Sellers of use, like providers of service tend to have capabilities “derived from idiosyncratic assets (such as investments in training and knowledge)” (Brouthers and Brouthers, 2003) with a greater involvement of the end consumer in the transaction. Sellers of ownership, like manufacturers, are more dependent on the capital and associated skills required to produce
25
Draft: May 6, 2004
and distribute the physical assets typically with less direct involvement of the consumer. In addition to the use-ownership differences, we found that business models based on non-physical assets were more profitable (and associated with higher market capitalization) than those based on physical assets. These benefits of idiosyncratic and non-physical assets (e.g. knowledge, customer relationships) may have been particularly significant (especially for market valuation measures) in the year 2000 when the value of online and intangible assets was at a peak. However, the trend toward selling services and use with a reliance on non-physical assets and relationships appears to be continuing today in the U.S. economy if at a more modest and realistic pace. In future work, we intend to investigate whether this performance difference is evident in a longitudinal analysis.
Conclusion
In this paper, we have taken a first step toward the systematic study of business models. We have defined a reliable and practical classification framework for business models, and we have classified the 1000 largest public US companies using this framework. Using this framework, we found that some business models do, indeed, perform better than others on key measures of financial performance.
We hope that our results so far will be useful to several different kinds of readers. First, we hope they can help researchers systematically analyze changes over time in the business models of individual companies and whole populations of companies. We are especially interested, for example, in how this can shed light on the changes in our economy due to the increasing use of information technology. Second, we hope that managers can use our business model concepts to understand at a deeper level the structural choices they have to make about
26
Draft: May 6, 2004
their own companies’ business models and how to manage these different business models effectively. Finally, we hope that our framework can provide investors with a useful lens for analyzing potential investments. Unlike well-known concepts such as industry classification, this perspective focuses on the deep structure of what companies actually do. And, since this perspective is not yet well-known, it may lead to novel insights about which investment opportunities are most attractive.
In any case, we believe that the work we have done so far is only the beginning of the systematic study of business models. We believe it raises more questions than it answers, and we hope it will provide a foundation for future work on these important questions
Acknowledgements
We would especially like to thank Tom Apel for his insights and exemplary software support for this project and the extensive datasets it involved. In a future paper, we hope to report on his even more impressive work on automatic classification of business models. We are grateful for the insightful comments of Erik Brynjolffson, S.P. Kothari, Wanda Orlikowski and JoAnne Yates on earlier versions of this paper. We would also like to thank Rani Bhuva, Preeti Chadha, Armando Herrera, J B. Hohm, Sonia E. Koshy, Kelsey Presson, Kristen Quinn, Elisa Rah, Alice Takajan, Isaac Taylor, and Jason Yeung for their work on coding business models, and Aaron Johnson and Jon Scott for their work on selecting financial performance measures. This research was funded by the National Science Foundation under grant number IIS-0085725.
27
Draft: May 6, 2004
References
Amit, Raphael and Christoph Zott. “Value Creation in e-Business,” Strategic Management Journal, 22: 493-520 (2001).
Brealey, Richard A. and Stewart C. Myers. Principles of Corporate Finance, 6th ed. Irwin McGraw-Hill: Boston (2000).
Brewer, Peter C., Gyan Chandra, and Clayton A. Hock. “Economic Value Added (EVA): Its Uses and Limitations,” Advanced Management Journal, Spring, (1999); 64, 2, pg. 4.
Brouthers, Keith D. and Lance Eliot Brouthers. “Why Service and Manufacturing Entry Mode Choices Differ: The Influence of Transaction Cost Factors, Risk and Trust,” The Journal of Management Studies, (July 2003), Vol. 40, Iss. 5; pg. 1179.
Capon, Noel, John U. Farley, and Scott Hoenig. “Competitive Strategy: Determinants of Financial Performance: A Meta-Analysis,” Management Science, Vol. 36, No. 10, (Oct. 1990), pp. 1143-1159.
Cohen, J. “A Coefficient of Agreement for Nominal Scales,” Educational and Psychological Measurement, 20:37-46 (1960).
Cochran P.L. and R.A. Woods. “Social Responsibility and Financial Performance,” Academy of Management, Journal Vol. 27, No. 1, 42-56, (1984).
Galbraith, C. and D. Schendel. “An Empirical Analysis of Strategy Types,” Strategy Management Journal, (1983) 4: 153-173.
Hedman, Jonas and Thomas Kalling. “The Business Model: A Means to Understand the Business Context of Information and Communication Technology, Institute of Economic Research Working Paper Series, School of Economics and Management, Lund University (2001).
28
Draft: May 6, 2004
Kaplan Robert S. and David P. Norton. Strategy Maps: Converting Intangible Assets in to Tangible Outcomes, Harvard Business School Press: Boston, MA. (2004).
Ketchen, David J. Jr., James B. Thomas, and Charles C. Snow. “Configurational Approaches to Organization Organizational Configurations and Performance: A Comparison of Theoretical Approaches (Special Research Forum)” Academy of Management Journal, Vol. 36, No. 6. (Dec.1993), pp. 1278-1313.
Lang, Larry H. P. and Stulz, Rene, “Tobin’s q, Corporate Diversification and Firm Performance,” The Journal of Political Economy, Vol. 102, Issue 6 (Dec. 1994), 1248-1280.
Linder, Jane and Susan Cantrell. “Changing Business Models: Surveying the Landscape,” Working Paper, Accenture Institute for Strategic Change (2000).
Magretta, Joan. “Why Business Models Matter,” Harvard Business Review, pp. 3-8 (May 2002).
Mahadevan, B. “Business Models for Internet-Based E-Commerce,” California Management Review, Vol. 42, No. 4 (Summer 2000).
Miles, G. E., and C. C. Snow. Organizational Strategy, Structure and Process, New York: McGraw-Hill (1978).
Miller, D., and P. H. Friesen. “Archetypes of Strategy Formulation,” Management Science, 24: 921-933 (1978).
Osterwalder, Alexander, Sarra Ben Lagha, and Yves Pigneur. “An Ontology for Developing e-Business Models,” Proceedings of the International Conference on Decision Making and Decision Support in the Internet Age (IFIP), Cork, Ireland (2002).
Porter, Michael. “Strategy and the Internet,” Harvard Business Review, pp. 62-78 (March 2001).
29
Draft: May 6, 2004
Rappa, Michael. Managing the Digital Enterprise: Business Models on the Web, http://digitalenterprise.org/models/models.html (retrieved 5 April 2003).
Scott, W. Richard. Organizations: Rational, Natural, and Open Systems (1st edition), Prentice-Hall, Inc.: Englewood Cliffs, NJ (1981).
Slywotzky, Adrian J., and David J. The Profit Zone, Times Books: New York, NY (1997).
Tapscott, Don, David Ticoll, and Alex Lowy. Digital Capital: Harnessing the Power of Business Webs, Harvard Business School Press: Boston, MA (2000).
Timmers, Paul. “Business Models for Electronic Markets,” Electronic Markets, Vol. 8, No. 2, pp. 3-8 (1998).
Weill, Peter and Michael R. Vitale. Place to Space: Migrating to eBusiness Models. Harvard Business School Press: Boston, MA. (2001).
30
Draft: May 6, 2004
Figure 1. The Four Basic Business Model Archetypes
How much does the business transform the asset?
What rights are being sold?
Significant
Limited
Ownership of Asset
Creator
Distributor
Use of Asset
Landlord
Matching of buyer and seller
Broker
Figure 2. The Sixteen Detailed Business Model Archetypes
What type of asset is involved?
Basic Business Model Archetype
Financial
Physical
Intangible
Human
Creator
Entrepreneur
Manufacturer
Inventor
Human Creator*
Distributor
Financial Trader
Wholesaler/ Retailer
IP Trader
Human Distributor*
Landlord
Financial Landlord
Physical Landlord
Intellectual Landlord
Contractor
Broker
Financial Broker
Physical Broker
IP Broker
HR Broker
* These models are illegal in the US and most places today because they involve selling human beings. They are included here for logical completeness.
31
Draft: May 6, 2004
Figure 3. Classification of General Electric Revenue for FY2000
Company Segment
Revenue in $000
% of Revenue
Business Model Archetype
Split
Aircraft Engines
10,779
8.16
Manufacturer
All Other (GE Capital Services)
4,582
3.47
Distributor
Appliances
5,887
4.46
Manufacturer
Consumer Services (GE Capital Services)
23,893
18.09
Financial Landlord (Lender)
Equipment Management (GE Capital Services)
7,374
5.58
Financial Landlord (Lender)
50%
Equipment Management (GE Capital Services)
7,374
5.58
Contractor
50%
Industrial Products & Systems
11,848
8.97
Manufacturer
Mid-Market Financing (GE Capital Services)
5,483
4.15
Financial Landlord (Lender)
NBC
6,797
5.15
IP landlord
Plastics
7,776
5.89
Manufacturer
Power Systems
14,861
11.25
Manufacturer
Specialized Financing (GE Capital Services)
5,648
4.28
Financial Landlord (Lender)
Specialty Insurance (GE Capital Services)
11,878
8.99
Financial Landlord (Insurer)
Technical Products & Services
7,915
5.99
Manufacturer
Total Revenue
$132,094
32
Draft: May 6, 2004
Figure 4. Distribution of Business Model Archetypes
Percent = Percent of total sample revenue in Business Model Archetype
Number = Number of firms with any revenue in Business Model Archetype
What type of asset is involved?
Basic Business Model Archetype
Financial
Physical
Intangible
Human
Total by Asset Right
Creator
(ownership of asset with significant transformation)
Entrepreneur
(0%; 0)
Manufacturer
(46%; 565)
Inventor
(0%; 0)
Human Creator
(0%; 0)
(46%; 565)
Distributor
(ownership of asset with limited transformation)
Financial Trader
(~0%; 34)
Wholesaler/ Retailer
(18%; 258)
IP Trader
(~0%; 2)
Human Distributor
(0%; 0)
(18%; 288)
Landlord
(use of asset)
Financial Landlord
(10%; 187)
Physical Landlord
(6%; 132)
Intellectual Landlord
(5%; 85)
Contractor
(13%; 308)
(34%; 516)
Broker
(matching of buyer and seller)
Financial Broker
(2%; 55)
Physical Broker
(~0%; 15)
IP Broker
(~0%; 1)
HR Broker
(~0%; 5)
(2%; 75)
What rights are being sold?
Total by Asset Type
(12%; 205)
(71%; 774)
(5%; 86)
(13%; 308)
100%; NA
Note: All the non-negligible revenues from the entire sample are included in the 7 highlighted cells.
33
Draft: May 6, 2004
Figure 5. Regression Coefficients for Predicting Operating Income Before Depreciation with and without Business Models
Without business models
With business models
Creator Revenue (Baseline)


Distributor Revenue

-0.074**
Landlord Revenue

0.231**
Broker Revenue

0.801**
Total Firm Revenue
0.19**
0.143**
Ln (Employees)
73.1
-106*
Industry control for Postal Service, Couriers, Warehousing and Storage
-455
-2976**
Other 19 industry controls not significant and not shown…


Adjusted R-squared
0.59
0.83
N
983
983
* p < .05
** p < .01
Note: N is less than 1000 because 17 firms have either an industry classification or number of employees missing in the COMPUSTAT database.
34
Draft: May 6, 2004
Figure 6. Performance of Different Business Model Archetypes on Operating Income
What type of asset is involved?
Basic Business Model Archetype
Financial
Physical
Intangible
Human
Performance by Basic Business Model Archetype
Creator
--
Baseline
--
--
Baseline
Distributor
$525,000**
-$79,000**
$10,448,000
--
-$74,000**
Landlord
$238,000**
$263,000**
$269,000**
$60,000**
$231,000**
Broker
$871,000**
-$568,000**
-$11,745,000
-$180,000
$801,000**
Performance by asset type
$36,000**
Baseline
$20,000**
$9,000**
** p < .01
Cells represent predicted changes in Operating Income per $1M increase of revenue.
Figure 7. Performance of Different Business Model Archetypes on ROIC
What type of asset is involved?
Basic Business Model Archetype
Financial
Physical
Intangible
Human
Performance by Basic Business Model Archetype
Creator
--
Baseline
--
--
Baseline
Distributor
-2.4%
-0.2%
-447%
--
-1.5%
Landlord
-26%
-22%*
-9.2%
-10%
-14.3%
Broker
1.6%
-25%
1960%
-56%
-0.04%
Performance by asset type
-11.1%
Baseline
5.1%
-1.0%
* p < .05
Cells represent predicted changes in ROIC per 1% increase of revenue but are not interpretable as the coefficients are not significant. 35
Draft: May 6, 2004
Figure 8. Performance of Different Business Model Archetypes on Market Capitalization
What type of asset is involved?
Basic Business Model Archetype
Financial
Physical
Intangible
Human
Performance by Basic Business Model Archetype
Creator
--
Baseline
--
--
Baseline
Distributor
-$985,000
$413,000**
-$98,867,000
--
$380,000**
Landlord
$1,989,000**
$1,034,000**
$7,880,000**
$1,817,000**
$1,899,000**
Broker
$709,000
$3,138,000
$71,220,000
-$2,718,000
$666,000**
Performance by asset type
$1,400,000**
Baseline
$7,500,000**
$1,300,000**
** p < .01
Cells represent predicted changes in Market Cap per $1M increase of revenue.
36
Draft: May 6, 2004
Figure 9. Rank Orderings of the Seven Common Business Models on Three Performance Measures
Operating Income
Broker
$819,000**
Physical Landlord
$269,000**
Intellectual Landlord
$266,000**
Financial Landlord
$253,000**
Contractor
$81,000**
Creator
BASELINE
Distributor
-$73,000**
Market Capitalization
Intellectual Landlord
$7,910,000**
Financial Landlord
$1,965,000**
Contractor
$1,742,000**
Physical Landlord
$1,042,000**
Broker
$731,000
Distributor
$401,000**
Creator
BASELINE
Return on Investment
Creator
BASELINE
Distributor
-0.38%
Broker
-8.6%
Intellectual Landlord
-9.3%
Contractor
-10.8%
Physical Landlord
-22.3%*
Financial Landlord
-27.9%*
* p < .05
** p < .01
37
Draft: May 6, 2004
38
Notes
1 For information on the COMPUSTAT database, see http://www.compustat.com. Other studies have used the top gross revenue firms from the COMPUSTAT database as the sample for analysis (e.g., Lang & Stulz, 1994), but there is no commonly used name for this sample. We informally call our sample the “SeeIT 1000”, where “SeeIT” stands for “Social and Economic Explorations of Information Technology,” the name of the NSF project funding this research. See http://seeit.mit.edu.
2 The US Securities and Exchange Commission (SEC) Form 10-K filings are available at http://www.sec.gov/edgar/aboutedgar.htm. We used the versions available from Thomson Research (formerly Global Access) at http://research.thomsonib.com. We classified companies’ business models during the period September 2001 to September 2003, and we used the most recent 10-K available for a company at the time of the analysis. All analysis, however, was based on revenue reported for FY 2000.
3 Cohen's Kappa is useful to demonstrate inter-rater reliability for nominal data adjusting for agreement due to chance. (see Cohen, 1960).
4 Economic Value Added (EVA) refers to a financial performance measure that is based on operating income after taxes, the investment in assets used to generate that income, and the weighted average cost of capital (Brewer, Chandra, and Hock, 1999). Stern Stewart has copyrighted the term EVA, though measures with similar conceptual underpinnings have been used for years. For more information about EVA, see Stern Stewart’s website: http://www.sternstewart.com/evaabout/whatis.php
Draft: May 6, 2004
39
5 Note that the standard COMPUSTAT definition of ROI uses Income Before Extraordinary Items in the numerator, but we used OIBD instead for the reasons described above.
6 North American Industry Classification System. For a description see www.census.gov/epcd/www/naics.html.
7 Even though not shown here, we also performed similar regressions for Economic Value Added (EVA), a measure of income that subtracts out the cost of the capital used to produce the income. The relative sizes of the coefficients and the significant differences in these regressions were almost identical to the ones shown here for Operating Income.
8 Even though not shown here, we also performed similar regressions for Return on Assets. Here, too, there were only four significant differences, all at only the 5% level.
9 Adding Total Invested Capital as a control in the regressions for the four rows and four columns leaves the rank ordering of coefficients and the significance levels unchanged with two exceptions (both for Market Capitalization): (1) the comparison between the Broker and Creator rows is not statistically significant, and (2) the rank ordering of the Human and Financial asset columns is reversed.

What is a business model

 

What is a business model?

In the last few years the concept of the business model has become popular. New types of businesses, often created using the internet, have needed new models. When designing a new business, the model it uses is likely to be a crucial factor in its success. The other type of business that needs to worry about a business model is a business in a steadily declining market.

Chesbrough and Rosenbloom (2002), searching the Web in May 2000, found 107,000 references to the term. In June 2004, the same search found 2,130,000 mentions on Google.  A search now in September 2011 on the exact phrase returns 29,000,000 results.  However the vast majority of these references are passing references that don't think about what a business model actually is.

Audience Dialogue has evaluated websites for some a variety of organizations, and we've found that many of them have not developed a clear set of objectives for their website - and are thus unable to assess its effectiveness. We have also been approached by new business ventures that required advice on a suitable business model, in some cases to secure investment capital.  So we searched the Web, as well as books and academic journal articles, looking for a method of putting together a business model. To our surprise, we didn't find anything usable - so we ended up developing our own concept for a business model.

Despite the twenty nine million references to business models, surprisingly few articles have focused on this concept. The most-cited recent article is that by Timmers (1998), which offers a classification scheme for business models for e-commerce. Rappa (2000) extends that scheme, noting that "the business model spells out how a company makes money by specifying where it is positioned in the value chain." He identifies 29 different types of business model, in 9 categories.

Chesbrough and Rosenbloom point out that "while the term 'business model' is often used these days, it is seldom defined explicitly." That paper (expanded in Chesbrough's 2003 book) specifies six functions of a business model:

1.  to articulate the value proposition

2.  to identify a market segment

3.  to define the structure of the firm's value chain

4.  to specific the revenue generation mechanisms

5.  to describe the position of the firm within the value network

6.  to formulate the competitive strategy.

That's a concise summary of what a business model does - but how does it do it? They don't say. Let's move on to Afuah and Tucci (2000), who wrote the book that most specifically covers this topic. However, in 300 pages, it fails to give one full example of a business model. Also, as Dubosson-Torbay et.al (2002) point out, this book "neglects the customer aspect" - it's about what the model does for the business, not for the customers. Alt and Zimmerman (2001), again focusing on the Internet, noticed that the term "business model" was not consistently defined, and that a consensus on the elements of business models was lacking.

Several writers have produced typologies of business models, all focusing on the internet. For example, Bienstock et.al (2002) offer a "complete taxonomy" of web business models, based on four factors: number of buyers, number and type of sellers, nature and frequency of product offering, and price mechanisms. Vassilopoulou et.al (2002) propose a framework for the classification of e-business models, and Betz (2002) came up with yet another taxonomy, developing six generic types of business model. Dubosson-Torbay et.al (2002), in a more detailed article than the others, present a more flexible multidimensional classification scheme. The 2003 article by Hedman and Kalling is also detailed, but again gives a static view of a business model - despite all the evidence that initial business models are often unsuccessful, and need to keep being modified until a viable model is found.

Roger Clarke (2004), in a discussion of the adoption of open-source software, created a framework for e-business models, with four questions:

1.  Who pays? (consumer, producer, or third parties?)

2.  What for? (e.g goods, services, expertise, assurances of quality or security.)

3.  To whom?

4.  Why? (e.g. perceived value, or being locked in.)

Answers to those questions, according to Clarke, would form a business model - but again, it's static.

Several writers, including Chesbrough and Rosenbloom (2002) and Magretta (2002, in the Harvard Business Review)emphasize the need for flexibility in a business model for a new enterprise, pointing out that many successful businesses change their initial model. Therefore, a model whose assumptions are transparent is more easily reviewed than a model lacking explicit linkages between its elements.

To summarize the writings on business models, most of the above papers and books focus on producing taxonomies or categorizations, or on stating what business models include or exclude. There was broad agreement between the various definitions in only two areas: that a business model (i) focuses on the mechanisms for generation of revenue in the value chain, in terms of (ii) broad principles (rather than the detail to be found in a full business plan). There was no consistent agreement on the other aspects of a business model.

However, when it comes to the question of "what does a business model actually look like?" only Chesbrough and Rosenbloom (2002) and Afuah and Tucci (2000) offer detailed descriptions - but their concepts of a business model are so detailed that others would describe such a model as a business plan.

Bearing in mind the use of the term "model" in systems theory, and that many of the above articles were from ICT-oriented journals, one might have expected to find a business model defined in systems terms - with inputs, processes, and outputs. However, of the 50-odd articles we looked at, only one by Betz (2002) used such an approach - and then only in a very general sense.

A paper by Dr. Susan Lambert of the University of South Australia provides an overview of the state of play including how to use business model concepts, click here to access a short PDF document that includes further readings.

The business model and the business plan

At this point, it's worth mentioning the difference between a business model and a business plan. A business planis a detailed document, typically 50 to 100 pages, with a lot of financial projections. If you want to set up a new business and apply for a loan, the lending institution will demand a business plan. The lender wants all that detail to assess whether you'll be able to repay the loan.

A business model is much less detailed. The consensus from the literature described above is that a business model describes the specific way the business expects to make money. While a business plan is on paper (lots of paper!) a business model should be small enough to stay in the heads of the owner and staff. If a business model is on paper, it should be one page, and it would be more clearly shown as a diagram than as words. Certainly there can be extras - notes and explanations - but the business model itself is a single concept.

A systems approach to business modelling

After finding nothing useful in the literature we looked up, we decided to try constructing a business model using a systems approach. There are many varieties of systems approach, mostly derived from the systems dynamics model ( here's a nice clear overview by Daniel Aronson). But they all have in common a process that transforms inputs into outputs. This process can include feedback loops, which can be positive or negative. Peter Senge's book The Fifth Disciplineclearly explains this type of systems model. This is a very persuasive book - so bear in mind that this is only one of several types of model.

The concept of a business model is most useful for a new business (which explains the predominance of ecommerce-related references in recent years), and it is essential for a new business to establish a positive feedback loop. For example, word of mouth has to be effective, and customers have to recommend other customers. Without that kind of acceleration, a business will never get off the ground.

We decided to use a visual approach to modelling, because displaying a model as a diagram makes it easier to trace and check the processes. Another advantage is that it fits well with program logic modelling: in other words, a complex process can be divided into modular stages, and each stage can be assessed separately using whatever means is the most suitable. Also, the fact that components can be seen more clearly in a visual summary than in prose makes it easier to reorder or change a model when it's not working well.

As many owners of websites found in the early years of the Worldwide Web (way back around 1999) their original business model didn't work, and the business soon failed: a classic example of that was boo.com. Other businesses found their customers adapted the products for a use that the businesses hadn't expected. This suggests that when a business model is developed, it should be a flexible one, which can be modified easily should financial growth not meet expectations. It's therefore useful for the business model to include methods for its own evaluation. The advantage of the using the program logic approach is that evaluation is built in. Specifically, if a model is displayed as a series of "boxes and arrows", the boxes represent activities, the arrows represent causal links between the boxes, and the strength of each link can be measured - or at least estimated.

Putting all these clues together, we came with a system-based concept of a business model, with these five principles:

1.  Based on the process of exchange - including the exchange of information.

2.  Displayed in graphical form.

3.  Modular format, with stages subdivisible or combinable as relevant.

4.  Step-by-step evaluation, like a program logic model.

5.  Enabling the assessment of positive feedback loops, using CRM concepts such as the Galaxy Model of Corkindale et.al (1996).

Example of a business model

Based on those principles, we tried setting up a simple business model to see how well our method worked. Since we know of three photographers (all women, incidentally) who are interested in setting up online businesses to display and sell their photos, that was a good starting point.

The following diagram shows a tentative model, using the five principles outlined above. It is set out in three columns, with the left-hand column showing activities by the business, the central column applying to the website itself, and the right-hand column showing activities by customers.

FIGURE 1: MODEL FOR A PROPOSED ONLINE PHOTOGRAPHY BUSINESS

Having seen that, you might be thinking, "This is the typical sort of vague graph you see in management textbooks, with meaningless arrows shooting off in all directions to give an illusion of action." But this one is different, because the arrows have precise meanings. The direction of an arrow shows time sequence, and its existence shows that process A should lead to process B.

"Should?" But does it really? That's where the arrows are useful. If you can devise some way of checking that A really does lead to B, you can know how well the business model is working. Those arrows are not just lines - they are also a means of evaluation. The following table shows how evaluation is built into the model.

TABLE 1: EVALUATING THE BUSINESS MODEL, STAGE BY STAGE

Arrow

Stage

Unit

Data sources

1

create site

cost (incl. time)

accounts, timesheets

2

promote site

cost (incl. time)

accounts, timesheets

3

learn of site

no. of potential visitors

survey

4

visits to site

user sessions

site log

5

know of site but do not visit

no. of potential visitors

survey

6

find photos

no. of visitors

site log, online survey

7

don't find photos

no. of visitors

online survey

8

impressed with photos

no. of visitors

online survey

9

not impressed

no. of visitors

online survey

10

place order

no. of orders

invoices

[The table covers only half the diagram, but should be enough to give you the general idea.]

The progress between one activity and the next can be assessed by selecting a suitable indicator, and tracking its progress against the business plan. In other words, Table 1 can be extended to the right, adding two columns for each time period: the figure you expected, and the figure you ended up getting. Even if it's too expensive to collect data on every indicator, every period, it's usually possible to make informed estimates. For example, even if you don't know the total number of visits to the website, the log files will give some indication. Even if you know the number is too low, the error is likely to be steady from one week to the next. And when you've collected 10 to 20 weeks' data, you can begin to see how the indicators affect each other, and how long it takes for that to happen.

Since positive feedback is vital for a successful business, loops that amplify the customer-side processes need to be cultivated like delicate seedlings. In Figure 1 this applies to arrows 13, 18, 20, and 22. Without substantial flows on those paths, the business would be less likely to succeed - so it's really important to monitor those flows.

So that's our concept of a business model. It has three main components:

•  A list of activities, on the part of both the business owner and potential customers

•  A likely sequence for those activities (which may later be altered in the light of customer behavior) . This is shown in the form of a flow chart.

•  A set of indicators or metrics for measuring the linkage between the activities.

The above diagram is a very simple one - it deals with only one type of offer. A realistic model will include multiple sequences, including multiple paths, with branching. (This can be most clearly depicted as several linked diagrams). By monitoring the progress of the various business hypotheses, the business owner will be able to adapt the model to the business's customer environment.

Conclusions

That's a start, but more work is needed:

(1) The model needs to include a way of finding necessary changes, when the original model does not work as envisaged. This might be done by including more options in the original model, plus decision points on when to start using these options.

(2) The model focuses too much on the point of view of the business owner. It might be more useful to develop a model from the point of view of potential customers, which could include market research data. Julia de Roeper and I (DL) are working on such a dual model for arts marketing, and when we're happy with it this page may be radically changed.

(3) The above model shows what's meant to happen, but not why. It's missing the owners' and customers' reasons for action - which suggests this model should be part of a larger one.

Though the above model was developed for a web-based business, this type of model could be applied to any type of business - but it makes most sense for a new business.

Further reading

From 2,130,000 web pages and 7,000 books and magazine articles, these look to be the most useful for businesses that need a model...

A Afuah and C Tucci: Internet Business Models and Strategies. Irwin McGraw-Hill, USA, 2000. An informative book, but it doesn't show one single example of a business model, so you're left wondering what they mean by the term!

Henry Chesbrough and Richard S Rosenbloom: "The role of the business model in capturing value from innovation: evidence from Xerox Corporation's technology spin-off companies." Industrial and Corporate Change, 2002, vol.11, no.3, pp.529-555. Six components for a business model.

Henry Chesbrough: Open Innovation: the New Imperative for Creating and Profiting from Technology.Harvard Business School Press, 2003. Repeats the above article (with a lot of padding) but may be easier to find in a library.

Roger Clarke: Open source software and open content as models for eBusiness. Presented at 17th International e Commerce Conference, Slovenia , June 2004.

David Corkindale, Peter Balan and Caroline Rowe: Marketing: Making the Future Happen. Thomas Nelson, Australia, 1996. Pages 50-57 explain the authors' Galaxy Model of marketing implementation.

Meanwhile, if you would like to explore organisational tools for business, this project resource management solution may be useful to you.

Magali Dubusson-Torbay, Alexander Osterwalder, and Yves Pigneur: "E-business model design, classification, and measurements." Thunderbird International Business Review, 2002, vol.44, issue 1, pages 5-23. A useful article, with some ideas that were helpful in developing the kind of business model discussed on this page.

Jonas Hedman and Thomas Kalling: "The business model concept: theoretical underpinnings and empirical illustrations." European Journal of Information Systems,2003, issue 12, pages 49-59. An outline for a business model that includes customers, competitors, the offering, activities  , and organization, resources and market interactions. Very detailed , but more of a taxonomy or checklist than a model.

Michael Rappa : Business models on the Web: managing the digital enterprise. North Carolina State University, USA, 2000. A famous typology of business models . Online at digitalenterprise.org/models/models.html

Peter Timmers: "Business models for electronic commerce." Electronic Markets, 1998, vol.8, no.2, pages 3-8. This is the article that started the recent discussion of business models.

 

عزیزان پروپوزال دانشگاه تهران را براتون میزارم
 

دانشکده مديريت

پرسشنامه طرح پژوهشی پایان نامه های

کارشناسی ارشد و دکتری

(پیشنهاد موضوع پایان نامه)

 

نام و نام خانوادگی دانشجو :

شماره دانشجویی :

رشته تحصیلی :

 مدیریت دولتی            مدیریت بازرگانی            مدیریت صنعتی            مدیریت مالي            حسابداری

 مدیریت امورشهري         مديريت فناوري اطلاعات          مديريت کارآفريني             مديريت اجرايي  

مديريت رسانه           MBA 

گرایش تحصیلی : حسابداری

مقطع تحصیلی :

کارشناسی ارشد              دکتری

دوره

دانشجوی روزانه     نوبت دوم فراگير        مجازي          دانشجوي بورسيه        انتقالي از خارج

 

عنوان پایان نامه :

 

 

 

نوع تحقیق :

         بنیادی           (  نظری ) توصیفی       کاربردی       

 

  1- اطلاعات مربوط به دانشجو :

 

 

 


 

1-1 ) تعداد واحدهای گذرانده                تعداد واحدهای باقیمانده               

2-1 ) آدرس تهران :

                                                      تلفن :

3-1 ) آدرس شهرستان :

 

                                                      تلفن :

 

4-1 ) درصورت بورسیه بودن نام سازمان بورس دهنده :

5-1 ) درصورت معرفی شدن برای دوره های آموزش کاربردی نام سازمان معرفی کننده :

 

2- اطلاعات مربوط به اعضاء هیات داوران :

تذکر : این جدول بصورت پیشنهادی از طرف دانشجو تکمیل می گردد. بدیهی است تصمیم نهایی در ارتباط با تعیین اعضاء هیات داوران در شورای تحصیلات تکمیلی دانشکده اتخاذ می گردد. لذا توصیه می شود جدول ذیل با مداد تکمیل گردد.

 

 

سمت

نام و نام خانوادگی

تخصص یا رشته

رتبه علمی

امضاء

استاد راهنما

 

 

 

 

استاد مشاور

 

 

 

 

استاد مشاور*

 

 

 

 

استاد ناظر*

 

 

 

 

استاد ناظر*

 

 

 

 

 

 

 

3- اطلاعات مربوط به پایان نامه  

1-3 ) مساله اصلی تحقیق

 

 

 

2-3 ) تشریح و بیان موضوع  

 

 

 

 

 

3-3 ) ضرورت انجام تحقیق

 

 

 

 

 

 

4-3 ) سابقه تحقیقات و مطالعات انجام گرفته  

 

5-3 ) فرضیه های تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

6-3 ) اهداف اساسی از انجام تحقیق

 

 

 

7-3 ) نتایج مورد انتظار پس از انجام این تحقیق

 

 

 

 

 

 

8-3 ) در صورت کاربردی بودن طرح چه سازمانهایی می توانند از نتایج بدست آمده استفاده کنند

1

 

 

4- روش انجام پژوهش

 

 

1-4 ) روش تحقیق  

 

 

 

 

2-4 ) روشهای گردآوری اطلاعات

 

3-4 ) قلمرو تحقیق  

 

 

الف ) دوره های زمانی انجام تحقیق

 

 

ب ) مکان تحقیق  

 

 

 

 

4-4 ) جامعه آماری  (N)

 

 

 

 

5-4 )روش های نمونه گیری و  نمونه آماری (n)

 

 

 

 

6-4 ) روشهای مورد نظر برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه ها

 

 

 

 

 

 

 

مدل تحقیق :

 

 

 

 

 

 

 

 

5- حداکثر زمان مورد نیاز برای انجام تحقیق

 

 

ماه

        (پس از تصویب موضوع)

 

 

 

6- تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی طرح

 

 

 

7- فهرست منابع و ماخذ

 

 

 

10- نظریه شورای تحصیلات تکمیلی دانشکده :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاریخ             امضاء دانشجو

 

 

ترجمه کتاب روش تحقیق کوپر از صفحه ۱۳۹ الی ۱۵۱

درک افراد: هنگامیکه درک افراد در یک مطالعه تغییر یابد و دریابند که تحقیق جهت یافته است ؛ ممکن است سودمندی طرح کم شود. درک افراد نتایج تحقیقات را ماهرانه و مهیج تر تحت تاثیر قرار می دهد، ما نیزآنرا از مطالعات محوری و اساسی Hawthorne در اواخر دهه 1920، آموخته ایم.شواهد گسترده ای از تلاش برای راضی کردن پژوهشگران در حدس موفق فرضیه یا رواج کارشکنی وجود ندارد، این در حالیست که افراد بر این باورند که چیزی غیر معمول اتفاق می افتد، و ممکن است آنها کمتر رفتار طبیعی داشته باشند.سه سطح از ادراک وجود دارد:

-         افراد از عادات روزانه،تغییری دریافت نمی کنند.

-         افراد انحرافی دریافت می کنند، ولی به محقق یا پژوهشگر ارتباطی ندارد.

-         افراد انحرافی دریافت می کنند، همانگونه که پژوهشگر القا میکند.

در محیط های تحقیق و موقعیت های کنترلی، پژوهشگران باید نسبت به مواردی که ممکن است نتیجه گیری آنها را تغییر دهد، هوشیار باشند.به عنوان یادآوری و تذکر درکاشخاص برای طبقه بندی مطالعات یک فرد ارائه می شود تا میزان قوت و ضعف آن را مورد آزمایش قراردهد، بنابراین برای اعلام نتایج آماده می شود.

مطالعات تحقیقی

تحقیق هنگامی کاربرد دارد که پژوهشگران، ایده ی روشن از مشکلاتی که با آنها در طول پژوهش مواجه می شوند را ندارند.در طول تحقیق پژوهشگران مفاهیم را واضح تر گسترش داده و اولویت ها رامشخص میکنند، تعاریف عملی را بیان نموده و طرح نهایی پژوهش را بهبود می بخشند. همچنین تحقیق باعث صرفه جویی در  هزینه و زمان می شود. اگر مشکل به اندازه اولین تفکر مهم نباشد، پروژه های پژوهشی را می توان متوقف نمود.

تحقیق اهداف دیگری را نیزارائه می کند. فضای تشخیص ممکن است خیلی جدید یا مبهم باشد به طوری که پژوهشگرنیاز دارد تا تنها برای فهم مطلبدرخصوص مشکلی که مدیر با آن مواجه است،تحقیقی را انجام دهد.ممکن است متغیر های مهم شناخته نشوند و یا تماماًتوصیف نشوند. فرضیه های پژوهش نیز لازم هستند. همچنین پژوهشگرباید تحقیق کند تا از عملی بودن پژوهش در این زمینه اطمینان پیدا کند.یک نماینده دولت فدرال ، دراداره تجزيه وتحليل صنعت،پژوهشی را نشان داد که بیان می کردمجریان یک صنعت ،درباره خریدهای ماده خام چگونه تصمیم می گیرند.سوالاتی طراحی شد که می پرسید چگونه ماده خام در تولیدات کارخانه ای خاص جایگزین شده است (همینطور در چه گستره ی قیمتی). اگر مجریان صنعت اطلاعات کافی درباره تصمیم گیری خود در مورد موضوعی که برای موفقیت پژوهش مهم است را فاش کنندباید جستجویی برای تحقیق انجام شود.

 علیرغم ارزش روشن آن، پژوهشگران و مدیران توجه کمتری از آنچه که باید به تحقیقداشته باشند,دارند. فشارهای قوی برای پاسخ های سریع وجود دارد. به علاوه گاهی تحقیق به انحرافات قدیمی درباره پژوهش کیفی،طرح غیرسیستماتیک و غیرآشکاروذهنی،مرتبط می شود. یک نگاه عاقلانه تر این است که تحقیق زمان و پول را ذخیره می کندو نباید آنرا ناچیز شمرد.

تکنیک های کیفی

اهداف تحقیق با تکنیک های متفاوتی انجام می شود. اگرچه تحقیق قویاً بر تکنیک های کیفی  تاکید دارد ، تکنیک های کیفی و کمی هردو کاربرد دارند. نویسنده ای برای متمایز کردن این دو ، یک تصویر لغویخلق میکند:

هنگامی که ما چشم اندازی از پژوهش کیفی را در نظر می گیریم،رویکرد های متعددی برای تشخیص های تحقیقی سوالات مدیریتی، شکل می گیرد:

-         مصاحبه ی عمیق( معمولاً کلامی است تا ساختاری)

-         مشاهده مشارکتي (برای دریافت مستقیم اینکه همراهان در تجربه تنظیم شده چگونه هستند)

-         فیلم ها، عکس ها و نوارهای ویدیویی( برای ثبت زندگی گروه تحت مطالعه)

-         تکنیک های تصویری و آزمون های روانشناسی( مثل آزمون اندريافت موضوعي ، اندازه گیری های تصویری، بازی ها، یا نقش بازی کردن)

-         مطالعه موردی (برای آنالیز مفهومی عمیق چند واقعه یا شرایط)

-         قوم نگاری خیابانی(برای کشف اینکه چگونه یک زیرگروه فرهنگی جهان خود را در سطح خیابان توصیف می کند و میسازد.)

-         مصاحبه تخصصی یا گلچین (برای دستیابی به اطلاعات افراد ذی نفوذ و آگاه در یک سازمان یا اجتماع)

-         تجزيه وتحليل اسنادی (برای ارزیابی سوابق عمومی یا محرمانه معاصر یا تاریخی، گزارش ها، اسناد دولتی و عقاید)

-         فضاي شخصي واجتماعي وغيرزباني (به ترتیب مطالعه استفاده از فضا و ارتباط حرکت بدن )

هنگامی که این رویکردها با هم ترکیب می شوند، 4 تکنیک تحقیقی با کارایی وسیع برای مدیریت پژوهشگر آشکار می شود.

-         تجزيه وتحليل داده های ثانویه

-         مطالعات تجربی

-         گروه های تمرکز

-         طرح های دو مرحله ای

-        تجزيهوتحليل داده های ثانویه

اولین گام در مطالعه تحقیقی, یک جستجو در نوشته های ثانوی میباشدمطالعاتی که دیگران برای اهداف خود انجام می دهند داده های ثانویه را ارائه می دهند. کشف دوباره از مجموعه داده های اولیه موثر نیست و پژوهش اصلی آنچه که به تازگی انجام شده است و در سطحی که برای تصمیم گیری مدیریتی کافی است غیر موثر می باشد.

در تحقیق داده های ثانوی ، باید یک پژوهشگر ابتدا با آرشیوی از داده های خود سازمان آغاز کند.اغلب گزارش های مطالعات پیشین مقدار وسیعی از داده های تاریخی یا الگوهای تصمیم گیری را آشکار می کند.با بازنگری مطالعات پیشین شما می توانید متدولوژی هایی را که موفق یا ناموفق در می آیند را شناسایی کنید.راه حل هایی که در گذشته به خاطر شرایط محیطی مختلف به آنها توجه نشده استبه عنوان موضوعات بالقوه برای مطالعات بعدی ظاهر می شوند.هنگامی که داده های برگزیده قبلی می توانند اطلاعات کافی برای حل دوباره معضل تصمیم گیری  موجود فراهم آورند، لازم است پژوهشگر از تکرار در مثال ها پرهیز کند.هنگامی که جدیداً برنامهMindWriter's Complete Careمعرفی شد، به این صورت بود که یک مطالعه بیشتر در خصوص فعالیت های خدماتیو سیاستیگذشته ، نگرش های مشتری به گونه ای که MindWriter طرح برنامه جاری را بنیان می نماید، آشکار می سازد.

دریافت اطلاعات در زمان واقعی

از لحاظ تاریخی ، زمانی که شرکت هیولت پاکارد (HP) نیاز به اطلاعات مربوط به عملکرد محصول داشت،منتظرمی شد تا اینکه محصول با حجم زیاد به  بازار عرضه گردد. سپس، بر اساس گفته های  بث اولسون،  مدیر تحقیقات بازار برای بخش پشتیبانی محصولات هیولت پاکارد ، هیولت پاکارد برای دریافت اطلاعات مصاحبه های وقت گیر، گران، سنتی ، یک به  یک را انجام می داد.به تازگی ،هیولت پاکارد با شرکت دیساسیو تکنولوژی( (Decisive Technology ، شرکتی که  راه حل های دریافت اطلاعاتی مشتری مبتنی براینترنت  برای بازخورد مشتریان در زمان واقعی را طراحی واجرا میکند، همگروه شد . محصولش ،"دیدگاه بازار" ، نتایج را فورآ و به طور مداوم بر روی یک وب سایت امن منتشر میکند .  "با استفاده از این محصول ، ما قادر به برقراری ارتباط خیلی موثری با  مشتریا ن ناجورمان بودیم ، اطلاعات را به صورت فوق العلاده  سریع به دست آوریم، و دریک فرمت که به  مردم اجازه می داد از طریق شرکت هیولت پاکارد به اطلاعات دسترسی داشته واقدام کنند" ،اولسون اظهار داشت. 

  گروه های متمرکز کنفرانس ویدئویی

  نوع سوم از گروهای متمرکزچهره به چهره از طریق ویدئو کنفرانس انجام شده است. برای این رسانه ، بسیاری رشد پیش بینی می کنند .مانند گروه متمرکز تلفن، کنفرانس ویدئویی صرفه جویی قابل توجهی را بوجود می آورد. کاهش زمان سفر برای تسهیل کننده و مشتری، به این معنی است که گروه های متمرکز بیشتری را می توان در یک زمان کوتاه تر انجام داد. با این حال، کنفرانس ویدئویی مانع بین مدیران و شرکت کنندگان را ، اگر چه به میزان کمتری از گروه متمرکز تلفن، حفظ کرده است . از آنجا که شرکت های بزرگ و دانشگاه ها اغلب خود دارای امکانات کنفرانس ویدئویی داخلی هستند، اکثر کنفرانس ویدئویی گروه های متمرکزدر درون این مجموعه رخ می دهد.

  ضبط ، تجزیه تحلیل و گزارش

در ترتیبات چهره به چهره، برخی از مدیران سایت ها از ورقهای بزرگ کاغذ برای ثبت روند برروی دیواراتاق گروه متمرکزاستفاده می کنند ؛ دیگران از یک دفترچه یادداشت شخصی استفاده می کنند. مدیران مکان های جلسات برای تجزیه و تحلیل کامل مصاحبه هم  ویدئو وهم آدیدوتیپ ( audiotapes ) تهیه می کنند .مکالمات ضبط شده و یادداشت های مدیردر طول جلسات مختلف گروه متمرکز با استفاده از تجزیه و تحلیل های کنترل خلاصه میشود.این تحلیل ها حامی مالی پژوهش را با تصویر کیفی نگرانی ها ، ایده ها ، نگرش ها ، و احساس های پاسخ دهندگان آشنا می کند. 

مزایا و معایب

مزیت اصلی گروه متمرکز به عنوان یک ابزار تحقیقاتی تجسسی ، توانایی آن در به سرعت و ارزان بدست آوردن  درک مسائل اصلی یک موضوع می باشد. گروه های متمرکز کوتاه ، نسبتا ارزان ،وبسیار انعطاف پذیر هستند .آنها فرصتی را برای مدیر، محقق، و یا مشتری برای مشاهده واکنش ها  به پرسش های تحقیقاتی آنها در یک جلسه گروهی باز فراهم می کنند .شرکت کنندگان به جای آنکه مجبور باشند به یک روش رسمی پاسخ دهند ،با روش خود  پاسخ خواهند داد .از آنجا که آنها می توانند آزادانه به پاسخ های یکدیگر واکنش نشان دهند، اغلب غیر منتظره رخ می دهد.

  روش گروه متمرکز کاوش اطلاعات و ایده های جدید را بهترفعال  می کند .دستور کار می تواند اصلاح شود موقعی که تیم تحقیقاتی بر روی گروه متمرکز دیگری  تمرکزمی کند .حتی در این گروه متمرکز، یک تسهیل کننده ماهر می تواند بر روی ایده ها و بینش های گروه های قبلی کار کرده ، و به عمق بیشتر از فهم برسد . با این حال، با توجه به اینکه آنها دستگاه های کمی هستند ، با دقت نمونه گیری محدود ، نتیجه از گروه های متمرکز نبایستی جایگزینی برای تجزیه و تحلیل کمی در نظر گرفته شود . 

به حد عالی رساندن کارگران لنگرگاه

رئيس بندری در فنلاند مشکل بهره وری از کارگران با سابقه  بندر داشت .وقتی که نوبت کاری آنها  به پایان می رسید، کارگران  پست خود را ترک کرده ، ا بزار و ماشین آلات در هر کجا که ایستاده بود دها نموده ، انتظارداشته تعداد تا مشخصی از کارگران این تجهیزات با ارزش را به جایگاه و به محل واقعی اش برگردانند .  کارگران لنگرگاه برای پیوستن به این شرکت با دستمزدهای بالا ترغیب شده بودند ، اما ماهیت تکراری کار، وفاداری بالایی ایجاد ننموده  است .از موقعی که تکنولوژی به طور فزاینده ای نیاز به مهارت های جدید به این کارگران قرار داد ، کار ​​که زمانی خواستار نیروماهیچه بیشتری بود در حال حاضر  نیاز به نیرومغز بیشتری دارد . رئيس بندر شرکت مشاوره رابینزتین ( Rubinstein)  هلسینکی  فنلاند را ، برای دوباره روبراه کردن  طرح استخدام شرکت  خود انتخاب نمود . با استفاده از مصاحبه های دقیق در میان کارگران کنونی و مشکل بالقوه، رابینزتین (Rubinstein) یک مشکل بالقوه و فرصت استنباط از آن را  شناسایی نمود .کارکنان مسن تر و جدید  انتظاریک عمر اشتغال آرام را داشتند. کارگران جوان تر بیشتر فداکار بودند، آنها هر گونه اشتغال به عنوان یک تعهد مادام العمررا نمی دیدند. داده های مصاحبه رابینزتین (Rubinstein) ، به توصیه استراتژی جایگزین استخدام راهنمایی نمود:

به عنوان یک استراتژی ، کارگران جوان را ، کسانی که هم اکنون از خدمت نظام اجباری خارج شده ، و برای  بدست آوردن پس انداز مورد نیاز برای آموزش عالی به دنبال کسب حقوق های بالا بوده هستند ، هدف قراربده .

طراحی دو مرحله

راه مفید برای طراحی یک مطالعه تحقیقاتی به صورت یک طرح دو مرحله ای است. با این رویکرد، تجسس یک هدف جداگانه مرحله اول می شود (1 ) : تعریف روشن تحقیق و(2) توسعه طراحی تحقیق . 

در استدلال برای رویکرد دو مرحله ای ، ما می دانیم که خیلی  در مورد این مسئله شناخته نشده است اما باید قبل از اینکه تلاش و منابع تخصیص یابد،باید شناخته شود . در این شرایط، شخص  در محدوده  ناشناخته کار میکند ، که در آن پیش بینی مشکلات و هزینه های مطالعه دشواراست . پیشنهادهایی که تصدیق به عملی بودن این رویکرد می کنند به ویژه زمانی مفید است که بودجه پژوهش انعطاف ناپذیر است .یک تجسس محدود، با یک هزینه نسبتا کم ،خطر کمی برای هم حامی مالی وهم  پژوهشگر دارد  و اغلب اطلاعاتی را کشف می کند  که کل هزینه های تحقیقاتی را کاهش می دهد.

  یک مطالعه تجسسی هنگامی که محققان به موارد زیر دست یافته اند به پایان میرسید:

ابعاد عمده ای از کار تحقیقاتی ایجاد نموده باشد .

مجموعه ای از پرسش های فرعی  تحقیقاتی تعریف شده که می توانند به عنوان راهنما برای برنامه ریزی  طرح تحقیقاتی استفاده شود .

فرضیه های متعددی در مورد علل احتمالی معضل مدیریت توسعه داده شده باشد.

متوجه شده باشد  که بعضی  فرضیه های دیگرآنقدردارای  احتمال  دور است که می توان آنها را با خیال راحت در هر مطالعه بعدی  نادیده گرفت .

نتیجه کرفته باشد که تحقیقات بیشتری مورد نیاز  یا عملی نیست . 

مطالعات توصیفی

  در مقایسه با مطالعات تحقیقاتی ، مطالعات رسمی معمولا با فرضیه هایی که به روشنی بیان شده و یا با سوالات تحقیقی، ساختاریافته اند .مطالعات رسمی مورد استفاده بسیاری از اهداف پژوهشی هستند :       

  شرح پدیده ها یا ویژگی های مرتبط با جامعه موضوع (  کی ، چه، زمان ، کجا ، و چگونه از یک موضوع) .       

   برآورد نسبت جمعیت که این ویژگی را دارند .        

   کشف ارتباط میان متغیرهای مختلف .       

   کشف و اندازه گیری از روابط علت و معلولی بین متغیر ها .  

   سه هدف اول پژوهش های  رسمی معمولا در ارتباط با مطالعات توصیفی بوده ، در حالی که هدف چهارم برای  بیان مطالعه روابط علت و معلولی می باشد.      

 یک مطالعه توصیفی ممکن است ساده باشد ، و ممکن است آن را در گزینه های بسیاری انجام داد . درهر فرمی ، یک مطالعه توصیفی می تواند درست همون گونه خواستار مهارت های پژوهشی باشد که مطالعات علت و معلولی است، و ما باید بر روی استانداردهای لازم برای طراحی و اجرای اصرار کنیم .

ساده ترین مطالعه توصیفی مربوط به یک سوال یا فرضیه تک متغیره است که در آن ما در مورد، و یا حالت ، فرم، توزیع، و یا وجود یک متغیر می پرسیم . در تجزیه و تحلیل حسابهای شرکت بانک چویس، ما ممکن است علاقه مند به تحقیق مشخصات پس اندازکنندگان  باشیم . ما در ابتدا ممکن است بخواهیم  آنها را در رابطه با  شعبه اصلی جستجو کنیم .این سوال ممکن است، "چند درصد ازپس اندازکنندگان داخل شعاع دو مایلی از شعبه زندگی می کنند؟"با استفاده از قالب فرضیه، ما ممکن است پیش بینی کنیم ، "60 درصد یا بیشتر ازپس اندازکنندگان در داخل شعاع دو مایلی از شعبه زندگی می کنند."

 ما همچنین ممکن است علاقه مند به بدست آوردن اطلاعاتی مربوط به متغیرهای دیگر ، از قبیل اندازه نسبی حساب، تعداد حسابها برای افراد زیر سن قانونی،تعداد حسابهایی که ظرف شش ماه گذشته افتتاح شده ، و میزان فعالیت (تعداد سپرده ها و برداشت ها در هر سال) در حسابها باشیم .داده های مربوط به هر یک از این متغیرها، به تنها یی ، ممکن است برای تصمیمات مدیریت ارزش داشته باشند .روابط دوتایی بین اینها یا متغیرهای دیگر ممکن است حتی دارای منافع بیشتری باشد . جدول بندی متقابل بین فاصله از محل اقامت و یا اشتغال صاحب حساب تا شعبه و فعالیت حساب ممکن است نشان دهد که اندازه های مختلف فعالیت مربوط به محل سکونت صاحب حساب میباشد . جدول بندی متقابل از اندازه حساب و جنسیت صاحب حساب نیز ممکن است ارتباطی را نشان دهد . چنین روابط همبستگی لزوما دلالت بریک رابطه علت و معلولی نیست .        مطالعات توصیفی اغلب بسیار پیچیده تر از این مثال هستند .یک مطالعه از پس اندازکنندگان به صورتی که شرح داده شد  شروع گردید وپس از آن به مطالعات عمیق تری رفت . بخشی از این مطالعه شامل مشاهده سوابق حسابها شد که نشان داد که انبوهی از پس اندازکنندگان دراطراف شعبه است . حساب های آنها به طور معمول نسبت به کسانی که در دورتر زندگی می کردند بیشتروفعال تر بود . بررسی نمونه ای از پس اندازکنندگان  اطلاعاتی را در مورد مراحل چرخه زندگی خانوادگی، نگرش نسبت به پس انداز ، سطح درآمد خانواده، و مسائل دیگرفراهم نمود .ارتباط این اطلاعات با داده های پس اندازهای شناخته شده نشان داد که زنان صاحب حسابهای بزرگتر هستند . تحقیقات بیشتر نشان داد که زنان  با حساب های بزرگتر اغلب بیوه یا زنان مجرد کارمندی بودند که مسن تر از متوسط دارنده گان حسابها می باشند . اطلاعات در مورد نگرش و شیوه های صرفه جویی آنها به استراتژی های تجاری جدید در بانک منجر شده است.   

  مدارک جمع آوری شده روابط اتفاقی را پیشنهاد می دهد. ارتباط بین نزدیکی به شعبه و احتمال داشتن یک حساب درشعبه این پرسش بوجود می آورد  "چرا باید افرادی که دور از شعبه زندگی می کنند، آنجا حساب داشته باشند ؟" در این نوع سوال یک فرضیه بزرگترین مشارکتش را - با اشاره  به جهتی که  این پژوهش ممکن است دنبال کند- می سازد . ممکن است فرض شود که 

پس اندازکنندگان دورتر (به عنوان کسانی که بطور عملیاتی با آدرس های بیش از دو مایل از شعبه تعریف شده اند ) در نزدیکی شعبه حساب دارند ، بعلت اینکه آنها زمانی در نزدیکی شعبه زندگی می کردند، آنها "در نزدیکی" بودند زمانی که تصمیم به بازکردن حساب شده بود .

پس اندازکنندگان دورتردرواقع درنزدیکی شعبه زندگی می کنند، اما آدرس درحساب در خارج ازشعاع دومایلی است:آنها"در نزدیکی"هستند. اما پرونده این را نشان نمی دهد.   

  پس اندازکنندگان دورتردر نزدیکی شعبه کار می کنند ؛ آنها به موجب محل کار خود "در نزدیکی" هستند.        پس اندازکنندگان دورتر به طور معمول در نزدیکی شعبه نیستند ، اما به تبلیغاتی که آنها را به بانک تشویق می کرد پاسخ داده اند این نوع دیگری از "نزدیکی" که مفهوم را به یک "راحتی" تبدیل شده است .

تحقیقات علت ومعلولی

همبستگی بین محل و احتمال نگه داری حساب دربانک برای بسیاری از افراد یک مدرک محکم به حساب می آید.اما محققان با آموزش های علمی بحث می کنند که همبستگی یک علت نیست.چه کسی درست می گوید ؟ماهیت این اختلاف نظر در مفهوم علت نهفته است.

مفهوم علت :

یک نویسنده بیان میکند به نظر می رسد که یک فاصله ذاتی بین زبان تئوری وتحقیق وجود دارد که هیچ وقت نمی شود بین آن ها پلی برقرار کرد.یک تفکر در ارتباط با زبا تئوری شمل عقیده هایی مانند علت ،نیرو ها ،سیستم ها وتجهیزات است.

اما بررسی های شخص توسط کوواریانس ها ،عملیات ها ومطالعات او انجام می شود.عامل اصلی در علت این است که آیا الف وب

را ایجاد می کند  یا الف وب را مجبور به اتفاق می کند .اما آن ساخته زبان است نه آن چیزی که اتفاق می افتد.

به طور تجربی ما هیچنمی توانیم رابطه علیت بین الف وب را مشخص کنیم .به این خاطر است که ما ارتباط های علی را به طور قیاسی اثبات نکرده ایم یا اینکه از شکل یا اعتبار فرض ها که نیازمند قیاس بوده اند برای نتیجه گیری استفاده کرده ایم .

بر خلاف قیاس صوری ،نتیجه گیری های تجربی استنباط می شوند –نتیجه گیری های استنباطی .همانطور ،آنها جملات احتملی بر مبنای آنچه که ما اندازه گیری ومشاهده می کنیم می باشد.اما نمی توانیم همه فرآیند هایی که برای ارتباط بین الف وب شمرده می شود را مشاهده و اندازه گیری کنیم .

در فصل 2 ما مثالی از کاهش فروش که برای آن افرایش ترفیعات را انجام دادیم بحث کردیم .با خارج کردن دیگر علت ها برای فروش ثابت ،تنها یک استدلال باقی ماند که به احتمال زیاد علت ما می باشد:اجرای ضعیف ترفیعات .

برای رسیدن به یک استتاندارد ایده آل از علیت نیازمند این هستیم که همیشه یک متغیر علت دیگری شود.ومتغیر دیگری یک چنین اثر علی را نداشته باشد.روش توافقی که توسط جان استوارت میل ارائه شد در قرن نوزدهم ،بیان می کند :زماتی که دو یا چند علت از یک پدیده دارای شرایط یکسانی هستند ،در نتیجه آن شرایط ممکن است به عنوان علت آن پدیده تلقی گردد.

بنابراین اگر ما تنها ج را در تمان مواردی که ما پیدا می کنیم ودیگر چیزی (الف ،ب،پ،ت)یافت نشود  همراه ج سپس ما نتیجه می گیریم که ج ود به نحو علت ومعلولی به هم وابسته اند .

شکل 2-6 این شکل را نشان داده است .

مثال روش توافقی می تواند در مشکل غیبت های زیاد روز دوشنبه در کارخانه را بیان کند.

یک مطالعه درباره دو گروه غیبت بالا (شماره 1 وشماره 2 در شکل 2-6 )که شغل عادی ،بخش ،جمعیت شناختی یا خصوصیات شخصیتی را نشان نمی دهد اگر چه عضویت در کلو پ  در هر دو گروه وجود دارد.نتیجه اینکه عضویت در کلوپ وابسته به غیبت زیاد است .

روش توافقی کمک می کند تا تعدادی از متغیر های نا مربوط را خارج کنیم .در شکل 2-6 الف ،ب،پ،ت به نظر نمی رسد که علت ج باشد.اگر چه این فرض وجود دارد که دگر متغیری برای درنظر کرفتن به جای الف ،ب،پ،ت وجود ندارد.یک شخص هیچ گاه نمی تواند این مفروضات را قبول کند چرا که تعداد متغیر های بالقوه نامحدود است .

شکل 2-6 روش توافقی میلز:

قاعده منفی توافق بیان می کند در جایی که غیبت  د با غیبت ج وابسته است ،شواهدی از رابطه علت ومعلولی بین ج و د وجود دارد.

طبق روش توافقی ،این شکل یک مبنا برای روش تضاد می باشد .اگر دو یا چند مورد وجود داشته باشد ودر یکی از آن ها ج مشاهده شود در حالی که در دیگری مشاهده نشود ،و اگر متغیر ما زمانی که ج مشاهده می شود اتفاق بیفتد ،واتفاق نیفتد زمانی که مشاهده ج ایجاد نمی شود پس می توان کفت بین ج ود رابطه علی ومعلولی وجود دارد.

با استفاده از مثال میند رایتر ،اگر جیسون و مایرا می خ.اهند کشف کنند اگر مشکل خدماتی به طور مرتب زمانی یک کارمند در ارائه آن به یک مشتری لپ تاپ وچود دارد و هیچ گاه اتفاق نمی افتد زمانی که  آن کارمند حاضر نیست .فرض علیت ممکن است ایجاد شده باشد.

روش تضادی در شکل 3-6 نشان داده شده است اگر چه این روش ها نه از پیدا کردن تمامی متغیر های نرتبط اطمینان می دهند ونه از فراهم کردن یک دلیل اصلی برای علیت ولی این روش ها بهبود در فهم ما از علیت توسط حذف کردن استدلال های علی ناکافی کمک می کند.

یک مدل علت ومعلولی بهبود یافته فرض می کند که متغیر های خاص علت اثرات خاص نیست بلکه فرآیند ها علت فرآیند ها می باشد.

شواهد برای این دیدگاه در شکل 6-6 آمده  است .دراینجا روابط علت ومعلول متفاوت بین عملکرد فروش و بازخورد تفاوت بین عقاید درباره علیت ساده و پیچیده را مشخص می سازد.

در مدل الف ما معتقدیم که بازخورد  علت افزایش در فروش است.به طور برابر یک توضیح موجه در مدل ب نشان داده شده است :بهبود در عملکرد فروش باعث می شود فروشندگان به صورت فعال عمل کنند ودنبال بازخوردهای بیشتری باشند تا در تجربه بعدی به کار بگیرند .

مدل پ یک تاریخچه محکم از اینکه فروشندگان هم باعث به کارگیری بازخورد خود اجرایی شده اند وهم سخت تر کار کرده اند تا عملکرد افزایش یابد .در مدل ت ما این فرآیند های پیچیده تر را پیشنهاد میکنیم که در تغییرات بازخورد وعملکرد تاثیر دارد .

آنها در محیط فروشندگان هستند وبرای افراد نو هستند.مثال های دیگر می تواند نشان دهد که تقویت مثبت ومنفی چگونه می تواند تکرار های افزایشی یا کاهشی ایجاد کند که ممکن است بر بازخورد وعملکرد اثر داشته باشد.همه آنها پیش بینی درباره فرض  رابطه علت ومعلولی بین متغیرها را بیان می کنند.نویسندگان معاصر راهی را که محققان برای جایگزینی پیش بینی به جای علیت به کار می برند را توضیح می دهند.زمانی که یک دانشمند از علیت حرف می زند آنها معمولا به یک نوع پیش بینی رجوع می کنند .پیش گویی ها می توانند در نظر گرفته شوند.برای بازتاب علت تنها زمانی که تمام اطلاعات مربوط در نظر گرفته شده باشد.البته ما هرگز نمی توانیم تمام اطلاعات مربوط را بدانیم در نتیجه پیش بینی ما احتمالی است.بنابراین ناامیدی در علم درباره مفهوم علت وجود دارد.دانشمندان از کله علت در زمان های مختلف استفاده می کنند ،اما درباره ی معنای علت در حالت واقعی آن دچار گمراهی نشده اند. استنباط های علی در حال ایجاد شدن هستند .اگر چه آنها واقعی هستند ونه بین المللی ،ولی به ما این اجازه را میدهند که دانشی از علت های فرضی در طول زمان بسازیم.

یک چنین نتایج تجربی برای ما حداکثر موفقیت در رسیدن به حقیقت را فر اهم می کند.با تشخیص این نکته قابل ذکر ،بگذارید یک نگاه عمیق تری به انواع رابطه های علت ومعلولی بهره در نگاه محققان مالی بیندازیم.

شکل 4-6 مدل های علی ممکن از بازخورد وعملکرد بهبود یافته فروش ها

 

 A.بازخورد علت ها عملکرد فروش را بهبود بخشید ه اند         

                                        بازخورد                                               بهبود عملکر فروش ها

B.عملکرد فروش های بهبود یافته  علت بازخورد ها هستند

              بهبود عملکرد فروش                                                                 بازخورد       

C.انگیزه باعث بهبود عملکرد فروش وبازخورد می شود

                                 انگیزه                                                 بازخورد وعملکرد فروش بهبود یافته

 

 

D.فرآیند های پیچیده در بهبود فروش ها وبازخورد موثر است.

محیط                                                                                                                 داخلی برای فروشندگان

کمک های عملکرد                                                                                                          توانایی ودانش

توصیف های عملکرد                                                                                                               ظرفیت

نتایج بازخور                                                                                                                          انگیزه ها

ابزارها (تجهیزات برای انجام کار)              عملکرد فروش بهبود یافته

پیامدها                                                بازخورد ها

 

نگرانی ما در تجزیه وتحلیل علیت این است که چگونه یک متغیر دیگر اثر می گذارد یا مسئول تغییرات آن می شود.یک تفسیر روشن تر از علیت ،آزمایش را مشخص می کند که تعدادی از عوامل خارجی باعث ایجاد تغییر در متغیر وابسته می شوند.در تحقیقات تجاری  ما اغلب می بینیم که رابطه علت ومعلولی کمتر نمایان است.ما بیشتر علاقمند به فهم ،توضیح ،پیش بینی وکنترل رابطه بین متغیرها هستیم پس با علت های ظریفی سروکار داریم .

اگر ما ارتباطی که بین دو متغیر اتفاق می افتد را در نظر بگیریم می توانیم نتیجه بگیریم که سه احتمال وجود دارد :رابطه ممکن است قرینه ،دو جتنبه (متقارن )یا نامتقارن باشد.

یک رابطه قرینه رابطه ای است که در آن دو متغیر با هم نوسان پیدا می کنند اما ما فرض می کنیم که تغییر در هیچ کدام از متغییر ها به خاطر تغیی در دیگری است.شرایط قرینه بیشتر مواقع زمانی پیدا می شود که دو متغییر نشانه های متناوبی از دیگر علت ها یا متغیر مستقل هستند.ممکن است ما نتیجه بگیریم که همبستگی بین کم کاری وشرکت فعال در کلوپ اردویی شرکت نتیجه (وابسته )عامل دیگر مانند  یک رابطه متقارن زمانی است که دو متغیر به طور متقابل بر هم اثر بگذارند.این میتواند اتفاق بیافتد .اگر خواندن یک تبلیغ منجر به استفاده از یک محصول شود.استفاده آن شخص را نسبت به توجه وخواندن بیشتر تبلیغات آن کالای خاص حساس می کند.

بیشتر تحلیل گران محقق دنبال رابطه های نامتقارن هستند .با این ما فرض می کنیم که تغییر در یک متغیر (متغیر مستقل )مسئول تغییر در متغیر دیگر (متغیر وابسته )است .شناسایی  IV وDV   اغلب ساده است اما بعضی اوقات انتخاب واضح نیست.در این موارد اخیر ما مستقل ووابسته را برمبنای زیر ارزیابی می کنیم :

میزانی که در آن هر متغیر ممکن است تغییر کند.نسبتا متغیر هایی که تغییر نمی کنند متغیر های مستقل هستند (برای مثال ،سن ،وضعیت اجتماعی ،تکنولوژی تولید)

ترتیب زمانی بین متغیر ها ،متغیر های مستقل مقدم بر متغیر های وابسته هستند.

شکل 5-6 نوع از روابط نامتقارن را نشان می دهد:واکنش محرک ،خاصیت ترتیب ،گرایش رفتاری ،خاصیت رفتاری .تجربیات معمولا شامل روابط واکنش محرک است.خاصیت ترتیب اغلب در تحقیقات تجاری وعلوم اجتماعی بررسی می شود.بیشتر تحقیقات بعدی شامل روابط بین خاصیت ها ،گرایش ها ورفتارها می باشد.

 

 

 

 

ترجمه کتاب روش تحقیق کوپر از صفحه ۳۵الی ۵۳

سبك های تفکر

چشم انداز اولین سوالی است که برای شروع هر تحقیق مطرح می شود. در هر تحقیق این نکته نیز پرسیده می شود که هر فردی چگونه تاثیرات جهان را از اینگونه سوالات درک کرده و چه چیزهایی را بعنوان توضیح در مورد این سوالات می تواند بپذیرد. کاپیتان ارتش ذخیره, آقاي Wines روزنامه نگار، سوالات متفاوتی از افسر ارتش پرسیدند. Myra پرسید: چه چیز باعث شد تا یک بمب خنثی و عمل نکرده، ساعتها پس از صف آرایی قشون منفجر شود؟ افسر سوال کرد: "چه ضربه سریعی می توانست باعث شود تا بمب عمل نکرده، منفجر شود؟ " از صدها سوالی که ممکن است در مورد سازمان ها، امور مالی یا بازاریابی پرسیده شود؛ هر کدام دربرگیرنده ی یک "چشم انداز هنجاری" برای آن سوال خاص است. برخی از سوالها ارزش بیشتری برای جواب دادن از بقیه سوالها را دارند، خصوصا سوالهایی که پرسشگر در آن چشم انداز مخاطب را به درستی در نظر می گیرد.

افراد بعلت درک و شرطی سازی انتخاب شده اشان، مشکلات را بطور متفاوتی تحلیل می کنند. در این فصل بررسی علمی، شیوه ای که برای تحلیل مشکلات برای پژوهشگران ارجحیت دارد، با دیگر شیوه های تفکر مقایسه می شود. استقراء و استنتاج: هر دوی این شیوه ها برای بیان استدلال در تمام روند تحقیق ضروری می باشند. همچنین کاوش نیز بعنوان یک نگرش علمی در پیش برد جریان تحقیق نقش دارد. بالاخره این بخش توضیح می دهد که چگونه واژه شناسی علمی تبدیل به زبان تخصصی تحقیق شده است. عوامل اصلی برای ایجاد تئوری و طراحی مطالعات پژوهشی در این بخش تعریف و توضیح داده می شوند.

منابع دانش

دامنه منابع دانش از نظریه های آزمون نشده تا سبك هاي سیستماتیک تفکرتفاوت دارند. همانطور که مشغول زندگی روزمره خود هستیم، به ندرت در مورد این که بعضی چیزها را میدانیم و یا اینکه این دانش از کجا سرچشمه می گیرد، فکر می کنیم. محققان از قدیم تا به حال، به دنبال پی بردن به چگونگی دانستن افراد در مورد مسایل پیرامون خود بوده اند. آنها در طول این کشف با تکیه بر توانایی های خود سعی می کنند منابع اطلاعاتی را از هم تمیز دهند. بنابراین، محققین می بایست منابعی را شناسایی کنند که دارای کیفیت عالی و ارزش بالایی هستند و منجر به ارائه بهترین نتایج برای راه حل داده شده و یا تصمیماتی که پیش روی مدیریت قرار می گیرد می شوند. 

فلسفه علم، با ارائه طبقه بندی هایی در این کار به ما کمک می کند. سبكهای تفکری که با روشهای علمی در ارتباطند معمولا بعنوان توانایی های بزرگتری برای حفظ حقیقت در نظر گرفته می شوند، هرچند که این حقیقت ممکن است پایدار و ماندگار نباشد. اما همانطور که در این بخش توضیح داده می شود، روش علمی تنها منبع آگاهی ما نیست.

نمودار 1-2 ، شش مورد از سبكهای تفکر را طبقه بندی کرده و جایگاه آنها را از دیدگاه منطقی مشخص می کند. 

·         نظريه آزمون نشده

·         حقیقت خود آشکار

·         روش مرجع

·         ادبی

·         شیوه علمی

·         قیاس منطقی

شكل 1-2 : سبكهای تفکر                                    

عقل گرایی (دلایل ساختار یافته رسمی)

 

 

تجربه گرایی

(داده های عینی قابل مشاهده)

 

 

 

 

          روش علمی

قیاس منطقی

                     حقیقت خود آشکار

 

                    روش مرجع

 

 

آرمان گرایی

(ایده هایی که بطور عالی تفسیر شده اند )

 

ادبی

 

نظريه آزمون نشده

اگزیستانسیالیزم (هستی گرایی)

(فرآیند غیر رسمی)

 

محور ها با نقاط پایانی تجربه گرایی و عقل گرایی ما را راهنمایی کرده و به ما جهت می بخشند. محور افقی از یک سو از تفسیر آرمان گرایانه به تجربه گرایی از طرف دیگر تغییر می کند. گفته می شود تجربه گرایی، مشاهدات و قیاس های منطقی را برطبق تجربه حسی از هم تفکیک کرده و یا مباحثی از قبیل ریاضی و آمار را به کمک روشهای منطق قیاسی از این تجربه ها استنتاج  می کند. تجربه گرایان سعی می کنند تا با تکیه بر اطلاعاتی که از مشاهدات بدست می آورند مسائل را توصیف کرده، آنها را توضیح دهند و همچنین پیش بینی هایی در مورد آنها بوجود آورند. این کتاب اساساً با تجربه گرایی و با طرح پروسه هایی در ارتباط است که اطلاعات واقعی در مورد ارتباطات فرض شده را جمع آوری می کند که می توانند بمنظور تصمیم گیری در مورد اینکه آیا درک خاصی از یک مشکل و راه حل میسر آن درست هستند یا نه استفاده شوند.

در شكل 1-2: محور عمودی برای ارائه علمی که از رویکردهای قیاسی و تجربی و یا از طریق توانایی های نظری که بر مبنای استدلال استقرایی بدست آمده، استفاده می شود. در یک طرف این محور عمودی، عقل گرایی وجود دارد که استدلال یا قضاوت کردن در آن بعنوان منبع اصلی آگاهی و دانش است. عقل گرایی با تجربه گرایی متفاوت است، به گونه ای که عقل گرایان بر این باورند که تمامی آگاهی ها از قوانین شناخته شده یا حقایق پایه ای طبیعت (مثل جاذبه) نتیجه گیری می شوند. این ادعا می تواند شدنی باشد زیرا قوانین اصلی جهان را بطور منطقی پی ریزی می کند. از زمان Sir Francis Bacon تا به حال، طرفداران عقل گرایی براین باورند که مشکلات از طریق منطق رسمی  و یا ریاضیات بهتر درک شده و قابل حل می باشند. البته چنین تلاشهایی مستقل از مشاهدات و انتخاب داده ها عمل می کنند.

نظريه آزمون نشده: افراد بیشتر طرفدار نظريه آزمون نشده هستند تا شواهد معکوس. در برنامه های تلقین فکری سازمانهایی که کمتر هدایت شده اند، اینکه کارمندان این جمله را بشنوند" این همان شیوه ای است که ما همیشه در اینجا کار انجام داده ایم"؛ غیر عادی نیست و این توضیحی است که استحکام و عادت با راندمان را اشتباه می کنند. در اکثر خانواده ها یک فرد سالخورده و پیر وجود دارد که بطور پیوسته یک تئوری توطئه (توهم توطئه) را برای یک رویداد جهانی حائز اهمیت با وجود شواهد معکوس نگه می دارد. نتایج غیر منطقی نظريه آزمون نشده بوسیله تجربه های مکانی Myra در میزان احتراق بدست می آید. حتی در مواجهه با مرگ های مکرر اعضای خانواده یا دوستان، محلی ها بر این باورند که می توانند مواد قابل بازیابی را از بمب های فرضا خنثی، بازیافت نمایند. از لحاظ تاریخی، افسانه، خرافات و حدس و گمان رقیب های جدی برای تفکر علمی بوده اند. نویسنده اي اشاره می کند که پیش از اینکه واقعه ای روی دهد- واقعه ای که یک نفر سعی در پیش بینی یا کنترل آن را دارد- افسانه، خرافات و حدس و گمان، حس فرض مجدد از واقعیت را ارائه می دهند، درحالیکه به ندرت آن حس از واقعیت پس از پایان واقعه دوام   می آورد. مدیران برای توسعه دانش خود از واقعیت نظريه آزمون نشده ، به موارد کمی دست یافتند، اگرچه طبیعت انسان نشان می دهد هنگامی که در جستجوی راه حل هایی برای معماهای غیر قابل حل هستند باید برای مواجهه با استفاده همزمان آن آماده باشند.

حقیقت خود آشکار: کلانتر در عکس باز شده، یک راه فهمیدن که اغلب شیوه حقیقت خود آشکار نامیده می شود را نشان می دهد. این امر برای او بدیهی بود که مردم بدون در نظر گرفتن احتیاطات واجب درمورد میزان احتراق مهمات جنگی می میرند. اگر شهروندان در آنجا نمی مردند ، پس شاید به علت دیگری بمیرند. مرگ اجتناب  ناپذیر است؛ این مسئله از قوانین شناخته شده طبیعت استنتاج می شود. اما در مورد تئوریهایی که برای یک یا چند نفر در هر زمان معقول اما حقیقی نیست، چطور؟ برای مثال، همه ی افراد از سمت راست جاده رانندگی می کنند. این واقعیت تنها برای برخی از راننده های جهان خود آشکار است. تئوری دیگری که به نظر معقول می رسد این است: "زنان می توانند مدیران درجه دومی باشند" "نجیب زاده ها، ذاتاً رهبر هستند" و "آزمایش های کیفی ژاپنی، برای مشکلات بهره وری ایالات متحده در سطح جهانی کاربرد دارند." در حال حاضر ما فاقد این تئوریهای خود آشکار هستیم.

شیوه مرجع: زمانیکه نه همه موضوعات یا فرضیات خود آشکار هستند، ما به افراد مرجع به دلیل افزایش اعتمادمان نسبت به دانسته هایمان اعتماد میکنیم. مراجع به عنوان منابع مهم اطلاعاتی مورد استفاده قرار میگیرند. ولی باید بی نقصی، کیفیت شواهد ارائه شده ، تمایلشان را برای ارائه  یک مورد متعادل و صریح مورد قضاوت قرار گیرد. غالبا نظر مرجع ، به شرایط یا موقعیت بیشتر وابسته است تا اظهارنظر فنی صحیح. چنین مراجع مشهوری، هنگامیکه بیرون از فضای اظهار نظر فنی فعالیت می کنند، غالبا اشتباه رخ میدهد.شما باید با دقت فقط نظرات چنین منابعی را بپذیرید. حتی مراجعی که استاندارهای درستی، شواهد کیفی و تعادل را رعایت می کنند، ممکن است اطلاعات غیر کاربردی داشته باشند. کتاب پر فروش جاودانه نوشته استفان ر. کووی (هفت عادت افراد بسیار موفق)، حقیقتا نظریه کوی به عنوان"مرجع" درمورد آنچه برخی را موفق می کند، در حالی که بقیه شکست میخورند مورد استفاده است. ولی هنگامی چنین پیش بینی ادغام میان Franklin Quest (زمان امپراطوری مدیریت)  و  Covey International بوجود میاید، فرضیات پشتیبان کننده هفت عادت اجرا نشده است، کوی و اسمیت بدلیل اینکه مدیران استثنایی نبودند مورد انتفاد قرار گرفتند. برسمیت شناختن اصول رهبری و مدیریت ،نیازمند ادغام مهارت های عالی متفاوتی می باشد. اگرچه این ادغام اسمیت و کوی را از حیطه آسایششان خارج میکرد،اما این مساله فرضیه هفت عادت را رد  نکرده و یا از مقام این دو فرد را در حیطه صاحب نظربودن کاهش نمی دهد.

ادبیاتی : رویکرد مسئله-حل مسئله، نظرش به سمت مرکز شكل 1-2 میباشد. شیوه ادبیاتی تفکر، در بسیاری از مطالعات کلاسیک در علوم اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد. مطالعات موردی نقش مهمی در پیشرفت دانش تجارت ایفا می کنند، بهترین برنامه های تجاری ملت ما از مطالعات گسترده ای استفاده میکند. بخش هایي از علم انسان شناسی، روانپزشکی و جامعه شناسی بالینی نیز ریشه در این اصل دارند. تئوری انگیزه آبراهام مازلو، نمونه ای از روانشناسی است که در تجارت مشهور است. چشم انداز ادبیاتی چیزی است که در آن، یک نفر، یک حرکت یا یک فرهنگ تماما توضیح داده می شود، اما عمدتا برحسب اهداف خاص و چشم اندازهای عاملان بجای طبقه بندی های کلی و خلاصه طرح توضیحی خود دانشمند می باشد. بدلیل اینکه تعمیم آن از مطالعات شخصی کار مشکلی است ، شیوه ادبیاتی تفکر،توانایی ما را برای نتیجه گیری از اطلاعات کاربردی و واقعیت ها محدود می کند.

شیوه علمی : شكل 1-2، مکان شیوه علمی را نزدیک به انتهای تجربی محور افقی نشان می دهد، اصول اصلی علم عبارتنداز :

·         مشاهده مستقیم پدیده ها

·         تعریف واضح از متغیرها، شیوه ها و فرآیندهای

·         قابل آزمایش بودن مشاهدات تجربی فرضیه ها

·         توانایی قانون گذاری فرضیه های مشابه

·         توجیه آماری نتایج نسبت به توجیه زبانشناسی نتایج

·         روند خود اصلاحی

یک نوشته مرجع ، " شیوه های علمی رایج  بهترین جنبه های منطقی رویکرد عقل گرا راهمراه با جنبه های جهت گیری تجربی به یک چشم انداز سیستماتیک و همبسته، پیوند می دهد. کاربردآزمون قبلی و فرآیند قابل بررسی- توانایی انفجار بمب های عمل نکرده توسط بمب های فعال که از هواپیماهای جنگنده انداخته شده اند، معضل Myra را با بمب های منفجرشده حل کردند.

شیوه قیاس منطقی: شیوه های رقابتی تفکر، اثر دستورالعمل های پژوهش را در تجارت همانگونه که در علوم رفتاری و اجتماعی عمل می کنند نشان میدهد. شیوه قیاس منطقی در بخش بالایی شكل 1-2 یافت می شود.

مطلعات در پژوهش های علمی و بازاریابی ، اغلب به صورت قیاس منطقی است، برای مثال، بسیاری از بنگاه ها، شبیه سازی های کامپیوتری بازار خود را پیش از گسترش تولید، انجام می دهند. این کار سطوح قیمت گذاری مختلف و یا سطوح بازده های تولیدی که برای سود دهی های بهینه طراحی شده اند را مورد آزمایش قرار می دهد. یک هدف این چشم انداز کاهش مطالعه شرایط رسمی و ریاضیاتی است. این واژه ها بدیهیات نامیده می شوند که برای شکل دادن فرضیاتی که اثبات های منطقی ارائه  می دهند به کار می روند. هدف، استنباط یک مدل ریاضی است که برای محاسبه پدیده مشابه بکار رود.

یک چشم انداز که بهترین باشد وجود ندارد، فقط چشم اندازی که بهتراست برای نمایش حقیقت یا انجام علمی وجود دارد. میزان شیوه های موجود تفکر، چهارچوب های کاری بسیاری را برای مواجه با مشکلات گوناگون تجارت ، ارائه می دهند. یکی از آنها ممکن است به راحتی از مزیت های انتخابی برای یافتن اطلاعات و قوت و ضعف آن جایگاه آگاه باشد.

 

استدلال استقراء اساسآ متفاوت است.  چنین رابطه مستحکمی بین دلیل و نتیجه گیری در استقراء وجود ندارد. برای استقراء لازم است که از یک یا چند واقعیت های خاص و یا تکه های شواهد ، نتیجه گیری شود . نتیجه گیری حقایق را توضیح می دهد و حقایق نتایج را پشتیبانی می کنند. برای توضیح مطلب ، فرض کنید شرکت شما در تبلیغات منطقه ای یک میلیون دلار خرج می کند و فروش افزایش نمی یابد. این یک واقعیت است -  فروش درحین یا بعد از تبلیغات افزایش نمی یابد. در چنین شرایطی، ما می  پرسیم ، "چرا فروش افزایش نیافت؟".

به احتمال زیاد یک پاسخ به این سوال یک نتیجه گیری است که تبلیغات ضعیف اجراء شده است. این نتیجه گیری یک  استقراء است چرا که ما از تجربه میدانیم که فروش منطقه ای باید در طول یک واقعه تبلیغاتی بالا رود .همچنین ما می دانیم که اگر تبلیغات ضعیف اجراء شده باشد فروش افزایش نخواهد یافت. با این حال، طبیعت استقراء، این است که نتیجه تنها یک فرضیه است.این یک توضیح است ، اما توضیحات دیگری به همین خوبی متناسب با واقعیت نیز وجود دارد .به عنوان مثال، هر یک از فرضیه های زیر ممکن است توضیح دهد که چرا فروش افزایش نیافت . 

خرده فروشان منطقه ای موجودی انبار کافی برای پر کردن درخواست مشتری طی دوره تبلیغات نداشتند اعتصاب توسط کارکنان شرکت حمل ونقل ما از ورود به موقع موجودی انبار برای اینکه در زمان تبیلغات موثر باشد جلوگیری نمود .

طوفان با درجه  پنج تمام مکان های خرده فروشی ما را در منطقه به مدت 10 روز در طول تبلیغات بست.

در این مثال، ما ماهیت ضروری استدلال استقرایی را می بینیم. نتیجه گیری استقرایی  یک انتخاب سریع استنباطی فراتر ازمدارک ارائه شده است – یعنی ، اگر چه یک نتیجه گیری این واقعیت را توضیح می دهد که هیچ فروشی افزایش نیافته، نتیجه گیری های دیگر نیز می تواند این واقعیت را توضیح دهد. حتی ممکن است که هیچ یک از نتیجه گیری ما پیش بردیم  به درستی شکست افزایش فروش را توضیح ندهد. 

با استفاده از استقراء،  خانم  مایرا واینز  متقاعد نشده بود که " پوسته " گلوله های منفجر نشده توپخانه بی ضرر است. در حالی که نتیجه گیری ارتش قابل قبول بود، مطمئنا حداقل یک نتیجه گیری دیگر- که پوسته گلوله های منفجر نشده تاخیر تجربه میکنند و با جابجایی بیشتر منفجرمیشوند - به همان میزان قبل از تایید معتبراست. 

مثالی دیگر، بیایید وضعیت تریسی نلسون ، فروشنده در شرکت جعبه مربع در نظر بگیرید. تریسی یکی ازپایین تری رکورد های فروش را در این شرکت دارد . عملکرد نامطلوب او باعث مشود ما این سوال را بپرسیم، "چرا او اینقدر ضعیف کار میکند؟ با شناخت ما از کارتریسی در فروش، ماهیت فروش جعبه، و بازار، ما ممکن است نتیجه گیری کنیم (این فرضیه را مطرح کنیم)  که مشکل او این است که اوتماس های خیلی کمی درهر روز برای ساختن یک رکورد فروش خوب انجام می دهد. فرضیه های دیگر این سیستم نیز ممکن است  بر اساس شواهد موجود برای ما بیان شود.در میان این فرضیه ها موادر زیر هستند :

قلمرو تریسی پتانسیل بازاز قلمرو های دیگر را نداشته باشند.

مهارت های ایجاد کننده فروش تریسی ضعیف بوده  و او قادربه بستن موثرفروش نیست.

تریسی اختیارات پایین آوردن قیمت ها را نداشته و قلمرو او میدان شدید کاهش قیمت توسط سازندگان رقیب شده است،  باعث شده او فروش های زیادی رانسبت به رقبا  از دست بدهد. برخی از افراد کلآ نمی توانند جعبه بفروشند ، و تریسی یکی از این افراد است.هریک از فرضیه های فوق یک استقراء است که ما ممکن است  به عنوان  شاهد ی از سابقه فروش ضعیف تریسی پایه قرار دهیم   ، به علاوه ی  برخی از فرضیه ها یا باورهای که ما در مورد او و فروش جعبه داریم. همه آنها برخی احتمال درست بودن دارند، اما ما احتمالا اعتماد بیشتری در برخی نسبت به برخی دیگرخواهیم داشت. همه نیاز به تاییدیه بیشتری قبل از به دست آوردن اعتماد  ما خواهند داشت.  تاییدیه با شواهد بیشتر بدست میآید. وظیفه تحقیق تا حد زیادی به شناسایی ماهیت شواهد نیازمند پذیرفتن یا رد فرضیه ها و 2)طراحی روش ها که توسط آ نها بتوان شواهد را آشکار اندازه گیری کرد.

استقرا وقیاس به روش متوالی در استدلال تحقیق به کار می روند.جان دیوی این فرآیند را به عنوان حرکت دوگانه قکر متفکر تعبیر می کند .استقرا زمانی پیش میآید که یک حقیقت را مشاهده کنیم وبپرسیم چرا این هست ؟با جواب دادن به این سوال ما در ترجیه موقتی تئوری پیشرفت میکنیم .اگر فرضیه رویداد یا شرایطی را توضیح دهد که بتواند به سوال پاسخ دهد قابل قبول است .قیاس فرآیندی است که توسط آن ما بررسی میکنیم که آیا فرضیه توانایی توضیح حقیقت را دادر .این فرآیند در شکل 2-2 نشان داده شده است :

-شما برای محصول تبلیغ می کنید اما فروش افزایش نمی یابد(حقیقت )

-این سوال را می پرسید که چرا فروش افزایش نیافت (استقرا )

-شما یک نتیجه (تئوری )برای پاسخ به این سوال استنباط می کنید :ترفیعات به شکل ضعیفی اجرا شده است .(فرضیه )

استفاده  می کنید .شما از این فرضیه برای نتیجه گرفتن (استنتاج کردن )اینکه فروش ها در زمانی که ترفیعات به شکل ضعیفی انجام  می شود افزایش نمی یابد استفاده می کنید.شما از تجربیات گذشته می دانید که ترفیعات غیر موثر باعث افزایش فروش ها نمی شود .(قیاس )این مثال یک تمرین  در استدلال مبتنی بدور الست.مشخص می کند که کسی باید توانایی استنتاج حقیقت را از فرضیه ای که می خواهد آن حقیقت را توضیح بدهد داشته باشد .نکته مهم دوم در شکل نشان داده شده است :برای تست تئوری ،شخص باید بتواند آن را از حقایق دیگر که می تواند مورد بررسی قرار گیرد استنتاج کند.این همان چیزی است که تحقیق کلاسیک به آن می پردازد .ما باید حقایق یا رویداد های بخصوص دیگر را از فرضیه حدس بزنیم وسپس اطلاعات را جمع آوری کنیم تا ببینیم آیا قیاس ما درست است .در این مثال حدس میزنیم :

-ترفیعات خوب اجرا شده منجر به افزیش فروش میشود (قیاس )

-ما یک ترفیعات موثر را انجام می دهیم وفروش افزایش می یابد(حقیقت )

حرکت دوگانه فکر متفکر چگونه کار میکندزمانی که مشکل تریسی نلسون در آن اجرا شود؟فرآیند در شکل 3-2 نشان داده شده است

حقیقت 1 :

مامحصولات را ترفیع داده ایم

اما فروش افزایش نیافت.

مشاهذات اولیه (حقیقت )منجر به فرضیه می شود  که تریسی تنبل است .ما حقایق متعدد دیگری را از فرضیه حدس می زنیم که به عنوان حقیقت 2وحقیقت 3 نشان داده شده اند.ما از تحقیقات برای فهمیدن اینکه آیا حقیقت 2 وحقیقت 3 درست است یا نه استفاده می کنیم .

چرا ؟

شکل 2-2 چرا فروش ها افزایش نیافت ؟

 

 

 


 

                                                       قیاس : ترفیعات نا موثر 

                                                        فروش را افزایش نمی دهد.

حقیقت 2 :

ما عرفیعات موثررا اجرا کردیم وفروش افزایش یافت.

     

                                                           قیاس : ترفیعات موثرفروش را افزایش می دهد.

 

 

 

چرا ؟

حقیقت 1 :

تریسی سوابق عملکردضعیف را دارد.

شکل 3-2 چرا عملکرد تریسی نلسون اینقدر ضعیف است ؟

 

حقیقت 2 :

تریسی معمولا دیرسرکار می آید.

 


 

 

                                                   

                                  تنبلی منجر به کندی زیاد می شود.

حقیقت 3 :

تریسی تعداد تلفن کمتری نسبت به دیگرفروشنده ها می زند.

 


 

                                   تنبلی منجر می شود که به مشتریان کمتری در طول روز زنگ بزند.

 

 

اگر حقیقت 2 و3 درست باشند ،فرضیه پذیرفته می شود واگر درست نباشند فرضیه ما قبول نمی شوندوباید به دنبال توضیح دیگری بگردیم .

در بیشتر تحقیقات فرآیند پیچیده تر از این مثال های ساده پیشنهادی است .برای مثال ،ما اغلب تئوری های چند گانه را برای توضیح پدیده ها ایجاد می کنیم وسپس تحقیقی را طراحی می کنیم که همه فرضیه ها را یکجا بررسی می کند.که تنها موثرتر است.بلکه راه خوبی برای کاهش ماموریت محقق برای هریک از فرضیه ها میباشد.استقرا و استنباط مشاهده وبررسی فرضیه می تواند به یک روش سیستماتیک ترکیب شوند تا یک مدل علمی را نشان دهند .این ایده ها توسط دیوی ودیگران برای تجزیه وتحلیل حل مسائل پیشتهاد شده اند.رویکردی را برای ارزیابی اعتبار نتایج درباره رویداد های قابل مشاهده ارائه می کند.این ها به خصوص مناسب محققانی است که نتایج آن ها وابسته به داده های تجربی می باشد.محقق با کنجکاوی ،شک وتردید،سو ظن ومانع روبرو می شود.

تلاش برای بیان مسئله :پرسیدن سوال ،تامل درباره دانش موجود ،جمع آوری حقایق و حرکت از برخورد احساسی به سمت برخورد عقلائی با مشکل .

پیشنهاد دادن فرضیه ها برای توضیح حقایقی که انتظار می رود به طور منطقی به مشکل وابسته باشد.

استنتاج  خروجی ها یا نتایج از فرضیه ها :سعی کنید بفهمید چه اتفاقی می افتد اگر نتایج در جهت مخالف پیش بینی ها اتفاق بیفتد وآیا نتایج انتظارات را برآورده می کند.

فرضیه رقیب را فرمول بندی کنید.

تست های تجربی را توسط خروجی های ممکن متفاوت ابداع  واجرا کنید که هر کدام از آن ها شامل یک یا چند فرضیه  باشد.

نتیجه را ترسیم کنید ،یک استنباط استقرایی بر مبنای قبول یا رد فرضیه ها.

اطلاعات را به مشکل اصلی باز خورد دهید ،آن را بر اساس قدرت شئاهد مرتب کنید.

اگر شما بیمه گر اتومبیل باشیدهمیشه دنبال راه هایی برای کاهش پرداخت های مرتبط با تصادفات می باشد.

طبق تجزیه وتحلیل در خواست خسارت در سال 1998 که شامل دیاگرام وضعیت ماشین ،مانور راننده وعلائم محل زمانی که تصادف اتفاق افتاده است ،نتیجه گرفته شد که نزدیک به یک سوم از تمام تصادفات در چهار راهها اتفاق افتاده که قابل پیشگیری بوده اند.

در سال 1999دولت لیست 10 چهار راه خطرناک آمریکا رامنتشر کرد.برنامه در استرلیا ،؟کانادا ومیشیگان نشان داده بود که بهبود نتخاب بانک برای بسیارچهار راهها با هزینه ی کم می تواند موجب کاهش تصادفات شود.برای بررسی آن تحلیل گران دولت یک تقاطع را به عنوان دو بزرگ راه که همدیگر را قطع می کردند تعریف کردند به جز عبور از پل هوایی و ورودی وخروجی بین ایالتی .

تقاطع های خطرناک آن هایی معرفی شدند که بیشترین تصادفات در سال 1998 بدون توجه به شدت تصادف در آن ها اتفاق افتاده بود.

تصادفات برآورد  شده توسط ضرب در خواست خسارات واقعی که به دولت ارائه شده در عاملی که بر مبنای درصد ماشین های بیمه شده توسط دولت در منطقه پایتخت جایی که تقاطع هاواقع شده اند محاسبه می شود.علاوه بر لیست ملی دولت تقاطع های خطرناک 28 ایالت دیکر نیز مشخص کرده این ابتکار دولت باعث شد یک میلیون دلار که باید به در خواست خسارات پرداخت می شد برای بهبود تقاطع های حادثه ساز با برطرف کردن مشکلاتی از قبیل :دید ناکافی چراغ ترافیک ،سردر گمی به دلیل تعداد زیاد تابلو ،محل نامناسب تابلو ها،دید کم خط عبوری اختصاص یابد.

دانشمند مشهوری ادعا می کند که چیزی به نام روش علمی وجود تدارد ویا اگر وجود دارد این چیزی که آ نها می گویند نیست ،به محققان درباره استفاده از الگو مانند این رویکردها اخطار داده است.هشدار آنها به خوبی انجام شده وما باید اضافه کنیم که ایده هایی که اینجا ارائه می شود به شدت وابسته به هم هستند وبه طور مرتب درست نشده اند،وممکن است بر مبنای ماهیت مشکل یا دید گاههای متفاوت توسعه یابد.با این وچود ،محققان تازه کار باید آن تحقیق را درک کنند.فصل سوم به شرح این فرآیند می پردازد.

 

رویکرد علمی

در مقام مقایسه، چنان‌چه ابزارهای تفکر را به "فکر" علم تشبیه نماییم، آن‌گاه رویکرد علمی همچون روح آن خواهد بود. رویکرد علمی از جمله عوامل مؤثری است که امکان یافته های علمی جدید را فراهم می‌آورد. در بسیاری از جنبه های علمی، محققان ناچارند تا با فرض قرار دادن برخی موارد، نسبت به پیش‌بینی سایر عوامل مؤثر در تحقیق اقدام نمایند.

به طور مثال، کنجکاوی اندیشمندان موجب شده است که رابطه بین بهره‌وری و رضایت شغلی کارکنان مورد توجه قرار گیرد. در اولین گام، هاتورن (1) در تحقیقات خود نشان داد که رضایت شغلی کارکنان موجب افزایش بهره‌وری در سازمان می‌گردد. از آن‌جایی که تحقیقات بعدی وجود چنین رابطه‌ای را تأیید نکرد، این ایده مطرح شد که بهره‌وری و رضایت شغلی کارکنان به طور مستقیم با یکدیگر در ارتباط نبوده و این رابطه تحت تأثیر متغیرهای دیگری نیز می‌باشد. در حال حاضر، این اعتقاد وجود دارد که عوامل مؤثر بر بهره‌وری تنها محدود به دلایل مرتبط با شغل نبوده و بهره‌وری نیز در وظایف آسان و پیچیده، متفاوت می‌باشد. از این رو است که امروزه در مطالعه چنین رابطه‌ای، بسیاری از متغیرهای مرتبط (2) با این زمینه نیز در نظر گرفته می شوند. از آغاز پرسش چنین سؤالی تا کنون بیش از 30 سال می گذرد. همراه شدن کنجکاوی طرح سؤالات و هیجان کسب آگاهی از نادانسته ها، عامل انگیزشی این محققان در ادامه مسیر کشف حقیقت بوده است.

انگیزه و علاقه دانشمندان به کشف ناشناخته‌ها ریشه در گرایش ذاتی انسان‌ها به پی بردن به ذات خلقت و ورود به فضاهای جدید و عمیق شدن در محیط پیرامون وی دارد. چنین رویکردی به تحقیق، به پژوهشگر حس مفید بودن و هیجان کشف ناشناخته ها را داده و لذا تلاش می‌نماید تا نظام حاکم بر پدیده‌ها را به منظور پایه‌گذاری حوزه جدیدی از علم در نوردد.

شناخت تئوری: اجزاء و ارتباطات

در اجزای یک تحقیق، نظام و نحوه ارتباط درونی پدیده‌ها با یکدیگر شناخته و توضیح داده می‌شوند. به طور مثال، محقق در نظر دارد که در یابد "پاسخ کارکنان به نظام جدید ساعات کاری که دارای انعطاف بیشتری می‌باشد، چگونه خواهد بود؟" و یا "چرا شاخص بازار سهام در برخی موارد روندی خلاف جهت نشان‌گر ها اقتصادی را طی می‌نماید؟". هنگام مواجهه با چنین پرسش‌هایی، بایستی در مورد تعاریف اتفاق نظر وجود داشته باشد. کدام کارکنان؟ کدام پاسخ؟ چه نشان‌گرهای اقتصادی؟ پاسخ به این سؤالات مستلزم استفاده از مفاهیم، ساختارها و تعاریف می‌باشد. این اجزاء که همچون آجرهای بنای یک ساختمان (تئوری) می‌باشند، در ادامه مطرح خواهند گردید.

مفاهیم

شناخت ارتباط و اطلاعات حاصل از رویدادها و اجزاء مختلف، مستلزم وجود بستر مشابه مابین آن‌ها است. یک "مفهوم"(3) غالباً حوزه معنای مورد قبول و ویژگی‌های حاکم بر مجموعه‌ای از رویدادها، اجزاء، شرایط و موقعیت‌ها را توضیح می‌دهد. ایجاد یک مفهوم عمدتاً از طریق طبقه‌بندی اجزاء و رویدادهای دارای ویژگی مشابه تحت یک عنوان صورت می‌پذیرد. هنگامی که به طور مثال، شما با یک مفهوم به نام کارت گارانتی مواجه می شوید، تنها یک کارت خاص را که مشاهده می‌نمایید مورد نظر نخواهد بود؛ بلکه این مفهوم حاصل از تمامی "کارت‌های گارانتی" می‌باشد که شما با آن ویژگی‌های خاص قبلا برخورد داشته‌اید.

این مفاهیم به طور انتزاعی نام‌گذاری می‌گردند و بخشی از هویت وجودی مجموعه‌ای از اقلام پیرامون را تشکیل خواهند داد. به وطور مثال، هنگامی که یک خانم از کنار شما عبور می‌نماید، شما با نحوه حرکت اندام‌های وی متوجه می‌شوید که در حال دویدن، راه رفتن، صحبت کردن و یا مباحثه کردن است. همچنین همین مفاهیم هستند که یک زن را از یک مرد جدا نموده و فرق بین تراکتور یا اسب را نشان می‌دهد. همه ما از مفاهیم زیادی به طور روزمره در مکالمات و فعالیت‌های خود استفاده می‌نماییم.

منابع مفاهیم

مفاهیمی که به طور گسترده و روزمره مورد استفاده همگان قرار می‌گیرند، به سبب ویژگی پر کاربرد بودن، در طول زمان ایجاد شده‌اند و همه ما نیز به طور روزمره از آن‌ها در زندگی شخصی خود نیز استفاده می‌نماییم. در تمام جوامع نیز این مفهوم وجود دارد؛ گو این‌که به زبان‌های مختلف بیان شوند. برخی مفاهیم مختص یک فرهنگ خاص می‌باشند و شاید تا کنون به زبان‌های دیگری ترجمه نشده باشند.

مفاهیم روزمره بخش عمده‌ای از مفاهیم مورد استفاده را حتی در پژوهش‌ها تشکیل می‌دهند. لیکن چالش اصلی هنگام مواجهه با مفاهییم جدیدی است که بعضاً تلاش دارند تا ایده‌های جدیدی را منتقل نمایند. در این خصوص می‌توان از زبان‌های دیگر و یا حوزه‌های دیگر علمی کمک گرفت. به طور مثال، مفهوم کشش (4) از فیزیک برداشت شده و در بازاریابی مورد استفاده قرار گرفته شده است تا مفهومی جدید در زمینه نحوه خرید مصرف‌کنندگان را تشریح نماید. به همین ترتیب مفاهیم فاصله (5) در رفتارشناسی و سرعت (6) در اقتصاد از علم فیزیک اقتباس گردیده‌اند.

چنین اقتباسی همواره در عمل کاربردی نبوده و در برخی موارد، محقق ناگزیر به تغییر دامنه شمول یک مفهوم  و یا استفاده از کلمات جدید برای تشریح آن می‌باشد. کلمه "مدل" (7) جزو دسته اول می باشد. حالت دوم نیز برای محققان حوزه‌های فیزیک و پزشکی کاربرد بیشتری دارد.

اهمیت مفاهیم در تحقیقات

مفاهیم جزو بنیان‌های تمامی تفکرات و ارتباطات می‌باشند و در صورت کم توجهی به اهمیت آن‌ها در تحقیق، چالش‌های حدی فرا رو خواهد بود. از این رو دقت و جامعیت آن‌ها بایستی همواره مد نظر یک پژوهش‌گر باشد. فرضیه‌ها نیز با استفاده از مفاهیم شکل می‌گیرند. جمع‌آوری، سنجش و اندازه‌گیری داده‌ها نیز تماماً مبتنی بر مفاهیم خواهند بود. در واقع موفقیت یک تحقیق بستگی به الف) شکل‌گیری دقیق مفهوم تحقیق و ب) میزان درک مفاهیم از سوی دیگران خواهد داشت. حتی اندازه‌گیری رفتارها که مفهومی مجرد می‌باشند نیز تنها از طریق تعیین مفاهیم امکان‌پذیر خواهد بود.

چالش اصلی در ارائه مفاهیمی است که دیگران نیز به طور دقیق آن‌ها را درک نمایند. به طور مثال، از پاسخ‌دهندگان سؤالی درباره جمع درآمد خانواده آن‌ها پرسیده می‌شود. با وجود آن‌که چنین مفهومی در مورد درآمد خانواده ممکن است در وهله نخست بسیار ساده فرض شود، لیکن ابهاماتی همچون موارد زیر نیز می‌توانند بروز نمایند: دروه زمانی این درآمد، مثلاً هفتگی، ماهانه یا سالیانه؛ قبل یا بعد از مالیات بر درآمد؛ فقط برای سرپرست خانوار یا تمامی اعضای آن؛ شامل فقط اقلام حقوق و دستمزد و یا تمامی اقلام شامل سود سپرده، بهره و سرمایه‌گذاری در سهام.

دشواری‌های استفاده از مفاهیم

استفاده از مفاهیم در عمل دشواری‌هایی را برای پژوهشگر فراهم می‌آورد. مهمترین این مشکلات در معانی متفاوتی است که افراد مختلف در ذیل یک عنوان ممکن است گردآورند. این دشواری آن قدر بزرگ است که در ارتباطات روزمره انسان‌ها نیز خودنمایی می‌نماید؛ به طروی که بعضاً افرادی مشاهده می‌شوند که با وجود آن‌که به زبان واحدی سخن می‌گویند، لیک امکان ارتباط با یکدیگر را ندارند. ممکن است همه ما درباره مفاهیمی همچون سگ، میز، لامپ، پول، کارمند و همسر توافق نظر داشته باشیم (آخرین مورد را شک دارم! – مترجم).  لیکن دستیابی به چنین اتفاق نظری در خصوص مفاهیمی همچون خانوار، مبادله خُرد، کاربر عادی، بدهکار و فروش دشوارتر به نظر می‌رسد. چنین چالشی در خصوص مفاهیمی همچون رهبری، انگیزش، شخصیت، جایگاه اجتماعی و سیاست‌های مالی با وجود آن‌که به طور متداول مورد استفاده قرار می‌گیرند، پررنگ‌تر نیز می‌باشد. به طور مثال، در مورد "شخصیت" (8) بیش از 400 مورد تعریف در ادبیات موضوعی ارائه شده است. با این وجود، محققان هنوز درباره ابعاد و جنبه‌های مختلف این مفهوم بحث و تبادل نظر می‌نمایند.

میزان عینیت یک مفهوم تا حدود زیادی بر چالش برانگیز بودن آن تأثیرگذار است، بدین ترتیب که شناخت مفاهیم مجرد بسیار دشوارتر از مفاهیمی است که دارای عینیت بیرونی می‌باشند. میز یک مفهوم عینی است و با مشاهده آن می‌توان مفهوم ورد نظر را در ذهن تداعی نمود. درک و به تصویر کشیدن یک مفهوم مجرد همچون شخصیت بسیار دشوار است. به این مفاهیم مجرد ساختار اطلاق می‌شود.

ساختارها

همان‌طور که در تحقیقات حوزه علوم اجتماعی نیز بیان می‌گردد، یک ساختار(9) تصویر و یا ایده‌ای است که برای پژوهش و یا به جهت ایجاد یک تئوری ارائه می‌گردد. ساختارها معمولاً از ترکیب برخی مفاهیم ساده‌تر تشکیل می‌گردند، خصوصاً در مواردی که انتقال مفاهیم یک پدیده به جهت مجرد بودن آن دشوارتر باشد. به طور مثال، "رضایتمندی مشتری" (10) نمونه‌ای از ساختارها می‌باشد.

مفاهیم و ساختارها به سادگی با یکدیگر به اشتباه گرفته می‌شوند. یک تحلیل‌گر منابع انسانی در یک شرکت معماری را در نظر بگیرید که نویسندگان حرفه‌ای را در استخدام خود دارد که دستورالعمل‌های استفاده از محصولات را برای مشتریان می‌نویسند. تحلیل‌گر مذکور در نظر دارد تا ویژگی‌های هر شغل را به منظور طراحی مجدد آن‌ها شناسایی نماید. وی می‌داند که شرح شغل یک نویسنده حرفه‌ای از سه جزء تشکیل شده است: "توانایی ارائه مطالب"، "مهارت‌های زبان" و "علاقه به کار". مطالعات وی ویژگی‌های دقیق‌تری را نیز مشخص نمود.

نمودار ذیل برخی از مفاهیم و ساختارهایی که این تحلیل‌گر با آن‌ها روبرو می‌باشد را بیان می‌دارد. مفاهیم درج شده در پایین‌ترین بخش تصویر("کیفیت نگارش"، "ایرادهای پیش‌نویس" و "سرعت تایپ") عینی‌ترین مفاهیم بوده و سنحش و اندازه‌گیری آن‌ها نیز به نسبت سایرین آسان‌تر است. به طور مثال، تحلیل‌گر می‌تواند سرعت تایپ را مشاده نموده و یا حتی از معیارهای متداول موجود برای سرعت تایپ نیز استفاده نماید. مفهوم "سرعت تایپ" یکی از مفاهیمی است که مجتمعاً با یکدیگر ساختاری را تحت عنوان "توانایی ارائه مطالب" تشکیل داده‌اند. "توانایی ارائه مطالب" کیفیتی است که ذاتاً وجود خارجی نداشته و ساختاری است که توسط محقق به وجود آمده و از آن بدین جهت استفاده می‌شود که ایده کلی حاصل از آمیختن سه مفهوم ذیل آن را به مخاطب القاء نماید. تحلیل‌گر از این مفهوم به جهت نام‌گذاری مجموعه مفاهیمی که شکل دهنده آن ساختار می‌باشند، استفاده نموده است.

مفاهیم بیان شده در سطح دوم تصویر شامل "دایره لغات"، "دستور زبان" و "صحت املاء" می‌باشد. تحلیل‌گر بر این باور بوده است که این سه مفهوم با یکدیگر مرتبط بوده و لذا، ساختاری را تشکیل داده‌اند که تحلیل‌گر آن‌را "مهارت‌های زبان" نام‌گذاری نموده است؛ چرا که این سه مفهوم با یکدیگر تسلط نویسنده بر زبان را برای شرح شغل مورد نظر فراهم می‌آورند. مهارت‌های زبان از آن جهت در سطح بالاتری از انتزاعی بودن قرار گرفته است که سنجش عینی دو مفهوم تشکیل دهنده آن (شامل "دایره لغات" و "دستور زبان") به نسبت پیچیده‌تر می باشد.

تحلیل‌گر هنوز نتوانسته است که ساختار آخر "علاقه به کار" را مورد سنجش قرار دهد. این ساختار حداقل امکان مشاهده و حداکثر دشواری برای سنجش را دارا می باشد. به نظر می‌رسد که این ساختار از مفاهیم متعددی تشکیل شده باشد که بسیاری از آن‌ها نیز انتزاعی می‌باشند. محققان غالباً به این موجودیت‌ها "ساختارهای فرضی" (11) می‌گویند؛ چرا که این موارد تنها از داده‌ها استخراج شده و تنها پس از آزموده شدن، امکان تأیید آن‌ها وجود دارد.

 تعاریف

سردرگمی در خصوص تعریف مفاهیم می‌تواند ارزش یک مطالعه علمی را به طور کلی از بین برد. در صورتی که لغات دارای مفاهیم و کاربردهای مختلفی برای افراد درگیر در آن باشد، ارتباط بین این افراد دشوار خواهد بود. ارائه تعاریف یکی از راه‌های کاهش چنین چالشی است.

محقق بایستی با دو دسته از تعاریف دست و پنجه نرم نماید: تعاریف کتاب لغات و تعاریف عملیاتی. در کتاب لغات معمولاً مفاهیم با استفاده از کلمات مترادف تعریف می‌گردند. چنین تعریفی ممکن است برای امور روزمره مفید واقع گردد، لیکن برای اجرای پژوهش غالباً کاربردی نخواهد بود. از آن‌جایی که محقق در نظر دارد مفاهیم و ساختارها را مورد اندازه‌گیری و سنجش قرار دهد، نیازمند تعاریفی دقیق‌تر و جامع‌تر خواهد بود.

تعاریف عملیاتی

یک تعریف عملیاتی به طور دقیق معیارهای سنجش و یا اندازه‌گیری را بیان می‌دارد؛ به طوری که محقق بایستی بر اساس آن قادر به شمارش و یا اندازه‌گیری موضوع تعریف بوده و یا به ترتیبی با استفاده از حواس پنج‌گانه خود، شناخت کافی را از موضوع تعریف کسب نماید. موضوع تعریف چه کاملاً مادی (مانند ماشین‌آلات کاری) و یا کاملاً مجرد (مثل انگیزش موفقیت) باشد، تعریف بایستی به طور دقیق موضوع مورد نظر را تعریف نموده و ویژگی‌های آن را بر شمارد. ویژگی‌ها و فرآیندها در تعریف بایستی آن‌چنان دقیق باشد که هر شخصی که آن را مطالعه می‌کند، بتواند برداشت یکسانی از آن داشته باشد. همچنین تعاریف عملیاتی ارائه شده از یک پدیده واحد حسب مورد استفاده و نحوه سنجش آن‌ها می‌توانند متفاوت باشند.

تصور کنید محققی در نظر دارد میزان "تعهد سازمانی" (12) را اندازه‌گیری نماید. ممکن است شما در درون خود درکی از این مفهوم داشته باشید، لیکن اندازه‌گیری آن درمیان کارکنان امری دشوار خواهد بود. در این راستا، لازم است که مقیاسی برای تعهد طراحی شده و یا از مقیاس طراحی شده توسط پژوهشگری دیگر استفاده شود. این مقیاس به طور عملیاتی این متغیر را تعریف خواهد نمود.

با وجود آن‌که تعاریف عملیاتی لازمه‌ای اساسی در تحقیقات می‌باشند، لیکن مخاطراتی نیز در استفاده از آن‌ها متصور است. خطری که همواره در کمین است، تصور یکسان بودن مفهوم و تعریف عملیاتی می‌باشد. در برخی موارد فراموش می‌شود که تعریف تنها شناختی محدود از یک مفهوم و یا ساختار را ارائه می‌نماید. لذا تعریف عملیاتی در یک تحقیق کاملاً بر موضوع و جنبه خاص آن تأکید داشته و شخص دیگری می‌تواند با دیدگاه و زاویه دید خاص خود نسبت به آن موضوع، تعریف عملیاتی دیگری را ارائه نماید.هنگامی که اندازه‌گیری بر اساس معیارهای مورد نظر دو تعریف مختلف با هم دارای همبستگی بالایی باشند، این همبستگی دلالت بر آن دارد که هر دو تعریف به طور قابل قبولی مفهوم واحدی را اندازه‌گیری می‌نمایند. دشواری‌های تعاریف عملیاتی در هنگام مواجهه با ساختارها خود را بیش از پیش نشان می‌دهد. جنبه‌های بیرونی ساختارها بسیار کمتر است، از این رو، اطمینان یافتن از آن‌که یک تعریف واقعاً آن‌چه که محقق به دنبال آن است اندازه‌گیری می‌نماید، را تا حدود زیادی دشوار خواهد نمود.

متغیرها

پژوهشگران در دو سطح تئوریک و عملی فعالیت می‌نمایند. در سطح تئوریک، بایستی بدواً ساختارها شناسایی شده و ارتباط آن‌ها با تئوری‌ها و گزاره‌ها تبیین گردد که در این سطح، امکان مشاهده ساختارها وجود نخواهد داشت. در سطح عملیاتی، تبدیل گزاره‌ها به تئوری و آزمون آن‌ها مد نظر است که در طی آن، محقق بایستی با متغیرها سر و کار داشته باشد. در عمل، عبارت "متغیر" (13) به عنوان کلمه‌ای مترادف برای ساختارهایی به کار می‌رود که مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. لذا متغیر نمادی از آن ساختار است که به آن مقادیر و یا اعداد نسبت داده می‌شوند.

مقادیر عددی نسبت داده شده به یک متغیر بر مبنای ویژگی‌های آن می‌باشد. به طور مثال، برخی متغیرها که به آن‌ها متغیرهای دوگانه (14) گفته می‌شود، تنها می‌توانند دو مقدار را دریافت نمایند که وجود یا عدم وجود آن موجودیت را نمایان می‌کنند. شاغل یا بیکار؛ 0 یا 1. همچنین متغیرها می‌توانند مقادیری در خصوص اطلاعات جمعیتی همچون نژاد یا مذهب را نیز در خود جای دهند. اطلاعات حاصل از چنین متغیرهایی، اطلاعات گسسته (15) خواهد بود. در مقابل، متغیرهایی همچون درآمد یا سن داده‌های پیوسته هستند.

متغیرهای مستقل و وابسته

محققان به شناسایی روابط بین متغیرها علاقه‌مند می‌باشند. به طور مثال، آیا یک روش مدیریتی (متغیر مستقل) بر رضایتمندی شغلی کارکنان (متغیر وابسته) تأثیرگذار است؟ ضروری است به یاد داشته باشید که یک متغیر می‌تواند بر حسب گزاره ارائه شده نقش مستقل و یا وابسته را ایفا نماید.

متغیرهای تعدیل کننده

در هر رابطه‌ای، حداقل یک متغیر مستقل (IV) و یک متغیر وابسته (DV) وجود دارد. غالباً این‌گونه فرض می‌شود که IV به نوعی موجب DV می‌گردد. در رابطه‌های ساده، تمامی متغیرهای دیگر کنترلی محسوب شده و از آن‌ها صرف‌نظر می‌گردد.

در شرایط واقعی مطالعه، چنین رابطه ساده و یک به یکی به سختی حاصل شده و یا بایستی آن را به جهت تأثیر سایر متغیرها تعدیل نمود. یک متغیر تعدیل کننده (16) متغیر مستقل دومی است که در تحقیق وارد می‌شود تا تأثیر آن بر رابطه DV-IV مورد بررسی قرار گیرد.

به طور مثال: ارائه طرح چهار روز کاری در هفته (IV) موجب بهره‌وری بیشتر کارکنان (DV)، خصوصاً در میان کارکنان جوان (MV) می‌شود.

متغیرهای کنترل

تقریباً تعداد بیشماری متغیرهای کنترلی (17) وجود دارند که می‌توانند بر تحقیق تأثیرگذار باشند. برخی از این متغیرها را می‌توان متغیرهای مستقل و یا تعدیل‌کننده قلمداد نمود؛ لیکن بسیاری از آن‌ها از دایره شمول مطالعه خارج می‌شوند. خوشبختانه بسیاری از این متغیرها برای شرایط تحقیق تأثیرگذاری خاصی نخواهند داشت و به سهولت قابل اغماض می‌باشند. در تحقیقات با ورود متغیرهای کنترل، رابطه IV-DV با مفروضات جدیدی مواجه شده و مطالعه دارای جهت‌دهی خاصی خواهد گردید.

متغیرهای مداخله‌گر

در یک رابطه علی، متغیرها بایستی به طور مشخص تعریف و شرایط آن‌ها مشخص شده باشد. می‌توان این متغیرها را مشاهده نموده و یا شمارش کرد. لیکن در برخی موارد با توصیفات ارائه شده از سوی یک متغیر، پژوهشگر رضایت کافی را نمی‌یابد. از این رو، متغیرهای مداخله‌گر (18) به عنوان عواملی که به صورت تئوریک پدیده مورد مشاهده را تحت تأثیر قرار می‌دهند، وارد پژوهش می‌گردند. این متغیرها قابل مشاهده، دستکاری و یا اندازه‌گیری نمی‌باشند. تأثیر این متغیرها بایستی از نحوه تغییر در متغیرهای مستقل و یا تعدیل کننده بر روی پدیده مورد مشاهده تعیین گردد.

گزاره‌ها و فرضیه‌ها

در ادبیات تحقیق، درباره تعریف عبارت گزاره (19) و فرضیه (20) اتفاق نظر وجود ندارد. گزاره به عنوان عبارتی در مورد مفاهیم تعریف می‌گردد که ممکن است در صورت اطلاق آن به یک پدیده صحیح و یا غلط باشد. هنگامی که یک گزاره برای آزمون علمی به نحو قابل قبولی ارائه می‌گردد، به آن فرضیه می‌گویند.

فرضیه‌ها همچنین به عنوان متغیرهایی هستند که بر اساس آن‌ها می‌توان متغیرها را به "موضوعات" نسبت داد. "موضوعات" در این موقعیت، به معنی موجودیت و یا چیزی است که درباره آن صحبت می‌شود. متغیرها نیز ویژگی‌ها و خصوصیات آن را ارائه می‌نمایند. به طور مثال می‌توان فرضیه زیر را مطرح نمود:

مدیرعامل شرکت آقای جونز (موضوع)  دارای انگیزش کاری بیش از میانگین می‌باشد (متغیر).

در صورتی که موضوع بررسی ما بیش از یک موضوع را در بر گیرد، بایستی به آن عمومیت (21) بخشید. به طور مثال:

مدیران اجرایی شرکت الف (موضوع) دارای انگیزش کاری بیش از میانگین می‌باشد (متغیر).

 

(1) Hawthorne

(2) Contextual Variables

(3) Concept

(4) Gravitation

(5) Distance

(6) Velocity

(7) Model

(8) Personality

(9) Construct

(10) Customer Satisfaction

(11) Hypothetical Constructs

(12) Organizational Commitment

(13) Variable

(14) Dichotomous

(15) Discrete

(16)  Moderating Variables

(17) Extraneous Variables

(18) Intervening Variables

(19) Proposition

(20) Hypothesis

(21) Generalization

 

فرضیه توصیفی :

هردو فرضیه بالا نمونه هایی از فرضیه توصیفی می باشند و گزاره هایی می باشند که وجود ، اندازه ، شکل یا توزیع برخی از متغیرها را بیان می دارند . برای مثال:

در دیترویت ( موضوع ) نرخ بیکاری فصلی تعدیل شده در اکتبر (متغیر ) ، 3.7 درصد نیروهای کار است .

شهرهای آمریکایی ( موضوع ) دچار مشکلات بودجه ای هستند ( متغیر )

هشتاد درصد سهامداران شرکت Z ( موضوع) علاقمند به افزایش سود تقسیمی می باشند ( متغیر )

هفتاد درصد تحصیل کنندگان مرد در سطح دبیرستان ( موضوع ) به کاوش جهت یافتن قطعات قابل بازیافت فلزی در توپ اندازی ارتش می پردازند ( متغیر)

محققان اغلب بجای استفاده از فرضیه توصیفی از سوال تحقیق استفاده می کنند . بنابراین به جای فرضیه های بالا می توان سوالات زیر را مطرح کرد:

نرخ بیکاری در دیترویت چقدر است ؟

آیا شهرهای آمریکایی با کمبود بودجه مواجه اند ؟

آیا سهامداران شرکت Z  علاقمند به افزایش سود تقسیمی هستند ؟

آیا اغلب تحصیل کردگان مرد در مقطع دبیرستان به کاوش جهت یافتن قطعات قابل بازیافت فلزی در  توپ اندازی ارتش می پردازند ؟

هر دو شکل قابل قبول است اما فرضیه توصیفی دارای مزایایی می باشد :

به محققان امکان شکل دهی به تفکر در مورد روابط احتمالی موجود را می دهد.

به آنها امکان تفکر در مورد یافته های منجر به رد یا قبول ادعا را می دهد.

برای اندازه گیری و آزمایش اهمیت آماری مفید می باشد.

 

فرضیه نسبی :

سوال ( مساله ) تحقیق کمتر در شرایط وجود فرضیه نسبی مورد استفاده قرار می گیرد .  اینها عباراتی هستند که رابطه میان 2 متغیررا  با توجه به شرایطی مورد بررسی قرار می دهند . برمثال : " ماشینهای خارجی ( متغیر ) از نظر مصرف کنندگان آمریکایی ( موضوع ) دارای کیفیت بهتری ( متغیر ) از ماشینهای داخلی هستند " در این مثال ماهیت ارتباط میان 2 متغیر ( کشور مبدا و کیفیت ) مشخص نشده است . آیا ( اشاراتی مبنی بر رخ دادن متغیرها در ارتباط با قابلیت پیش بینی و یا مسئولیت یک متغیر در قبال متغیر دیگر وجود دارد ؟ تغبیر اول  ( ارتباط نامشخص) بیانگر یک ارتباط همبستگی و دومی ( ارتباط قابل پیش بینی ) بیانگر رابطه توضیحی یا اتفاقی است .

 

 

 

فرضیه همبستگی :

صرفاً بیانگر این مطلب است که متغیرها در شرایط ویژه ای با یکدیگر اتفاق می افتند بدون اینکه یکی منجر به

دیگری شود . چنین ادعاهای ضعیفی زمانی اتفاق می افتد که بر وجود برخی نیروهای تصادفی تاثیر گذار بر هر 2 متغیر ایمان داریم یا شواهدکافی برای ایجاد ارتباط قوی تر در ادعا خود نداریم . سه مثال از این فرضیه ها به قرار زیر است :

چرخکارهای جوان ( زیر 35 سال ) بهره وری کمتری از چرخکارهای 35 سال و بالاتر دارند . طول لبه کت بانوان بطور مستقیم با سطح چرخه تجاری در ارتباط است .

مردم آتلانتا امتیاز بالاتری نسبت به مردم سنت لونیس به رئیس جمهور می دهند.

بادر نظر گرفتن آنها بعنوان فرضیه همبستگی ادعایی در این باره که یکی منجر به تغییرات دیگری یا ایجاد ارزش متفاوت می شود ، نداریم با این وجود محققان دیگر ممکن است یک یا 2 عدد از این فرضیات را بعنوان منعکس کننده رابطه علت و معلومی برشمارند.

فرضیه توضیحی (علّی) بیانگر این مطلب است که وجود یا تغییر یک متغیر منجر به تغییر متغیر دیگر می شود. همانطور که بیشتر نیز گفته شد، متغیر علّی ، متغیر مستقل (IV) نامیده می شود و دیگری متغیر واسه ( DV ) است. علت به معنی کمک به رخداد است بنابراین IV تنها دلیل موجود برای وجود یا تغییر در DV نیست . چهار مثال از این نوع فرضیات به قرار زیر است :

افزایش درآمد خانوار (IV) منجر به افزایش پس انداز می شود ( DV )

ارائه مشکلات صنعت در سازمان (IV) منجر به نگرش مثبت (DV) کارگران تولید نسبت به سازمان می شود .

وفاداری به یک فروشگاه زنجیره ای (IV) منجر به افزایش احتمال خرید مارک های خصوصی (DV ) پشتیبانی شده توسط آن فروشگاه می شود .

افزایش قیمت سیم های مس اسقاطی (IV) منجر به افزایش و کاوش در زباله های نظامی (DV ) می شود .

برای مطرح سازی یا تفسیر این فرضیه ، محقق بایستی جهت تاثیر را در نظر بگیرد . در بسیاری موارد  جهت گیری از طبیعت متغیرها قابل درک است . بنابراین ، فرض افزایش پس انداز خانوار بدلیل افزایش درآمد محتمل از کم شدن پس انداز است . این مطلب در مورد مثال چهارم نیز مصداق دارد . گاهی توانایی تعیین جهت تاثیر بر نحوه چیدمان محقق وابسته است. در فرضیه نگرش کارکنان در صورتی که به دنبال افشاگری، سریعاً اندازه گیری نگرش صورت گیرد جهت تاثیر مشخص است . در صورتی که هر 2 اطلاعات دریک زمان جمع آوری شود محقق به توجه این مطلب می پردازد که نگرش های مختلف منجر به درک یا عدم درک انتخابی پیغام های ناشی از افشاگری شده اند .

وفاداری به فروشگاه و خرید مارک های آن بایکدیگر وابستگی متقابل دارند . وفاداری به فروشگاه منجر به افزایش احتمال خرید مار های مختص به آن فروشگاه می شود اما رضایت از این مارک ها نیز منجر به وفاداری بیشتر به فروشگاه می شود.

 

نقش فرضیات :

در تحقیق ، فرضیات دارای چند عملکرد مهم هستند :

-        به مطالعه جهت می دهد.

-        حقایق مربوط یا غیر مربوط را معین می سازد.

-        بهترین شکل طرح تحقیق را پیشنهاد می دهد.

-        چارچوبی برای سازماندهی نتایج ارائه می دهند.

مشکل متداول در تحقیق و فور اطلاعات جالب است مگر در صورتی که محقق محدودیتهایی از طریق افزودن برخی عناصر بوجود بیاورد ، مطالعه ممکن است با اطلاعات جزئی که پاسخ سوالات اصلی مطرح شده توسط مدیران نیستند کم ارزش شود . در صورتی که فرضیه جدی گرفته شود آنچه را که باید و نباید مورد مطالعه قرار گیرد را محدود می سازد.

برای در نظر گرفتن نقش فرضیات در تعیین جهت تحقیق فرض کنید.

همسران( زنان و شوهران )در مورد درک خود در مورد نقش نسبی در تصمیمات خرید دارای توافق هستند.

فرضیه تعیین می کند که چه کسانی بایستی مورد مطالعه قرار گیرند ( زوجهای ازدواج کرده ) ، در چه شرایطی بایستی مطالعه شوند ( تصمیم مصرف کننده ) و چه چیزی باید مطالعه قرار گیرد ( درک در مورد نقش شان ) .

ماهیت این فرضیه و عبارت به این مطلب اشاره دارد که بهترین طرح تحقیق ، مطالعه بر مبنای ارتباطات است یک پیمایش یا مصاحبه . در این  حالت ابزار عملی دیگری برای تعیین ادراک افراد وجود ندارد . بعلاوه ، در اینجا تنها به دنبال نقش فرضی در شرایط تصمیم گیری مصرف یا خرید هستیم بنابراین در مطالعه به دنبال    جمع آوری اطلاعات دیگری در مورد سایر نقشها زوجین نیستیم . انعکاسات مربوط به این فرضیه ممکن است این مساله را آشکار کند که زوجین در مورد ادراک خود دارای تفاوت هستند که این تفاوتها در قالب متغیر های دیگری از قبیل سن ، کلاس اجتماعی ، پیشینه ، تفاوتهای شخصیتی ، و عوامل دیگر غیر مربوط به تفاوتهای جنسیتی ، توضیح داده شود.

فرضیه خوب چیست ؟ فرضیه خوب دارای 3 شرط است .

-        مناسب بودن هدف .

-        قابل آزمایش بودن .

-        بهتر رقبایش باشد.

برای فرضیه توصیفی ، مکفی بودن هدف به معنی بیان روشن شرایط ، اندازه ، توزیع برخی متغیرهای دارای ارزش معنی دار برای وظیفه تحقیق است . در تئوری توضیحی ، بایستی به توضیح حقایق مورد نیاز بپردازد . استفاده از فرضیه در کنار سایر تعمیمات شناخته شده و مورد قبول منجر به درک شرایط اصلی مساله می شود.

فرضیه قابل آزمایش است در صورتی که دارای شرایط زیر باشد :

نیازمند تکنیکهای غیر قابل دسترس با شرایط جاری نباشد.

نیازمند توضیحات مخالف با حقوق فیزیکی و روانی نباشد.

نتایج و انحراف آن قابل استخراج از آزمایشات اهداف باشد.

نمودار 6-2 چک لیست توسعه فرضیه قوی

معیار

تفسیر

کفایت هدف

-آیا فرضیه شرایط اصلی مسأله را آشکار می سازد ؟

- آیا فرضیه به طور واضح حقایق مناسب و غیر مناسب را تعیین می سازد؟

- آیا فرضیه بطور روشن شرایط ، اندازه ، یا توزیع برخی متغیرها بصورت دارای ارزش                معنی دار برای مساله تحقیق است ؟( توصیفی )

- آیا فرضیه حقایق مورد نیاز را مطرح می سازد ؟( توضیحی )

- آیا فرضیه بهترین طرح تحقیق را پیشنهاد می کند ؟

- آیا فرضیه چارچوبی برای سازماندهی نتایج فراهم می سازد؟

قابل آزمایش

 

-آیا فرضیه دارای تکنیک های قابل قبول است ؟

- آیا فرضیه نیازمند توضیح پذیرفتنی از لحاظ قانونی است ؟

- آیا فرضیه نتایج و انحرافات قابل استخراج از اهداف تحقیق را آشکار می سازد؟

- آیافرضیه ساده است و نیازمند شرایط یا فرضیات اندکی است؟

بهتراز رقبا

- آیا فرضیه توضیحی بهتر از رقبا می دهد؟

- آیا فرضیه تنوع و دامنه بزرگتری از حقایق نسبت به رقبا ارئه می دهد؟

- آیا فرضیه قضاوت قابل قبولی ارائه می دهد؟

عمو ماً ، یک فرضیه بهتراز رقبا است اگر

- دارای دامنه وسیع تری باشد.

- حقایق بیشتری را آشکار سازد.

- تنوع بیشتری از حقایق را توضیح دهد.

- ساده باشد ،نیازمند شرایط  و فرضیات ساده ای باشد.

تئوری:

فرضیه نقش مهمی در توسعه تئوری دارد. درحالی که توسعه تئوری در گذشته دارای نقش مهمی در تحقیقات تجاری نبوده است، امروزه اهمیت خاصی یافته است.

فرد ناآشنا با تحقیق عبارت تئوری را به عنوان متضاد حقیقت تعریف می کند.به فرض فردی می شنود که پرفسور X بشدت تئوری محور است . مدیران کمتر احتیاج به تئوری دارند یا کاری به دلیل تئوری مدار بودن عملی نیست . این تصویر غلطی از ارتباط میان تئوری و حقیقت نزد محقق است .

زمانی به شدت تئوری گرا هستید که مبنای توضیح و تصمیمات شما، شرایط ضمنی نباشد.

این مساله ، تضاد حقیقت و تئوری را ثابت نمی کند. واقعیت این است که حقیقت و متواری برای یکدیگر دارای ارزشمند توانایی ، برای اتخاذ تصمیمات منطقی و توسعه دانش علمی ، به نسبت درجه ترکیب حقیقت و تئوری سنجیده می شود.

ما همگی بر مبنای تئوری های خود عمل می کند . تئوری ها تصمیم های مربوط به متغیرها و ارتباط میان آنهاست .

برای مثال – در اواسط روز متوجه تاریک شدن هوای بیرون ، ابرهای تیره از غرب ، وزش نسیم و خنک شدن دمای هوا می شویم . آیا درک شما از ارتباط میان این متغیرها ( متواری آب و هوا ) منجر به پیش بینی احتمال بارش در آینده کوتاه می شود ؟

شرایطی را در نظر بگیرید که از شما خواسته می شود و از 2 نفر برای ترفیع به سمت مدیر بخش مصاحبه کنید . آیا تئوری در مورد خصوصیات مورد نیاز چنین فردی دارید ؟ فرض کنید که با خانم الف مصاحبه می کنید و او با سوالات شما بسیار خوب ، روشن و ظاهراً صادقانه پاسخ می دهد . همچنین در مورد دیدگاههای خود برایبهبود عملکرد بخش بصورت مفصل توضیح می دهد. از سوی دیگر خانم ب، در مورد  بیان نظرات خود   بی میل است و تمایلی به ارائه نظرات خود در مورد بهبود عملکرد ندارد و به سوالات بصورت در " هرچه مدیریت عامل بگوید " جواب می دهد و صداقت و تفصیل کمتری در صحبتهایش به چشم می خورد. به احتمال زیاد بر مبنای ترکیب مفاهیم ، تعاریف و پیشنهادات ارائه شده در تئوری اثربخش مدیران فرد الف را    بر می گزینید. این تئوری ممکن است به دلیل در نظر نگرفتن برخی متغیرها خیلی خوب نباشد اما نشان دهنده استفاده از تئوری بعنوان راهنمای تصمیمات ، پیش بینی ها و توضیحات است.

تئوری گروه سیستماتیک از مفاهیم ، تعاریف و پیشنهادات وابسته به یکدیگر است که برای توضیح و پیش بینی پدیده ها( حقایق ) به کار می رود . با این تعاریف تئوری های زیادی بطور پیوسته برای تعاریف آنچه اطراف ماست به کار برده می شود. به اندازه ای که تئوری عمیق و مناسب برای موقعیت است ، در توضیحات و      پیش بینی های خود موفق هستیم . بنابراین همگامی که یک تئوری و دسته ای از حقایق با یکدیگر تناسب نداشته باشند به معنی تضاد آنها نیست . چالش ما ایجاد تئوری سبز و هنرمندانه تر برای ایجاد تناسب میان تئوری و حقیقت است .

تفاوت تئوری از فرضیه نیز ممکن است منجر سردرگمی شود . در این کتاب فرض می شود تفاوت پس این 2 در درجه پیچیدگی و انتزاع است . عموماً تئوری پیچیده تر ، انتزاعی است و شامل چند متغیر می باشد . ازسوی دیگر فرضیه تمایل به سادگی محدودیت متغیرها دارد.

تئوری و تحقیق

شناخت ارزش تئوری دارای اهمیت ویژه ای برای محققین است . تئوری در موارد زیادی به ما کمک می کند :

-        تئوری دامنه حقایق مورد نیاز جهت نطالعه را محدود می سازد.

-        تئوری نشانگر روش تحقیقی است که منجر به کسب بهترین نتایج می شود.

-        تئوری محققین سیستمی را پیشنهاد می کند که دسته بندی داده ها بصورت معنادار را ممکن می سازد.

-        تئوری به تلخیص دانسته های مربوط به هدف تحقیق پرداخته و یگانگی مشاعدات را بیان می کند.

-        برای پیش بینی حقایق دیگر مورد نیاز به کار می رود.

مدل ها : عبارت مدل در میان تمامی فیلدهای تجارت وجود دارد و توافق کمی در مورد معنی آن وجود دارد . این ممکن است بدلیل عملکردها ، ساختارها، و انواع مختلف موجود مدل باشد . با این وجود حداکثر تعاریف بر این عقیده اند مدل ها از طریق قیاس و تمثیل به ارائه یک پدیده می پردازند . یک مدل بعنوان ارائه سیستمی برای مطالعه برخی جنبه های یک سیستم یا کلیت سیستم تعریف می شود.

مدل با تئوری در این جنبه تفاوت دارد که تئوری دارای نقش توضیحی و مدل دارای نقش بیانی و ارائه ای است.

ایده ها مختلف در مورد پذیرش محصول از طریق مدلهای جامعه شناسی روستایی قابل پیگیری است . این مدلها به بیان چگونگی اشاعه اطلاعات و ابتکارات در جوامع و فرهنگها از طریق شروع رهبران تصمیم می پردازند. مدلها ممکن است برای اهداف کاربردی یا به شدت کاربردی مورد استفاده قرار گیرد. تقریباً همه با مدلهای صف برای خدمات آشنا هستند . بانکها ، دفاتر پست ، واحدهای پاسخگوئی تلفنی ، یا ایستگاههای امنیتی فرودگاه به مشتریان در ایستگاههای مختلف با شروع از یک خط واحد سرویس ارائه می دهند . مدلهای دیگر خطوط مونتاژ ، حمل و نقل و موجودی در تلاش برای حل سریع نیازهای عملی می باشند . مدلی برای پیشبرد و تئوری کیفیت زندگی ، می تواند رفتار کارکنان را در شرایط کار انعطاف پذیر ، کار نیموقت ، تسهیم کار و هفته کاری فشرده تحت تاثیر قرار دهد.

تشریح ، توضیح و شبیه سازی 3 عملکرد اصلی مدلسازی هستند. هرکدام از این هارا برای ساخت تئوری تحقیق کاربردی مفیدی باشند.

مدلهای تشریحی : رفتار عناصر در یک سیستم داد و زمان نقص یا عدم وجود تئوری توضیح می دهد.

مدلهای توضیحی : کاربرد تئوری ها را بیان کرده یا درک از مفاهیم کلیدی را بهبود می بخشد.

مدلهای شبیه سازی: روابط ساختاری مفاهیم را بیان کرده و در تلاش برای افشای فرآیند ارتباطی میان آنهاست .

ایستایی: سیستم را در یک نقطه زمانی نمایان می سازد.

پویایی : تکامل سیستم در زمان را نمایان می سازد.

مدلهای شبیه سازی مونت کارلو مثالهایی از شبیه سازهای ایستا هستند. آنها فرآیندهای احتمالی رابا استفاده از اعداد تصادفی شبیه سازی می کنند. توضیح مجدد سهم بازار ، تغییر از یک مارک به مارک تجاری دیگر و پیش بینی ارزش آتی مثالهایی از سودمندی های مدلهای دینامیک است.

خلاصه :

1-   روش تفکر فیلترهای برای تعیین دیدگاه و درک ما از حقیقت است .آنها بر آنچه بعنوان حقیقت قبول داریم تاثیر گذاشته و نشاندهنده میزان دقت ما در آزمایش اطلاعات دریافتی قبل از تائید آن است. هرچند روش علمی ابزار مقدم برای اطمینان یافتن در مورد اطلاعات است . تنها منبع حقیقت نمی باشد. روشهای دیگر تفکر تاثیر کاربردی و واضحی بررشته های تجاری داشته و توافق خود در ساخت تئوری و حل مساله در این زمینه ها را نمایان می سازد .

تحقیق علمی در فرآیند دخالت وجود دارد . این فرآیند برای توسعه و آزمایش پیشنهادات مختلف از طریق تحرک و تفکر انعکاس بکار می رود . تفکر انعکاس شامل استنتاج و نتیجه گیری متوالی برای توضیح یک روش پیچیده است . در عرض ، فرضیه برای نتیجه گیری در مورد حقایق آتی قابل یافت برای تائید یا انکار حقیقت فرضیه به کار می رود . محققان به انجام علم ( در مقایسه با الهام از طریق کشف یا نگرش علمی ) بعنوان فرآیند منظم که استنتاج ، قیاس ، مشاهده و تست فرضیه را به صورت یک گروه فعالیتهای تفکر انعکاسی، می پردازند.

هرچند روش علمی شامل مراحل مستقل یا متوالی نیست ، فرآیند حل مساله که آشکار می سازد ...... در مورد روش تحقیق ارائه می دهد.

2-   روش علمی و تفکر علمی برمبنای مفاهیم ، نشانه هایی که به مجموعه ای از معانی که با دیگران تقسیم می کنیم بنیان شده اند. ما مفاهیم را برای تفکر و برقراری ارتباط در مورد مفاهیم انتزاعی به کار       می بریم . همچنین سطح بالاتری از مفاهیم و ساختارها را برای ارائه توضیحات خاص علمی که قابل مشاهده نیستند استفاده می کنیم . مفاهیم ، ساختارها و متغیرها ممکن است به صورت عملی یا توضیحی تعریف شوند. تعاریف عملیاتی که در تحقیق ضروری هستند ، به تعیین اطلاعات مورد نیاز و نحوه جمع آوری آنها می پردازد . به علاوه بایستی دید مناسبی در مورد مساله تحقیق داشته باشد.

3-   مفاهیم و ساختارها در مرحله تئوریکی و ..... در مرحله تجربه استفاده می شوند. متغیرها دارای ارزشهای عددی یا سایر ارزشها برای آزمایش و اندازه گیری هستند. آنها ممکن است به صورت توضیحی ( مستقل – وابسته و یا میانجی ) ، تصادفی و یا مداخله کننده باشند.

پیشنهادات دارای اهمیت ویژه ای در تحقیق هستند زیرا برای ارزیابی حقیقت و درک اشتباهات در ارتباطات میان پدیده های قابل مشاهده بکار رود. هنگام استفاده از پیشنهاد در مرحله آزمایش به طرح فرضیه می پردازیم . فرضیه ارتباط میان متغیرها را توضیح می دهد. فرضیه خوب در مورد ادعا توضیح داده قابل آزمایش است دارای دامنه ، اهمیت و سادگی بیشتر از رقبا می باشد.

گروه مفاهیم تعاریف و پیشنهادات وابسته هم برای توضیح یا پیش بینی پدیده هایی به نام تئوری بکار می رود. مدلها از تئوری در اینها قضیه متفاوتند که مدلها نماینده هایی از جنبه هایی از سیستم یا کلیت سیستم هستند. مدلها برای توصیف ، تشریح یا شبیه سازی بکار می روند.

 

 

 

کلیات درس روش تحقیق  توسط دکتر احمدعلی یزدان پناه

معرفت شناسی (روش شناسی علمی )

۱-هدف :توانایی در بررسی عمیق وجامع مشکلات عمومی وارائه راه حل برای آن ها

۲-نقش مفاهیم وارزش ها در روش علمی وکاربردی

۳--جایگاه تحقیق وپژوهش  در تئوری سازی

در تئوری سازی ابتدا مشاهده صورت می گیرد ،سپس فرضیه سازی وبعد ازآن به سمت مدل سازی (فرضیات جزئی ) پیش می رویم وسپس تئوری شکل می گیرد.

۴-طراحی وتوسعه مدل های نظری وتحلیلی برای تجربه وآزمایش الگوها

۵-ارائه وبررسی طرح های مختلف ،تحقیق وتجزیه مسائل مدیریتی

۶-طرح وشکل گیری استراتژی ها برای انجام تحقیقات در حوزه حسابداری

۷-دستیابی به شیوه های علمی

۸-آماده کردن دانشجویان برای طراحی واجرای تحقیقات گسترده جهت کنکاش عمیق ،نقادانه مشکلات عمومی حسابداری

بعد از ساخته شدن تئوری قانون شکل می گیرد ،در علوم انسانی به دلیل کیفی بودن متغیر ها ،شکل گیری قانون بسیار مشکل است.بنابراین در علوم انسانی فقط با فرضیات ونظریه ها روبرو هستیم .

در علوم انسانی باید تحقیقات کمی وکیفی ترکیب شوند تا قدرت تشخیص وارایه نظریه را پیدا کنند

بهترین تحقیق با ۵ متغیر شکل میگیرد ،بنابراین با تشکیل جدول بالا  متغیر های تحقیقات را بررسی کرده و۵ متغیر جدید تولید میکنیم .بهترین محقق کسی است که مساله آفرین باشد.

سپس با استفاده از کلید واژه های جدید  عنوانی را برای تحقیق خود انتخاب می کنید.

تئوری مفهوم سازی :

تئوری مفهوم سازی بنیادین و استقراء

دوستان عزیز حتماً حضور ذهن دارند که در جلسه گذشته کلاس روش تحقیق موضوعی تحت عنوان "تئوری مفهوم سازی بنیادین" توسط جناب آقای دکتر یزدان پناه مطرح گردیده و فایل مفیدی نیز در این خصوص در اختیار قرار داده شد.

لیکن سؤالی که در آن هنگام برای من مطرح شد تفاوت بین تئوری مفهوم سازی بنیادین (Grounded Theory) و استقراء (Induction) در چه می باشد. در ادامه توضیحات ارائه شده توسط آقای دکتر، مطالعات اینجانب در کتاب Research Methods for Business Students نوشته Mark Saunders به مفهوم جالبی به نام Research Onion رسید که می توان آن را "پیاز تحقیق" نیز نام گذاری کرد که وجه تسمیه آن نیز همان طور که در شکل زیر قابل مشاهده است، در ماهیت لایه-لایه آن می باشد.

در این نمایه، هر لایه بیرونی نشان دهنده یک حاکمیت ذهنی وسیعتر در مورد پژوهش می باشد؛ به طوری که محقق بایستی در ابتدا در مورد فلسفه تحقیق مورد نظر وی جهت اجرای پژوهش تصمیم گیری نموده و سپس به رویکرد تحقیق و استراتژی های آن و ... برسد.

همان طور که در تصویر نیز مشخص است، استقراء و قیاس دو رویکرد عمده تحقیق می باشند؛ حال آن که "تئوری مفهوم سازی بنیادین" یکی از چندین استراتژی قابل انتخاب توسط محقق جهت اجرای مطالعه علمی مورد نظر وی می باشند. استراتژی تحقیق برنامه ای کلی است که بیان می دارد چگونه در نظر دارید به سؤالات از پیش تعیین شده تحقیق پاسخ بگویید.

استراتژی تئوری مفهوم سازی بنیادین غالباً به عنوان بهترین نمونه برای رویکرد استقرایی مطرح می‌شود؛ لذا با توجه به جایگاه آن ها در پیاز تحقیق، یکسان دانستن این استراتژی با رویکرد استقرایی ساده‌اندیشانه است. بهتر است این استراتژی را به عنوان یک "تئوری‌ساز" از طریق تلفیق روش‌های استقرایی و قیاسی قلمداد نمود.

در تئوری مفهوم سازی بنیادین، جمع‌آوری داده‌ها بدون ایجاد یک چهارچوب تئوریک اولیه آغاز می‌گردد. تئوری‌ها از درون داده‌های جمع‌آوری شده و با اجرای یک سری مشاهدات استخراج می‌گردد. این داده‌ها منجر به ارائه یک پیش‌بینی شده که با مشاهدات بیشتر، مورد آزمونِ دوباره واقع می‌گردند که می‌تواند باعث تایید و یا رد پیش‌بینی اولیه گردد. رجوع مداوم این تئوری به داده‌ها برای ارائه و آزمون تئوری، سبب شده که برخی تئوری پایه‌ای را رویکردی استقرایی/قیاسی بنامند، در نهایت با اجرای چنین رویکرد مستمری، تئوری مستخرجه از تحقیق بر پایه داده‌ها بسط و توسعه می‌یابد.

امیدوارم این موضوع مورد استفاده عزیزان قرار گیرد و آقای دکتر نیز راهنمایی های بیشتری در این زمینه ارائه فرمایند. این دو لینک جهت مطالعه بیشتر در این خصوص:

Grounded Theory (که به اختصار GT نیز نامیده می شود) در Wikipedia

Grounded Theory Institute

کلاس 2» Conceptualize

1- Pure concept

2- Isolated Concept

3- Appl

tools/technique/method/epistemology
problems/difficult/
observation
subjective/objective
Model/paradigm/hypothesis/theory/low

کلید واژه ها شناخت ما را نسبت به عنوان افزایش می دهد.

بشر برای حل مسایل ومشکلات خود نیاز به شناخت دارد.ترتیب زیر برای شناخت باید دنبال شود :

۱-ابزار ۲-تکنیک  ۳- روش  ۴-شناخت  ۵-حل مشکلات

ایجاد باور

تعصب

حجیت

استدلال

روش علمی

نکته های درس 1:

 ارسطوئیان انسان را به "حیوان ناطق" تعریف کرده اند. ناطق در تعریف فوق به معنی" تفکر و تعقل" است. تفاوت اندیشه و آگاهی انسان با حیوانات دیگر در میزان آگاهی آنان از این موضوع است. آغاز تفکر انسان به پیدایش انسان بر می گردد. تفکر مهمترین فعالیت روح انسان است. منطق قواعد حاکم بر دنیای تفکر انسان است. اساس اندیشیدن ارادی نیست اما با منطق می توان از فرایند اندیشه بهره برداری کرد. همان طور که اعضای بدن-قلب و کلیه- بدون اراده ما فعالیت می کنند اما یک پزشک متخصص می تواند در تقویت و بهره برداری از آن نقش داشته باشد، تفکر هم ارادی نیست اما با ابزار منطق می توان آن را جهت دهی و از آن بهره برداری کرد. منطق ما را با طرز کار ذهن آشنا می کند تا درست بیندیشیم و عمل کنیم. همان طور که تفکر از ذات انسان سرچشمه می گیرد؛ منطق هم از ذات آدمی سرچشمه می گیرد. بنابراین هیچ کس ابداع کننده منطق نیست؛ زیرا هرکس ذاتا تمایل به جهت دهی خود دارد. ارسطو قواعد منطق را کشف ؛ تدوین و جمع بندی کرد؛ نه طراحی و ابداع!!

نکته های مهم درس 2:

فکر و منطق ذاتی انسان است.اما انسان می توان با اراده فکر خویش را جهت دار و از آن بهره برداری کند. تفکر برای رسیدن به دانش و شناخت است.

علم و ادراک انسان به دو دسته تقسیم می شود. تصورات و تصدیقات تصور مثل دایره ؛ انسان؛ روح؛ غول و غیر... مهم نیست که این تصورات و مفاهیم واقعیت خارجی دارند یا با واقعیات ارتباط دارند یا ندارند. تصدیق مثل خورشید درمرکز منظومه شمسی است. عدد 3 فرد است و....  در تصدیق حکم و قضاوت وجود دارد. در فرآیند شناخت و ادراک گاهی می خواهیم تصورات را روشن کنیم و گاه می خواهیم به تصدیقات برسیم. گاهی سئوال از چیستی یک مفهوم است وگاهی سوال از چرایی مفهوم می باشد! وقتی از چیستی مفهوم می پرسیم تعریف یا معرِف و هنگامی که از چرایی مفهوم می پرسیم استدلال می کنیم.

تعریف

روشن کردن تصورات مجهول از طریق تصورات معلوم را تعریف می گویند. سازماندهی احکام و قضایای معلوم برای رسیدن به نتیجه را استدلال می گویند. مباحث علم منطق در تشریح دو کارکرد تعریف و استدلال است. خطا در ذهن هم در همین دو موضوع رخ می دهد. بنابراین

هدف منطق:

 شیوه درست اندیشیدن است. یعنی درست تعریف کردن و درست استدلال کردن.

 سه راه تعریف و شناساندن یک مفهوم:

نشان دادن نمونه خارجی یک مفهوم

شناساندن یک مفهوم از راه فرآیندهای آزمایشگاهی

تعریف کردن مفاهیم با استفاده از قواعد تفکر( که در اصطلاح منطق تعریف نام دارد(

قواعد تعریف

: 1(استفاده از مفاهیم و کلماتی که از معرَف روشن تر و واضح تر باشد(روشن تر بودن معرِف از معرَف

( 2(استفاده ازمفاهیمی که با مفهوم مجهول ارتباط داشته باشد.(مرتبط بودن معرِف و معرَف

( 3(تعریف ازیک طرف باید همه ویژگی های مفهوم مجهول را در برگیرد یعنی جامع باشد؛ و از طرف دیگر ویژگی های بی ارتباط را در برنگیرد یعنی مانع باشد. (جامع و مانع بودن تعریف( ازاین ویژگی می توان به مساوی بودن معرِف و معرَف هم یاد کرد.

 4(مفاهیم مندرج در تعریف باید محتوای درونی مفهوم مجهول را در برگیرند.(به کار گرفتن مفاهیم درونی تعریف

( 5(مفاهیم و تصورات مندرج در تعریف باید از کل به جزء تنظیم گردند. خودآزمایی:در تعریف مستطیل به: "شکل چهارضلعی که اضلاع آن دو به دو مساوی و موازی اند و چهار زاویه آن نیز قائمه می باشد" ویژگی های فوق را بررسی کنید. نکته: چرا تعریف همه امور واشیاء در منطق ممکن نیست؟ ابتدا اینکه تعریف امور واشیاء به عهده منطق نیست واگر قرار باشد تعریفی از اشیاء مختلف ارائه دهد با از علوم دیگر کمک گیرد و همچنین بسیاری از مفاهیم مثل آزادی و انسانیت و ... به دلیل ارتباط با زندگی انسانی و برداشت های مختلف ازآنان؛ دارای تعریف واحد نیستند. بنابراین اگر منطق به تعریف اشیاء می پردازد صرفا برای آموزش قواعد منطق می باشد که در این شرایط هم ازعلوم دیگر کمک می گیرد.

 *نقد: در تعاریف زیر از انسان؛ کدام قواعد تعریف رعایت نشده است: 1(حیوان گویا: تعریف مانع نیست؛ زیرا بسیاری حیوانات دیگر را در بر می گیرد. 2(حیوان متفکر: تعریف درست است. بین معرِف ومعرَف تساوی برقرار است. 3(حیوان ضاحک:تعریف جامع نیست. زیرا همه محتوای درونی معرَف را بیان نکرده است.و اگر بپذیریم حیواناتی مثل میمون هم ضاحک هستند مانع هم نیست 4(حیوان راست قامت: تعریف مانع نیست. زیرا حیوانات دیگر را در بر می گیرد   نکات درس 3 منطق یادآوری: هدف اول منطق بیان قواعد تعریف؛ یعنی چگونگی شناختن و شناساندن مفاهیم مجهول. سئوال: کدام مفاهیم قابل استفاده در تعریف هستند؟ کلی یا جزیی؟ مفاهیم کلی: مفاهیمی که قابل انطباق بر مصداق ها و افراد متعدد را داشته باشد. چه در عالم خارج و چه در عالم ذهن و فرض!! کوه، جنگل، کتاب، پیامبر، مسجد، دایره، دیو، انسان هفت سر، غول شاخدار، دریای خون و .... مفاهیم جزیی: مفهومی است که فقط بر یک فرد یا مصداق منطبق می شود و نمی توان برای آن افراد متعدد فرض کرد.تهران،دماوند، عیسی و... نکته: گاهی اوقات مصداق مفهوم جزیی به جای یک فرد یک مجموعه مشخص است. مثل "همه دانش آموزان این کلاس"؛ "حواریون حضرت عیسی" و.... نکته: 1(مفاهیم کلی وقتی با ضمیرهای این یا آن بیایند جزیی می شوند: مثل: این کوه، آن پیامبر2(اسامی خاص و علم همیشه جزیی اند. نکته: هر مفهومی که قابلیت استفاده در تعریف را داشته باشد کلی است.به عبارتی مفاهیم جزیی قابلیت استفاده در تعریف را ندارند. (نسبت های 4گانه(مفاهیم کلی را اگر دو به دو کنار هم قرار دهیم چهار حالت پیش می آید (نسب اربع(

نکات درس 3 منطق:

 هدف اول منطق بیان قواعد تعریف؛ یعنی چگونگی شناختن و شناساندن مفاهیم مجهول. سئوال: کدام مفاهیم قابل استفاده در تعریف هستند؟ کلی یا جزیی؟ مفاهیم کلی: مفاهیمی که قابل انطباق بر مصداق ها و افراد متعدد را داشته باشد. چه در عالم خارج و چه در عالم ذهن و فرض!! کوه، جنگل، کتاب، پیامبر، مسجد، دایره، دیو، انسان هفت سر، غول شاخدار، دریای خون و .... مفاهیم جزیی: مفهومی است که فقط بر یک فرد یا مصداق منطبق می شود و نمی توان برای آن افراد متعدد فرض کرد.تهران،دماوند، عیسی و... نکته: گاهی اوقات مصداق مفهوم جزیی به جای یک فرد یک مجموعه مشخص است. مثل "همه دانش آموزان این کلاس"؛ "حواریون حضرت عیسی" و.... نکته: 1(مفاهیم کلی وقتی با ضمیرهای این یا آن بیایند جزیی می شوند: مثل: این کوه، آن پیامبر2(اسامی خاص و علم همیشه جزیی اند. نکته: هر مفهومی که قابلیت استفاده در تعریف را داشته باشد کلی است.به عبارتی مفاهیم جزیی قابلیت استفاده در تعریف را ندارند.

(نسبت های 4گانه)

مفاهیم کلی را اگر دو به دو کنار هم قرار دهیم چهار حالت پیش می آید (نسب اربع( 1(تساوی: وقتی که مصداق های دو مفهوم بر هم منطبق باشد یا یکی باشند. مثل: مثلث و شکل سه ضلعی یا انسان و حیوان ناطق 2(عام و خاص مطلق: وقتی مصداق های یک مفهوم از دیگری عام تر باشد و یا یکی زیر مجموعه ی دیگری باشد. مثل: حیوان و انسان یا شکل و مثلث 3(عام و خاص من وجه: وقتی که دو مفهوم به گونه ای باشند که در برخی مصادیق مشترک باشند و در برخی مصادیق اشتراک نداشته باشند. (هرکدام از جهتی عام و از جهتی خاص باشند( مثل: ایرانی و دانش آموز یا پیراهن و قرمز 4(تباین: وقتی که دو مفهوم هیچ مصداق مشترک نداشته باشند. مثل: انسان و سنگ یا کتاب و قلم ذاتی و عرضی(ویژگی های مفاهیم( هر مفهوم ویژگی ها و اجزایی دارد. **اگر اجزا مقوم و شکل دهنده و سازنده مفهوم  باشند؛ به گونه ای که تصور مفهوم بدون آنها ممکن نباشد به آن ذاتی می گویند. مثلا جسم، حیوان و ناطق برای انسان  ذاتی هستند. یا شکل و سه ضلعی برای مثلث ذاتی می باشد می بینیم که فهم و تصور مثلث بدون تصور شکل و سه ضلعی ممکن نیست و همین طور برای انسان....   **اگر اجزا ذات و حقیقت مفهوم را تشکیل ندهند ولی به گونه ای با مفهوم در ارتباط باشند به آن عَرَضی می گویند. مثلا متساوی الاضلاع برای مثلث یا مهندس بودن برای انسان عرضی هستند. مهمترین ویژگی ها و اوصاف مفهوم ذاتی ..... 1(مفهوم ذاتی و ذات و ماهیت قابل تفکیک نیستند. یعنی اگر مفهوم ذاتی را از ماهیت جدا کنیم ماهیت از بین می رود. به عبارتی تصور ماهیت بدون ویژگی های ذاتی ممکن نیست. مثلا نمی توان شکل و سه ضلعی را از مثلث گرفت و باز مثلث را تصور کرد. 2(ویژگی های ذاتی برای ذات؛ علت نمی خواهند. اگرچه ماهیت و ذات علت دلرند ولی ویژگی های آن علت جداگانه نمی خواهند. مثلا اگر شما مثلثی را ترسیم کنید علت شما هستید؛ دیگر نیازی به علت جداگانه نیست تا مثلث سه ضلعی شود. و همان علت اولیه برای پیدایش مثلث برای سه ضلعی بودن آن کافی است. 3(ویژگی های ذاتی برای ذات دلیل نمی خواهد. به این معنا که نمی توان پرسید چرا مثلث سه ضلعی است یا چرا مثلث شکل است؟ چون جواب در واقع خود سئوال است. چون مثلث سه ضلعی است و شکل است. 4(مهمترین ویژگی مفاهیم ذاتی این است که فهم مفاهیم ذاتی بر فهم ماهیت و ذات مقدم است. یعنی ما اول سه ضلعی بودن و شکل بودن را می فهمیم و تصور می کنیم بعد مثلث را. اول جسم بودن و حیوان بودن و ناطق بودن را فهم می کنیم بعد انسان را.

یادآوری:

 مفاهیم عرضی هیچ کدام از ویژگی های فوق را ندارند. یعنی با ذات تفکیک پذیرند؛ علت چداگانه دارند، دلیل می خواهند و فهم آنها بعد از فهم و درک ماهیت است. نکته: مفهوم داتی به طور همزمان 4 ویژگی فوق را داراست. یعنی اینگونه نیست که یک مفهوم ذاتی یک یا دو ویژگی از ویژگی های فوق را دارا باشد. نکته: انسانها چه با سواد و چه بی سواد در زندگی روزمره هنگام تعریف مفاهیم از این ویژگی ها استفاده می کنند چه بخواهند چه نخواهند و چه بدانند و چه ندانند.  فقط منطق به انسانها آگاهی از طرز کار ذهن می دهد.

پس از فهم این موضوع که از روش علمی برای ایجاد باور استفاده کنیم و انتخاب کلید واژ ه ها وانتخاب موضوع مناسب جهت تحقیق حال باید بتوان تعذیف صحیحی از موضوع ارائه داد .بنابراین باید دستورالعمل انتخاب موضو ع را یاد بگیریم : 

دستورالعمل هاي انتخاب تعریف  

عمده ترين دستورالعمل هايي که انتخاب يك   تعریف  از ميان چندين گزينه را موجه می سازد عبارتند از:  

      الف – روش پيگيري و انطباق

در اين روش براساس گام هاي زير مراحل تكوين يك تعريف رفته رفته كامل تر ميگردد. اين روش به صورت زير دنبال مي شود:

1- تفکیک ودسته بندی مجموعه تعاریف براساس خاستگاههای فلسفی وارزشی نظام

2- استخراج طبقه بندی تعاریف مبتنی بر خواستگاهها

3- دستیابی به یک دیدگاه مشترک در باره تعاریف موجود

4- تعیین وتبیین محدودیتها وتبعات پذیرش تعریف

5- طرح مسائل عمده ای که در صورت پذیرش تعاریف فرآیند برنامه ریزی را تحت الشعاع قرار دهد

6- بکارگیری و پذیرش تعاریف مختار یا موجه

7- تعیین معیارهای دسته بندی تعاریف

8- شناسایی منابع

9- استخراج تعاریف

10 شناسایی معیارهای دسته بندی تعاریف

11- پیشنهاد معیارها ی موجه برای پروژه تعریف

ب – حستحوی معنی در لغت ها

رايج تري و در عين حال ساده ترين روش براي جستجو وتدوين تعريف  از درون فرهنگ واژه هاي موجود است كه مي توان به آن را به شرح زير خلاصه نمود:

  تعریف معجمی : اگر هدف تعریف ، افزایش دایره لغات باشد  تعریف مورد نظر تعریف  معجمی است

 تعریف تدقیقی : اگر هدف تعریف ،رفع ابهام از واژه مورد نظر باشد  تعریف تدقیقی است

 تعریف نظری : اگر هدف از تعریف تبیین علمی ونظری واژه مورد نظر باشد  تعریف نظری است

 تعریف اقناعی : اگر هدف از تعریف تاثیر گذاری بر نگرشها و دیدگاهها باشد تعریف اقنایی است

 تعریف تصریحی : اگر هدف از تعریف علاوه بر رفع ابهام از واژه،  وضع یا خلق معانی و مفهوم جدید از واژه مورد نظر باشد تعریف تصریحی  است (نظر نژاد،1381) .

ج) – روش های  ابتکاری

تعاریف بدست آمده از متون موجود، بیانگر آن است که اغلب این تعاریف فارق از یک روش و رویه از قبل تعریف شده تدوین گردیده است . این گونه برداشت ها را با عنوان روش های  ابتکاری در این قسمت دسته بندی می کنیم . مشهور ترین این گونه ها عبارتند از:

از طریق بررسی وبیان ویژگیها يي نظير: کارکردها، ماهیت ,

از طریق توافق جمعی و قراردادی ( فهم درون سازمانی )

 تعریف منطقی مبنایی از مفاهیم و دانش داخل سازمان

 از طریق تعیین ملاکهای واژه مورد نظر

 از طریق شرح الاسم ( واژه های مترادف )

 از طریق تشخیص اجزاء

 تعریف بر حسب جایگاه و موقعیت مفهوم نسبت به بقیه مفاهیم

 تعریف بر حسب مکاتب استراتژی

 به گزینی در انتخاب و  ارائه تعریف

در روش ها ي فوق الذکر به سه  عنصر اساسی  از تعریف  به شرح زير دست می یابیم  :

 1- ماهیت تعریف       2- کارکرد  تعریف         3- ویژگی های تعریف           

بر این اساس, هرگونه تعریف  ویا   تعاريف  پیشنهادی مورد نظر  از  راهبرد را می توان  به گونه جدول  شماره 4 تشریح و دسته بندی نمود. این گونه تقسیم بندی، تاثیر بسزایی در انتخاب مناسب تعاریف برای نظریه پردازان دارد.   


 

رديف

تعريف منتخب یا پیشنهادی

عناصر اساسی  تعریف

 

ماهیت

کارکرد

ویژگی

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

  1.  

 

 

 

 

 

 

جدول  شماره1:  جدول استخراج عناصر اساسی  تعریف


بدیهی است؛ یک تعریف  هر چه قدر معیار های سه گانه فوق را بهتر آشکار سازد موجه تر بوده و  از قابلیت اعتماد بیشتری برخودار می گردد.

 برای دریاف اطلاعات بیشتر در مورد به گزینی انتخاب تعریف به فیل قابل دانلود در همین سایت مراجعه نمایید.

تحقیقات از نظر افراد انجام دهنده آن به سه دسته تقسیم می شود:

۱-تحقیقات دانش آموزان

۲-تحقیقات مدیران

۳-تحقیقات دولت

 

شالکله اصلی روش تحقیق:

پژوهشگر به کمک روش علمی تحقیق، مبانی را در قالب مدل ها طراحی می نماید و بر نردبان توسعه یافته همه مدل های موجود (در مقوله مورد نظر) مدل خود را پیش بینی می کند. این مدل شاید و باید در روش علمی تحقیق اثبات یا رد شود. به چنبن فرضیه ای که نوید اثبات یا رد خود را به پزوهشگر می دهد، اجازه می دهد که به کمک روش تحقیق در زمان مشخص (یک سال در دکتری) این نظریه (حدس بخردانه) را اثبات کند.

قانون لایتغیر است. ابطال ناپذیر است. یعنی چه انسان باشد، چه نباشد؛ چه جهان باشد چه نباشد؛ چه امروز، گذشته و در آینده لایتغیر است. بقیه چیزها در درجه پایین تر از قانون قرار دارد. اگز نظریه نبود، فرضیات هستند و اگر فرضیه نبود، مدل ها هستند (فرضیات جزئی).

سبك های تفکر

ترجمه CHAPTER 2   Addressing Management Problems  with Scientific Thinking

سبك های تفکر

چشم انداز اولین سوالی است که برای شروع هر تحقیق مطرح می شود. در هر تحقیق این نکته نیز پرسیده می شود که هر فردی چگونه تاثیرات جهان را از اینگونه سوالات درک کرده و چه چیزهایی را بعنوان توضیح در مورد این سوالات می تواند بپذیرد. کاپیتان ارتش ذخیره, آقاي Wines روزنامه نگار، سوالات متفاوتی از افسر ارتش پرسیدند. Myra پرسید: چه چیز باعث شد تا یک بمب خنثی و عمل نکرده، ساعتها پس از صف آرایی قشون منفجر شود؟ افسر سوال کرد: "چه ضربه سریعی می توانست باعث شود تا بمب عمل نکرده، منفجر شود؟ " از صدها سوالی که ممکن است در مورد سازمان ها، امور مالی یا بازاریابی پرسیده شود؛ هر کدام دربرگیرنده ی یک "چشم انداز هنجاری" برای آن سوال خاص است. برخی از سوالها ارزش بیشتری برای جواب دادن از بقیه سوالها را دارند، خصوصا سوالهایی که پرسشگر در آن چشم انداز مخاطب را به درستی در نظر می گیرد.

افراد بعلت درک و شرطی سازی انتخاب شده اشان، مشکلات را بطور متفاوتی تحلیل می کنند. در این فصل بررسی علمی، شیوه ای که برای تحلیل مشکلات برای پژوهشگران ارجحیت دارد، با دیگر شیوه های تفکر مقایسه می شود. استقراء و استنتاج: هر دوی این شیوه ها برای بیان استدلال در تمام روند تحقیق ضروری می باشند. همچنین کاوش نیز بعنوان یک نگرش علمی در پیش برد جریان تحقیق نقش دارد. بالاخره این بخش توضیح می دهد که چگونه واژه شناسی علمی تبدیل به زبان تخصصی تحقیق شده است. عوامل اصلی برای ایجاد تئوری و طراحی مطالعات پژوهشی در این بخش تعریف و توضیح داده می شوند.

منابع دانش

دامنه منابع دانش از نظریه های آزمون نشده تا سبك هاي سیستماتیک تفکرتفاوت دارند. همانطور که مشغول زندگی روزمره خود هستیم، به ندرت در مورد این که بعضی چیزها را میدانیم و یا اینکه این دانش از کجا سرچشمه می گیرد، فکر می کنیم. محققان از قدیم تا به حال، به دنبال پی بردن به چگونگی دانستن افراد در مورد مسایل پیرامون خود بوده اند. آنها در طول این کشف با تکیه بر توانایی های خود سعی می کنند منابع اطلاعاتی را از هم تمیز دهند. بنابراین، محققین می بایست منابعی را شناسایی کنند که دارای کیفیت عالی و ارزش بالایی هستند و منجر به ارائه بهترین نتایج برای راه حل داده شده و یا تصمیماتی که پیش روی مدیریت قرار می گیرد می شوند. 

فلسفه علم، با ارائه طبقه بندی هایی در این کار به ما کمک می کند. سبكهای تفکری که با روشهای علمی در ارتباطند معمولا بعنوان توانایی های بزرگتری برای حفظ حقیقت در نظر گرفته می شوند، هرچند که این حقیقت ممکن است پایدار و ماندگار نباشد. اما همانطور که در این بخش توضیح داده می شود، روش علمی تنها منبع آگاهی ما نیست.

نمودار 1-2 ، شش مورد از سبكهای تفکر را طبقه بندی کرده و جایگاه آنها را از دیدگاه منطقی مشخص می کند. 

·         نظريه آزمون نشده

·         حقیقت خود آشکار

·         روش مرجع

·         ادبی

·         شیوه علمی

·         قیاس منطقی

شكل 1-2 : سبكهای تفکر                                    

عقل گرایی (دلایل ساختار یافته رسمی)

 

 

تجربه گرایی

(داده های عینی قابل مشاهده)

 

 

 

 

روش علمی

قیاس منطقی حقیقت خود آشکار

 روش مرجع

 

 آرمان گرایی

(ایده هایی که بطور عالی تفسیر شده اند )

 

ادبی

نظريه آزمون نشده

اگزیستانسیالیزم (هستی گرایی)

(فرآیند غیر رسمی)

 

محور ها با نقاط پایانی تجربه گرایی و عقل گرایی ما را راهنمایی کرده و به ما جهت می بخشند. محور افقی از یک سو از تفسیر آرمان گرایانه به تجربه گرایی از طرف دیگر تغییر می کند. گفته می شود تجربه گرایی، مشاهدات و قیاس های منطقی را برطبق تجربه حسی از هم تفکیک کرده و یا مباحثی از قبیل ریاضی و آمار را به کمک روشهای منطق قیاسی از این تجربه ها استنتاج  می کند. تجربه گرایان سعی می کنند تا با تکیه بر اطلاعاتی که از مشاهدات بدست می آورند مسائل را توصیف کرده، آنها را توضیح دهند و همچنین پیش بینی هایی در مورد آنها بوجود آورند. این کتاب اساساً با تجربه گرایی و با طرح پروسه هایی در ارتباط است که اطلاعات واقعی در مورد ارتباطات فرض شده را جمع آوری می کند که می توانند بمنظور تصمیم گیری در مورد اینکه آیا درک خاصی از یک مشکل و راه حل میسر آن درست هستند یا نه استفاده شوند.

در شكل 1-2: محور عمودی برای ارائه علمی که از رویکردهای قیاسی و تجربی و یا از طریق توانایی های نظری که بر مبنای استدلال استقرایی بدست آمده، استفاده می شود. در یک طرف این محور عمودی، عقل گرایی وجود دارد که استدلال یا قضاوت کردن در آن بعنوان منبع اصلی آگاهی و دانش است. عقل گرایی با تجربه گرایی متفاوت است، به گونه ای که عقل گرایان بر این باورند که تمامی آگاهی ها از قوانین شناخته شده یا حقایق پایه ای طبیعت (مثل جاذبه) نتیجه گیری می شوند. این ادعا می تواند شدنی باشد زیرا قوانین اصلی جهان را بطور منطقی پی ریزی می کند. از زمان Sir Francis Bacon تا به حال، طرفداران عقل گرایی براین باورند که مشکلات از طریق منطق رسمی  و یا ریاضیات بهتر درک شده و قابل حل می باشند. البته چنین تلاشهایی مستقل از مشاهدات و انتخاب داده ها عمل می کنند.

نظريه آزمون نشده: افراد بیشتر طرفدار نظريه آزمون نشده هستند تا شواهد معکوس. در برنامه های تلقین فکری سازمانهایی که کمتر هدایت شده اند، اینکه کارمندان این جمله را بشنوند" این همان شیوه ای است که ما همیشه در اینجا کار انجام داده ایم"؛ غیر عادی نیست و این توضیحی است که استحکام و عادت با راندمان را اشتباه می کنند. در اکثر خانواده ها یک فرد سالخورده و پیر وجود دارد که بطور پیوسته یک تئوری توطئه (توهم توطئه) را برای یک رویداد جهانی حائز اهمیت با وجود شواهد معکوس نگه می دارد. نتایج غیر منطقی نظريه آزمون نشده بوسیله تجربه های مکانی Myra در میزان احتراق بدست می آید. حتی در مواجهه با مرگ های مکرر اعضای خانواده یا دوستان، محلی ها بر این باورند که می توانند مواد قابل بازیابی را از بمب های فرضا خنثی، بازیافت نمایند. از لحاظ تاریخی، افسانه، خرافات و حدس و گمان رقیب های جدی برای تفکر علمی بوده اند. نویسنده اي اشاره می کند که پیش از اینکه واقعه ای روی دهد- واقعه ای که یک نفر سعی در پیش بینی یا کنترل آن را دارد- افسانه، خرافات و حدس و گمان، حس فرض مجدد از واقعیت را ارائه می دهند، درحالیکه به ندرت آن حس از واقعیت پس از پایان واقعه دوام   می آورد. مدیران برای توسعه دانش خود از واقعیت نظريه آزمون نشده ، به موارد کمی دست یافتند، اگرچه طبیعت انسان نشان می دهد هنگامی که در جستجوی راه حل هایی برای معماهای غیر قابل حل هستند باید برای مواجهه با استفاده همزمان آن آماده باشند.

حقیقت خود آشکار: کلانتر در عکس باز شده، یک راه فهمیدن که اغلب شیوه حقیقت خود آشکار نامیده می شود را نشان می دهد. این امر برای او بدیهی بود که مردم بدون در نظر گرفتن احتیاطات واجب درمورد میزان احتراق مهمات جنگی می میرند. اگر شهروندان در آنجا نمی مردند ، پس شاید به علت دیگری بمیرند. مرگ اجتناب  ناپذیر است؛ این مسئله از قوانین شناخته شده طبیعت استنتاج می شود. اما در مورد تئوریهایی که برای یک یا چند نفر در هر زمان معقول اما حقیقی نیست، چطور؟ برای مثال، همه ی افراد از سمت راست جاده رانندگی می کنند. این واقعیت تنها برای برخی از راننده های جهان خود آشکار است. تئوری دیگری که به نظر معقول می رسد این است: "زنان می توانند مدیران درجه دومی باشند" "نجیب زاده ها، ذاتاً رهبر هستند" و "آزمایش های کیفی ژاپنی، برای مشکلات بهره وری ایالات متحده در سطح جهانی کاربرد دارند." در حال حاضر ما فاقد این تئوریهای خود آشکار هستیم.

شیوه مرجع: زمانیکه نه همه موضوعات یا فرضیات خود آشکار هستند، ما به افراد مرجع به دلیل افزایش اعتمادمان نسبت به دانسته هایمان اعتماد میکنیم. مراجع به عنوان منابع مهم اطلاعاتی مورد استفاده قرار میگیرند. ولی باید بی نقصی، کیفیت شواهد ارائه شده ، تمایلشان را برای ارائه  یک مورد متعادل و صریح مورد قضاوت قرار گیرد. غالبا نظر مرجع ، به شرایط یا موقعیت بیشتر وابسته است تا اظهارنظر فنی صحیح. چنین مراجع مشهوری، هنگامیکه بیرون از فضای اظهار نظر فنی فعالیت می کنند، غالبا اشتباه رخ میدهد.شما باید با دقت فقط نظرات چنین منابعی را بپذیرید. حتی مراجعی که استاندارهای درستی، شواهد کیفی و تعادل را رعایت می کنند، ممکن است اطلاعات غیر کاربردی داشته باشند. کتاب پر فروش جاودانه نوشته استفان ر. کووی (هفت عادت افراد بسیار موفق)، حقیقتا نظریه کوی به عنوان"مرجع" درمورد آنچه برخی را موفق می کند، در حالی که بقیه شکست میخورند مورد استفاده است. ولی هنگامی چنین پیش بینی ادغام میان Franklin Quest (زمان امپراطوری مدیریت)  و  Covey International بوجود میاید، فرضیات پشتیبان کننده هفت عادت اجرا نشده است، کوی و اسمیت بدلیل اینکه مدیران استثنایی نبودند مورد انتفاد قرار گرفتند. برسمیت شناختن اصول رهبری و مدیریت ،نیازمند ادغام مهارت های عالی متفاوتی می باشد. اگرچه این ادغام اسمیت و کوی را از حیطه آسایششان خارج میکرد،اما این مساله فرضیه هفت عادت را رد  نکرده و یا از مقام این دو فرد را در حیطه صاحب نظربودن کاهش نمی دهد.

ادبیاتی : رویکرد مسئله-حل مسئله، نظرش به سمت مرکز شكل 1-2 میباشد. شیوه ادبیاتی تفکر، در بسیاری از مطالعات کلاسیک در علوم اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد. مطالعات موردی نقش مهمی در پیشرفت دانش تجارت ایفا می کنند، بهترین برنامه های تجاری ملت ما از مطالعات گسترده ای استفاده میکند. بخش هایي از علم انسان شناسی، روانپزشکی و جامعه شناسی بالینی نیز ریشه در این اصل دارند. تئوری انگیزه آبراهام مازلو، نمونه ای از روانشناسی است که در تجارت مشهور است. چشم انداز ادبیاتی چیزی است که در آن، یک نفر، یک حرکت یا یک فرهنگ تماما توضیح داده می شود، اما عمدتا برحسب اهداف خاص و چشم اندازهای عاملان بجای طبقه بندی های کلی و خلاصه طرح توضیحی خود دانشمند می باشد. بدلیل اینکه تعمیم آن از مطالعات شخصی کار مشکلی است ، شیوه ادبیاتی تفکر،توانایی ما را برای نتیجه گیری از اطلاعات کاربردی و واقعیت ها محدود می کند.

شیوه علمی : شكل 1-2، مکان شیوه علمی را نزدیک به انتهای تجربی محور افقی نشان می دهد، اصول اصلی علم عبارتنداز :

·         مشاهده مستقیم پدیده ها

·         تعریف واضح از متغیرها، شیوه ها و فرآیندهای

·         قابل آزمایش بودن مشاهدات تجربی فرضیه ها

·         توانایی قانون گذاری فرضیه های مشابه

·         توجیه آماری نتایج نسبت به توجیه زبانشناسی نتایج

·         روند خود اصلاحی

یک نوشته مرجع ، " شیوه های علمی رایج  بهترین جنبه های منطقی رویکرد عقل گرا راهمراه با جنبه های جهت گیری تجربی به یک چشم انداز سیستماتیک و همبسته، پیوند می دهد. کاربردآزمون قبلی و فرآیند قابل بررسی- توانایی انفجار بمب های عمل نکرده توسط بمب های فعال که از هواپیماهای جنگنده انداخته شده اند، معضل Myra را با بمب های منفجرشده حل کردند.

شیوه قیاس منطقی: شیوه های رقابتی تفکر، اثر دستورالعمل های پژوهش را در تجارت همانگونه که در علوم رفتاری و اجتماعی عمل می کنند نشان میدهد. شیوه قیاس منطقی در بخش بالایی شكل 1-2 یافت می شود.

مطلعات در پژوهش های علمی و بازاریابی ، اغلب به صورت قیاس منطقی است، برای مثال، بسیاری از بنگاه ها، شبیه سازی های کامپیوتری بازار خود را پیش از گسترش تولید، انجام می دهند. این کار سطوح قیمت گذاری مختلف و یا سطوح بازده های تولیدی که برای سود دهی های بهینه طراحی شده اند را مورد آزمایش قرار می دهد. یک هدف این چشم انداز کاهش مطالعه شرایط رسمی و ریاضیاتی است. این واژه ها بدیهیات نامیده می شوند که برای شکل دادن فرضیاتی که اثبات های منطقی ارائه  می دهند به کار می روند. هدف، استنباط یک مدل ریاضی است که برای محاسبه پدیده مشابه بکار رود.

یک چشم انداز که بهترین باشد وجود ندارد، فقط چشم اندازی که بهتراست برای نمایش حقیقت یا انجام علمی وجود دارد. میزان شیوه های موجود تفکر، چهارچوب های کاری بسیاری را برای مواجه با مشکلات گوناگون تجارت ، ارائه می دهند. یکی از آنها ممکن است به راحتی از مزیت های انتخابی برای یافتن اطلاعات و قوت و ضعف آن جایگاه آگاه باشد.

 

کلام استاد؛ دکتر یزدان پناه فرمودند:

پژوهشگر به کمک روش علمی تحقیق، مبانی را در قالب مدل ها طراحی می نماید و بر نردبان توسعه یافته همه مدل های موجود (در مقوله مورد نظر) مدل خود را پیش بینی می کند. این مدل شاید و باید در روش علمی تحقیق اثبات یا رد شود. به چنبن فرضیه ای که نوید اثبات یا رد خود را به پزوهشگر می دهد، اجازه می دهد که به کمک روش تحقیق در زمان مشخص (یک سال در دکتری) این نظریه (حدس بخردانه) را اثبات کند.

دکتر یزدان پناه

پنج شنبه اول دی ماه یکهزار و سیصد و نود شمسی

کیش - ایران


در ادامه ایشان فرمودند:

قانون لایتغیر است. ابطال ناپذیر است. یعنی چه انسان باشد، چه نباشد؛ چه جهان باشد چه نباشد؛ چه امروز، گذشته و در آینده لایتغیر است. بقیه چیزها در درجه پایین تر از قانون قرار دارد. اگز نظریه نبود، فرضیات هستند و اگر فرضیه نبود، مدل ها هستند (فرضیات جزئی).

دکتر احمدعلی یزدان پناه

ترجمه صفحات 139و140 Chapter 6 Design Strategies

ترجمه صفحات 139و140 Chapter 6 Design Strategies

درک افراد: هنگامیکه درک افراد در یک مطالعه تغییر یابد و دریابند که تحقیق جهت یافته است ؛ ممکن است سودمندی طرح کم شود. درک افراد نتایج تحقیقات را ماهرانه و مهیج تر تحت تاثیر قرار می دهد، ما نیزآنرا از مطالعات محوری و اساسی Hawthorne در اواخر دهه 1920، آموخته ایم.شواهد گسترده ای از تلاش برای راضی کردن پژوهشگران در حدس موفق فرضیه یا رواج کارشکنی وجود ندارد، این در حالیست که افراد بر این باورند که چیزی غیر معمول اتفاق می افتد، و ممکن است آنها کمتر رفتار طبیعی داشته باشند.سه سطح از ادراک وجود دارد:

-         افراد از عادات روزانه،تغییری دریافت نمی کنند.

-         افراد انحرافی دریافت می کنند، ولی به محقق یا پژوهشگر ارتباطی ندارد.

-         افراد انحرافی دریافت می کنند، همانگونه که پژوهشگر القا میکند.

در محیط های تحقیق و موقعیت های کنترلی، پژوهشگران باید نسبت به مواردی که ممکن است نتیجه گیری آنها را تغییر دهد، هوشیار باشند.به عنوان یادآوری و تذکر درکاشخاص برای طبقه بندی مطالعات یک فرد ارائه می شود تا میزان قوت و ضعف آن را مورد آزمایش قراردهد، بنابراین برای اعلام نتایج آماده می شود.

مطالعات تحقیقی

تحقیق هنگامی کاربرد دارد که پژوهشگران، ایده ی روشن از مشکلاتی که با آنها در طول پژوهش مواجه می شوند را ندارند.در طول تحقیق پژوهشگران مفاهیم را واضح تر گسترش داده و اولویت ها رامشخص میکنند، تعاریف عملی را بیان نموده و طرح نهایی پژوهش را بهبود می بخشند. همچنین تحقیق باعث صرفه جویی در  هزینه و زمان می شود. اگر مشکل به اندازه اولین تفکر مهم نباشد، پروژه های پژوهشی را می توان متوقف نمود.

تحقیق اهداف دیگری را نیزارائه می کند. فضای تشخیص ممکن است خیلی جدید یا مبهم باشد به طوری که پژوهشگرنیاز دارد تا تنها برای فهم مطلبدرخصوص مشکلی که مدیر با آن مواجه است،تحقیقی را انجام دهد.ممکن است متغیر های مهم شناخته نشوند و یا تماماًتوصیف نشوند. فرضیه های پژوهش نیز لازم هستند. همچنین پژوهشگرباید تحقیق کند تا از عملی بودن پژوهش در این زمینه اطمینان پیدا کند.یک نماینده دولت فدرال ، دراداره تجزيه وتحليل صنعت،پژوهشی را نشان داد که بیان می کردمجریان یک صنعت ،درباره خریدهای ماده خام چگونه تصمیم می گیرند.سوالاتی طراحی شد که می پرسید چگونه ماده خام در تولیدات کارخانه ای خاص جایگزین شده است (همینطور در چه گستره ی قیمتی). اگر مجریان صنعت اطلاعات کافی درباره تصمیم گیری خود در مورد موضوعی که برای موفقیت پژوهش مهم است را فاش کنندباید جستجویی برای تحقیق انجام شود.

 علیرغم ارزش روشن آن، پژوهشگران و مدیران توجه کمتری از آنچه که باید به تحقیقداشته باشند,دارند. فشارهای قوی برای پاسخ های سریع وجود دارد. به علاوه گاهی تحقیق به انحرافات قدیمی درباره پژوهش کیفی،طرح غیرسیستماتیک و غیرآشکاروذهنی،مرتبط می شود. یک نگاه عاقلانه تر این است که تحقیق زمان و پول را ذخیره می کندو نباید آنرا ناچیز شمرد.

تکنیک های کیفی

اهداف تحقیق با تکنیک های متفاوتی انجام می شود. اگرچه تحقیق قویاً بر تکنیک های کیفی  تاکید دارد ، تکنیک های کیفی و کمی هردو کاربرد دارند. نویسنده ای برای متمایز کردن این دو ، یک تصویر لغویخلق میکند:

هنگامی که ما چشم اندازی از پژوهش کیفی را در نظر می گیریم،رویکرد های متعددی برای تشخیص های تحقیقی سوالات مدیریتی، شکل می گیرد:

-         مصاحبه ی عمیق( معمولاً کلامی است تا ساختاری)

-         مشاهده مشارکتي (برای دریافت مستقیم اینکه همراهان در تجربه تنظیم شده چگونه هستند)

-         فیلم ها، عکس ها و نوارهای ویدیویی( برای ثبت زندگی گروه تحت مطالعه)

-         تکنیک های تصویری و آزمون های روانشناسی( مثل آزمون اندريافت موضوعي ، اندازه گیری های تصویری، بازی ها، یا نقش بازی کردن)

-         مطالعه موردی (برای آنالیز مفهومی عمیق چند واقعه یا شرایط)

-         قوم نگاری خیابانی(برای کشف اینکه چگونه یک زیرگروه فرهنگی جهان خود را در سطح خیابان توصیف می کند و میسازد.)

-         مصاحبه تخصصی یا گلچین (برای دستیابی به اطلاعات افراد ذی نفوذ و آگاه در یک سازمان یا اجتماع)

-         تجزيه وتحليل اسنادی (برای ارزیابی سوابق عمومی یا محرمانه معاصر یا تاریخی، گزارش ها، اسناد دولتی و عقاید)

-         فضاي شخصي واجتماعي وغيرزباني (به ترتیب مطالعه استفاده از فضا و ارتباط حرکت بدن )

هنگامی که این رویکردها با هم ترکیب می شوند، 4 تکنیک تحقیقی با کارایی وسیع برای مدیریت پژوهشگر آشکار می شود.

-         تجزيه وتحليل داده های ثانویه

-         مطالعات تجربی

-         گروه های تمرکز

-         طرح های دو مرحله ای

-        تجزيهوتحليل داده های ثانویه

اولین گام در مطالعه تحقیقی, یک جستجو در نوشته های ثانوی میباشدمطالعاتی که دیگران برای اهداف خود انجام می دهند داده های ثانویه را ارائه می دهند. کشف دوباره از مجموعه داده های اولیه موثر نیست و پژوهش اصلی آنچه که به تازگی انجام شده است و در سطحی که برای تصمیم گیری مدیریتی کافی است غیر موثر می باشد.

در تحقیق داده های ثانوی ، باید یک پژوهشگر ابتدا با آرشیوی از داده های خود سازمان آغاز کند.اغلب گزارش های مطالعات پیشین مقدار وسیعی از داده های تاریخی یا الگوهای تصمیم گیری را آشکار می کند.با بازنگری مطالعات پیشین شما می توانید متدولوژی هایی را که موفق یا ناموفق در می آیند را شناسایی کنید.راه حل هایی که در گذشته به خاطر شرایط محیطی مختلف به آنها توجه نشده استبه عنوان موضوعات بالقوه برای مطالعات بعدی ظاهر می شوند.هنگامی که داده های برگزیده قبلی می توانند اطلاعات کافی برای حل دوباره معضل تصمیم گیری  موجود فراهم آورند، لازم است پژوهشگر از تکرار در مثال ها پرهیز کند.هنگامی که جدیداً برنامهMindWriter's Complete Careمعرفی شد، به این صورت بود که یک مطالعه بیشتر در خصوص فعالیت های خدماتیو سیاستیگذشته ، نگرش های مشتری به گونه ای که MindWriter طرح برنامه جاری را بنیان می نماید، آشکار می سازد.

ترجمه صفحه 35 استقراء وصفحات 145 تا147

صفحه 35 استقراء

استدلال استقراء اساسآ متفاوت است.  چنین رابطه مستحکمی بین دلیل و نتیجه گیری در استقراء وجود ندارد. برای استقراء لازم است که از یک یا چند واقعیت های خاص و یا تکه های شواهد ، نتیجه گیری شود . نتیجه گیری حقایق را توضیح می دهد و حقایق نتایج را پشتیبانی می کنند. برای توضیح مطلب ، فرض کنید شرکت شما در تبلیغات منطقه ای یک میلیون دلار خرج می کند و فروش افزایش نمی یابد. این یک واقعیت است -  فروش درحین یا بعد از تبلیغات افزایش نمی یابد. در چنین شرایطی، ما می  پرسیم ، "چرا فروش افزایش نیافت؟".

به احتمال زیاد یک پاسخ به این سوال یک نتیجه گیری است که تبلیغات ضعیف اجراء شده است. این نتیجه گیری یک  استقراء است چرا که ما از تجربه میدانیم که فروش منطقه ای باید در طول یک واقعه تبلیغاتی بالا رود .همچنین ما می دانیم که اگر تبلیغات ضعیف اجراء شده باشد فروش افزایش نخواهد یافت. با این حال، طبیعت استقراء، این است که نتیجه تنها یک فرضیه است.این یک توضیح است ، اما توضیحات دیگری به همین خوبی متناسب با واقعیت نیز وجود دارد .به عنوان مثال، هر یک از فرضیه های زیر ممکن است توضیح دهد که چرا فروش افزایش نیافت . 

خرده فروشان منطقه ای موجودی انبار کافی برای پر کردن درخواست مشتری طی دوره تبلیغات نداشتند اعتصاب توسط کارکنان شرکت حمل ونقل ما از ورود به موقع موجودی انبار برای اینکه در زمان تبیلغات موثر باشد جلوگیری نمود .

طوفان با درجه  پنج تمام مکان های خرده فروشی ما را در منطقه به مدت 10 روز در طول تبلیغات بست.

در این مثال، ما ماهیت ضروری استدلال استقرایی را می بینیم. نتیجه گیری استقرایی  یک انتخاب سریع استنباطی فراتر ازمدارک ارائه شده است – یعنی ، اگر چه یک نتیجه گیری این واقعیت را توضیح می دهد که هیچ فروشی افزایش نیافته، نتیجه گیری های دیگر نیز می تواند این واقعیت را توضیح دهد. حتی ممکن است که هیچ یک از نتیجه گیری ما پیش بردیم  به درستی شکست افزایش فروش را توضیح ندهد. 

با استفاده از استقراء،  خانم  مایرا واینز  متقاعد نشده بود که " پوسته " گلوله های منفجر نشده توپخانه بی ضرر است. در حالی که نتیجه گیری ارتش قابل قبول بود، مطمئنا حداقل یک نتیجه گیری دیگر- که پوسته گلوله های منفجر نشده تاخیر تجربه میکنند و با جابجایی بیشتر منفجرمیشوند - به همان میزان قبل از تایید معتبراست. 

مثالی دیگر، بیایید وضعیت تریسی نلسون ، فروشنده در شرکت جعبه مربع در نظر بگیرید. تریسی یکی ازپایین تری رکورد های فروش را در این شرکت دارد . عملکرد نامطلوب او باعث مشود ما این سوال را بپرسیم، "چرا او اینقدر ضعیف کار میکند؟ با شناخت ما از کارتریسی در فروش، ماهیت فروش جعبه، و بازار، ما ممکن است نتیجه گیری کنیم (این فرضیه را مطرح کنیم)  که مشکل او این است که اوتماس های خیلی کمی درهر روز برای ساختن یک رکورد فروش خوب انجام می دهد. فرضیه های دیگر این سیستم نیز ممکن است  بر اساس شواهد موجود برای ما بیان شود.در میان این فرضیه ها موادر زیر هستند :

قلمرو تریسی پتانسیل بازاز قلمرو های دیگر را نداشته باشند.

مهارت های ایجاد کننده فروش تریسی ضعیف بوده  و او قادربه بستن موثرفروش نیست.

تریسی اختیارات پایین آوردن قیمت ها را نداشته و قلمرو او میدان شدید کاهش قیمت توسط سازندگان رقیب شده است،  باعث شده او فروش های زیادی رانسبت به رقبا  از دست بدهد. برخی از افراد کلآ نمی توانند جعبه بفروشند ، و تریسی یکی از این افراد است.هریک از فرضیه های فوق یک استقراء است که ما ممکن است  به عنوان  شاهد ی از سابقه فروش ضعیف تریسی پایه قرار دهیم   ، به علاوه ی  برخی از فرضیه ها یا باورهای که ما در مورد او و فروش جعبه داریم. همه آنها برخی احتمال درست بودن دارند، اما ما احتمالا اعتماد بیشتری در برخی نسبت به برخی دیگرخواهیم داشت. همه نیاز به تاییدیه بیشتری قبل از به دست آوردن اعتماد  ما خواهند داشت.  تاییدیه با شواهد بیشتر بدست میآید. وظیفه تحقیق تا حد زیادی به ........(پایان صفحه 35)

  صفحه145

دریافت اطلاعات در زمان واقعی

از لحاظ تاریخی ، زمانی که شرکت هیولت پاکارد (HP) نیاز به اطلاعات مربوط به عملکرد محصول داشت،منتظرمی شد تا اینکه محصول با حجم زیاد به  بازار عرضه گردد. سپس، بر اساس گفته های  بث اولسون،  مدیر تحقیقات بازار برای بخش پشتیبانی محصولات هیولت پاکارد ، هیولت پاکارد برای دریافت اطلاعات مصاحبه های وقت گیر، گران، سنتی ، یک به  یک را انجام می داد.به تازگی ،هیولت پاکارد با شرکت دیساسیو تکنولوژی( (Decisive Technology ، شرکتی که  راه حل های دریافت اطلاعاتی مشتری مبتنی براینترنت  برای بازخورد مشتریان در زمان واقعی را طراحی واجرا میکند، همگروه شد . محصولش ،"دیدگاه بازار" ، نتایج را فورآ و به طور مداوم بر روی یک وب سایت امن منتشر میکند .  "با استفاده از این محصول ، ما قادر به برقراری ارتباط خیلی موثری با  مشتریا ن ناجورمان بودیم ، اطلاعات را به صورت فوق العلاده  سریع به دست آوریم، و دریک فرمت که به  مردم اجازه می داد از طریق شرکت هیولت پاکارد به اطلاعات دسترسی داشته واقدام کنند" ،اولسون اظهار داشت. 

  گروه های متمرکز کنفرانس ویدئویی

  نوع سوم از گروهای متمرکزچهره به چهره از طریق ویدئو کنفرانس انجام شده است. برای این رسانه ، بسیاری رشد پیش بینی می کنند .مانند گروه متمرکز تلفن، کنفرانس ویدئویی صرفه جویی قابل توجهی را بوجود می آورد. کاهش زمان سفر برای تسهیل کننده و مشتری، به این معنی است که گروه های متمرکز بیشتری را می توان در یک زمان کوتاه تر انجام داد. با این حال، کنفرانس ویدئویی مانع بین مدیران و شرکت کنندگان را ، اگر چه به میزان کمتری از گروه متمرکز تلفن، حفظ کرده است . از آنجا که شرکت های بزرگ و دانشگاه ها اغلب خود دارای امکانات کنفرانس ویدئویی داخلی هستند، اکثر کنفرانس ویدئویی گروه های متمرکزدر درون این مجموعه رخ می دهد.

  ضبط ، تجزیه تحلیل و گزارش

در ترتیبات چهره به چهره، برخی از مدیران سایت ها از ورقهای بزرگ کاغذ برای ثبت روند برروی دیواراتاق گروه متمرکزاستفاده می کنند ؛ دیگران از یک دفترچه یادداشت شخصی استفاده می کنند. مدیران مکان های جلسات برای تجزیه و تحلیل کامل مصاحبه هم  ویدئو وهم آدیدوتیپ ( audiotapes ) تهیه می کنند .مکالمات ضبط شده و یادداشت های مدیردر طول جلسات مختلف گروه متمرکز با استفاده از تجزیه و تحلیل های کنترل خلاصه میشود.این تحلیل ها حامی مالی پژوهش را با تصویر کیفی نگرانی ها ، ایده ها ، نگرش ها ، و احساس های پاسخ دهندگان آشنا می کند. 

مزایا و معایب

مزیت اصلی گروه متمرکز به عنوان یک ابزار تحقیقاتی تجسسی ، توانایی آن در به سرعت و ارزان بدست آوردن  درک مسائل اصلی یک موضوع می باشد. گروه های متمرکز کوتاه ، نسبتا ارزان ،وبسیار انعطاف پذیر هستند .آنها فرصتی را برای مدیر، محقق، و یا مشتری برای مشاهده واکنش ها  به پرسش های تحقیقاتی آنها در یک جلسه گروهی باز فراهم می کنند .شرکت کنندگان به جای آنکه مجبور باشند به یک روش رسمی پاسخ دهند ،با روش خود  پاسخ خواهند داد .از آنجا که آنها می توانند آزادانه به پاسخ های یکدیگر واکنش نشان دهند، اغلب غیر منتظره رخ می دهد.

  روش گروه متمرکز کاوش اطلاعات و ایده های جدید را بهترفعال  می کند .دستور کار می تواند اصلاح شود موقعی که تیم تحقیقاتی بر روی گروه متمرکز دیگری  تمرکزمی کند .حتی در این گروه متمرکز، یک تسهیل کننده ماهر می تواند بر روی ایده ها و بینش های گروه های قبلی کار کرده ، و به عمق بیشتر از فهم برسد . با این حال، با توجه به اینکه آنها دستگاه های کمی هستند ، با دقت نمونه گیری محدود ، نتیجه از گروه های متمرکز نبایستی جایگزینی برای تجزیه و تحلیل کمی در نظر گرفته شود . 

به حد عالی رساندن کارگران لنگرگاه

رئيس بندری در فنلاند مشکل بهره وری از کارگران با سابقه  بندر داشت .وقتی که نوبت کاری آنها  به پایان می رسید، کارگران  پست خود را ترک کرده ، ا بزار و ماشین آلات در هر کجا که ایستاده بود دها نموده ، انتظارداشته تعداد تا مشخصی از کارگران این تجهیزات با ارزش را به جایگاه و به محل واقعی اش برگردانند .  کارگران لنگرگاه برای پیوستن به این شرکت با دستمزدهای بالا ترغیب شده بودند ، اما ماهیت تکراری کار، وفاداری بالایی ایجاد ننموده  است .از موقعی که تکنولوژی به طور فزاینده ای نیاز به مهارت های جدید به این کارگران قرار داد ، کار ​​که زمانی خواستار نیروماهیچه بیشتری بود در حال حاضر  نیاز به نیرومغز بیشتری دارد . رئيس بندر شرکت مشاوره رابینزتین ( Rubinstein)  هلسینکی  فنلاند را ، برای دوباره روبراه کردن  طرح استخدام شرکت  خود انتخاب نمود . با استفاده از مصاحبه های دقیق در میان کارگران کنونی و مشکل بالقوه، رابینزتین (Rubinstein) یک مشکل بالقوه و فرصت استنباط از آن را  شناسایی نمود .کارکنان مسن تر و جدید  انتظاریک عمر اشتغال آرام را داشتند. کارگران جوان تر بیشتر فداکار بودند، آنها هر گونه اشتغال به عنوان یک تعهد مادام العمررا نمی دیدند. داده های مصاحبه رابینزتین (Rubinstein) ، به توصیه استراتژی جایگزین استخدام راهنمایی نمود:

به عنوان یک استراتژی ، کارگران جوان را ، کسانی که هم اکنون از خدمت نظام اجباری خارج شده ، و برای  بدست آوردن پس انداز مورد نیاز برای آموزش عالی به دنبال کسب حقوق های بالا بوده هستند ، هدف قراربده .

طراحی دو مرحله

راه مفید برای طراحی یک مطالعه تحقیقاتی به صورت یک طرح دو مرحله ای است. با این رویکرد، تجسس یک هدف جداگانه مرحله اول می شود (1 ) : تعریف روشن تحقیق و(2) توسعه طراحی تحقیق . 

در استدلال برای رویکرد دو مرحله ای ، ما می دانیم که خیلی  در مورد این مسئله شناخته نشده است اما باید قبل از اینکه تلاش و منابع تخصیص یابد،باید شناخته شود . در این شرایط، شخص  در محدوده  ناشناخته کار میکند ، که در آن پیش بینی مشکلات و هزینه های مطالعه دشواراست . پیشنهادهایی که تصدیق به عملی بودن این رویکرد می کنند به ویژه زمانی مفید است که بودجه پژوهش انعطاف ناپذیر است .یک تجسس محدود، با یک هزینه نسبتا کم ،خطر کمی برای هم حامی مالی وهم  پژوهشگر دارد  و اغلب اطلاعاتی را کشف می کند  که کل هزینه های تحقیقاتی را کاهش می دهد.

  یک مطالعه تجسسی هنگامی که محققان به موارد زیر دست یافته اند به پایان میرسید:

ابعاد عمده ای از کار تحقیقاتی ایجاد نموده باشد .

مجموعه ای از پرسش های فرعی  تحقیقاتی تعریف شده که می توانند به عنوان راهنما برای برنامه ریزی  طرح تحقیقاتی استفاده شود .

فرضیه های متعددی در مورد علل احتمالی معضل مدیریت توسعه داده شده باشد.

متوجه شده باشد  که بعضی  فرضیه های دیگرآنقدردارای  احتمال  دور است که می توان آنها را با خیال راحت در هر مطالعه بعدی  نادیده گرفت .

نتیجه کرفته باشد که تحقیقات بیشتری مورد نیاز  یا عملی نیست . 

مطالعات توصیفی

  در مقایسه با مطالعات تحقیقاتی ، مطالعات رسمی معمولا با فرضیه هایی که به روشنی بیان شده و یا با سوالات تحقیقی، ساختاریافته اند .مطالعات رسمی مورد استفاده بسیاری از اهداف پژوهشی هستند :       

  شرح پدیده ها یا ویژگی های مرتبط با جامعه موضوع (  کی ، چه، زمان ، کجا ، و چگونه از یک موضوع) .       

   برآورد نسبت جمعیت که این ویژگی را دارند .        

   کشف ارتباط میان متغیرهای مختلف .       

   کشف و اندازه گیری از روابط علت و معلولی بین متغیر ها .  

   سه هدف اول پژوهش های  رسمی معمولا در ارتباط با مطالعات توصیفی بوده ، در حالی که هدف چهارم برای  بیان مطالعه روابط علت و معلولی می باشد.      

 یک مطالعه توصیفی ممکن است ساده باشد ، و ممکن است آن را در گزینه های بسیاری انجام داد . درهر فرمی ، یک مطالعه توصیفی می تواند درست همون گونه خواستار مهارت های پژوهشی باشد که مطالعات علت و معلولی است، و ما باید بر روی استانداردهای لازم برای طراحی و اجرای اصرار کنیم .

ساده ترین مطالعه توصیفی مربوط به یک سوال یا فرضیه تک متغیره است که در آن ما در مورد، و یا حالت ، فرم، توزیع، و یا وجود یک متغیر می پرسیم . در تجزیه و تحلیل حسابهای شرکت بانک چویس، ما ممکن است علاقه مند به تحقیق مشخصات پس اندازکنندگان  باشیم . ما در ابتدا ممکن است بخواهیم  آنها را در رابطه با  شعبه اصلی جستجو کنیم .این سوال ممکن است، "چند درصد ازپس اندازکنندگان داخل شعاع دو مایلی از شعبه زندگی می کنند؟"با استفاده از قالب فرضیه، ما ممکن است پیش بینی کنیم ، "60 درصد یا بیشتر ازپس اندازکنندگان در داخل شعاع دو مایلی از شعبه زندگی می کنند."

 ما همچنین ممکن است علاقه مند به بدست آوردن اطلاعاتی مربوط به متغیرهای دیگر ، از قبیل اندازه نسبی حساب، تعداد حسابها برای افراد زیر سن قانونی،تعداد حسابهایی که ظرف شش ماه گذشته افتتاح شده ، و میزان فعالیت (تعداد سپرده ها و برداشت ها در هر سال) در حسابها باشیم .داده های مربوط به هر یک از این متغیرها، به تنها یی ، ممکن است برای تصمیمات مدیریت ارزش داشته باشند .روابط دوتایی بین اینها یا متغیرهای دیگر ممکن است حتی دارای منافع بیشتری باشد . جدول بندی متقابل بین فاصله از محل اقامت و یا اشتغال صاحب حساب تا شعبه و فعالیت حساب ممکن است نشان دهد که اندازه های مختلف فعالیت مربوط به محل سکونت صاحب حساب میباشد . جدول بندی متقابل از اندازه حساب و جنسیت صاحب حساب نیز ممکن است ارتباطی را نشان دهد . چنین روابط همبستگی لزوما دلالت بریک رابطه علت و معلولی نیست .        مطالعات توصیفی اغلب بسیار پیچیده تر از این مثال هستند .یک مطالعه از پس اندازکنندگان به صورتی که شرح داده شد  شروع گردید وپس از آن به مطالعات عمیق تری رفت . بخشی از این مطالعه شامل مشاهده سوابق حسابها شد که نشان داد که انبوهی از پس اندازکنندگان دراطراف شعبه است . حساب های آنها به طور معمول نسبت به کسانی که در دورتر زندگی می کردند بیشتروفعال تر بود . بررسی نمونه ای از پس اندازکنندگان  اطلاعاتی را در مورد مراحل چرخه زندگی خانوادگی، نگرش نسبت به پس انداز ، سطح درآمد خانواده، و مسائل دیگرفراهم نمود .ارتباط این اطلاعات با داده های پس اندازهای شناخته شده نشان داد که زنان صاحب حسابهای بزرگتر هستند . تحقیقات بیشتر نشان داد که زنان  با حساب های بزرگتر اغلب بیوه یا زنان مجرد کارمندی بودند که مسن تر از متوسط دارنده گان حسابها می باشند . اطلاعات در مورد نگرش و شیوه های صرفه جویی آنها به استراتژی های تجاری جدید در بانک منجر شده است.   

  مدارک جمع آوری شده روابط اتفاقی را پیشنهاد می دهد. ارتباط بین نزدیکی به شعبه و احتمال داشتن یک حساب درشعبه این پرسش بوجود می آورد  "چرا باید افرادی که دور از شعبه زندگی می کنند، آنجا حساب داشته باشند ؟" در این نوع سوال یک فرضیه بزرگترین مشارکتش را - با اشاره  به جهتی که  این پژوهش ممکن است دنبال کند- می سازد . ممکن است فرض شود که 

پس اندازکنندگان دورتر (به عنوان کسانی که بطور عملیاتی با آدرس های بیش از دو مایل از شعبه تعریف شده اند ) در نزدیکی شعبه حساب دارند ، بعلت اینکه آنها زمانی در نزدیکی شعبه زندگی می کردند، آنها "در نزدیکی" بودند زمانی که تصمیم به بازکردن حساب شده بود .

پس اندازکنندگان دورتردرواقع درنزدیکی شعبه زندگی می کنند، اما آدرس درحساب در خارج ازشعاع دومایلی است:آنها"در نزدیکی"هستند. اما پرونده این را نشان نمی دهد.   

  پس اندازکنندگان دورتردر نزدیکی شعبه کار می کنند ؛ آنها به موجب محل کار خود "در نزدیکی" هستند.        پس اندازکنندگان دورتر به طور معمول در نزدیکی شعبه نیستند ، اما به تبلیغاتی که آنها را به بانک تشویق می کرد پاسخ داده اند این نوع دیگری از "نزدیکی" که مفهوم را به یک "راحتی" تبدیل شده است .

ترجمه صفحات 38 تا 47 کتاب روش تحقیق کوپر

رویکرد علمی

در مقام مقایسه، چنان‌چه ابزارهای تفکر را به "فکر" علم تشبیه نماییم، آن‌گاه رویکرد علمی همچون روح آن خواهد بود. رویکرد علمی از جمله عوامل مؤثری است که امکان یافته های علمی جدید را فراهم می‌آورد. در بسیاری از جنبه های علمی، محققان ناچارند تا با فرض قرار دادن برخی موارد، نسبت به پیش‌بینی سایر عوامل مؤثر در تحقیق اقدام نمایند.

به طور مثال، کنجکاوی اندیشمندان موجب شده است که رابطه بین بهره‌وری و رضایت شغلی کارکنان مورد توجه قرار گیرد. در اولین گام، هاتورن (1) در تحقیقات خود نشان داد که رضایت شغلی کارکنان موجب افزایش بهره‌وری در سازمان می‌گردد. از آن‌جایی که تحقیقات بعدی وجود چنین رابطه‌ای را تأیید نکرد، این ایده مطرح شد که بهره‌وری و رضایت شغلی کارکنان به طور مستقیم با یکدیگر در ارتباط نبوده و این رابطه تحت تأثیر متغیرهای دیگری نیز می‌باشد. در حال حاضر، این اعتقاد وجود دارد که عوامل مؤثر بر بهره‌وری تنها محدود به دلایل مرتبط با شغل نبوده و بهره‌وری نیز در وظایف آسان و پیچیده، متفاوت می‌باشد. از این رو است که امروزه در مطالعه چنین رابطه‌ای، بسیاری از متغیرهای مرتبط (2) با این زمینه نیز در نظر گرفته می شوند. از آغاز پرسش چنین سؤالی تا کنون بیش از 30 سال می گذرد. همراه شدن کنجکاوی طرح سؤالات و هیجان کسب آگاهی از نادانسته ها، عامل انگیزشی این محققان در ادامه مسیر کشف حقیقت بوده است.

انگیزه و علاقه دانشمندان به کشف ناشناخته‌ها ریشه در گرایش ذاتی انسان‌ها به پی بردن به ذات خلقت و ورود به فضاهای جدید و عمیق شدن در محیط پیرامون وی دارد. چنین رویکردی به تحقیق، به پژوهشگر حس مفید بودن و هیجان کشف ناشناخته ها را داده و لذا تلاش می‌نماید تا نظام حاکم بر پدیده‌ها را به منظور پایه‌گذاری حوزه جدیدی از علم در نوردد.

شناخت تئوری: اجزاء و ارتباطات

در اجزای یک تحقیق، نظام و نحوه ارتباط درونی پدیده‌ها با یکدیگر شناخته و توضیح داده می‌شوند. به طور مثال، محقق در نظر دارد که در یابد "پاسخ کارکنان به نظام جدید ساعات کاری که دارای انعطاف بیشتری می‌باشد، چگونه خواهد بود؟" و یا "چرا شاخص بازار سهام در برخی موارد روندی خلاف جهت نشان‌گر ها اقتصادی را طی می‌نماید؟". هنگام مواجهه با چنین پرسش‌هایی، بایستی در مورد تعاریف اتفاق نظر وجود داشته باشد. کدام کارکنان؟ کدام پاسخ؟ چه نشان‌گرهای اقتصادی؟ پاسخ به این سؤالات مستلزم استفاده از مفاهیم، ساختارها و تعاریف می‌باشد. این اجزاء که همچون آجرهای بنای یک ساختمان (تئوری) می‌باشند، در ادامه مطرح خواهند گردید.

مفاهیم

شناخت ارتباط و اطلاعات حاصل از رویدادها و اجزاء مختلف، مستلزم وجود بستر مشابه مابین آن‌ها است. یک "مفهوم"(3) غالباً حوزه معنای مورد قبول و ویژگی‌های حاکم بر مجموعه‌ای از رویدادها، اجزاء، شرایط و موقعیت‌ها را توضیح می‌دهد. ایجاد یک مفهوم عمدتاً از طریق طبقه‌بندی اجزاء و رویدادهای دارای ویژگی مشابه تحت یک عنوان صورت می‌پذیرد. هنگامی که به طور مثال، شما با یک مفهوم به نام کارت گارانتی مواجه می شوید، تنها یک کارت خاص را که مشاهده می‌نمایید مورد نظر نخواهد بود؛ بلکه این مفهوم حاصل از تمامی "کارت‌های گارانتی" می‌باشد که شما با آن ویژگی‌های خاص قبلا برخورد داشته‌اید.

این مفاهیم به طور انتزاعی نام‌گذاری می‌گردند و بخشی از هویت وجودی مجموعه‌ای از اقلام پیرامون را تشکیل خواهند داد. به وطور مثال، هنگامی که یک خانم از کنار شما عبور می‌نماید، شما با نحوه حرکت اندام‌های وی متوجه می‌شوید که در حال دویدن، راه رفتن، صحبت کردن و یا مباحثه کردن است. همچنین همین مفاهیم هستند که یک زن را از یک مرد جدا نموده و فرق بین تراکتور یا اسب را نشان می‌دهد. همه ما از مفاهیم زیادی به طور روزمره در مکالمات و فعالیت‌های خود استفاده می‌نماییم.

منابع مفاهیم

مفاهیمی که به طور گسترده و روزمره مورد استفاده همگان قرار می‌گیرند، به سبب ویژگی پر کاربرد بودن، در طول زمان ایجاد شده‌اند و همه ما نیز به طور روزمره از آن‌ها در زندگی شخصی خود نیز استفاده می‌نماییم. در تمام جوامع نیز این مفهوم وجود دارد؛ گو این‌که به زبان‌های مختلف بیان شوند. برخی مفاهیم مختص یک فرهنگ خاص می‌باشند و شاید تا کنون به زبان‌های دیگری ترجمه نشده باشند.

مفاهیم روزمره بخش عمده‌ای از مفاهیم مورد استفاده را حتی در پژوهش‌ها تشکیل می‌دهند. لیکن چالش اصلی هنگام مواجهه با مفاهییم جدیدی است که بعضاً تلاش دارند تا ایده‌های جدیدی را منتقل نمایند. در این خصوص می‌توان از زبان‌های دیگر و یا حوزه‌های دیگر علمی کمک گرفت. به طور مثال، مفهوم کشش (4) از فیزیک برداشت شده و در بازاریابی مورد استفاده قرار گرفته شده است تا مفهومی جدید در زمینه نحوه خرید مصرف‌کنندگان را تشریح نماید. به همین ترتیب مفاهیم فاصله (5) در رفتارشناسی و سرعت (6) در اقتصاد از علم فیزیک اقتباس گردیده‌اند.

چنین اقتباسی همواره در عمل کاربردی نبوده و در برخی موارد، محقق ناگزیر به تغییر دامنه شمول یک مفهوم  و یا استفاده از کلمات جدید برای تشریح آن می‌باشد. کلمه "مدل" (7) جزو دسته اول می باشد. حالت دوم نیز برای محققان حوزه‌های فیزیک و پزشکی کاربرد بیشتری دارد.

اهمیت مفاهیم در تحقیقات

مفاهیم جزو بنیان‌های تمامی تفکرات و ارتباطات می‌باشند و در صورت کم توجهی به اهمیت آن‌ها در تحقیق، چالش‌های حدی فرا رو خواهد بود. از این رو دقت و جامعیت آن‌ها بایستی همواره مد نظر یک پژوهش‌گر باشد. فرضیه‌ها نیز با استفاده از مفاهیم شکل می‌گیرند. جمع‌آوری، سنجش و اندازه‌گیری داده‌ها نیز تماماً مبتنی بر مفاهیم خواهند بود. در واقع موفقیت یک تحقیق بستگی به الف) شکل‌گیری دقیق مفهوم تحقیق و ب) میزان درک مفاهیم از سوی دیگران خواهد داشت. حتی اندازه‌گیری رفتارها که مفهومی مجرد می‌باشند نیز تنها از طریق تعیین مفاهیم امکان‌پذیر خواهد بود.

چالش اصلی در ارائه مفاهیمی است که دیگران نیز به طور دقیق آن‌ها را درک نمایند. به طور مثال، از پاسخ‌دهندگان سؤالی درباره جمع درآمد خانواده آن‌ها پرسیده می‌شود. با وجود آن‌که چنین مفهومی در مورد درآمد خانواده ممکن است در وهله نخست بسیار ساده فرض شود، لیکن ابهاماتی همچون موارد زیر نیز می‌توانند بروز نمایند: دروه زمانی این درآمد، مثلاً هفتگی، ماهانه یا سالیانه؛ قبل یا بعد از مالیات بر درآمد؛ فقط برای سرپرست خانوار یا تمامی اعضای آن؛ شامل فقط اقلام حقوق و دستمزد و یا تمامی اقلام شامل سود سپرده، بهره و سرمایه‌گذاری در سهام.

دشواری‌های استفاده از مفاهیم

استفاده از مفاهیم در عمل دشواری‌هایی را برای پژوهشگر فراهم می‌آورد. مهمترین این مشکلات در معانی متفاوتی است که افراد مختلف در ذیل یک عنوان ممکن است گردآورند. این دشواری آن قدر بزرگ است که در ارتباطات روزمره انسان‌ها نیز خودنمایی می‌نماید؛ به طروی که بعضاً افرادی مشاهده می‌شوند که با وجود آن‌که به زبان واحدی سخن می‌گویند، لیک امکان ارتباط با یکدیگر را ندارند. ممکن است همه ما درباره مفاهیمی همچون سگ، میز، لامپ، پول، کارمند و همسر توافق نظر داشته باشیم (آخرین مورد را شک دارم! – مترجم).  لیکن دستیابی به چنین اتفاق نظری در خصوص مفاهیمی همچون خانوار، مبادله خُرد، کاربر عادی، بدهکار و فروش دشوارتر به نظر می‌رسد. چنین چالشی در خصوص مفاهیمی همچون رهبری، انگیزش، شخصیت، جایگاه اجتماعی و سیاست‌های مالی با وجود آن‌که به طور متداول مورد استفاده قرار می‌گیرند، پررنگ‌تر نیز می‌باشد. به طور مثال، در مورد "شخصیت" (8) بیش از 400 مورد تعریف در ادبیات موضوعی ارائه شده است. با این وجود، محققان هنوز درباره ابعاد و جنبه‌های مختلف این مفهوم بحث و تبادل نظر می‌نمایند.

میزان عینیت یک مفهوم تا حدود زیادی بر چالش برانگیز بودن آن تأثیرگذار است، بدین ترتیب که شناخت مفاهیم مجرد بسیار دشوارتر از مفاهیمی است که دارای عینیت بیرونی می‌باشند. میز یک مفهوم عینی است و با مشاهده آن می‌توان مفهوم ورد نظر را در ذهن تداعی نمود. درک و به تصویر کشیدن یک مفهوم مجرد همچون شخصیت بسیار دشوار است. به این مفاهیم مجرد ساختار اطلاق می‌شود.

ساختارها

همان‌طور که در تحقیقات حوزه علوم اجتماعی نیز بیان می‌گردد، یک ساختار(9) تصویر و یا ایده‌ای است که برای پژوهش و یا به جهت ایجاد یک تئوری ارائه می‌گردد. ساختارها معمولاً از ترکیب برخی مفاهیم ساده‌تر تشکیل می‌گردند، خصوصاً در مواردی که انتقال مفاهیم یک پدیده به جهت مجرد بودن آن دشوارتر باشد. به طور مثال، "رضایتمندی مشتری" (10) نمونه‌ای از ساختارها می‌باشد.

مفاهیم و ساختارها به سادگی با یکدیگر به اشتباه گرفته می‌شوند. یک تحلیل‌گر منابع انسانی در یک شرکت معماری را در نظر بگیرید که نویسندگان حرفه‌ای را در استخدام خود دارد که دستورالعمل‌های استفاده از محصولات را برای مشتریان می‌نویسند. تحلیل‌گر مذکور در نظر دارد تا ویژگی‌های هر شغل را به منظور طراحی مجدد آن‌ها شناسایی نماید. وی می‌داند که شرح شغل یک نویسنده حرفه‌ای از سه جزء تشکیل شده است: "توانایی ارائه مطالب"، "مهارت‌های زبان" و "علاقه به کار". مطالعات وی ویژگی‌های دقیق‌تری را نیز مشخص نمود.

نمودار ذیل برخی از مفاهیم و ساختارهایی که این تحلیل‌گر با آن‌ها روبرو می‌باشد را بیان می‌دارد. مفاهیم درج شده در پایین‌ترین بخش تصویر("کیفیت نگارش"، "ایرادهای پیش‌نویس" و "سرعت تایپ") عینی‌ترین مفاهیم بوده و سنحش و اندازه‌گیری آن‌ها نیز به نسبت سایرین آسان‌تر است. به طور مثال، تحلیل‌گر می‌تواند سرعت تایپ را مشاده نموده و یا حتی از معیارهای متداول موجود برای سرعت تایپ نیز استفاده نماید. مفهوم "سرعت تایپ" یکی از مفاهیمی است که مجتمعاً با یکدیگر ساختاری را تحت عنوان "توانایی ارائه مطالب" تشکیل داده‌اند. "توانایی ارائه مطالب" کیفیتی است که ذاتاً وجود خارجی نداشته و ساختاری است که توسط محقق به وجود آمده و از آن بدین جهت استفاده می‌شود که ایده کلی حاصل از آمیختن سه مفهوم ذیل آن را به مخاطب القاء نماید. تحلیل‌گر از این مفهوم به جهت نام‌گذاری مجموعه مفاهیمی که شکل دهنده آن ساختار می‌باشند، استفاده نموده است.

مفاهیم بیان شده در سطح دوم تصویر شامل "دایره لغات"، "دستور زبان" و "صحت املاء" می‌باشد. تحلیل‌گر بر این باور بوده است که این سه مفهوم با یکدیگر مرتبط بوده و لذا، ساختاری را تشکیل داده‌اند که تحلیل‌گر آن‌را "مهارت‌های زبان" نام‌گذاری نموده است؛ چرا که این سه مفهوم با یکدیگر تسلط نویسنده بر زبان را برای شرح شغل مورد نظر فراهم می‌آورند. مهارت‌های زبان از آن جهت در سطح بالاتری از انتزاعی بودن قرار گرفته است که سنجش عینی دو مفهوم تشکیل دهنده آن (شامل "دایره لغات" و "دستور زبان") به نسبت پیچیده‌تر می باشد.

تحلیل‌گر هنوز نتوانسته است که ساختار آخر "علاقه به کار" را مورد سنجش قرار دهد. این ساختار حداقل امکان مشاهده و حداکثر دشواری برای سنجش را دارا می باشد. به نظر می‌رسد که این ساختار از مفاهیم متعددی تشکیل شده باشد که بسیاری از آن‌ها نیز انتزاعی می‌باشند. محققان غالباً به این موجودیت‌ها "ساختارهای فرضی" (11) می‌گویند؛ چرا که این موارد تنها از داده‌ها استخراج شده و تنها پس از آزموده شدن، امکان تأیید آن‌ها وجود دارد.

 تعاریف

سردرگمی در خصوص تعریف مفاهیم می‌تواند ارزش یک مطالعه علمی را به طور کلی از بین برد. در صورتی که لغات دارای مفاهیم و کاربردهای مختلفی برای افراد درگیر در آن باشد، ارتباط بین این افراد دشوار خواهد بود. ارائه تعاریف یکی از راه‌های کاهش چنین چالشی است.

محقق بایستی با دو دسته از تعاریف دست و پنجه نرم نماید: تعاریف کتاب لغات و تعاریف عملیاتی. در کتاب لغات معمولاً مفاهیم با استفاده از کلمات مترادف تعریف می‌گردند. چنین تعریفی ممکن است برای امور روزمره مفید واقع گردد، لیکن برای اجرای پژوهش غالباً کاربردی نخواهد بود. از آن‌جایی که محقق در نظر دارد مفاهیم و ساختارها را مورد اندازه‌گیری و سنجش قرار دهد، نیازمند تعاریفی دقیق‌تر و جامع‌تر خواهد بود.

تعاریف عملیاتی

یک تعریف عملیاتی به طور دقیق معیارهای سنجش و یا اندازه‌گیری را بیان می‌دارد؛ به طوری که محقق بایستی بر اساس آن قادر به شمارش و یا اندازه‌گیری موضوع تعریف بوده و یا به ترتیبی با استفاده از حواس پنج‌گانه خود، شناخت کافی را از موضوع تعریف کسب نماید. موضوع تعریف چه کاملاً مادی (مانند ماشین‌آلات کاری) و یا کاملاً مجرد (مثل انگیزش موفقیت) باشد، تعریف بایستی به طور دقیق موضوع مورد نظر را تعریف نموده و ویژگی‌های آن را بر شمارد. ویژگی‌ها و فرآیندها در تعریف بایستی آن‌چنان دقیق باشد که هر شخصی که آن را مطالعه می‌کند، بتواند برداشت یکسانی از آن داشته باشد. همچنین تعاریف عملیاتی ارائه شده از یک پدیده واحد حسب مورد استفاده و نحوه سنجش آن‌ها می‌توانند متفاوت باشند.

تصور کنید محققی در نظر دارد میزان "تعهد سازمانی" (12) را اندازه‌گیری نماید. ممکن است شما در درون خود درکی از این مفهوم داشته باشید، لیکن اندازه‌گیری آن درمیان کارکنان امری دشوار خواهد بود. در این راستا، لازم است که مقیاسی برای تعهد طراحی شده و یا از مقیاس طراحی شده توسط پژوهشگری دیگر استفاده شود. این مقیاس به طور عملیاتی این متغیر را تعریف خواهد نمود.

با وجود آن‌که تعاریف عملیاتی لازمه‌ای اساسی در تحقیقات می‌باشند، لیکن مخاطراتی نیز در استفاده از آن‌ها متصور است. خطری که همواره در کمین است، تصور یکسان بودن مفهوم و تعریف عملیاتی می‌باشد. در برخی موارد فراموش می‌شود که تعریف تنها شناختی محدود از یک مفهوم و یا ساختار را ارائه می‌نماید. لذا تعریف عملیاتی در یک تحقیق کاملاً بر موضوع و جنبه خاص آن تأکید داشته و شخص دیگری می‌تواند با دیدگاه و زاویه دید خاص خود نسبت به آن موضوع، تعریف عملیاتی دیگری را ارائه نماید.هنگامی که اندازه‌گیری بر اساس معیارهای مورد نظر دو تعریف مختلف با هم دارای همبستگی بالایی باشند، این همبستگی دلالت بر آن دارد که هر دو تعریف به طور قابل قبولی مفهوم واحدی را اندازه‌گیری می‌نمایند. دشواری‌های تعاریف عملیاتی در هنگام مواجهه با ساختارها خود را بیش از پیش نشان می‌دهد. جنبه‌های بیرونی ساختارها بسیار کمتر است، از این رو، اطمینان یافتن از آن‌که یک تعریف واقعاً آن‌چه که محقق به دنبال آن است اندازه‌گیری می‌نماید، را تا حدود زیادی دشوار خواهد نمود.

متغیرها

پژوهشگران در دو سطح تئوریک و عملی فعالیت می‌نمایند. در سطح تئوریک، بایستی بدواً ساختارها شناسایی شده و ارتباط آن‌ها با تئوری‌ها و گزاره‌ها تبیین گردد که در این سطح، امکان مشاهده ساختارها وجود نخواهد داشت. در سطح عملیاتی، تبدیل گزاره‌ها به تئوری و آزمون آن‌ها مد نظر است که در طی آن، محقق بایستی با متغیرها سر و کار داشته باشد. در عمل، عبارت "متغیر" (13) به عنوان کلمه‌ای مترادف برای ساختارهایی به کار می‌رود که مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. لذا متغیر نمادی از آن ساختار است که به آن مقادیر و یا اعداد نسبت داده می‌شوند.

مقادیر عددی نسبت داده شده به یک متغیر بر مبنای ویژگی‌های آن می‌باشد. به طور مثال، برخی متغیرها که به آن‌ها متغیرهای دوگانه (14) گفته می‌شود، تنها می‌توانند دو مقدار را دریافت نمایند که وجود یا عدم وجود آن موجودیت را نمایان می‌کنند. شاغل یا بیکار؛ 0 یا 1. همچنین متغیرها می‌توانند مقادیری در خصوص اطلاعات جمعیتی همچون نژاد یا مذهب را نیز در خود جای دهند. اطلاعات حاصل از چنین متغیرهایی، اطلاعات گسسته (15) خواهد بود. در مقابل، متغیرهایی همچون درآمد یا سن داده‌های پیوسته هستند.

متغیرهای مستقل و وابسته

محققان به شناسایی روابط بین متغیرها علاقه‌مند می‌باشند. به طور مثال، آیا یک روش مدیریتی (متغیر مستقل) بر رضایتمندی شغلی کارکنان (متغیر وابسته) تأثیرگذار است؟ ضروری است به یاد داشته باشید که یک متغیر می‌تواند بر حسب گزاره ارائه شده نقش مستقل و یا وابسته را ایفا نماید.

متغیرهای تعدیل کننده

در هر رابطه‌ای، حداقل یک متغیر مستقل (IV) و یک متغیر وابسته (DV) وجود دارد. غالباً این‌گونه فرض می‌شود که IV به نوعی موجب DV می‌گردد. در رابطه‌های ساده، تمامی متغیرهای دیگر کنترلی محسوب شده و از آن‌ها صرف‌نظر می‌گردد.

در شرایط واقعی مطالعه، چنین رابطه ساده و یک به یکی به سختی حاصل شده و یا بایستی آن را به جهت تأثیر سایر متغیرها تعدیل نمود. یک متغیر تعدیل کننده (16) متغیر مستقل دومی است که در تحقیق وارد می‌شود تا تأثیر آن بر رابطه DV-IV مورد بررسی قرار گیرد.

به طور مثال: ارائه طرح چهار روز کاری در هفته (IV) موجب بهره‌وری بیشتر کارکنان (DV)، خصوصاً در میان کارکنان جوان (MV) می‌شود.

متغیرهای کنترل

تقریباً تعداد بیشماری متغیرهای کنترلی (17) وجود دارند که می‌توانند بر تحقیق تأثیرگذار باشند. برخی از این متغیرها را می‌توان متغیرهای مستقل و یا تعدیل‌کننده قلمداد نمود؛ لیکن بسیاری از آن‌ها از دایره شمول مطالعه خارج می‌شوند. خوشبختانه بسیاری از این متغیرها برای شرایط تحقیق تأثیرگذاری خاصی نخواهند داشت و به سهولت قابل اغماض می‌باشند. در تحقیقات با ورود متغیرهای کنترل، رابطه IV-DV با مفروضات جدیدی مواجه شده و مطالعه دارای جهت‌دهی خاصی خواهد گردید.

متغیرهای مداخله‌گر

در یک رابطه علی، متغیرها بایستی به طور مشخص تعریف و شرایط آن‌ها مشخص شده باشد. می‌توان این متغیرها را مشاهده نموده و یا شمارش کرد. لیکن در برخی موارد با توصیفات ارائه شده از سوی یک متغیر، پژوهشگر رضایت کافی را نمی‌یابد. از این رو، متغیرهای مداخله‌گر (18) به عنوان عواملی که به صورت تئوریک پدیده مورد مشاهده را تحت تأثیر قرار می‌دهند، وارد پژوهش می‌گردند. این متغیرها قابل مشاهده، دستکاری و یا اندازه‌گیری نمی‌باشند. تأثیر این متغیرها بایستی از نحوه تغییر در متغیرهای مستقل و یا تعدیل کننده بر روی پدیده مورد مشاهده تعیین گردد.

گزاره‌ها و فرضیه‌ها

در ادبیات تحقیق، درباره تعریف عبارت گزاره (19) و فرضیه (20) اتفاق نظر وجود ندارد. گزاره به عنوان عبارتی در مورد مفاهیم تعریف می‌گردد که ممکن است در صورت اطلاق آن به یک پدیده صحیح و یا غلط باشد. هنگامی که یک گزاره برای آزمون علمی به نحو قابل قبولی ارائه می‌گردد، به آن فرضیه می‌گویند.

فرضیه‌ها همچنین به عنوان متغیرهایی هستند که بر اساس آن‌ها می‌توان متغیرها را به "موضوعات" نسبت داد. "موضوعات" در این موقعیت، به معنی موجودیت و یا چیزی است که درباره آن صحبت می‌شود. متغیرها نیز ویژگی‌ها و خصوصیات آن را ارائه می‌نمایند. به طور مثال می‌توان فرضیه زیر را مطرح نمود:

مدیرعامل شرکت آقای جونز (موضوع)  دارای انگیزش کاری بیش از میانگین می‌باشد (متغیر).

در صورتی که موضوع بررسی ما بیش از یک موضوع را در بر گیرد، بایستی به آن عمومیت (21) بخشید. به طور مثال:

مدیران اجرایی شرکت الف (موضوع) دارای انگیزش کاری بیش از میانگین می‌باشد (متغیر).

 

(1) Hawthorne

(2) Contextual Variables

(3) Concept

(4) Gravitation

(5) Distance

(6) Velocity

(7) Model

(8) Personality

(9) Construct

(10) Customer Satisfaction

(11) Hypothetical Constructs

(12) Organizational Commitment

(13) Variable

(14) Dichotomous

(15) Discrete

(16)  Moderating Variables

(17) Extraneous Variables

(18) Intervening Variables

(19) Proposition

(20) Hypothesis

(21) Generalization

ترجمه صفحات 48 تا 53 و 93 کتاب روش تحقیق کوپر

فرضیه توصیفی :

هردو فرضیه بالا نمونه هایی از فرضیه توصیفی می باشند و گزاره هایی می باشند که وجود ، اندازه ، شکل یا توزیع برخی از متغیرها را بیان می دارند . برای مثال:

در دیترویت ( موضوع ) نرخ بیکاری فصلی تعدیل شده در اکتبر (متغیر ) ، 3.7 درصد نیروهای کار است .

شهرهای آمریکایی ( موضوع ) دچار مشکلات بودجه ای هستند ( متغیر )

هشتاد درصد سهامداران شرکت Z ( موضوع) علاقمند به افزایش سود تقسیمی می باشند ( متغیر )

هفتاد درصد تحصیل کنندگان مرد در سطح دبیرستان ( موضوع ) به کاوش جهت یافتن قطعات قابل بازیافت فلزی در توپ اندازی ارتش می پردازند ( متغیر)

محققان اغلب بجای استفاده از فرضیه توصیفی از سوال تحقیق استفاده می کنند . بنابراین به جای فرضیه های بالا می توان سوالات زیر را مطرح کرد:

نرخ بیکاری در دیترویت چقدر است ؟

آیا شهرهای آمریکایی با کمبود بودجه مواجه اند ؟

آیا سهامداران شرکت Z  علاقمند به افزایش سود تقسیمی هستند ؟

آیا اغلب تحصیل کردگان مرد در مقطع دبیرستان به کاوش جهت یافتن قطعات قابل بازیافت فلزی در  توپ اندازی ارتش می پردازند ؟

هر دو شکل قابل قبول است اما فرضیه توصیفی دارای مزایایی می باشد :

به محققان امکان شکل دهی به تفکر در مورد روابط احتمالی موجود را می دهد.

به آنها امکان تفکر در مورد یافته های منجر به رد یا قبول ادعا را می دهد.

برای اندازه گیری و آزمایش اهمیت آماری مفید می باشد.

 

فرضیه نسبی :

سوال ( مساله ) تحقیق کمتر در شرایط وجود فرضیه نسبی مورد استفاده قرار می گیرد .  اینها عباراتی هستند که رابطه میان 2 متغیررا  با توجه به شرایطی مورد بررسی قرار می دهند . برمثال : " ماشینهای خارجی ( متغیر ) از نظر مصرف کنندگان آمریکایی ( موضوع ) دارای کیفیت بهتری ( متغیر ) از ماشینهای داخلی هستند " در این مثال ماهیت ارتباط میان 2 متغیر ( کشور مبدا و کیفیت ) مشخص نشده است . آیا ( اشاراتی مبنی بر رخ دادن متغیرها در ارتباط با قابلیت پیش بینی و یا مسئولیت یک متغیر در قبال متغیر دیگر وجود دارد ؟ تغبیر اول  ( ارتباط نامشخص) بیانگر یک ارتباط همبستگی و دومی ( ارتباط قابل پیش بینی ) بیانگر رابطه توضیحی یا اتفاقی است .

 

 

 

فرضیه همبستگی :

صرفاً بیانگر این مطلب است که متغیرها در شرایط ویژه ای با یکدیگر اتفاق می افتند بدون اینکه یکی منجر به

دیگری شود . چنین ادعاهای ضعیفی زمانی اتفاق می افتد که بر وجود برخی نیروهای تصادفی تاثیر گذار بر هر 2 متغیر ایمان داریم یا شواهدکافی برای ایجاد ارتباط قوی تر در ادعا خود نداریم . سه مثال از این فرضیه ها به قرار زیر است :

چرخکارهای جوان ( زیر 35 سال ) بهره وری کمتری از چرخکارهای 35 سال و بالاتر دارند . طول لبه کت بانوان بطور مستقیم با سطح چرخه تجاری در ارتباط است .

مردم آتلانتا امتیاز بالاتری نسبت به مردم سنت لونیس به رئیس جمهور می دهند.

بادر نظر گرفتن آنها بعنوان فرضیه همبستگی ادعایی در این باره که یکی منجر به تغییرات دیگری یا ایجاد ارزش متفاوت می شود ، نداریم با این وجود محققان دیگر ممکن است یک یا 2 عدد از این فرضیات را بعنوان منعکس کننده رابطه علت و معلومی برشمارند.

فرضیه توضیحی (علّی) بیانگر این مطلب است که وجود یا تغییر یک متغیر منجر به تغییر متغیر دیگر می شود. همانطور که بیشتر نیز گفته شد، متغیر علّی ، متغیر مستقل (IV) نامیده می شود و دیگری متغیر واسه ( DV ) است. علت به معنی کمک به رخداد است بنابراین IV تنها دلیل موجود برای وجود یا تغییر در DV نیست . چهار مثال از این نوع فرضیات به قرار زیر است :

افزایش درآمد خانوار (IV) منجر به افزایش پس انداز می شود ( DV )

ارائه مشکلات صنعت در سازمان (IV) منجر به نگرش مثبت (DV) کارگران تولید نسبت به سازمان می شود .

وفاداری به یک فروشگاه زنجیره ای (IV) منجر به افزایش احتمال خرید مارک های خصوصی (DV ) پشتیبانی شده توسط آن فروشگاه می شود .

افزایش قیمت سیم های مس اسقاطی (IV) منجر به افزایش و کاوش در زباله های نظامی (DV ) می شود .

برای مطرح سازی یا تفسیر این فرضیه ، محقق بایستی جهت تاثیر را در نظر بگیرد . در بسیاری موارد  جهت گیری از طبیعت متغیرها قابل درک است . بنابراین ، فرض افزایش پس انداز خانوار بدلیل افزایش درآمد محتمل از کم شدن پس انداز است . این مطلب در مورد مثال چهارم نیز مصداق دارد . گاهی توانایی تعیین جهت تاثیر بر نحوه چیدمان محقق وابسته است. در فرضیه نگرش کارکنان در صورتی که به دنبال افشاگری، سریعاً اندازه گیری نگرش صورت گیرد جهت تاثیر مشخص است . در صورتی که هر 2 اطلاعات دریک زمان جمع آوری شود محقق به توجه این مطلب می پردازد که نگرش های مختلف منجر به درک یا عدم درک انتخابی پیغام های ناشی از افشاگری شده اند .

وفاداری به فروشگاه و خرید مارک های آن بایکدیگر وابستگی متقابل دارند . وفاداری به فروشگاه منجر به افزایش احتمال خرید مار های مختص به آن فروشگاه می شود اما رضایت از این مارک ها نیز منجر به وفاداری بیشتر به فروشگاه می شود.

 

نقش فرضیات :

در تحقیق ، فرضیات دارای چند عملکرد مهم هستند :

-        به مطالعه جهت می دهد.

-        حقایق مربوط یا غیر مربوط را معین می سازد.

-        بهترین شکل طرح تحقیق را پیشنهاد می دهد.

-        چارچوبی برای سازماندهی نتایج ارائه می دهند.

مشکل متداول در تحقیق و فور اطلاعات جالب است مگر در صورتی که محقق محدودیتهایی از طریق افزودن برخی عناصر بوجود بیاورد ، مطالعه ممکن است با اطلاعات جزئی که پاسخ سوالات اصلی مطرح شده توسط مدیران نیستند کم ارزش شود . در صورتی که فرضیه جدی گرفته شود آنچه را که باید و نباید مورد مطالعه قرار گیرد را محدود می سازد.

برای در نظر گرفتن نقش فرضیات در تعیین جهت تحقیق فرض کنید.

همسران( زنان و شوهران )در مورد درک خود در مورد نقش نسبی در تصمیمات خرید دارای توافق هستند.

فرضیه تعیین می کند که چه کسانی بایستی مورد مطالعه قرار گیرند ( زوجهای ازدواج کرده ) ، در چه شرایطی بایستی مطالعه شوند ( تصمیم مصرف کننده ) و چه چیزی باید مطالعه قرار گیرد ( درک در مورد نقش شان ) .

ماهیت این فرضیه و عبارت به این مطلب اشاره دارد که بهترین طرح تحقیق ، مطالعه بر مبنای ارتباطات است یک پیمایش یا مصاحبه . در این  حالت ابزار عملی دیگری برای تعیین ادراک افراد وجود ندارد . بعلاوه ، در اینجا تنها به دنبال نقش فرضی در شرایط تصمیم گیری مصرف یا خرید هستیم بنابراین در مطالعه به دنبال    جمع آوری اطلاعات دیگری در مورد سایر نقشها زوجین نیستیم . انعکاسات مربوط به این فرضیه ممکن است این مساله را آشکار کند که زوجین در مورد ادراک خود دارای تفاوت هستند که این تفاوتها در قالب متغیر های دیگری از قبیل سن ، کلاس اجتماعی ، پیشینه ، تفاوتهای شخصیتی ، و عوامل دیگر غیر مربوط به تفاوتهای جنسیتی ، توضیح داده شود.

فرضیه خوب چیست ؟ فرضیه خوب دارای 3 شرط است .

-        مناسب بودن هدف .

-        قابل آزمایش بودن .

-        بهتر رقبایش باشد.

برای فرضیه توصیفی ، مکفی بودن هدف به معنی بیان روشن شرایط ، اندازه ، توزیع برخی متغیرهای دارای ارزش معنی دار برای وظیفه تحقیق است . در تئوری توضیحی ، بایستی به توضیح حقایق مورد نیاز بپردازد . استفاده از فرضیه در کنار سایر تعمیمات شناخته شده و مورد قبول منجر به درک شرایط اصلی مساله می شود.

فرضیه قابل آزمایش است در صورتی که دارای شرایط زیر باشد :

نیازمند تکنیکهای غیر قابل دسترس با شرایط جاری نباشد.

نیازمند توضیحات مخالف با حقوق فیزیکی و روانی نباشد.

نتایج و انحراف آن قابل استخراج از آزمایشات اهداف باشد.

نمودار 6-2 چک لیست توسعه فرضیه قوی

معیار

تفسیر

کفایت هدف

-آیا فرضیه شرایط اصلی مسأله را آشکار می سازد ؟

- آیا فرضیه به طور واضح حقایق مناسب و غیر مناسب را تعیین می سازد؟

- آیا فرضیه بطور روشن شرایط ، اندازه ، یا توزیع برخی متغیرها بصورت دارای ارزش                معنی دار برای مساله تحقیق است ؟( توصیفی )

- آیا فرضیه حقایق مورد نیاز را مطرح می سازد ؟( توضیحی )

- آیا فرضیه بهترین طرح تحقیق را پیشنهاد می کند ؟

- آیا فرضیه چارچوبی برای سازماندهی نتایج فراهم می سازد؟

قابل آزمایش

 

-آیا فرضیه دارای تکنیک های قابل قبول است ؟

- آیا فرضیه نیازمند توضیح پذیرفتنی از لحاظ قانونی است ؟

- آیا فرضیه نتایج و انحرافات قابل استخراج از اهداف تحقیق را آشکار می سازد؟

- آیافرضیه ساده است و نیازمند شرایط یا فرضیات اندکی است؟

بهتراز رقبا

- آیا فرضیه توضیحی بهتر از رقبا می دهد؟

- آیا فرضیه تنوع و دامنه بزرگتری از حقایق نسبت به رقبا ارئه می دهد؟

- آیا فرضیه قضاوت قابل قبولی ارائه می دهد؟

عمو ماً ، یک فرضیه بهتراز رقبا است اگر

- دارای دامنه وسیع تری باشد.

- حقایق بیشتری را آشکار سازد.

- تنوع بیشتری از حقایق را توضیح دهد.

- ساده باشد ،نیازمند شرایط  و فرضیات ساده ای باشد.

تئوری:

فرضیه نقش مهمی در توسعه تئوری دارد. درحالی که توسعه تئوری در گذشته دارای نقش مهمی در تحقیقات تجاری نبوده است، امروزه اهمیت خاصی یافته است.

فرد ناآشنا با تحقیق عبارت تئوری را به عنوان متضاد حقیقت تعریف می کند.به فرض فردی می شنود که پرفسور X بشدت تئوری محور است . مدیران کمتر احتیاج به تئوری دارند یا کاری به دلیل تئوری مدار بودن عملی نیست . این تصویر غلطی از ارتباط میان تئوری و حقیقت نزد محقق است .

زمانی به شدت تئوری گرا هستید که مبنای توضیح و تصمیمات شما، شرایط ضمنی نباشد.

این مساله ، تضاد حقیقت و تئوری را ثابت نمی کند. واقعیت این است که حقیقت و متواری برای یکدیگر دارای ارزشمند توانایی ، برای اتخاذ تصمیمات منطقی و توسعه دانش علمی ، به نسبت درجه ترکیب حقیقت و تئوری سنجیده می شود.

ما همگی بر مبنای تئوری های خود عمل می کند . تئوری ها تصمیم های مربوط به متغیرها و ارتباط میان آنهاست .

برای مثال – در اواسط روز متوجه تاریک شدن هوای بیرون ، ابرهای تیره از غرب ، وزش نسیم و خنک شدن دمای هوا می شویم . آیا درک شما از ارتباط میان این متغیرها ( متواری آب و هوا ) منجر به پیش بینی احتمال بارش در آینده کوتاه می شود ؟

شرایطی را در نظر بگیرید که از شما خواسته می شود و از 2 نفر برای ترفیع به سمت مدیر بخش مصاحبه کنید . آیا تئوری در مورد خصوصیات مورد نیاز چنین فردی دارید ؟ فرض کنید که با خانم الف مصاحبه می کنید و او با سوالات شما بسیار خوب ، روشن و ظاهراً صادقانه پاسخ می دهد . همچنین در مورد دیدگاههای خود برایبهبود عملکرد بخش بصورت مفصل توضیح می دهد. از سوی دیگر خانم ب، در مورد  بیان نظرات خود   بی میل است و تمایلی به ارائه نظرات خود در مورد بهبود عملکرد ندارد و به سوالات بصورت در " هرچه مدیریت عامل بگوید " جواب می دهد و صداقت و تفصیل کمتری در صحبتهایش به چشم می خورد. به احتمال زیاد بر مبنای ترکیب مفاهیم ، تعاریف و پیشنهادات ارائه شده در تئوری اثربخش مدیران فرد الف را    بر می گزینید. این تئوری ممکن است به دلیل در نظر نگرفتن برخی متغیرها خیلی خوب نباشد اما نشان دهنده استفاده از تئوری بعنوان راهنمای تصمیمات ، پیش بینی ها و توضیحات است.

تئوری گروه سیستماتیک از مفاهیم ، تعاریف و پیشنهادات وابسته به یکدیگر است که برای توضیح و پیش بینی پدیده ها( حقایق ) به کار می رود . با این تعاریف تئوری های زیادی بطور پیوسته برای تعاریف آنچه اطراف ماست به کار برده می شود. به اندازه ای که تئوری عمیق و مناسب برای موقعیت است ، در توضیحات و      پیش بینی های خود موفق هستیم . بنابراین همگامی که یک تئوری و دسته ای از حقایق با یکدیگر تناسب نداشته باشند به معنی تضاد آنها نیست . چالش ما ایجاد تئوری سبز و هنرمندانه تر برای ایجاد تناسب میان تئوری و حقیقت است .

تفاوت تئوری از فرضیه نیز ممکن است منجر سردرگمی شود . در این کتاب فرض می شود تفاوت پس این 2 در درجه پیچیدگی و انتزاع است . عموماً تئوری پیچیده تر ، انتزاعی است و شامل چند متغیر می باشد . ازسوی دیگر فرضیه تمایل به سادگی محدودیت متغیرها دارد.

تئوری و تحقیق

شناخت ارزش تئوری دارای اهمیت ویژه ای برای محققین است . تئوری در موارد زیادی به ما کمک می کند :

-        تئوری دامنه حقایق مورد نیاز جهت نطالعه را محدود می سازد.

-        تئوری نشانگر روش تحقیقی است که منجر به کسب بهترین نتایج می شود.

-        تئوری محققین سیستمی را پیشنهاد می کند که دسته بندی داده ها بصورت معنادار را ممکن می سازد.

-        تئوری به تلخیص دانسته های مربوط به هدف تحقیق پرداخته و یگانگی مشاعدات را بیان می کند.

-        برای پیش بینی حقایق دیگر مورد نیاز به کار می رود.

مدل ها : عبارت مدل در میان تمامی فیلدهای تجارت وجود دارد و توافق کمی در مورد معنی آن وجود دارد . این ممکن است بدلیل عملکردها ، ساختارها، و انواع مختلف موجود مدل باشد . با این وجود حداکثر تعاریف بر این عقیده اند مدل ها از طریق قیاس و تمثیل به ارائه یک پدیده می پردازند . یک مدل بعنوان ارائه سیستمی برای مطالعه برخی جنبه های یک سیستم یا کلیت سیستم تعریف می شود.

مدل با تئوری در این جنبه تفاوت دارد که تئوری دارای نقش توضیحی و مدل دارای نقش بیانی و ارائه ای است.

ایده ها مختلف در مورد پذیرش محصول از طریق مدلهای جامعه شناسی روستایی قابل پیگیری است . این مدلها به بیان چگونگی اشاعه اطلاعات و ابتکارات در جوامع و فرهنگها از طریق شروع رهبران تصمیم می پردازند. مدلها ممکن است برای اهداف کاربردی یا به شدت کاربردی مورد استفاده قرار گیرد. تقریباً همه با مدلهای صف برای خدمات آشنا هستند . بانکها ، دفاتر پست ، واحدهای پاسخگوئی تلفنی ، یا ایستگاههای امنیتی فرودگاه به مشتریان در ایستگاههای مختلف با شروع از یک خط واحد سرویس ارائه می دهند . مدلهای دیگر خطوط مونتاژ ، حمل و نقل و موجودی در تلاش برای حل سریع نیازهای عملی می باشند . مدلی برای پیشبرد و تئوری کیفیت زندگی ، می تواند رفتار کارکنان را در شرایط کار انعطاف پذیر ، کار نیموقت ، تسهیم کار و هفته کاری فشرده تحت تاثیر قرار دهد.

تشریح ، توضیح و شبیه سازی 3 عملکرد اصلی مدلسازی هستند. هرکدام از این هارا برای ساخت تئوری تحقیق کاربردی مفیدی باشند.

مدلهای تشریحی : رفتار عناصر در یک سیستم داد و زمان نقص یا عدم وجود تئوری توضیح می دهد.

مدلهای توضیحی : کاربرد تئوری ها را بیان کرده یا درک از مفاهیم کلیدی را بهبود می بخشد.

مدلهای شبیه سازی: روابط ساختاری مفاهیم را بیان کرده و در تلاش برای افشای فرآیند ارتباطی میان آنهاست .

ایستایی: سیستم را در یک نقطه زمانی نمایان می سازد.

پویایی : تکامل سیستم در زمان را نمایان می سازد.

مدلهای شبیه سازی مونت کارلو مثالهایی از شبیه سازهای ایستا هستند. آنها فرآیندهای احتمالی رابا استفاده از اعداد تصادفی شبیه سازی می کنند. توضیح مجدد سهم بازار ، تغییر از یک مارک به مارک تجاری دیگر و پیش بینی ارزش آتی مثالهایی از سودمندی های مدلهای دینامیک است.

خلاصه :

1-   روش تفکر فیلترهای برای تعیین دیدگاه و درک ما از حقیقت است .آنها بر آنچه بعنوان حقیقت قبول داریم تاثیر گذاشته و نشاندهنده میزان دقت ما در آزمایش اطلاعات دریافتی قبل از تائید آن است. هرچند روش علمی ابزار مقدم برای اطمینان یافتن در مورد اطلاعات است . تنها منبع حقیقت نمی باشد. روشهای دیگر تفکر تاثیر کاربردی و واضحی بررشته های تجاری داشته و توافق خود در ساخت تئوری و حل مساله در این زمینه ها را نمایان می سازد .

تحقیق علمی در فرآیند دخالت وجود دارد . این فرآیند برای توسعه و آزمایش پیشنهادات مختلف از طریق تحرک و تفکر انعکاس بکار می رود . تفکر انعکاس شامل استنتاج و نتیجه گیری متوالی برای توضیح یک روش پیچیده است . در عرض ، فرضیه برای نتیجه گیری در مورد حقایق آتی قابل یافت برای تائید یا انکار حقیقت فرضیه به کار می رود . محققان به انجام علم ( در مقایسه با الهام از طریق کشف یا نگرش علمی ) بعنوان فرآیند منظم که استنتاج ، قیاس ، مشاهده و تست فرضیه را به صورت یک گروه فعالیتهای تفکر انعکاسی، می پردازند.

هرچند روش علمی شامل مراحل مستقل یا متوالی نیست ، فرآیند حل مساله که آشکار می سازد ...... در مورد روش تحقیق ارائه می دهد.

2-   روش علمی و تفکر علمی برمبنای مفاهیم ، نشانه هایی که به مجموعه ای از معانی که با دیگران تقسیم می کنیم بنیان شده اند. ما مفاهیم را برای تفکر و برقراری ارتباط در مورد مفاهیم انتزاعی به کار       می بریم . همچنین سطح بالاتری از مفاهیم و ساختارها را برای ارائه توضیحات خاص علمی که قابل مشاهده نیستند استفاده می کنیم . مفاهیم ، ساختارها و متغیرها ممکن است به صورت عملی یا توضیحی تعریف شوند. تعاریف عملیاتی که در تحقیق ضروری هستند ، به تعیین اطلاعات مورد نیاز و نحوه جمع آوری آنها می پردازد . به علاوه بایستی دید مناسبی در مورد مساله تحقیق داشته باشد.

3-   مفاهیم و ساختارها در مرحله تئوریکی و ..... در مرحله تجربه استفاده می شوند. متغیرها دارای ارزشهای عددی یا سایر ارزشها برای آزمایش و اندازه گیری هستند. آنها ممکن است به صورت توضیحی ( مستقل – وابسته و یا میانجی ) ، تصادفی و یا مداخله کننده باشند.

پیشنهادات دارای اهمیت ویژه ای در تحقیق هستند زیرا برای ارزیابی حقیقت و درک اشتباهات در ارتباطات میان پدیده های قابل مشاهده بکار رود. هنگام استفاده از پیشنهاد در مرحله آزمایش به طرح فرضیه می پردازیم . فرضیه ارتباط میان متغیرها را توضیح می دهد. فرضیه خوب در مورد ادعا توضیح داده قابل آزمایش است دارای دامنه ، اهمیت و سادگی بیشتر از رقبا می باشد.

گروه مفاهیم تعاریف و پیشنهادات وابسته هم برای توضیح یا پیش بینی پدیده هایی به نام تئوری بکار می رود. مدلها از تئوری در اینها قضیه متفاوتند که مدلها نماینده هایی از جنبه هایی از سیستم یا کلیت سیستم هستند. مدلها برای توصیف ، تشریح یا شبیه سازی بکار می روند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 3-4 جدولهای مختلف ساخت پروپوزال ( پیشنهاد تحقیق ) را نشان می دهند . ترتیب آنها ............. پروپوزال نشان می دهد . بر اساس نوع پروپوزال ...... مختلفی را بکار می گیریم . این راهنمای کلی است و گاهی برای هدف خاص به کمتر یا بیشتر از آن نیاز داریم . برای مثال ، مطالعات کوچک نیازمند واژه نامه    نمی باشند و عبارات در متن پروپوزال تعریف می شوند.

 

دانش آموز

دولت

مدیران

نوع

پروپوزال

                 مدلهای

        پروپوزال

خارجی

داخلی

پایان نامه دکتری

پایان نامه ارشد

مقاله

قرارداد گسترده

قرارداد گسترده

قرارداد کوچک

مطالعه

اکتشافی

مطالعه گسترده

مطالعه کوچک

مطالعه اکتشافی

 

 

 

P

P

P

P

P

P

 

خلاصه

P

P

P

P

P

P

P

P

P

P

بیان مساله

P

P

P

P

P

P

P

P

P

P

اهداف تحقیق

P

P

 

P

P

 

 

P

 

 

مرور ابیات

P

 

 

P

P

P

P

P

 

 

اهمیت منافع مطالعه

P

P

 

P

P

P

P

P

P

P

طرح تحقیق

P

 

 

P

P

 

 

 

 

 

تجزیه و تحلیل داده

P

P

 

P

P

P

 

P

P

 

ماهیت و شکل نتایج

 

 

 

P

P

P

P

 

 

 

ویژگی کیفی محققین

 

 

 

P

P

P

P

P

P

 

بودجه

P

 

 

P

P

P

P

P

P

P

برنامه

P

P

 

P

P

P

P

P

 

 

امکانات و منافع ویژه

 

 

 

P

P

 

 

P

 

 

مدیریت پروژه

P

P

P

P

P

 

 

P

 

 

کتاب شناسی

P

P

 

P

P

 

 

P

 

 

ضمایم واژه نامه

P

 

 

P

P

 

 

P

 

 

ابزار اندازه گیری

 

 

 

Audit expectation gap

There are several attempts to account for why is the audit expectation gap among researchers in the auditing profession. Humphrey et al. (1993) and Porter and Gowthorpe (2004), for example, have argued that the gap exists due to a deficiency in auditor’s performance and auditing standards. Pierce and Kilcommins (1996), Boyd et al., (2001) and; McEnroe and Martens (2001), argue that the gap exists due to misinterpretations and misunderstanding of the meaning of auditing by the users. These studies suggest that the users do not understand the audit functions and the role of auditors. Consequently, they have unrealistic expectations of auditors. Therefore, it is against this backdrop that this research work has been undertaken with the aim of documenting whether or not the audit expectation gap exists in the Nigerian society with the perception of diverse views of the various stakeholders in the area of the audit expectation gap. The study used questionnaire and covered the principal aspect of the audit practices and the nature and provisions of the auditing process, in such a manner similar to the application of such studies conducted in different parts of the world. The statement in each section comprise a series of assertions regarding the existing and possible audit roles, regulations and the audit environment, against which the respondents were asked to indicate their agreement or disagreement on a five point likert scale. The distribution of the questionnaire covered respondents that include bankers, financial directors, credit managers, investment analysts, fund managers, students of accountancy, shareholders and government employees. Mann-Whitney U test was used in the analysis. It was found that the audit expectation gap do exists among the various stakeholders used in the analysis and the study recommends adequate and proper enlightenment effort to reduce the gap

keywords,; audit,expectation gap,perceptions,accounting information systems,stakeholders,audit reort.

audit;An examination of records or financial accounts to check their accuracy

audit report;a formal opinion, or disclaimer thereof, issued by either an internal auditor or an independent external auditor as a result of an internal or external audit or evaluation performed on a legal entity or subdivision thereof (called an “auditee”). The report is subsequently provided to a “user” (such as an individual, a group of persons, a company, a government, or even the general public, among others) as an assurance service in order for the user to make decisions based on the results of the audit.

stakeholder;a person, group, organization, or system who affects or can be affected by an organization's actions  

روش تحقیق

http://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0304405X00000398

Controlling stockholders and the disciplinary role of corporate payout policy: a study of the Times Mirror Company


Audit Perception Gap

بررسی فاصله انتظارات حسابرسی

http://scholar.google.com/scholar?as_q=%22Strategic%22&num=10&btnG=Search+Scholar&as_epq=audit+expectation+gap&as_oq=&as_eq=&as_occt=any&as_sauthors=&as_publication=&as_ylo=&as_yhi=&as_sdt=1.&as_sdtp=on&as_sdtf=&as_sdts=5&hl=en&as_vis=1

اندازه گیری عملکردسرمایه فکری وبررسی عوامل موثربرآن درشرکتهای پتروشیمی منطقه ماهشهر

اندازه گیری عملکردسرمایه فکری وبررسی عوامل موثربرآن درشرکتهای پتروشیمی منطقه ماهشهر

روش تحقیق

http://www.4shared.com/document/AfmR3Sw_/kishutacir-Ramrouz-Proposal_2.html

روش تحقیق

http://www.4shared.com/document/-zvTothL/kishutacir-Ramrouz-Proposal_1.html

روش تحقیق

http://www.4shared.com/document/HsK0ahPH/kishutacir-Ramrouz-Article_3.html

روش تحقیق

http://www.4shared.com/file/rUdT8oNG/kishutacir-Ramrouz-Article_2.html

روش تحقیق

http://www.4shared.com/document/ohJ23MzF/kishutacir-Ramrouz-Article_1.html

تاثیرات فرهنگ بر درک حسابداران از IFRS

http://www.4shared.com/document/k19fkAnu/article.html

تاثیرات فرهنگ بر حسابداری و پژوهش های مرتبط

http://www.4shared.com/document/YAuQeGMY/f_2.html

سیر تحول مدل های بررسی تاثیر فرهنگ، با تاکید بر حسابداری

عنوان مقاله :

سیر تحول مدل های بررسی تاثیر فرهنگ، با تاکید بر حسابداری

The evolution of cross-cultural models,

 with emphasis on accounting

 

 

نام نویسنده :

علیرضا رام روز  

نشانی رایا نامه :

        Alireza_ramrouz@yahoo.com

 

 


سیر تحول مدل های بررسی تاثیر فرهنگ، با تاکید بر حسابداری

چکیده

فرهنگ در فعالیت های بشر نقش بسیار وسیعی را ایفا می نماید و بر زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زندگی انسان تاثیرگذار است. گروهی از محققان (هافستد 1980، اسچریدر 1987) به این مهم پی برده اند که فرهنگ همانند "چسبی" است که اعضای سازمان یا مردم یک کشور را به یکدیگر پیوند می دهد. بطور کلی، فرهنگ بر تعاملات بین افراد، سازمان ها و ملت ها اثر می گذارد. به دلیل اثر فرهنگ بر فعالیت های اجتماعی، کسب شناخت از ماهیت فرهنگ و نحوه تاثیرگذاری آن بر فعالیت ها بسیار ضروری می نماید. از این رو در      سال های اخیر مدل های متنوعی به منظور بررسی تاثیر فرهنگ بر زندگی انسان و علوم مختلف ارائه شده اند. در این مقاله سعی خواهد شد تا سیر تحولی از مدل های مختلف موجود و نگاه آنها به حسابداری ارائه گردد تا از این طریق تصویری جامع و از مدل های یاد شده ارائه و زمینه مقایسه آنها با یکدیگر حاصل گردد.

کلید واژه

فرهنگ، مدل های بررسی فرهنگ، ارزش، حسابداری


The evolution of cross-cultural models, with emphasis on accounting

 

Abstract

Culture plays a vast role in humans' activities and affects humans' lives in terms of  their political, social and economical aspects. Some researchers (Hofset, 1980 & Schrider, 1987) found that culture associates members of an organization or people of a country together as glue. Generally, culture affects the interactions between people, organizations and nations. Understanding the cultures nature and how it affects activities is so vital because of its effects on social activities. Thus a variety of cross-cultural modes has been presented in recent years. In this article we are trying to present the evolution of the cross-cultural models and their views on accounting so that a comprehensive picture of mentioned models and a comparable context will be obtained.

 Key words

Culture, cross-cultural models, value, accounting


ارزش های فرهنگی ملی مرتبط با کار هافستد : هافستد (1980 و 1991) ارزش های موجود در جامعه را به دو دسته تقسیم نمود : دسته اول، ارزش هایی هستند که در جامعه پسندیده شناخته شده اند[1]. دسته دوم، ارزش هایی هستند که مردم بصورت باطنی خواستار و علاقه مند به آنها هستند[2]. ارزش های دسته اول، بیانگر این مطلب هستند که رفتار جامعه به تصور مردم چگونه باید باشد. اما ارزش های دسته دوم، بیانگر آن رفتاری هستند که مردم خود خواهان انجام آن هستند. بر این اساس، هافستد متوجه شد رفتارهای اجتماعی آنگونه که در عمل مشاهده می شوند بیشتر نزدیک به ارزش هایی هستند که مردم بصورت باطنی خاستار آنها می باشند تا ارزش هایی که در جامعه پسندیده محسوب می شوند.

 هافستد در سال 1981 اقدام به تشریح فرهنگ در زمینه و بافت علمی نمود. در چنین حالتی فرض می شود که سامانه ای از هنجارهای اجتماعی دربردارنده ارزش های مشترک مردم نقش محوری ایفا می نماید و بوسیله انواع مختلفی از عوامل بومی شناختی (عواملی که محیط  را متاثر می سازند) تغذیه می گردد. هنجارهای اجتماعی باعث ایجاد و توسعه الگویی برای حفظ ساختار های اجتماعی خواهند شد. این موضوع در مورد خانواده، سامانه های تحصیل، سیاست و قانون گذاری صادق است. ساختارهای مذکور پس از تبدیل شدن به واقعیت باعث استحکام هنجارهای اجتماعی و شرایط قانون گذاری ناشی از آنها خواهند شد (هافستد 1981، 25-42).

طبق نظر هافستد، فرهنگ ملی یا ارزش های اجتماعی ایجاد کننده ساختار و کارکرد نهادهای اجتماعی از قبیل نهادهای سیاسی، قانونگذاری و سامانه های آموزشی اجتماع هستند. این نهادهای اجتماعی بصورت متقابل، فرهنگ و وضعیت های اجتماعی ملی را مستحکم می نمایند. هافستد بر این عقیده است که فرهنگ ملی یا سامانه ارزش های اجتماعی با ثبات و پایدار باقی خواهد ماند، مگر اینکه از جانب عوامل خارجی همانند نیروهای طبیعی یا تجارت بین الملل و محیط تغییر هایی بوجود آید.

هافستد در سال 1980 الگوهای ارزشی مرتبط با کار را با انتخاب کارکنان یکی از بزرگترین سازمان های چند ملیتی (IBM) در فاصله سال های 1967 تا 1973 به عنوان نمونه و با استفاده از پرسشنامه مورد آزمون قرار داد. این تحقیق زمینه یابی بالغ بر 116000 پرسشنامه با پاسخ های 5 گزینه ای طیف خوب تا بد، جنبه های رضایت شغلی، درک از محیط کار و اهداف و عقاید مرتبط با مسائل عمومی مربوط به کار را در بر      می گرفت. هافستد از طریق استدلال نظری و تجزیه و تحلیل آماری چهار معیار فرهنگ ملی یعنی فاصله قدرت، اجتناب از عدم اطمینان، فردگرایی در مقابل جمع گرایی و مردگرایی در مقابل زن گرایی را شناسایی نمود. وی در سال 2001 وجود پنجمین معیار فرهنگ ملی، که به عنوان افق دید بلند مدت شناسایی می شود را گزارش نمود. این معیار نتیجه شناسایی چهار معیار قبلی محسوب می شود. معیارافق دید بلند مدت بر پایه پژوهشی زمینه یابی که با دیدگاه چینی به انجام رسید، بدست آمد. پنج معیار ملی و ارزش های مرتبط با کار هافستد در جدول 1 خلاصه شده اند (2001-1980).                      

جدول 1      معیار ارزش های فرهنگی ملی هافستد

معیار

شرح

فردگرایی در مقابل جمع گرایی

درجه وابستگی متقابل افراد به اجتماع

فاصله قدرت کم در مقابل زیاد

چگونگی اداره نابرابری در میان مردم در زمان وقوع آن در جامعه

اجتناب از عدم اطمینان قوی در برابر ضعیف

چگونگی پاسخ اجتماع در برابر مبهم بودن آینده؛ سعی در کنترل آینده دارد یا اجازه    می دهد آینده اتفاق بیافتد

مردگرایی در برابر زن گرایی

روش تخصیص نقش های اجتماعی به جنسیت های مختلف

جهت گیری بلند مدت در برابر کوتاه مدت

ثبات و صرفه جویی، پایداری شخصی و احترام به سنت

ابعاد ارزش های فرهنگی از دیدگاه هافستد : بطور کلی انسان ها مایل به تشکیل جامعه بر مبنای یکسری هنجارهای پذیرفته شده می باشند. ارزش های فرهنگی عاملی برای ایجاد انگیزه در مردم جهت شکل دهی جامعه یا هنجار محسوب می شود. هافستد (1980 و 1991) پنج بعد برای ارزشهای فرهنگی مطرح کرده است که بر آن اساس می توان ملت های جهان را به گروه های مختلف دسته بندی نمود. تعریف های ارائه شده در مورد پنج بعد ارزش های فرهنگی که در قسمت زیر آورده شده اند مبتنی بر پژوهش های صورت گرفته توسط هافستد در 50 کشور جهان هستند :

فاصلۀ قدرت : فاصله قدرت معیاری است که تفاوت های موجود در توزیع قدرت میان افراد یک جامعه (افراد مافوق و زیر دست) را نشان        می دهد و منعکس کننده دامنه (وسعت) نابرابری ها در توزیع قدرت از دیدگاه افراد ضعیف موجود در سازمان ها می باشد.

اجتناب از عدم اطمینان : اجتناب از عدم اطمینان (به آینده و بلاتکلیفی) معیاری است که میزان نگرانی و اضطراب افراد جامعه یا سازمان را در رابطه با وضعیت های نامشخص و نامعلوم آتی نشان می دهد. مردم برای فائق آمدن بر این نگرانی ها به تکنولوژی، قوانین و اعتقادهای مذهبی روی می آورند.

فردگرایی در مقابل جمع گرایی : فردگرایی معیاری است که روابط بین اشخاص و گروه را در جامعه نشان می دهد. فردگرایی در جوامعی وجود دارد که رابطه بین افراد بسیار ضعیف و کمرنگ شده است. در این جوامع افراد تنها مسول مراقبت از خود و اقوام درجه یکشان هستند. جمع گرایی در جوامعی وجود دارد که در آنها مردم از همان ابتدای زندگی خود را در بین جمعی پیوسته و متحد از افراد فامیل خویش می بینند و حمایت از آنها را وظیفه همیشگی خود می دانند.

مردگرایی در مقابل زن گرایی : مردگرایی معیاری است که میزان گرایش افراد جامعه به داشتن رفتاری جسورانه در مقابل برخوردی متواضعانه را نشان می دهد. به عبارت دیگر، مردگرایی به معنای گرایش افراد جامعه به برتری طلبی، قهرمان پروری و دلاوری است. در مقابل، زن گرایی به معنای گرایش افراد جامعه به برقراری ارتباط، تواضع و فروتنی، مراقبت از ضعیف ترها و بهبود کیفیت زندگی می باشد.

افق دید بلند مدت در مقابل کوتاه مدت : افق دید (بلند مدت و کوتاه مدت) نشانگر میزان اتکا جوامع به ظرفیت های تجزیه و ترکیبی آنها است. در جوامع دارای افق دید بلند مدت سعی می شود تا بخش های مختلف به طرقی مستحکم و تعدیل پذیر با یکدیگر ترکیب شوند. اما در جوامع دارای افق دید کوتاه مدت سعی می شود تا کل به اجزا شکسته شود. در این جوامع بر سنت ها، پایبندی به تعهدهای اجتماعی صرفنظر از بهای آنها، پایداری برای باقی ماندن در وضعیت اجتماعی برابر با دیگران، پایین بودن میزان پس انداز و دستیابی سریع به نتایج امور تاکید میشود.

گرچه نگرانی ها و ابهام هایی در مورد اعتبار نظریه پیشنهادی هافستد در جوامع مختلف بخصوص کشورهای اسلامی وجود دارد (علی رضائیان 1993 و بیدون و ویلت 1995) و مقاله های انتقادی نیز در این باره نوشده شده است (برندن مک سویینی 2000) و برخی نیز نظریه های ارائه شده از سوی دیگر محققان را بهتر از نظریه هافستد می دانند (بسکرویل 2001)، با این همه هافستد خود معتقد است که هر چند این ابعاد فرهنگی با توجه به مقیاس های ارزشی موجود در بین کارکنان شرکت چند ملیتی (IBM) استخراج شده اند، لیکن پژوهش هایی که توسط محققان دیگر به روش های مختلف و با استفاده از ماخذهای متفاوت (دانش آموزان، نمونه های تصادفی از مردم کشورهای مختلف و ...) صورت گرفته اند نیز به ابعادی مشابه و نزدیک به همین ابعاد دست یافته اند. بنابراین شواهد محکمی مبنی بر جهان شمول بودن این ابعاد وجود دارد. برای اطمینان از صحت ادعای فوق، بر آن شدیم تا مدل دیگری که توسط تیونر و تارمپنرز در رابطه با ابعاد ارزش های فرهنگی ارائه شده است را مورد بررسی قرار دهیم :

ابعاد ارزش های فرهنگی از دیدگاه تیونر و ترامپنرز : تیونر و ترامپنرز (1993) تحقیقی مشابه با تحقیق هافستد را در 12 کشور جهان انجام داده اند. البته تمرکز اصلی تحقیق آنها بر ارزش های زیربنایی فرهنگی در 7 کشور دارای نظام سرمایه داری بوده است. 7 کشور یاد شده عبارتند از آمریکا، انگلستان، سوئد، هلند، آلمان، فرانسه و ژاپن. براساس این تحقیق، تیونر و ترامپنرز 7 ارزش فرهنگی به شرح زیر را برای جوامع سرمایه داری معرفی کردند : 

عام گرایی در مقابل خاص گرایی[3] : عام گرایی بیانگر تمایل جوامع به تدوین و اجرای قوانین، نظانامه ها، رویه ها و کارهای عادی است که باعث سامان یافتن عملیات سازمان ها در جهت کسب ثروت می شود. در مقابل، خاص گرایی بیانگر تمایل جوامع برای توجیه و حمایت از موارد استثنائی است. این امر نیز با توجه به استحقاق و شایستگی آنها (صرفنظر از قانون) صورت می گیرد.

تجزیه در مقابل تجمع[4] : تاکید جوامع خواهان تجزیه به شکستن کل به اجزا تشکیل دهنده اش می باشد، به نحوی که بتوان آن اجزا را به بهترین وجه مورد بررسی قرار داد و امکان بهبود آنها را فراهم ساخت. در سازمان های تجاری، مدیران تجزیه گرا عملیات سازمان را در غالب وقایع، اقلام، ارقام، وظایف، واحد ها و ... تجسم می کنند. در مقابل، تاکید جوامع تجمع گرا بر کل سامانه است و سعی می شود تا کل سامانه دارای شکل، طرح و سازماندهی مناسب باشد. مدیران تجمع گرا خواهان شکل دهی و تجمع عملیات در غالب الگوها، روابط و ... هستند.

فردگرایی در مقابل جمع گرایی [5]: تمرکز اصلی جوامع فرد گرا بر حفظ حقوق فردی و تاکید جوامع جمع گرا بر حفظ منافع کل جامعه است. مدیران فردگرا به افزایش انگیزه، پاداش، ظرفیت ها و ویژگی های فردی کارکنان خود توجه دارند. درحالیکه مدیران جمع گرا بر بهبود شرکت (بطور کلی) از طریق جلب مساعدت و همیاری اعضای سازمان تاکید دارند.

درون مدار در مقابل برون مدار [6]: این بعد ارزشی دلالت بر منبع تعیین کننده مسیر حرکت، تصمیم ها و اهداف جوامع دارد. یعنی آیا این منابع، قضاوت ها، تصمیم ها و تعهدها نشات گرفته از داخل جامعه هستند و یا اینکه منتج شده از تقاضاها و روند های خارج آن جامعه (عوامل برون مرزی) می باشند.

توالی زمان در مقابل تقارن زمانی [7]: این ابعاد بیانگر ترتیب زمانی ایجاد امور در جوامع مختلف هستند. اختلاف این دو دیدگاه در این است که آیا یک کار خاص آنقدر مهم است که سریعتر از کارهای دیگر انجام شود یا اینکه کارها همه یکسان هستند و می توان چند کار را همزمان با هم انجام داد. در جوامعی که دارای توالی زمانی در کارها هستند، امور مهم سریعتر انجام می شوند. اما در جوامعی که دارای تقارن زمانی در کارها    می باشند، اعتقاد بر این است که هیچ یک از کارها بر دیگری برتری ندارد و همه آنها یکسان هستند.

توجه به وضعیت اکتسابی در مقابل توجه به وضعیت انتسابی افراد[8] : این بعد ارزشی بیانگر وضعیت سامانه های اعطای پاداش و ترفیع در جامعه می باشد. در جوامعی که به وضعیت اکتسابی افراد توجه می شود، ترفیعات متناسب با میزان موفقیت عملکردی آنها و به دلیل تشویق افراد به تداوم عملکردشان صورت می گیرد.

برابری در مقابل سلسله مراتب طبقاتی[9] : این بعد ارزش های فرهنگی بیانگر طریقی است که جوامع بر آن اساس به توسعه روابط و توزیع قدرت بین افرادشان اقدام می نمایند. در جوامعی که برابری بعنوان هنجار شناخته شده است، همه افراد فرصت یکسانی برای مشارکت در امور مهم دارند. اما در جوامع دارای سلسله مراتب  طبقاتی، نظر افراد با توجه به رتبه ای که دارند مورد توجه قرار می گیرد. در چنین جوامعی افراد متعلق به طبقه های بالای جامعه، نحوه و میزان مشارکت افراد طبق های پایین تر را مشخص می سازند.

مقایسه مدل هافستد و مدل تیونر و ترامنپرز : مشهود است که پنج بعد ارزشی مطرح شده توسط هافستد و هفت بعد ارزشی بیان شده توسط تینور و ترامپنرز دارای ماهیتی یکسان بوده و بر هم منطبق اند. جدول 2 انطباق این ابعاد را بر یکدیگر نشان می دهد :

جدول 2       رابطه بین ارزش های فرهنگی بیان شده از سوی هافستد و تیورنر و ترامنپنرز

                       ابعاد روش های فرهنگی مطرح شده

                                   توسط هافستد

 

ابعاد ارزش های فرهنگی

مطرح شده  توسط نیور و ترانمپنرز

فاصله قدرت

 

 

اجتناب از عدم اطمینان

 

فردگرایی

 

 

مردگرایی

 

افق دید افراد جامعه

عام گرایی در مقابل خاص گرایی

 

 

 

 

تجزیه در مقابل تجمع

 

 

 

 

فردگرایی در مقابل جمع گرایی

 

 

 

 

درون مدار در مقابل برون مدار

 

 

 

 

توجه به وضعیت اکتسابی در مقابل وضعیت انتسابی افراد

 

 

 

 

برابری در مقابل سلسله مراتب طبقاتی

 

 

 

 

توالی زمان در مقابل تقارن زمانی

 

 

 

 

معیارهای ارزش های حسابداری گری : گری در سال 1988 مدلی را برای شناسایی حسابداری به عنوان خرده فرهنگی در اجتماع، معرفی نمود و فرهنگ ملی یا ارزش های اجتماعی هافستد (1980) را با توسعه عملی سامانه حسابداری پیوند داد. گری اعتقاد داشت که حسابداری به عنوان یکی از اجزای ارزشهای اجتماعی و نشات گرفته از آنها به حساب می آید. بنابراین حسابداری خرده فرهنگی است که در درون فرهنگ ملی بزرگتری وجود دارد. طبق نظر گری، آن دسته از سامانه های ارزش یا رفتارهای حسابداران که از ارزش های اجتماعی قابل اشتقاق هستند، توسعه سامانه های حسابداری را تحت تاثیر قرار خواهند داد. گری مدل هافستد را برای اطلاعات و تثبیت الگوهای فرهنگی تعدیل نمود و خاطر نشان ساخت که تعامل های بین ارزش های اجتماعی و نهادهای کشور با خرده فرهنگ حسابداری آن، می تواند تاثیر فرهنگ بر رویه های حسابداری را توجیه نماید.

فرضیه های قابل آزمون گری در مورد تعامل بین ارزش های اجتماعی، ساختار سازمانی و رویه حسابداری در شکل 1 نشان داده شده است.

شکل 1       فرهنگ ، ارزش های اجتماعی و خرده فرهنگ حسابداری

تاثیرا عوامل خارجی

نیروهای طبیعی

تجارت

سرمایه گذاری

جنگ ها و جهان گشاییها

تاثیرهای بومی شناختی

جغرافیا

اقتصاد

ارثی / بهداشت

تاریخی

فن آوری

شهر نشینی

 

نتایج سازمانی

سامانه های قانونی

حاکمیت شرکتی

تحصیل

بازارهای سرمایه

مذهب

انجمن های حرفه ای

ارزش های اجتماعی

ارزش های حسابداری

سامانه های حسابداری

 

 

 

 

 

 

 


منبع : هافستد 1980 و گری 1988 

 

گری بر پایه فرض بنیادی وجود خرده فرهنگ حسابداری، به سمت پیشنهاد مجموعه ای از ارزش های حسابدری مبتنی بر ارزشهای فرهنگی مرتبط با کار ایجاد شده توسط هافستد (1980) پیش رفت. ارزش های حسابداری بوسیله گری به فرض قابل آزمون تبدیل شده اند که در جدول 3 قابل مشاهده هستند:

جدول 3      ارزش های حسابداری گری

معیار

شرح

حرفه گرایی در مقابل کنترل قانونی

وجود اولویت برای بکارگیری قضاوت حرفه ای فرد و حفظ خود تنظیمی حرفه ای در مقابل اجرای الزامات و کنترل های قانونی

 

 

یکنواختی در مقابل انعطاف پذیری

اولویت قائل شدن برای رعایت یکنواختی در اجرای رویه های حسابداری در موسسات مختلف در راستای استفاده یکنواخت از رویه های حسابداری در طول زمان در مقابل انعطاف پذیری در برابر موقعیتهای پیش رو

 

 

محافظه کاری در مقابل خوش بینی

اولویت قائل شدن برای رویکرد محطاتانه در مورد اندازه گیری و برخورد با رویه های مبهم آتی به گونه ای مخالف با خوش بینی و رویکردهای مخاطره آمیز

 

 

راز داری در مقابل شفافیت

اولویت قائل شدن برای راز داری و محدودیت در افشای اطلاعات واحد تجاری به معنی افشای اطلاعات فقط برای افراد نزدیک به مدیریت ، در مقابل شفافیت و عملکرد واضح و انتخاب رویکرد پاسخگویی عمومی

 

منبع :  گری، 1988،8

این مدل در واقع بسط یافته مدل هافستد در رابطه با الگوهای فرهنگی می باشد که در آن ارزش ها و عملکردهای حسابداری به عنوان زیر مجموعه ای به ارزش های اجتماعی و پیامدهای نهادی اضافه شده اند. گری در تشریح این مدل بیشتر به نقش آن در پیش بینی تاثیر فرهنگ بر ارزش ها و عملکرد حسابداری پرداخته است و می گوید چون ارزش های حسابداری زیر مجموعه ای از ارزش های اجتماعی هستند بنابراین     می توان آنها را مانند ماکتی از ارزش های وسیع تر اجتماعی دانست که ابعادشان در گزارش های مالی و استانداردهای حسابداری نمایان می شود. چهار بعدی که در این مدل برای ارزش های حسابداری در نظر گرفته شده است (حرفه گرایی، یکنواختی، محافظه کاری و پنهانکاری) بسیار مشابه با ابعادی هستند که ارفن و ردبیف در سال 1985 مطرح کردند. در واقع مدل گری تلفیقی از مدل هافستد (1981) و ارزش های حسابداری است که از مدل آرفن و ردبیف استنتاج شده اند.

بطور خلاصه گری چهار بعد ارزش های حسابداری را این گونه تعریف کرده است :

چارچوب هافستد گری : گری در راستای توسعه ارزش های حسابداری خود، ارتباط بین رویه حسابداری و چهار معیار اولیه ارزش های فرهنگی مرتبط با کار هافستد را به فرض قابل آزمون تبدیل نمود. جدول 4 روابط بین معیار های ارزش های فرهنگی مرتبط با کار هافستد و معیارهای ارزش حسابداری گری را نشان می دهد.

جدول 4      تبدیل به فرض قابل آزمون نمودن روابط بین ارزش های حسابداری گری و معیارهای فرهنگی هافستد

ارزش های فرهنگی (هافستد)

ارزش های حسابداری ( گری )

حرفه گرایی

یکنواختی

محافظه کاری

رازداری

فاصله قدرت

همبستگی منفی ضعیف

همبستگی مثبت ضعیف

نا مشخص

همبستگی مثبت قوی

پرهیز از عدم اطمینان

همبستگی منفی قوی

همبستگی مثبت قوی

همبستگی مثبت قوی

همبستگی مثبت قوی

فردگرایی

همبستگی مثبت قوی

همبستگی منفی قوی

همبستگی منفی ضعیف

همبستگی منفی قوی

مردگرایی

نا مشخص

نا مشخص

همبستگی منفی ضعیف

همبستگی منفی ضعیف

منبع: بیدون و ویلت 1995  و گری 1988

گری سعی کرد تا تاثیرات فرض قابل آزمون ارزش های حسابداری را بر ویژگی های رویه حسابداری که توسط وی به عنوان مرجع الزام آور، اندازه گیری و افشا شناسایی شده اند، مرتبط سازد. این ارتباط در شکل 2 ارائه شده است :   

            

 معیارهای ارزش اجتماعی                                        معیارهای ارزش حسابداری                                            رویه حسابداری

فردگرایی

فاصله قدرت

پرهیز از عدم اطمینان

مردگرایی

حرفه گرایی در مقابل کنترل قانونی

یکنواختی در مقابل انطاف پذیری

محافظه کاری در مقابل خوش بینی

رازداری  در مقابل شفافیت

 

مرجع الزام آور

اندازه گیری دارایی ها و سود

افشای اطاعات

 

 


    تقویت                                                      تقویت 

منبع : گری 1988 و بیدان و ویلت 1995

انتقادهای وارد بر چارچوب هافستد گری : بیدون و ویلت کاربرد ارزش های حسابداری گری در توجیه تنوع روش های حسابداری را مورد انتقاد قرار دادند. به عقیده آنها در ارتباط با چارچوب قابل آزمونی که توسط گری به فرض بنیادی تبدیل شد، کمبود دقت نظری در بهبود ارتباط بین ارزش های فرهنگی و رویه حسابداری، حس می شود. به همین ترتیب بیدون و ویلت توانایی چارچوب هافستد–گری برای توضیح رویه حسابداری موجود را سوال بر انگیز دانستند (بیدون و ویلت، 1995، 82).

طبق نظر گری، ترجیح دادن قضاوت حرفه ای مستقل و انعطاف پذیری در قوانین و مقررات حسابداری با جلوگیری از عدم اطمینان ضعیف جوامع فردگرا مرتبط است. اما با این وجود بکارگیری فرض قابل آزمون گری در توصیف وضعیت آمریکا به عنوان کشوری با فردگرایی بالا و پرهیز از عدم اطمینان پایین، با مشکل مواجه می شود و کارآمد نیست. شیپر (2003) خاطر نشان ساخت که استانداردهای حسابداری آمریکا دارای رهنمودهای تفصیلی و پیچیده ای هستند که منجر به کاهش تاثیر قضاوت های حرفه ای  می گردند و از این رو قابلیت مقایسه بیشتر در سایه قوانین یکسان حاصل می آید. حاکمیت شرکتی و رویه های گزارشگری مالی نیز در آمریکا قانون مدار بوده و نشانگر ترجیح دادن کنترل قانونی نسبت به حرفه گرایی می باشد. بنابراین ارتباط بین حرفه گرایی و یکنواختی با فردگرایی و پرهیز از جانبداری، که توسط گری به فرض قابل آزمون تبدیل شد، بحث برانگیز و قابل نقد است.

کمبود دقت نظری در چارچوب نظری گری، در تلاش وی برای مرتبط ساختن معیار اجتناب از عدم اطمینان هافستد با ارزش حسابداری      حرفه گرایی، بیشتر نمود پیدا می کند. گری فرض کرد که جامعه ای با پرهیز از عدم اطمینان بالا، داشتن کنترل گسترده از طریق قوانین را به حرفه گرایی ترجیح خواهد داد. اما ایجاد چنین ارتباطی بین پرهیز از عدم اطمینان و حرفه گرایی، ممکن است زائد و غیر ضروری باشد (بیدون و ویلت 1995). علت این است که اجتناب از عدم اطمینان، به خودی خود از لحاظ مفهومی به "مرجع قانونی" مرتبط است (هافستد، 1988، 147). طبق نظر هافستد یکی از راه های برخورد جوامع با ابهام های آتی، استفاده از قانون برای هدایت رفتار اجتماعی می باشد. بنابراین مفاهیم پرهیز از عدم اطمینان و کنترل قانونی و عکس حرفه گرایی عمل کردن، مشابه یکدیگر هستند.

اصلی ترین و مهم ترین ضعف فرض قابل آزمون گری مبنی بر تاثیر ارزش های فرهنگی بر رویه حسابداری، ناتوانی در ایجاد چارچوبی مناسب برای آزمون تاثیر فرهنگ بر معیار فنی حسابداری می باشد. در نتیجه فرض قابل آزمون گری در مورد جنبه هایی از رویه حسابداری که مرتبط با   اندازه گیری و افشای آن دسته از اطلاعات مالی که تحت تاثیر ارزش های فرهنگی قرار می گیرند، ناقص است. برای مثال گری معتقد است که ارزش های حسابداری محافظه کاری و رازداری، در روش های افشا و اندازه گیری اطلاعات نفوذ بیشتری دارند. اما بیدون و ویلت با مطرح کردن اینکه ارزش حسابداری یکنواختی، تاثیر مهمی بر یکسان بودن شکل و محتوای صورت های مالی دارد و راز داری و محافظه کاری، فاقد این تاثیر هستند، نظر گری را مورد انتقاد قرار داده اند. در نتیجه به نظر می آید که گری از یک سو بر برخی از تاثیرهای با اهمیت فرهنگ بر حسابداری مسلط است، اما از سوی دیگر کمتر می تواند در مورد بعضی از ابعاد با اهمیت شکل و محتوای صورت های مالی، حرفی داشته باشد (بیدون و یلت، 1995، 83).

بیدون و ویلت ( 1995 ) مدعی شدند که به احتمال زیاد، فرهنگ در سطح اندازه گیری، یعنی جایی که حسابداری به طور کامل فنی بوده و نسبت دادن اعداد به رویدادها را شامل می شود، نامربوط می باشد اما در سطوح بالای اندازه گیری و افشا، مربوط است. آنها اعتقاد دارند که    اندازه گیری های اشتقاقی، مانند محاسبه استهلاک نیازمند قضاوت ویژه و به احتمال زیاد در فرهنگ های مختلف، متفاوت هستند. در تعامل بین حسابداری و استفاده کنندگان نیز به احتمال زیاد سازوکار محدود افشا از بعد فرهنگی مربوط محسوب می شود. بر پایه ماهیت تاثیر فرهنگ بر  فن آوری حسابداری تشریح شده در بخش فوق، چارچوب جامع تری به منظور آزمون تاثیر فرهنگ بر رویه حسابداری قابل ایجاد است. طبق نظر بیدون و ویلت چنین چارچوبی باید مساله چگونگی تاثیر فرهنگ بر قضاوت های مرتبط با افشا و اندازه گیری اطلاعات صورت های مالی را در کانون توجه قرار دهد. این گونه قضاوت ها از طریق مشاهده اطلاعات مورد نیاز استفاده کنندگان برای تصمیم گیری آنها در فرهنگ های مختلف قابل آزمون هستند. در نتیجه بیدون و ویلت اعتقاد دارند چارچوبی که تاثیر فرهنگ بر رویه حسابداری را می آزماید، می تواند بوجود آورنده سازوکاری برای ارزیابی ویژگی های کیفی صورت های مالی، همانند خصوصیت های شرح داده شده توسط چارچوب هیئت استانداردهای حسابداری بین المللی باشد.

جدول 5 چارچوب پیشنهادی بیدون و ویلت که پیوند دهنده ارزش های حسابداری گری و ویژگی های کیفی صورت های مالی و تاثیر حاصله بر شکل و محتوای گزارش های مالی می باشد را نشان می دهد. سه مورد از معیار های گری یعنی یکنواختی، محافظه کاری و رازداری، با یکنواختی در شکل و ارائه گزارش های مالی، کیفیت اطلاعات و میزان و دامنه اطلاعات گزارش های مالی، مرتبط فرض شده اند. بیدون و ویلت اعتقاد دارند که چنین چارچوبی، رویکرد دقیق تری برای آزمون رابطه فرهنگ و رویه حسابداری را فراهم می آورد.

جدول 5      ارتباط بین ارزش های حسابداری گری، ویژگی های کیفی و شکل و محتوای گزارش های مالی

 

معیارهای حسابداری

ویژگی های کیفی

شکل و محتوای گزارش های مالی

یکنواختی

ارائه و محتوای یکنواخت :

ثبات رویه

قابلیت مقایسه

استاندارد کردن حساب ها

رویه های حسابداری

 

 

رازداری

 

محافظه کاری

کیفیت اطلاعات :

بموقع بودن

اهمیت

عینیت

قابلیت تایید

قابلیت اتکا

بی طرفی

رجحان محتوا بر شکل

تاریخ انتشار عادی

بهای تمام شده و ارزش بازار

حسابداری جریان وجوه نقد

اقل بهای تمام شده و ارزش بازار

 

میزان اطلاعات :

پاسخگویی

سودمندی درتصمیم گیری

زمینه داده های جمع آوری نشده:

تعداد اقلام افشا شده

گروه حساب ها

صورت های مالی مکمل

منبع : بیدون و ویلت  1995

ارزش های جهانی[10] شوارتز : طبق نظر شوارتز (1992) ارزش های انسانی جهانی، اعتقادهای ذهنی و نگرش هایی درباره اهدافی مطلوب هستند که زندگی مردم را هدایت می کنند. مفهوم مذکور بر نظریه اولیه شوارتز و بیلسکی (1987) و ارائه تعریفی از انواع نیازهای سه گانه بشری مبتنی  می باشد :

الف ) نیازهای زیستی، ب ) نیازهایی برای هماهنگی تعامل های اجتماعی ؛  و ج ) معیارهای جمعی سازمانی برای بقا و حفظ گروه

مفهوم ارزش های فوق توسط اسمیت و شوارتز به شرح  زیر تفصیل شده اند :

1. ارزش ها، عقایدی غیر عینی و سرد هستند اما در صورت فعال شدن احساسات را بر می انگیزند، 2. ارزش ها به هدف های مطلوب (برای مثال برابری) و شیوه های اخلاقی ارتقا دهنده این اهداف (برای مثال انصاف) باز می گردند، 3. ارزش ها نسبت به کارها یا موقعیت های خاص اولویت دارند. برای مثال؛ فرمان برداری نسبت به کار یا مدرسه، در ورزش یا تجارت، با خانواده و دوستان، 4. ارزش ها مانند استانداردهایی برای ارزیابی رفتار و رویدادها بکار می روند، 5. ارزش های به عنوان معیاری برای سنجش و ارزیابی رفتار، مردم و وقایع بکار می روند (اسمیت و شوارتز، 1997،80).

مفهوم تلقی ارزش ها بعنوان اقلام ذهنی، معتقد بودن به اهداف مطلوب و هدایتگر انسان در زندگی محسوب می شود و بنابراین سازه ای برای آزمون خرده فرهنگ حسابداری را فراهم می آورد. اگر حسابداران مجموعه ای یگانه و متفاوت از ارزش ها را به عنوان نتیجه تحصیلات تخصصی و دوره های آموزشی حرفه ای، در ذهن داشته باشند، درنتیجه ارزش های مذکور در نگرش و رفتار حسابدران ظهور پیدا خواهند کرد. چنین    ارزش هایی از طریق آموزش و تحصیلات و به عنوان استانداردهای رفتاری برای آنها نهادینه خواهند شد. اما از آنجایی که ارزش ها نسبت به اعمال و شرایط اولویت دارند، تنوع گروه های فرهنگی موجود در حرفه حسابداری، به دلیل تفاوت های قومی، جنسی و مذهبی به وجود تنوع در    نگرش ها و رفتارها منتج خواهد شد. ارزش های متفاوت باعث ایجاد اولویت در جنبه های مختلف خرده فرهنگ حسابداری و در نتیجه تنوع در رویه حسابداری خواهد شد. شوارتز در ایجاد ساختار جهانی ارزش ها و به منظور نشان دادن تنوع فرهنگی قاره های مختلف، تعدادی آموزگار از 20 کشور با 13 زبان مختلف و 8 دین متفاوت و حتی تعدادی بی دین را به عنوان نمونه انتخاب نمود. حدود 200 آموزگار از هر کشور انتخاب شدند. از آموزگاران خواسته شد تا بر اساس رهنمودهای ارائه شده مبنی بر مقیاسی 9 رتبه ای، نظر خود را نسبت به اهمیت مجموعه ای از 56 ارزش مختلف، ابزار نمایند. ارزش های فوق توسط شوارتز و اغلب بر اساس کار اولیه روکیچ (1973) و با در نظر گرفتن سایر فرهنگ ها و مذاهب، همانند ارزشهای مرتبط با کار هافستد، انتخاب شده بودند. انتخاب نمونه بصورت مطلوبی انجام گرفته بود، آنچانکه آموزگاران نمایانگر گروه های فرهنگی متبوع خود بودند. از نظر شوارتز آموزگاران مدارس نقش آشکاری در اجتماعی سازی ارزش ها ایفا می نمایند و از عوامل کلیدی فرهنگ محسوب می شوند و از این رو انتخاب آنان به عنوان نمونه باعث تعمیم پذیرشدن نتایج می گردد (شوارتز، 1992، 18).

معیارهای سختار جهانی ارزش ها به اهمیت درجه بندی های ارزش های تحلیل شده در یکی از دو سطح فرهنگی یا فردی بستگی دارد. ساختار ارزش ها در سطح فرهنگی و فردی بیانگر پویایی در تضاد و سازگاری بین ارزش ها می باشد. ساختار ارزش های سطح فرهنگی بیانگر اهداف انگیزه ای نهادهای اجتماعی می باشد (شوارتز 1991). ساختار ارزش ها در سطح فردی نشان دهنده آن دسته از اهداف انگیزه ای است که اصول راهنمای زندگی فردی اشخاص را ارائه می نمایند (شوارتز 1992). روابط بین ارزش های مختلف سطح فردی بیانگر پویایی تضاد و سازگاری تجربه افراد در زمان پیگیری روزمره ارزش ها می باشد.

پژوهش های فرهنگی در حسابداری باید نسبت به سطح تجزیه و تحلیل ساختار ارزش ها حساس باشند. اگر هدف پژوهشی آزمون خصوصیات فردی و رفتار حسابداران در محیط های فرهنگی مختلف باشد، معیارهای ارزش سطح فردی حسابداران باید مورد استفاده قرار گیرند. اما اگر  ارزش های حسابداران با ویژگی های نهادی و فرهنگ های مختلف و به عنوان چارچوب تنظیم کننده گزارشگری مالی مقایسه شوند، بکارگیری هر دو سطح فرهنگی و فردی مطلوبتر خواهد بود.

ارزش های سطح فردی[11] : طبق نظر شوارتز (1992) ساختار جهانی ارزش های افراد با توجه به نوع ارزش انگیزه ای ارائه می گردد. انواع   ارزش های انگیزه ای عبارتند از : خود فرمانی، انگیزش، رفاه طلبی، پیشرفت، قدرت، امنیت، سازگاری، سنت، خیر خواهی و عام گرایی. کلیت ساختار مربوط به انواع ارزش های  انگیزه ای سطح فردی شوارتز با توجه به ثبات نتایج پژوهش انجام شده در سال 1992 پشتیبانی می گردد. شوارتز به شواهدی مبنی بر اینکه مردم به صورتی آشکار دو نوع ارزش انگیزه ای مذکور را به عنوان اصول راهنمای زندگی خود از یکدیگر تمیز می دهند، دست پیدا کرد. هرچند که ارزش های یاد شده بطور کامل به ارزش های عمومی تر نزدیک هستند اما شوارتز در مورد تعمیم دادن ارزش های انگیزه ای به نمونه های جدید، بدون تفاوت قائل شدن بین آنها هشدار داد. زیرا این کار منجر به ساختار ارزش منحصر به فردی       می شود که از نظر عمومی صحیح نیست.

ده نوع ارزش انگیزه ای سطح فرد شوارتز در جدول 6 تشریح شده اند :

جدول 6      ارزش های انگیزه ای سطح فرد شوارتز

انواع ارزش ها

اهداف انگیزه ای

خود فرمانی

تفکر و عمل مستقل

انگیزش

هیجان، تازگی و روبرو شدن با چالش های زندگی

رفاه طلبی

رضایت، لذت های جسمانی و علائق روحی

پیشرفت

کسب موفقیت شخصی از طریق تلاش طبق هنجارهای اجتماعی

قدرت

ارتقای جایگاه اجتماعی و اعتبار، کنترل یا سلطه بر مردم یا منابع

امنیت

ایمنی، همانگی و ثبات اجتماع، روابط و اشخاص

هماهنگی

مهار اعمال، امیال و انگیزه هایی که شاید باعث آشفته کردن یا صدمه زدن به دیگران و نقض هنجارهای اجتماعی شوند

سنت

احترام و تعهد به آداب و رسوم و عقاید فرهنگی یا مذهبی

خیر خواهی

حفظ و ارتقای رفاه مردم

عام گرایی

درک، احترام و پشتیبانی از رفاه تمام مردم و احترام و پشتیبانی از طبیعت

منبع : شوارتز، 1992، 12-5

هدف انگیزه ای خود فرمانی[12] مجموعه ای از ارزش ها، شامل " خلاقیت، آزادی عمل، انتخاب اهداف شخصی، کنجکاوی و استقلال " را بوجود  می آورد (شوارتز،1992، 7).

طبق نظر شوارتز هدف انگیزه ای انگیزش[13]، ارزش هایی را در برمی گیرد که از نیازهای بنیادی به تنوع و انگیزش برای حفظ سطح بهینه فعالیت ناشی می شوند. هدف انگیزه ای انگیزش پیگیری مواردی چون "هیجان، تازگی و روبرو شدن با چالش های زندگی" را دربر می گیرد. ارزش های ایجاد کننده این هدف عبارتند از؛ "زندکی متنوع و مهیج" و "شهامت و جرات". (شوارتز، 1992، 8–7).

هدف انگیزه ای رفاه طلبی[14] از "رضایت اجتماعی و ارضای نیازهای فیزیولوژیک" ناشی می شود. پیگیری "رضایت یا کامرواسازی و لذت های شخصی" هدف انگیزه ای رفاه طلبی را بیان می نماید. (شوارتز،1992، 8).

هدف قابل تعریف برای پیشرفت[15] عبارت است از اهتمام برای "کسب موفقیت فردی از طریق تلاشی شایسته و مطابق با هنجارهای اجتماعی". ارزش های پیشرفت دربردارنده بلند پروازی، موفقیت، قابلیت و با نفوذ بودن هستند. هدف انگیزه ای موفقیت در اهتمام حسابداران برای حفظ سطح بالای تلاش حرفه ای در کاری که انجام می دهند، منعکس می گردد. این مطلب در استانداردهای منتشر شده توسط فدراسیون بین المللی حسابداران با موضوعیت تحصیل و تجربه کار عملی حسابداران  حرفه ای (IFAS، 2003، 5) و همچنین پیگیری بهبود حرفه ای به منظور دستیابی به جایگاه اجتماعی بیشتر (IFAS  2004)، به اثبات رسیده است (شوارتز، 1992، 8).

قدرت[16] به هدف "دستیابی به جایگاه اجتماعی و کنترل یا تسلط بر مردم و منابع" باز می گردد. طبق نظر شوارتز، مطلوبیت قدرت از اهمیت "تفکیک مقام و جایگاه" در نهادهای اجتماعی ناشی می شود. (شوارتز، 1992، 9–8).

هدف انگیزه ای قدرت، بیشتر با مطلوبیت حسابدران درباره خودگرانی حرفه ای ارتباط دارد تا رعایت قوانین عمومی و کنترل قانونی (گری 1998). بعلاوه جوامع حرفه ای مانند انجمن حسابداران ایران، انجمن حسابداران خبره ایرانی، جامعه حسابداران ایران و جامعه حسابداران رسمی ایران، تاثیر پایداری بر حرفه حسابدارای و جایگاه آن دارند.

طبق نظر شوارتز هدف انگیزه ای امنیت[17] باعث ایجاد مطلوبیت برای "ایمنی، هماهنگی، ثبات اجتماعی و ثبات روابط" می گردد. هدف انگیزه ای امنیت از نیاز انسانی به محافظت از افراد گروه ناشی می شود. هدف مذکور در ارزش های "مرتبه اجتماعی، امنیت خانواده، امنیت ملی، مساعدت متقابل، پاکیزگی، احساس تعلق خاطر" و "سلامتی"، ظهور پیدا می کند. هدف انگیزه ای امنیت در زمینه حسابداری منجر به ایجاد مطلوبیت در قطعیت، ثبات، یکپارچگی در رویه حسابداری و همچنین اهمیت قائل شدن برای قابلیت اتکا، خواهد شد. امنیت باعث ترجیح دادن یکنواختی و ثبات رویه خواهد شد. بنابراین هدف انگیزه ای امنیت، ارزش های محافظه کاری و یکنواختی گری را شامل می شود (شوارتز،1992، 9).

شوارتز توضیح می دهد که هدف انگیزه ای هماهنگی[18] به عنوان "مهار اعمال، امیال و تکانه ها" در نظر گرفته می شود و از نیاز به "جلوگیری از آن دسته از امیال اشخاص است که در صورت برخورد نرم باعث بروز مشکلات اجتماعی خواهند شد". (شوارتز،1992، 10-9).

سنت[19] یکی از اهداف انگیزه ای است که از رابطه نزدیکی با هماهنگی برخوردار است. طبق نظر شوارتز هدف انگیزه ای سنت "احترام، تعهد و مقبولیت آداب و رسوم و عقاید نهادینه شده فرهنگی و مذهبی را شامل می شود". هدف سنت باعث ایجاد     ارزش های "احترام به سنت، تواضع، دینداری، مسئولیت پذیری در زندگی" و "میانه روی" می گردد.

بنابراین پیگیری ارزش های هماهنگی در حسابداری به تبعیت از قوانین و مقررات سازمان ها و نهادهای قانونگذار باز می گردد و ارزش های سنت به میل حسابداران به پیروی از میثاق ها و  رویه های پذیرفته شده حسابداری همانند روش های سنتی مبتنی بر حسابداری بهای تمام شده اشاره دارد (شوارتز،1992، 10).

هدف انگیزه ای خیرخواهی[20] به "حفظ و ارتقای رفاه مردم" باز می گردد. خیرخواهی از "نیاز به تعامل مثبت برای ارتقا و رشد  گروه ها" و "نیاز سازمانی به پیوستگی" نشات می گیرد. (شوارتز،1992، 12–11).

عام گرایی[21]، ارزش های "روشن فکری، عدالت اجتماعی، کیفیت، صلح جهانی، جهان زیبا، پیوند با طبعیت، حکمت و معرفت" و "حفظ محیط زیست" را ایجاد می نماید. در زمینه رویه حسابداری، هدف انگیزه ای عام گرایی از رابطه نزدیکی با پاسخگویی  حرفه ای درباره نحوه عملکرد در راستای خواست عمومی برخوردار است (شوارتر،1992، 12).

با توجه به تجزیه و تحلیل ساختار داده های مورد استفاده در سنجش چند معیاری، شوارتز می توانست ساختار نظری رابطه پویای بین اهداف انگیزه ای یا انواع ارزش را همچنانکه در شکل 3 ارائه شده است، به تصویر بکشد.

 

شکل 3     ساختار ارزش های انگیزه ای

                                               

طبق نظر شوارتز آرایش ارزش ها در ساختار جهانی بیانگر پیوستار دایره ای انگیزه ها می باشد (شوارتز،1992، 45). بنابراین تفاوتهای انگیزه ای بین انواع ارزش ها بیشتر پیوسته هستند تا گسسته.

شوارتز سه هدف انگیزه ای قدرت، پیشرفت و رفاه طلبی را به عنوان نوعی ارزش بلند مرتبه[22] به نام ارزش خود افزایی[23] در نظر گرفت. بنابراین حسابدارانی که این اهداف را در زندگی خود با اهمیت تلقی می کنند به رفتارهایی که باعث ارتقای امیال شخصی آنها خواهد شد، تمایل  خواهند داشت. شوارتز اهداف انگیزه ای خود فرمانی و انگیزش ترکیب شده را در ارتباط با نوعی ارزش بلند مرتبه که وی آنرا ارزش پذیرای تغییر[24] نامید، شناسایی نمود. هدف انگیزه ای خود فرمانی با ارزش های عام گرایی نیز قابل مقایسه می باشد. طبق نظر شوارتز شخصی که خواستار بکارگیری قضاوت مستقل است فکر می کند با تنوع در افکار، مقبول تر و بردبارتر خواهد بود. بنابراین حسابداران بیشتر تمایل دارند تا قضاوت حرفه ای را بکارگیرند تا اینکه خود را در قوانین خشک و غیر منعطف محدود نمایند. طبق نظر شوارتز دو ارزش انگیزه ای خیر خواهی و عام گرایی، بیانگر ارزشی بلند مرتبه به نام تعالی[25] فردی هستند.سه هدف انگیزهای پیش گفته نمایانگر ارزش بلند مرتبه دیگری هستند که شوارتز آن را ارزش حفاظت[26] نامید. بنابراین ترجیح دادن ارزش های حفاظت در حوزه حسابداری در نیاز به رعایت قوانین و مقررات و گونه هایی از حفاظت مانند احتیاط و محافظه کاری ظهور می یابد و به این ترتیب محیطی با ثبات، یکپارچه و مطمئن ایجاد می شود (شوارتز،1992، 44-14).

درحالیکه آن دسته از ارزش های انگیزه ای که در ساختار دایره ای شکل ارزش ها مجاور یکدیگر هستند قابل مقایسه فرض      شده اند، بین ارزش هایی که در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند تضادهای روانشناسی و اجتماعی وجود دارد. شوارتز با آزمودن این نوع از ارزش ها به دیدگاهی ساده تر و دو بعدی در مورد ساختار ارزش ها دست یافت. ساختار دو بعدی مذکور چهار نوع از ارزش های بلند مرتبه را شامل می شود. چهار ارزش بلند مرتبه یاد شده همانطور که در شکل 4 قابل مشاهده است، معیار نظری دو قطبی را ایجاد می نمایند.

                                                                                                     تعالی فردی

تعالی فردی

غححححححححح

 

حححفح

                                                      

 


حفاظت

              

                                                             حفاظت   پذیرای تغییر

 

 

                                                                                                     خودافزایی

ارزش های انگیزه ای در حسابداری : تبدیل به نظریه کردن روابط بین اهداف انگیزه ای شوارتز در رفتار حسابداری، امکان تدوین مجموعه ای از ارزش های انگیزه ای در حسابداری را بوجود می آورد. این ساختار ارزش های انگیزه ای در حسابداری که به نظریه تبدیل شده است همانطور که در شکل 5 نشان داده شده، چارچوبی برای آزمون ارزش های حسابداری در سطح فردی را فراهم می آورد. ساختار ارزش های انیگزه ای در حسابداری نشان دهنده نتایج اجتماعی و روانشناسی پیگیری آن دسته از ارزش های حسابداری است که از ارزش های انسانی جهانی رایج در بین حسابداران مشتق شده اند. علائق سازمانی شرکت ها یا نهادها همانند علائق گسترده تر کل اجتماع، بیانگر ظهور خیرخواهی و عام گرایی در حسابداری هستند. ارزش های ذکر شده بطور مستقیم با نیازهای حسابداران به نشان دادن صلاحیت حرفه ای و حفظ اعتبار و جایگاهشان در حرفه حسابداری که بیانگر ارزش های قدرت و پیشرفت می باشد، در تضاد خواهند بود. ارزش های قدرت و پیشرفت از طریق میل به ارتقای علائق فردی حسابداران، پشتیبانی می شوند.

نیاز به مطابقت با قوانین غیر منعطف و همچنین پیروی از میثاق های حسابداری که بصورت سنتی مورد پذیرش قرار گرفته اند از طریق میل حسابداران به حفظ جایگاه موجود و حراست از محیطی پایدار، بدون ابهام و یکپارچه پشتیبانی می شود. موارد مذکور ارزش هایی هستند که با اهداف هماهنگی، سنت و امنیت همبستگی دارند. اهداف یاد شده که اهداف حفاظت نام دارند با ارزش هایی که به حسابداران برای اعمال   قضاوت های حرفه ای مستقل در محیطی پویا، غیر قطعی و با ابهام انگیزه می دهند، در تضاد هستند. ارزش های انگیزش و خود فرمانی قابل تغییر و غیر قطعی بودن رفتار حسابداران را نشان می دهند.

انتظار می رود هدف انگیزه ای رفاه طلبی در هر یک از رفتارهای خاص حسابداران دیده شود اما در صورت داشتن همبستگی بالا با ارزش های انگیزش، به میل حسابداران به پذیرش محیطی پویا و غیر قطعی کمک خواهد نمود. از سوی دیگر در صورتی که رفاه طلبی از همبستگی بالایی با هدف انگیزه ای پیشرفت برخوردار باشد بیانگر تمایل حسابداران به نشان دادن صلاحیت  حرفه ای خواهد بود.

 ساختار ارزش های انگیزه ای در حسابداری، رویکرد قوی تری برای آزمون تاثیر فرهنگ بر رویه حسابداری را ارائه می نماید. ارزش های انگیزه ای مذکور پیچیدگی ساختار فرهنگ را کاهش داده و در نتیجه ارائه معتبر تری از ارزش های رایج در بین حسابداران تشکیل دهنده خرده فرهنگ حسابداری محسوب می شوند .

 



[1]Desirable Values

[2]Desired Values

Particularism [3] Universalism versus

[4]Analyzing versus Integrating

[5]Individualism versus Communitarianism

[6] Inner-Directed versus Outer-Directed Orientation

[7] Time as sequence versus Time as synchronization

[8]Achieved status versus Ascribed status

[9] Equelity versus Hierarchy

[10] Universal Values

[11] Individual-Level Values   

[12] Self-direction

[13] Stimulation

[14] Hedonism

[15] Achievement

[16] Power

[17] Security

[18] Conformity

[19] Tradition

[20] Benevolence

[21] Universalism

[22] High Order Value

[23] Self-Enhancement

[24] Openness to Change

[25] Self- Transcendence

[26] Conservation